توافق همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی که اکنون در کنگره قرار دارد، آزمونی تعیینکننده برای صادرات هستهای آمریکا در بازاری جهانی است که به طور فزایندهای رقابتی میشود. پس از دههها رکود، صادرات هستهای ایالات متحده با رقبایی مانند روسیه و چین مواجه است که بستههای مالی دولتی و حمایت عملیاتی ارائه میدهند که آمریکا نمیتواند به راحتی با آنها رقابت کند.
برای اینکه صادرات هستهای ایالات متحده همچنان قابل دوام باشد، واشنگتن باید خطرات غنیسازی اورانیوم در سرزمین عربستان را مدیریت کند، از جمله یک مطالعه امکانسنجی دو ساله و یک چارچوب “جعبه سیاه” تحت کنترل ایالات متحده در اطراف هر تأسیسات غنیسازی پیشنهادی.
این توافق همچنین سوالاتی درباره تضمینها مطرح میکند، زیرا یک رژیم بازرسی دوجانبه را به جای پروتکل اضافی آژانس بینالمللی انرژی اتمی جایگزین میکند، هرچند که رافائل گروسی، دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اشاره کرده است که میتوان به قدرت تأیید مشابهی دست یافت. تأیید کنگره بازار عربستان را به روی راکتورهای AP-1000 وِستینگهاوس باز خواهد کرد و همکاری با کره جنوبی در زمینه مهندسی و ساخت را ممکن میسازد. رد این توافق، پادشاهی را و احتمالاً بازار گستردهتر راکتورهای کوچک مدولار را به رقبای ژئوپلیتیکی واگذار خواهد کرد. خطرات فراتر از عربستان سعودی به آینده حاکمیت بر فناوریهای نوظهور راکتور و رهبری آمریکا در نظم جهانی انرژی هستهای گسترش مییابد.
صادرات هستهای ایالات متحده با رقابت فزایندهای مواجه است
اگر پادشاهی عربستان سعودی بخواهد یک برنامه انرژی هستهای بسازد، راکتورها و فناوریهای مرتبط باید آمریکایی باشند. گزینه دیگر درهای ورود به روسیه یا به احتمال زیاد چین را باز میکند، نتیجهای که امنیت جهانی را تضعیف کرده، نفوذ ایالات متحده بر چشمانداز در حال تحول انرژی هستهای جهانی را کاهش میدهد و به رقبای ژئوپلیتیکی پایگاهی دشوار برای جابجایی در یک کشور حیاتی و منطقه حساس ارائه میدهد.
توافق همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی که اکنون در کنگره قرار دارد، بازار هستهای حیاتی را به روی فناوری هستهای آمریکایی باز خواهد کرد در زمانی که روسیه، پیشرو جهانی صادرات هستهای، در حال حاضر در حال ساخت راکتورهایی در منطقه، در ترکیه و مصر است.
پس از بیش از ۴۰ سال رکود در صادرات هستهای ایالات متحده، آمریکا با بازاری جهانی فعالتر، متنوعتر و رقابتیتر از آنچه در دهه ۱۹۸۰ بر آن تسلط داشت، مواجه است. قیمت برای تصاحب این بازار از گذشته بالاتر است و خطرات جدیدی را به وجود خواهد آورد.
پیمان دوجانبه شامل مقرراتی است که نگرانیهایی درباره خطرات امنیتی بالقوه در آینده ایجاد میکند. اما استانداردهای امنیت هستهای ایالات متحده، فناوری و نهادهای آن سابقهای در انطباق مؤثر با چالشهای جدید دارند. در این دنیای هستهای جدید، رقابت مؤثر نیاز به مدیریت ریسکها دارد، نه اجتناب از آنها.
صادرات هستهای ایالات متحده با رقابت در عربستان سعودی مواجه است
ایالات متحده هیچ راکتور قدرتی در خاورمیانه ساخته است. شرکت هستهای وِستینگهاوس، که یک شرکت هستهای آمریکایی است، زمانی به دلیل تنشهای سیاسی دوجانبه از فهرست متقاضیان راکتور عربستان حذف شد. چین، بزرگترین خریدار نفت این پادشاهی، بهطور فعال به دنبال کسب و کار هستهای عربستان است و قبلاً پیشنهاداتی برای راکتورهای این کشور ارائه داده است. کره جنوبی چندین توافقنامه دوجانبه انرژی هستهای با عربستان امضا کرده و آنها در حال همکاری بر روی راکتور کوچک سیستم یکپارچه مدولار پیشرفته (SMART) هستند. این تاریخچه فرصتهای بازار را که کشورهای رقیب در منطقه میبینند و چالشهای ورود ایالات متحده به آن را نشان میدهد.

استاندارد طلایی به عنوان یک پیشینه شکست میخورد
در سال ۲۰۰۹، ایالات متحده و امارات متحده عربی به یک توافق دوجانبه هستهای “استاندارد طلایی” دست یافتند که برخی پیشنهاد میکنند توافق ایالات متحده و عربستان باید مشابه آن باشد. اما شرایط استاندارد طلایی برای توافقهای همکاری هستهای ایالات متحده معمول نیست. و این توافق تضمینی برای موفقیت تجاری تأمینکنندگان هستهای آمریکایی نداشت، زیرا قرارداد سه راکتور به شرکتهای آمریکایی نرسید و به جای آن به کره جنوبی اعطا شد.
به تازگی، ایالات متحده در فروش راکتورهای خود در اروپای شرقی پس از حمله روسیه به اوکراین و هجوم ناشی از آن به حذف وابستگی به انواع انرژی روسی، عملکرد خوبی داشته است. اما نمیتواند تمرکز خود را تنها به کشورهای اتحادیه اروپا محدود کند زمانی که کشورهای غیر OECD تصمیم میگیرند که میخواهند قدرت هستهای را به ترکیب انرژی خود اضافه کنند.
توافق هستهای ایالات متحده و عربستان آزمونی برای صادرات هستهای آمریکاست
توافق همکاری هستهای ایالات متحده با عربستان یک آزمون برای تعهد رهبران سیاسی آمریکایی به احیای انرژی هستهای ملی است که در دهه گذشته یک اولویت سیاسی دوحزبی بوده است.
رقابت در بازار هستهای بینالمللی شدید است و چین و روسیه از مزیتهای اولیه و ذاتی برخوردارند. این دولتهای خودکامه از یک بسته مؤثر از سرمایه دولتی و سیاستهای تسهیلکننده استفاده میکنند که اعتبار آسانی برای خرید و ساخت راکتور، حمایت عملیاتی در داخل کشور و راهحلهای مدیریت پسماند فراهم میآورد. ایالات متحده نمیتواند با این توافقات جذاب رقابت کند.
پیامدهای تصمیم کنگره در مورد توافق سعودی فراتر از فروش راکتورهای AP-1000 وِستینگهاوس به این پادشاهی خواهد بود و بر کنترل بازار هستهای بینالمللی آینده برای راکتورهای کوچک مدولار (SMRs) و میکرو راکتورها تأثیر خواهد گذاشت.
دولت ایالات متحده و سرمایهگذاران خصوصی میلیاردها دلار به این نوع جدید از راکتورها سرمایهگذاری کردهاند و از آنجا که سوخت، خنککننده و عملیات آنها با استانداردهای موجود راکتور مطابقت ندارد، تحت قوانین قدیمی قرار نخواهند گرفت. ایالات متحده نمیتواند از عقب این تحول در حاکمیت هستهای را رهبری کند.
این راکتورهای کوچک به طور فزایندهای مورد توجه اقتصادهای نوظهور قرار گرفتهاند که بیشتر آنها تجربه هستهای کمی دارند. مدیریت چالشهای اجتنابناپذیر عملیاتی و امنیتی نیاز به توافقات همکاری هستهای در حال تحول، توسعه فناوریهای جدید و بهروزرسانی سیاستها دارد. تغییرات سیاستی متعددی در داخل کشور برای پیشبرد توسعه این راکتورها در حال حاضر اجرا شده است. این تحول باید به صادرات هستهای نیز گسترش یابد.
کنگره توافق همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان را بررسی میکند
مذاکرات هستهای ایالات متحده و عربستان به دوران ریاستجمهوری جورج بوش بازمیگردد و دو مسئله جنجالی در هسته مشاورههای پرتنش برای دههها وجود داشته است. یکی غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان و دیگری سیستم ایمنی متمرکز بر ایالات متحده است که جایگزین پروتکل اضافی مداخلهجوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) خواهد شد.
غنیسازی اورانیوم عربستان نگرانیهای امنیت هستهای را افزایش میدهد
غنیسازی اورانیوم دشوارترین مسئله برای کنگره در قضاوت است. آمریکا و متحدانش دههها را صرف توسعه موانع برای صادرات فناوریهای حساس دو منظوره سوخت هستهای کردهاند تا از تولید بالقوه سلاحهای هستهای در کشورهایی با برنامههای انرژی هستهای صلحآمیز جلوگیری کنند.
توافق ایالات متحده و عربستان به نظر میرسد که حساسیت و تاریخچه موضوع غنیسازی اورانیوم را به رسمیت میشناسد و به دنبال ایجاد فاصلههای هوایی در اطراف تمایل به تأسیس یک کارخانه غنیسازی اورانیوم در داخل کشور، ساخت و بهرهبرداری از آن است.
این توافق نیاز به یک مطالعه دو ساله در مورد امکانسنجی و اقتصاد غنیسازی اورانیوم تا ۵ درصد U-235 (استاندارد سوخت راکتور آب سبک) دارد. یک ارزیابی مشترک دیگر تعیین خواهد کرد که آیا باید به دنبال غنیسازی اورانیوم با غنای پایین با عیار بالا (HALEU) تا ۲۰ درصد بود یا خیر. سوخت HALEU در بسیاری از طراحیهای SMR استفاده میشود و خارج از روسیه کمبود دارد. بنابراین، این گزینه ممکن است به عنوان یک پوشش برای اطمینان از تولید کافی در آینده باشد. اما این موضوع به طور بالقوه خطرناک است، زیرا فاصله کمی از غنیسازی ۲۰ درصدی تا غنیسازی سلاحی ۹۰ درصدی وجود دارد.
اگر ارزیابی اولیه تعیین کند که کارخانه غنیسازی میتواند به جلو برود، توافق دوجانبه خواستار ساخت یک “جعبه سیاه” تحت کنترل ایالات متحده در اطراف تأسیسات است.

آیا جعبه سیاه میتواند از اورانیوم محافظت کند
کنترل ایالات متحده بر کارخانه غنیسازی اورانیوم به منظور حفاظت از فناوریهای حساس و اطمینان از اینکه غنیسازی برای مقاصد صلحآمیز است، طراحی شده است. در حالی که سوالات زیادی در مورد نحوه عملکرد چارچوب “جعبه سیاه” وجود دارد، ایالات متحده تجربه فنی گستردهای در نظارت بر سطوح غنیسازی اورانیوم هم در داخل کشور و هم در روسیه به عنوان بخشی از برنامه Megatons to Megawatts دارد. و قطعاً فناوریهای پیشرفته مرتبط با اطلاعاتی وجود دارد که برای نظارت بر یک کارخانه غنیسازی عربستان یا هر تغییر در نیت سیاسی مرتبط با فعالیتهای هستهای آن استفاده خواهد شد.
با فرض اینکه چراغ سبز پس از ارزیابی مشترک داده شود و روشهای “جعبه سیاه” توافق شود، یک کارخانه غنیسازی اورانیوم تجاری میتواند در سه تا پنج سال ساخته شود.
ملاحظات کنگره در مورد بند غنیسازی اورانیوم نمیتواند اظهارات قبلی ولیعهد عربستان محمد بن سلمان و دیگر مقامات عالیرتبه را نادیده بگیرد که اعلام کردهاند این پادشاهی در صورت تولید سلاحهای هستهای توسط ایران به دنبال سلاحهای هستهای خواهد بود. این اظهارات نگرانکننده به طور مستقیم به فعالیتهای هستهای فزاینده ایران مرتبط است.
برنامه ایران اکنون به طور چشمگیری به دلیل بمبارانهای ایالات متحده و اسرائیل کاهش یافته است. و برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته، آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) ایران را به شورای امنیت سازمان ملل برای “عدم رعایت” تعهدات عدم گسترش خود ارجاع داده است. اینها موانع عمدهای برای فعالیتهای هستهای پرشتاب ایران هستند. اما آینده این برنامه نامشخص است و سعودیها باید از موقعیت برتر خود در برابر رقیب آسیبدیدهشان استفاده کنند و پیشزمینهای برای هرگز غنیسازی اورانیوم برای سلاحهای هستهای ایجاد کنند.
تضمینهای هستهای ایالات متحده-سعودی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی
نگرانی عمده دیگری که توسط این توافق مطرح شده، تضمینها و امنیت است. این توافق نیاز به تضمینهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تأسیسات هستهای اعلامشده در عربستان سعودی دارد، که با توافق جامع تضمینهای هستهای آن کشور مطابقت دارد. اما شامل پروتکل اضافی نیست، که اجازه بازرسیهای ناگهانی در تأسیسات غیر اعلامشده را میدهد.
پروتکل اضافی با یک رژیم بازرسی دوجانبه ایالات متحده-سعودی جایگزین خواهد شد. انتقاداتی از این ترتیب وجود داشته است، اما واقعیت این است که آزمایشگاههای ملی ایالات متحده مخازن عمیق تخصص در زمینه تضمینها هستند. و آمریکا به مدت ۵۰ سال است که فناوری و تخصص را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتقل میکند تا برنامه تضمینهای آن را تقویت کند. همچنین اطلاعات اطلاعاتی را با آژانس به منظور حمایت از مأموریت آن به اشتراک میگذارد. بنابراین، بازرسان و فناوریهای تضمین ایالات متحده حداقل به اندازه همتایان بینالمللی خود توانمند هستند.
ترتیب تضمینهای دوجانبه ممکن است برخی کشورها را نگران کند که به مشروعیت بینالمللی آژانس در مسائل هستهای وابستهاند. اما دبیرکل آژانس، رافائل گروسی، اظهار داشته است که در حالی که پروتکل اضافی “تنظیم ایدهآل” خواهد بود… امکان معرفی تعدادی از مفاد به توافق دوجانبه وجود داشته است که به آژانس مجوزهای اضافی برای تأیید و نظارت خواهد داد.” این شامل فعالیتهایی برای تبدیل اورانیوم، غنیسازی و پردازش سوخت مصرفشده است. گروسی خاطرنشان میکند، “ما مجوزها و ظرفیتهایی خواهیم داشت که بسیار، بسیار شبیه به آنچه که ممکن است در یک پروتکل اضافی پیدا کنید، خواهد بود.”
همکاری هستهای ایالات متحده-کره جنوبی در عربستان سعودی
تقسیم توافق ایالات متحده-سعودی به روابط دوجانبه به این بحث مهم آسیب میزند. زمینه جهانی وجود دارد که مهم است در نظر گرفته شود.
<p
اگر این توافق تأیید شود، ایالات متحده به تنهایی در عربستان سعودی نخواهد بود. ساخت راکتور AP-1000 وِستینگهاوس دارای شرکای زیادی است و هیچکدام به اندازه کره جنوبی اهمیت ندارند.
موفقیت کره جنوبی در ساخت راکتورهای امارات متحده عربی میتواند نمونهای باشد که رهبران عربستان سعودی میخواهند آن را تکرار کنند و بنابراین صنعت کره جنوبی میتواند نقش عمدهای در مهندسی، تأمین و ساخت (EPC) راکتورهای سعودی ایفا کند. صنعت هستهای این کشور همچنین محتوای قابل توجهی برای AP-1000 فراهم میکند و شرکتهای کره جنوبی میتوانند انتظار داشته باشند که تا ۲۰ درصد از دامنه پروژه دو راکتوری را دریافت کنند.
این همکاری بین ایالات متحده و کره جنوبی در یک کشور سوم، culmination هدفی خواهد بود که چند سال پیش تعیین شده بود و زمینه را برای همکاری دوجانبه گسترشیافته در پروژههای هستهای جدید به عنوان بخشی از توافق تعرفهای که تحت آن کره جنوبی ۳۵۰ میلیارد دلار در پروژههای انرژی و دیگر پروژههای ایالات متحده سرمایهگذاری خواهد کرد، فراهم میکند.
ایالات متحده همچنین به این موضوع حساس است که توافق با عربستان چگونه میتواند بر سایر کشورها در منطقه تأثیر بگذارد. پس از امضای توافق و در حال حرکت به سمت کنگره، رئیسجمهور دونالد ترامپ یک الزام آخرین دقیقهای اضافه کرد که پادشاهی باید روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کند قبل از اینکه توافق قابل اجرا شود.

کنگره باید آینده هستهای آمریکا را تعیین کند
به طور کلی، توافق ایالات متحده و عربستان سعودی نشانهای از تغییر فراتر از پیشینههای همکاری هستهای گذشته است. این توافق پاسخی به فناوری هستهای در حال تحول و چشمانداز صادرات است که نیاز به سازگاری مؤثر با خطرات جدید دارد. این یک چالش برای رهبران سیاسی آمریکایی است که از آنها میخواهد تعیین کنند آیا میخواهند ایالات متحده رهبری نظم جدید انرژی هستهای را بر عهده بگیرد یا در حاشیه بماند.

