اسطورههای اطلاعاتی اسرائیل بر تسلط فناوری استوار است، اما هسته عملیاتی تلاشهای جمعآوری آن همچنان یک عمل انسانی و کند باقی مانده است. استخدام موساد به پرورش صبورانه آسیبپذیری، دسترسی و وابستگی متکی است و نه به سرعت الگوریتمی یا نفوذ سایبری. شکستهای پیش از عملیات سیل الاقصی محدودیتهای نظارت الکترونیکی را نمایان کرد و توجه دوبارهای به چگونگی ساخت و بهرهبرداری از منابع انسانی در جوامع متخاصم جلب کرد. روایت یعقوب امیدرور از استخدام عوامل، این حرفه را به سه روش تقسیم میکند: ارسال یک عامل آموزشدیده به خارج، استخدام یک فرد محلی و قرار دادن یک افسر نفوذی عمیق تحت یک هویت ساختگی.
هر روش دارای تعادلهای متفاوتی بین وفاداری، دسترسی و در معرض خطر قرار گرفتن است. استخدامهای محلی نزدیکی به اسناد و دایرههای داخلی را فراهم میآورند اما در مورد صداقت و انگیزه شک و تردید ایجاد میکنند. عوامل کشور خود قابل اعتماد هستند اما در نفوذ به فضاهای حساس با مشکل مواجهاند. افسران نفوذی عمیق انضباط را با دسترسی ترکیب میکنند اما در صورت لو رفتن با خطر اعدام مواجهاند. بنابراین، استخدام موساد از طریق پروتکلهای تماس، کسبوکارهای پوششی و پرورش بلندمدت که میتواند یک دهه به طول بینجامد، عمل میکند. با این حال، هنگامی که یک دارایی دسترسی یا ارزش عملیاتی خود را از دست میدهد، این سرویس انگیزه کمی برای محافظت از او دارد. سوابق تاریخی از لبنان و غزه نشان میدهد که همکاران زمانی که کاراییشان به پایان میرسد، قابل حذف میشوند.
چگونه استخدام موساد به انسانها وابسته است
جامعه اطلاعاتی اسرائیل به شدت با فناوری پیشرفته، سازمانهای مخفی و رقابتهایی که پس از عملیات سیل الاقصی تشدید شد، مرتبط است. با این حال، در پس این دستگاه، استخدام عوامل همچنان یک فعالیت انسانی صبورانه است که بر آسیبپذیری، دسترسی و وابستگی به یک کارگزار اسرائیلی بنا شده است.
در سالهای اولیه، اطلاعات اسرائیل به شدت به عوامل یهودی برای انجام مأموریتهای روزمره و حساس وابسته بود. با گسترش دامنه فعالیتها به محیطهای متخاصم، کارهای جمعآوری بیشتری به عوامل استخدامشده در جوامع عربی و فلسطینی واگذار شد، در حالی که عوامل یهودی به ارائه حمایت لجستیکی و عملیاتی در خارج ادامه دادند.
گسترش فناوری بعداً تعادل را تغییر داد، به طوری که اسرائیل به شدت در قابلیتهای سایبری، اطلاعات سیگنال، هوش مصنوعی (AI) و نظارت پیشرفته سرمایهگذاری کرد.
دانیل گلد، رئیس اداره تحقیقات و توسعه دفاعی وزارت دفاع اسرائیل و یکی از معماران گنبد آهنین، این تغییر تکنولوژیکی را تجسم میبخشد. با این حال، شکستهای مربوط به عملیات سیل الاقصی، بررسی مجدد وابستگی اسرائیل به فناوری و کاهش اطلاعات انسانی در غزه را تجدید کرد.
داشتن یک منبع، با این حال، تنها بخشی از کار اطلاعاتی است. اطلاعات باید به مقامات مناسب برسد و خارج از فرضیات که قبلاً قضاوت آنها را شکل داده، ارزیابی شود. در سالهای ۱۹۷۳ و ۲۰۲۳، اسرائیل هشدارهایی دریافت کرده بود اما نتوانست آنها را به موقع تفسیر یا اقدام کند.
مشاور سابق امنیت ملی اسرائیل، یعقوب امیردور، همین نکته را در کتاب عبریزبان خود با عنوان “اطلاعات: نظریه و عمل” بیان میکند. او مینویسد که دشواری توسعه قابلیتهای جمعآوری انسانی، خدمات را به سمت روشهای الکترونیکی و تکنولوژیکی سوق داد، اما در نهایت متوجه شدند که سیستمهای مدرن نمیتوانند جایگزین فقدان منابع انسانی شوند.

سه روش استخدام امیردور
امیردور ۳۶ سال در ارتش اسرائیل خدمت کرده و به عنوان رئیس بخش تحقیقات در اطلاعات نظامی، رئیس اطلاعات فرماندهی شمال، فرمانده کالجهای نظامی و دبیر نظامی وزیر دفاع فعالیت کرده است. او بعداً ریاست شورای امنیت ملی اسرائیل را بر عهده داشت. روایت او استخدام عوامل را به سه روش کلی تقسیم میکند:
یک عامل که از کشور مبدأ اعزام میشود، میتواند قبل از استقرار آموزش دیده و توجیه شود. وفاداری او به عنوان قابل اعتمادتر در نظر گرفته میشود و دستاندرکاران میتوانند اطلاعات را در بازگشت او ارزیابی کنند بدون اینکه همان ترس را داشته باشند که او آن را به خاطر پول یا حفاظت شخصی بزرگنمایی کرده باشد.
نقطه ضعف او دقیقاً این است که از خارج میآید. او باید هویتی معتبر بسازد، از جلب توجه پرهیز کند و فاصله کافی از جامعه محلی حفظ کند تا پوشش خود را حفظ کند. این محدودیتها اغلب او را وادار میکند که آنچه را میتواند ببیند یا بشنود گزارش دهد به جای اینکه مدارک اصلی، شواهد فیزیکی یا دسترسی به حلقه داخلی هدف را به دست آورد.
استخدام یک عامل در داخل کشور هدف
یک استخدام محلی از قبل به محیط اجتماعی که در حال نفوذ به آن است تعلق دارد. اگر در نیروهای مسلح، خدمات امنیتی، دولت، کسب و کار یا یک سازمان مقاومت قرار گیرد، میتواند به فضاهای حساس وارد شود بدون اینکه غیرمتعارف به نظر برسد. راهنمای او میتواند او را به سمت دفاتر، افراد یا تأسیسات خاص هدایت کند و به او اجازه دهد نقشهها، عکسها، پروندهها و سایر مواد اصلی را به دست آورد.
با این حال، برای خدمات استخدام، وفاداری یک عامل محلی همچنان مشکوک باقی میماند. او ممکن است گزارشها را زیبا کند تا ارزش خود را ثابت کند یا پرداختی خود را افزایش دهد. او نمیتواند به راحتی خانه، شغل یا روال روزانه خود را به درخواست راهنمایش تغییر دهد بدون اینکه مشکوک شود، که او را مفید اما محدود میکند.
امیدور اعتقاد ایدئولوژیک یا مذهبی را به عنوان قویترین پایه برای استخدام یک عامل در داخل کشور هدف میداند. ادبیات اسرائیلی سابقه موساد را در کشورهای عربی و نفوذ شین بت در سازمانهای فلسطینی جشن میگیرد، اما همچنین به کار لازم برای این کار اعتراف میکند. یک راهنما باید زبان و فرهنگ استخدامشده را تسلط داشته باشد، فشارها و آرزوهای او را درک کند و زمان لازم را برای تبدیل آسیبپذیری به وابستگی سرمایهگذاری کند.
ساخت هویت محلی برای یک عامل آموزشدیده
روش سوم یک عامل آموزشدیده را تحت یک هویت محلی ساختگی به کشور هدف میفرستد. در تئوری، این ترکیبی از انضباط یک افسر کشور مبدأ با دسترسی یک استخدام محلی است. تاریخچه اطلاعاتی اسرائیل اینگونه عملیاتهای عمیقپوش را به عنوان قادر به تولید نتایج استثنایی میداند.
قرار گرفتن در معرض خطر هزینه سنگینتری دارد. اگر استخراج ناموفق باشد، عامل ممکن است اعدام شود، برای مبادله نگهداری شود، یا حتی از بازگشت بدنش محروم شود. مشهورترین مثال اسرائیل الی کوهن است، عامل موساد که قبل از دستگیری و اعدامش در دمشق در سال 1965 به نخبگان سیاسی و نظامی سوریه نفوذ کرد.
دکترین اسرائیل همچنین بین روشهای تماس تمایز قائل میشود. برخی از عوامل در محل باقی میمانند و اطلاعات را از طریق کدها، ارتباطات پنهان، کانالهای پستی یا ملاقاتهای دورهای با یک راهنما در همان کشور منتقل میکنند. هر تماس به گونهای طراحی شده است که عادی به نظر برسد، اما تکرار الگوهایی ایجاد میکند که ضد اطلاعات میتواند شناسایی کند.
عاملان با ارزش ممکن است از طریق چندین کشور دیگر به اسرائیل منتقل شوند تا مقصد آنها پنهان بماند. پس از رسیدن به آنجا، آنها ممکن است با آزمونهای پلیگراف، بازجوییهای فشرده، آموزشهای حرفهای و اقدامات بیشتری که به عمق بخشیدن به مشارکت آنها کمک میکند، مواجه شوند.
کانالهای اضطراری برای اطلاعاتی که نمیتوانند منتظر بمانند، نگهداری میشوند. با این حال، بسیاری از شبکهها از طریق ارتباطات ضعیف، روشهای استفاده شده مجدد، تماسهای تکراری، اشتباهات لجستیکی یا شانس کشف میشوند. فنون جاسوسی ممکن است صبورانه عمل کنند، اما همچنان در برابر خطاهای انسانی روزمره آسیبپذیر هستند.
فرکانس خود به ارزش و حساسیت منبع بستگی دارد. یک عامل سطح پایین ممکن است مشاهدات محدودی را از طریق یک کانال غیرمستقیم منتقل کند، در حالی که یک منبع که اطلاعات نظامی فوری را حمل میکند، ممکن است دستور داشته باشد که روال را بشکند و از یک خط اضطراری استفاده کند. هر استثنا اطلاعات را با هزینه افشای یک بخش دیگر از شبکه محافظت میکند.

سلسله مراتب خیانت
ادبیات اسرائیلی عاملان را بر اساس دسترسی و عملکرد رتبهبندی میکند. یک عامل به خوبی قرار گرفته، در یک پست حساس قرار دارد و به خدمات استخدام کمک میکند تا برنامههای دشمن را درک، مختل یا پیشبینی کند. یک عامل سیار چنین دسترسیای ندارد اما میتواند جابجا شود یا برای مشاهده یک توسعه اخیر مأمور شود.
یک “عامل تحقیقاتی” ممکن است به عنوان یک تاجر، مسافر یا حرفهای ظاهر شود و اطلاعات نظامی، تحرکات تسلیحاتی، استقرار پرسنل یا ارزیابیهای روحیه را جمعآوری کند. چنین کاری ممکن است به نفوذ استراتژیک نرسد، اما میتواند در آمادهسازی یک عملیات، نقشهبرداری از یک شبکه یا حمایت از یک کمپین نظامی ارزشمند باشد.
یک “نفوذی” از یک شبکه وسیع از روابط بهره میبرد. او ممکن است هرگز خود به مواد حساسترین دسترسی نداشته باشد، اما میتواند به افرادی که این کار را انجام میدهند، دسترسی پیدا کند، اسناد را به طور غیرمستقیم جمعآوری کند و زمانی که اولویتهای کارگزارش تغییر میکند، به زمینههای جدیدی منتقل شود. ارزش او به اندازه موقعیت رسمیاش به شبکه اطرافش بستگی دارد.
این دستهبندیها نه ثابت هستند و نه به طور متقابل انحصاری. یک تاجر که با مشاهده تحرکات شروع میکند، میتواند به یک واسطه برای یک منبع با ارزشتر تبدیل شود؛ یک کارمند با دسترسی محدود میتواند تشویق شود تا به دنبال ارتقاء یا انتقال باشد. بنابراین، استخدام پس از توافق اولیه ادامه مییابد و کارگزاران به طور مکرر سعی میکنند عامل را به اطلاعات مورد نظرشان نزدیکتر کنند.
دههای صرف پرورش پوشش
عملیات ضد اطلاعات ترکیه که در فوریه ۲۰۲۶ اعلام شد، سالهایی را که اسرائیل میتواند به پرورش یک عامل اختصاص دهد، فاش کرد. مقامات ترکیه ادعا کردند که محمد بوداک دریا و ویسل کریموغلو به مدت بیش از یک دهه اطلاعاتی را به موساد ارائه دادهاند. دریا، مهندس معدن که به تجارت مرمر وارد شده بود، گفته میشود که در چندین کشور اروپایی با کارگزاران اسرائیلی تحت نامهای رمز متغیر ملاقات کرده است.
بر اساس گزارشهای ترکیه، این دو نفر از فعالیتهای تجاری برای ایجاد روابط در سراسر منطقه، جمعآوری اطلاعات درباره فلسطینیهای منتقد اسرائیل و ورود به تجارت قطعات پهپاد استفاده کردند. یک کسبوکار مشروع میتواند سفر، پول، تماسها و بهانهای برای نزدیک شدن به اهداف را فراهم کند در حالی که عملیات اطلاعاتی را پشت آن پنهان میکند.
پوشش تجاری همچنین میتواند بار سنگینی باشد. عامل ممکن است به نظر برسد که در حال شکوفایی است در حالی که کسبوکار، سفر و سرمایهاش به خدماتی که او را هدایت میکند، وابسته است. سالها پرورش میتواند نفوذ و دسترسی به همراه داشته باشد، اما همچنین ممکن است استخدامشده را به زندگیای وابسته کند که ممکن است پس از خروج کارگزارانش از حمایت، فروپاشد.
یک سرویس ممکن است وضعیت مالی استخدامشده را بهبود بخشد، جبهه تجاری معتبری ایجاد کند و منتظر رشد موقعیت اجتماعی او باشد. بنابراین، آنچه به نظر میرسد پیشرفت حرفهای عادی است، ممکن است یک عملیات اطلاعاتی باشد که سالها در حال شکلگیری است.

اشغال داراییهای خود را صرف میکند
اطلاعات اسرائیلی ممکن است زمان و منابع قابل توجهی را در یک عامل سرمایهگذاری کند در حالی که او مفید است. این نوع رفتار به ندرت پس از از دست دادن دسترسی یا ارزش عملیاتی او ادامه مییابد. برای کارگزارانش، همکار همچنان یک دارایی اطلاعاتی قابل مصرف باقی میماند.
استثناهایی وجود داشته است. در عملیات الماس، خلبان عراقی منیر ردفا در ۱۶ اوت ۱۹۶۶ یک MiG-21 را به اسرائیل پرواز کرد پس از آنکه موساد استخراج اعضای خانوادهاش را ترتیب داد. اسرائیل یکی از پیشرفتهترین هواپیماهای اتحاد جماهیر شوروی را به دست آورد، آن را مطالعه کرد و بعداً با ایالات متحده به اشتراک گذاشت. این هواپیما به شماره ۰۰۷ شمارهگذاری شد.
این نوع رفتار معمولاً به ارزش یا خطر مأموریت بستگی دارد و ممکن است بخشی از توافق استخدام باشد. پرداخت و حمایت بهتر نیز میتواند به عوامل ارائه شود که وظایف بهطور غیرمعمول مهمی را انجام میدهند یا به یهودیت تبدیل میشوند. رازآلودگی پیرامون این موارد، تعیین هر درصد قابل قبولی را غیرممکن میسازد.
ردفا حفاظت استثنایی دریافت کرد زیرا اسرائیل میخواست هواپیما سالم بماند و به همکاری او نیاز داشت. جابجایی خانوادهاش بخشی از توافق بود. ممکن است رفتار بهتری نیز به عوامل داده شود که مأموریتهای بهطور غیرمعمول مهم یا خطرناک را انجام میدهند، اما پس از پایان کارشان، تعداد کمی از آنها همچنان ارزشمند باقی میمانند.
سابقه کلی سختتر است. زمانی که اسرائیل در مه 2000 از جنوب لبنان خارج شد، ارتش جنوب لبنان (SLA) که تحت حمایت آن بود، فروپاشید و هزاران نفر از اعضای آن و بستگانشان در میان صحنههای وحشت از مرز عبور کردند.
فرمانده سابق آنتوان لحاد بعدها اسرائیل را به ترک نیرویی که مسلح، تأمین مالی و آموزش داده بود، متهم کرد. تجربه آنها یکی از واضحترین هشدارها به کسانی است که سرنوشت خود را بر وعدههای اشغال میگذارند.
همچنین، همکاران فلسطینی که به اسرائیل فرار کردند، با جابجایی، انزوا و زندگیهای قانونی و اقتصادی نامشخص مواجه شدهاند. الگوی مشابه اکنون گروههای مسلح تحت حمایت اسرائیل در غزه را تحتالشعاع قرار داده است، که کارایی آنها به نیازهای نظامی فوری اشغال بستگی دارد نه به هر تعهد دائمی به مردانی که جذب میکند.
یک عامل که سعی کند کنار برود ممکن است متوجه شود که بازنشستگی گزینهای نیست. کارگزار او میتواند تهدید کند که او را افشا کند، درخواست کار بیشتری کند یا او را تحت فشار قرار دهد تا جانشین باارزشتری جذب کند. هر پرداخت، جلسه و مأموریت به یک وسیله دیگر برای کنترل تبدیل میشود.
استخدام موساد عوامل را قابل حذف میکند
با وجود دسترسی فناوری اسرائیل، عملیاتهای اطلاعات انسانی آن هنوز به استخدام صبورانه، پول، ایدئولوژی، اجبار و آسیبپذیری شخصی وابسته است. هنگامی که یک عامل از کارایی خود فرسوده میشود، اشغال انگیزه کمی برای حفاظت از او دارد.

