تعلیق موقت تحریمهای ایالات متحده بر فروش نفت ایران از طریق مجوز عمومی X یک آزمایش با ریسک بالا در بهرهبرداری از تسهیلات اقتصادی برای کسب منافع ژئوپولیتیکی را ارائه میدهد. با این حال، مسیر بازگرداندن نفت خام ایرانی به بازارهای جهانی با زیرساختهای آسیبدیده، مؤسسات مالی محتاط و سایه پایدار معماری تحریمهای یک دههای مسدود شده است، که احیای نفت خام ایرانی را به هیچ وجه قطعی نمیکند.
نفت خام ایرانی با موانع فوری تأمین مواجه است
در تاریخ 17 ژوئن، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکپور، یک یادداشت تفاهم (MOU) برای پایان دادن به جنگ ایران امضا کردند.
در کنار تعهد به دستیابی به یک توافق صلح گستردهتر در طی شصت روز آینده، این یادداشت تفاهم شامل بندی است که تحریمها بر فروش نفت ایران و خدمات جانبی—مانند بانکداری، حمل و نقل و بیمه—از طریق مجوز عمومی X (GL X) را لغو میکند.
اما این معافیت تحریمی دقیقاً چه معنایی برای ایران و بازار انرژی جهانی دارد؟ ما اعداد را بررسی کردهایم تا بهترین تخمین خود را به شما ارائه دهیم.
مجوز عمومی X به طور خودکار نفت ایران را به بازارهای جهانی بازنمیگرداند
GL X نمایانگر تسهیل معنادار کمپین تحریمهای “فشار حداکثری” است که پس از خروج نخستین دولت ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در مه 2018 آغاز شد. با این حال، با وجود سالها فشار مستمر، ایران نفت را از طریق ناوگان سایه و سایر مکانیزمهای دور زدن تحریمها به جریان انداخت و چین بخش عمدهای از صادرات را جذب کرد و از تخفیفهای عمیق بهرهمند شد.
تنها در زمان محاصره دریایی ایالات متحده که از اواسط آوریل آغاز شد، صادرات نفت خام ایران به طور قابل توجهی کاهش یافت—و صادرات تقریباً بلافاصله پس از پایان محاصره شروع به بهبود کرد.
با این حال، حتی با وجود GL X، مشخص نیست که آیا صادرات نفت ایران به میانگین پیش از جنگ خود باز خواهد گشت. بین نوامبر 2025 و ژانویه 2026، صادرات نفت خام ایران به طور متوسط حدود 1.5 میلیون بشکه در روز (bpd) بود که طبق دادههای Kpler گزارش شده است. از فوریه تا آوریل، این رقم به حدود 1.8 میلیون bpd افزایش یافت. با این حال، در ژوئن، پیشبینی میشود که ایران تنها بیش از 720,000 bpd صادر کند.

تقاضا برای نفت خام ایرانی و محاسبات چین
با توجه به آسیبهای وارده به زیرساختهای انرژی ایران در طول درگیری و اختلالات مداوم در تنگه هرمز، از جمله حملات اخیر ایران به کشتیهای تجاری، تخمین اینکه صادرات چقدر سریع به حالت عادی بازمیگردد دشوار است. علاوه بر این، هنوز مشخص نیست که GL X چگونه بر تقاضای جهانی برای نفت خام ایرانی تأثیر خواهد گذاشت و بنابراین تهران در نهایت چقدر میتواند از کاهش موقت تحریمها بهرهمند شود.
چین که سالها بزرگترین مشتری ایران بوده، به نظر میرسد مقصد واضحی برای نفت ایران باشد. اما پکن ممکن است تمایل چندانی به افزایش قابل توجه خریدهای خود نداشته باشد. از یک سو، چین در طول سال 2025 نفت خام را انبار کرده و از نفت تحریمی با قیمتهای تخفیفی بهرهمند شده است و سطح کل واردات به طرز قابل توجهی پس از بسته شدن تنگه هرمز کاهش یافته است. علاوه بر این، هنگامی که نفت ایران به طور قانونی قابل فروش باشد، احتمالاً تخفیفها کاهش خواهد یافت زیرا قیمتها به نرخهای جاری بازار نزدیکتر میشوند.
در عین حال، چین به تأمین نفت ایرانی وابسته نیست. در واقع، نفت خام ایرانی تنها حدود 14 درصد از واردات نفت پکن در سال 2025 را تشکیل میداد و در ماه مه 2026، سهم ایران به کمتر از 11 درصد کاهش یافت، در حالی که روسیه، عربستان سعودی و برزیل به ترتیب حدود 15، 16 و 18 درصد از واردات را به خود اختصاص دادند، طبق دادههای Kpler.

در مقابل، هند ممکن است به عنوان مقصدی امیدوارکنندهتر برای نفت خام ایرانی ظاهر شود. پس از ماهها اختلال در تأمین و افزایش قیمتهای انرژی، این کشور—که در حال حاضر یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهانی است—در حال حاضر با کمبود شدید سوخت مواجه است. هند بین سالهای 2016 و 2018 تحت توافق هستهای JCPOA خریدار عمده نفت خام ایرانی بود اما در سال 2019 پس از بازگشت تحریمهای ایالات متحده در دوران نخستوزیری ترامپ، این واردات را کاهش داد.
اگرچه هند در آوریل 2026 بیش از 4 میلیون بشکه نفت خام ایرانی را در دوران معافیت تحریمی کوتاهمدت ایالات متحده وارد کرد، اما پس از بسته شدن تنگه هرمز، سبد واردات خود را بازنگری کرده است. افزایش خریدها از روسیه، ونزوئلا و تعداد فزایندهای از تأمینکنندگان ناشناس بهطور عمده اختلالات را جبران کرده است. با این حال، انقضای معافیت تحریمی ایالات متحده برای نفت خام روسی در 17 ژوئن، بازگشت به نفت ایرانی را بهطور فزایندهای جذاب کرده است—بهویژه اکنون که واردات دیگر خطر تحریمهای ثانویه را به همراه ندارد.

تأمین مالی و حملونقل نفت خام ایرانی
حتی اگر تقاضا از چین و هند افزایش یابد، سوالات عمدهای درباره چگونگی تأمین مالی و حملونقل صادرات نفت ایرانی باقی میماند. صدور معافیت تحریمی که فروش نفت را مجاز میسازد یک موضوع است؛ متقاعد کردن بانکها، شرکتهای حملونقل و بیمهگران برای بازگشت به ایران در عرض شصت روز موضوعی دیگر است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بهطور عمیق در تجارت نفت ایران نفوذ دارد، همچنان در چندین حوزه بهعنوان گروه تروریستی شناخته میشود. در همین حال، تحریمهای اتحادیه اروپا و بریتانیا همچنان برقرار است و دسترسی به خدمات مستقر در اروپا مانند سوئیفت را محدود میکند. با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن روابط ایالات متحده و ایران، کسبوکارها همچنین با خطر تحریمهای ناگهانی در صورت شکست مذاکرات صلح مواجه هستند. برای بسیاری از بانکها و تأمینکنندگان لجستیک، محاسبات ریسک و پاداش به نفع ماندن در حاشیه خواهد بود.
در مورد پرداختها، بیانیه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، مبنی بر اینکه “ایرانیها فاکتور را به دلار صادر خواهند کرد”—که همچنین در GL X منعکس شده است—یک پیشزمینه مهم را تعیین میکند. اگر این تغییر بهخوبی اجرا شود، میتواند دیدگاه بیشتری به ایالات متحده درباره تجارت نفت خام ایرانی بدهد. با این حال، انجام این تغییر نیاز به جلب همکاری بانکهای بزرگ ایالات متحده دارد که ممکن است تمایلی به بازگشت سریع به ایران نداشته باشند و خطر نقضهای انطباق و جریمههای سنگین برای هر اشتباه را به همراه داشته باشند، مگر اینکه راهنماییهای واضح و تعریفشدهای مسیر بازگشت کمخطر را تعیین کند.
در نتیجه، احتمالاً معاملات همچنان—حداقل بهطور جزئی—از طریق سیستمهای پرداخت جایگزین جریان خواهد داشت. این امر بیسابقه نخواهد بود. پس از خروج ایالات متحده از برجام در 2019 و بازگرداندن تحریمها، هند خریدهای نفتی ایرانی را از طریق توافقهای پایاپای و پرداختهای روپیهای تحت یک معافیت تحریمی ششماهه تسویه کرد. بهطور مشابه، تحت معافیتی که در مارس 2026 صادر شد، گزارش شده است که پالایشگران هندی پرداختها را به یوان از طریق شعبه شانگهای بانک ICICI انجام دادهاند.
این راهکارها کار میکنند، اما هزینههای تراکنش و پیچیدگیهای عملیاتی را افزایش میدهند و این سوال را به وجود میآورند که آیا ایران میتواند به طور کامل از فرصتهای ایجاد شده توسط GL X بهرهبرداری کند.
آزمایش سیاست سازنده نفت خام ایران
آزمایش واقعی این است که آیا ایالات متحده میتواند از تخفیف تحریمها به طور سازنده استفاده کند.
بنابراین، سوال کلیدی این است که آیا ایران میتواند تحت GL X نفت صادر کند یا خیر، بلکه آیا معافیت به طور معناداری تجارت جهانی نفت خام را تغییر خواهد داد. بهبودی کامل در صادرات نفت ایران همچنان نامشخص است و حتی با تخفیف تحریمها، مشخص نیست که آیا خریداران به مکانیزمهای تسویه مبتنی بر دلار بازخواهند گشت.
هند و چین همچنان محتملترین مشتریان هستند، اما هر دو قبلاً تمایل خود را برای انجام پرداختها از طریق کانالهای مالی جایگزین که خارج از نظارت ایالات متحده عمل میکنند، نشان دادهاند.
در این زمینه، واشنگتن باید تلاش کند تا با احیای تراکنشها و سیستمهای پرداخت معتبر مبتنی بر دلار با ایران، شفافیت بیشتری در تراکنشهای نفتی ایران ایجاد کند. و برای این کار، باید بیشتر از تعلیق تحریمها اقدام کند.
وزارت خزانهداری باید GL X را با راهنماییهای واضح در زمینه انطباق، نامههای اطمینان و برگههای اطلاعاتی که عدم قطعیت قانونی را کاهش میدهند که در حال حاضر بانکهای ایالات متحده را کنار گذاشته است، ترکیب کند.
در نهایت، GL X بیشتر از یک معافیت موقت تحریم است. این یک آزمایش است که آیا ایالات متحده میتواند از تخفیف تحریمها به عنوان یک ابزار سیاست سازنده استفاده کند یا اینکه قادر به جلوگیری از تغییر رو به رشد به سیستمهای پرداخت جایگزین برای تجارت نفت نیست.

