یمن مدتهاست که قبرستان آرزوهای استراتژیک عربستان سعودی بوده است و آخرین شکست این پادشاهی پیامدهایی فراتر از مرزهای آن دارد. رقابت MBS با امارات متحده عربی به یک عامل تعیینکننده در سیاست ریاض تبدیل شده است که ثبات استراتژیک را به نفع رقابتهای شخصی و سلطنتی نادیده میگیرد. زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان دستور حمله به شورای انتقالی جنوبی را صادر کرد و رهبران آن را بازداشت نمود، تنها نیروی محلی قادر به مهار حوثیها را تضعیف کرد.
در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، نیروهای حوثی موخا، یک شهر بندری در باب المندب را تصرف کردند و به جنگجویان تحت حمایت ایران همان توانایی را دادند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر تنگه هرمز دارد تا حمل و نقل جهانی را مختل کنند.
رقابت MBS هر شکست در یمن را ایجاد نکرد، اما سقوطی را تسریع کرد که اکنون کنترل عربستان، تجارت منطقهای و جایگاه ریاض در میان متحدانش را تهدید میکند. سیاست عربستان در سومالیلند و سودان به این آسیب میافزاید و شرکای بالقوه را منزوی کرده و بازیگرانی را تقویت میکند که عملیات حوثیها را تحمل میکنند. ولیعهد نمیتواند به زوال عقل پدرش یا ایالات متحده اشاره کند. سوابق او در یمن مشروعیتش را تضعیف کرده و چاقوها بیرون آمدهاند. آنچه در آینده اتفاق میافتد ممکن است تعیین کند که آیا ریاض همچنان نفوذی بر دریای سرخ جنوبی دارد یا اینکه رقبای آن و دشمنانش خلأ را پر میکنند.
آرزوهای عربستان دوباره در یمن شکست میخورد
یمن همیشه قبرستان آرزوهای عربستان بوده است. برای عربستان سعودی، شاهزاده خالد بن سلطان قهرمان عملیات طوفان صحرا بود. پس از آزادی ۱۰۰ ساعته کویت، عربستانیها حتی زمزمه کردند که خالد، نوه ملک عبدالعزیز، میتواند وزیر دفاع آینده باشد، اگر نه پادشاه. این وضعیت در سال ۲۰۰۹ تغییر کرد، زمانی که خالد عملیات زمین سوخته را رهبری کرد، یک مداخله سعودی در یمن. این عملیات به سرعت به باتلاقی تبدیل شد و منجر به خروج تحقیرآمیز عربستان شد. عربستان سعودی چند صد سرباز را از دست داد که تعدادی از آنها در عملیات مفقود شدند. عربستانیها هرگز اشتباهات را نمیپذیرند، اما محو شدن خالد به فراموشی نشان میدهد که ملک فهد او را سرزنش کرده است.

رقابت MBS ثبات استراتژیک را نادیده میگیرد
سلطان سلمان در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۱۵ محمد بن نایف را به عنوان ولیعهد منصوب کرد. بن نایف وزیر کشور و حامی مداخله سعودیها در یمن بود. ترفیع بن نایف به او کمک کرد تا بهتر بتواند کمپین ضد حوثیها را هماهنگ کند.
بمباران سعودیها، حتی با حمایت اطلاعاتی و سوختگیری ایالات متحده، فاجعهای بود و در حالی که اماراتیها در مأموریت خود برای حذف کنترل القاعده بر جنوب یمن موفق شدند، نیروهای سعودی در باتلاق گیر کردند. ریاض هرگز به بدی وضعیت نیروهای مسلح خود اعتراف نکرده است، اما حاشیهنشینی منعکسکننده تفکر پادشاه است. در سال ۲۰۱۷، او بن نایف را با پسرش، محمد بن سلمان، جایگزین کرد. بن سلمان به سرعت به شهرت رسید و ثروت را از همتایان خود گرفت و طرح بلندپروازانه «چشمانداز سعودی ۲۰۳۰» را آغاز کرد.
بن سلمان رویکرد متفاوتی با حوثیها اتخاذ کرد. او نتیجهگیری کرد که عربستان سعودی نمیتواند به ایالات متحده اعتماد کند. پس از صدها حمله موشکی و پهپادی حوثیها به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی و نظامی سعودی، بن سلمان به دنبال توافقی آرام با حوثیها بود. مقامات سعودی حملات خود به یمن را محدود میکردند و در عوض، حوثیها آتش خود را به سمت دیگر هدایت میکردند. ریاض حتی توافقنامه استکهلم ۲۰۱۸ را تأیید کرد، که تسلیم بینالمللی به منافع حوثیها تحت پوشش کاهش تنش بود.
تسلیم به دشمنان ایدئولوژیک هرگز کارساز نیست. این موضوع زمانی که مقامات سعودی به القاعده تسلیم شدند و به این گروه اجازه دادند تا از اهداکنندگان فردی کمک مالی دریافت کند، حتی اگر حمایت رسمی نباشد، به شرطی که در داخل عربستان سعودی حمله نکنند، کارساز نبود. همچنین با حوثیها نیز کارساز نبوده است.
تسلیم در برابر تهدیدات حوثیها شکست میخورد
سیاست یمن بن سلمان در سال گذشته بهویژه فاجعهبار بوده است. تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، یمن جنوبی بهطور کلی پایدار بود. شورای انتقالی جنوبی به رهبری عیدروس الزبیدی بهطور گسترده، اگر نه بهطور جهانی، محبوب بود. این شورا با وجود کمبود منابع بهطور مؤثر حکومت میکرد و با گروههایی مانند مقاومت ملی تحت رهبری طارق صالح در المخا، در سواحل باب المندب، همکاری میکرد. در حالی که امارات متحده عربی شورای انتقالی جنوبی را آموزش داده بود، ثبات این گروه باعث شد که تقریباً همه مشاوران اماراتی بتوانند خارج شوند. بهتدریج، نیروهای جنوبی کنترل را تقویت کرده و از قاچاق سودآور تسلیحات ایرانی از طریق حضرموت به حوثیها جلوگیری کردند.

یمن جنوبی پس از حملات سعودی سقوط میکند
بن سلمان رقابت شخصی خود با امارات متحده عربی را بر ثبات استراتژیک ترجیح داد و سعی کرد متحدان خود در حزب اصلاح، برادران مسلمان یمن را ترویج کند، حتی اگر این به معنای تضعیف تنها نیروی قادر به مهار حوثیها باشد. او دستور داد که جنگندههای سعودی شورای انتقالی جنوبی را بمباران کنند و سپس دستور بازداشت رهبران جنوبی را صادر کرد. نمایندگان بن سلمان به المکلا و عدن وارد شدند، اما محلیها آنها را بیشتر بهعنوان اشغالگر میدیدند تا مشروع. هیچیک از آنها ظرفیت حکومتداری نداشتند و امنیت جنوبی فروپاشید. در همین حال، المخا بهدلیل عدم حمایت صالح از عدن، منزوی شد.
المخا به دست نیروهای حوثی میافتد
به همین دلیل، در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، پس از کمی بیش از یک هفته، حوثیها به تصرف المخا پرداختند. ممکن است کاخ سفید یمن را کماهمیت جلوه دهد و سالگرد ۲۵ ساله حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ممکن است اخبار را تحتالشعاع قرار دهد، اما نمیتوان واقعیت را پنهان کرد: از دست رفتن المخا بزرگترین پیروزی حوثیها در سالهای اخیر است.
رقابت MBS فاجعههای منطقهای را تشدید میکند
جامعه بینالمللی بهای آن را خواهد پرداخت. در حالی که پیش از این، حوثیها میتوانستند از کوههای داخلی سواحل تیهاما به کشتیها در باب المندب حمله کنند، اکنون آنها در نقطه استراتژیک این تنگه قرار دارند و میتوانند به راحتی مینگذاری کرده و پهپادهای زیرآبی و کوتاهبرد را به سمت کشتیها پرتاب کنند. به طور خلاصه، تصرف موخه توسط حوثیها به نیروهای تحت حمایت ایران همان توانایی را میدهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تنگه هرمز دارد.

بن سلمان با انتخابهای سیاسی دیگر، فاجعه را تشدید کرده است: او هم به تضعیف سومالیلند پرداخته و هم در جنگ داخلی سودان، سعی کرده است که ژنرال عبدالفتاح البرهان از نیروهای مسلح سودان را ترویج کند. عامل مشترک شکلدهنده سیاست سعودی، تمایل بن سلمان به انجام عکس آنچه ابوظبی انجام میدهد، بوده است. اما با تلاش برای منزوی کردن سومالیلند، بن سلمان تنها پایگاه دریایی را که میتواند باب المندب را باز نگه دارد، منزوی میکند. در عین حال، البرهان از دریافت پول و تسلیحات سعودی خوشحال است، اما او همچنین به حوثیها اجازه داده است که از بندر سودان فعالیت کنند و این امر جریان نفت از بندر یانبو در دریای سرخ سعودی را در معرض خطر قرار میدهد.
شایعات کودتای کاخی در ریاض افزایش مییابد
بن سلمان نمیتواند کسی دیگر را مقصر بداند. پدرش از زوال عقل رنج میبرد و او به دنبال کنترل بیسابقهای است، حتی به استانداردهای سعودی. خودخواهی و نادانی بر هر تصمیمی که بن سلمان در مورد یمن گرفته، سایه افکنده و همه سعودیها بهای آن را خواهند پرداخت. بن سلمان ممکن است هنوز موفق شود که پس از مرگ پدرش، پادشاه شود، اما سوابق او در یمن مشروعیتش را به شدت کاهش داده است. با این حال، چاقوها بیرون آمدهاند و ممکن است به زودی کودتای کاخی رخ دهد.

