محاسبات استراتژیک که استراتژی اسرائیل در لبنان در حال حاضر بر اساس دکترین تخریب فراگیر استوار است، که بر این فرض بنا شده که غیرقابل سکونت کردن جنوب لبنان، پایگاه عملیاتی حزبالله را بهطور دائمی از بین خواهد برد. با این حال، نظریه ضد شورش عینی بهطور مداوم جمعیت غیرنظامی را – نه زمین یا زیرساخت – بهعنوان مرکز واقعی ثقل شناسایی میکند.
جابجایی اجباری بیش از یک میلیون شیعه و محو سیستماتیک کل روستاها، باغهای زیتون و قبرستانها ممکن است انکار تاکتیکی کوتاهمدت را به همراه داشته باشد، اما در عین حال زمین انسانی را که هر معماری امنیتی پایدار باید بر آن بنا شود، نابود میکند. با از بین بردن خانهها و معیشتها بدون ارائه افق سیاسی معتبر برای بازگشت، این کمپین یک عملیات ضد میلیشیا را به مجازاتی جمعی تبدیل میکند که شیعهها آن را بهعنوان وجودی تجربه میکنند.
این رویکرد به ایران و حزبالله دقیقاً روایت مورد نیاز آنها را برای بازسازی مشروعیت سیاسی میدهد، درست زمانی که محاسبات نادرست خودشان شروع به تضعیف وفاداری شیعه کرده بود. بدون یک بازتنظیم بنیادی، استراتژی اسرائیل در لبنان در معرض خطر دستیابی به سرکوب موقت شلیک موشکها به قیمت ایجاد یک پایگاه دائمی و انتقامی است که مقاومت مسلحانه را بهعنوان تنها راه بازگشت به کرامت و خانه میبیند.
چرا استراتژی اسرائیل در لبنان پایگاه شیعه را بیگانه میکند
در دیدار اخیر خود در کاخ سفید با رئیسجمهور دونالد ترامپ، رئیسجمهور لبنان، جوزف عون – با اشاره به تلفات سنگین غیرنظامیان و تخریب گسترده اموال – تأکید کرد که اسرائیل در لبنان “بهطور هوشمندانه نمیجنگد”. “جنگیدن بهطور هوشمندانه”، به نظر عون، با مردم مرتبط با میدان نبرد آغاز و پایان مییابد.
عون تنها نیست که معتقد است مردم – نه شهرها، تپهها یا حتی نیروی نظامی دشمن – مرکز ثقل جنگی هستند که بین اسرائیل و حزبالله در جنوب لبنان در حال انجام است. مردم – به طور ایدهآل وفاداری و حمایت آنها و در حداقل همکاری آنها – جایزهای هستند که باید به دست آید. اسرائیل به دنبال پایان دادن به تهدیدات امنیتی است که توسط بازیگران غیر دولتی در لبنان ایجاد شده و نزدیک به 60 سال وجود داشتهاند. آیا میتواند با بیگانه کردن کامل، دائمی و شاید عمدی شیعیان لبنانی، که یک جامعه فرقهای را تشکیل میدهند و بیش از 40 درصد از جمعیت لبنان را نمایندگی میکنند و از نظر جمعیتی بر جنوب لبنان تسلط دارند، این کار را انجام دهد؟
جابجایی جمعی و تخریب روستاهای جنوبی
از تاریخ 2 مارس 2026، زمانی که ایران از نیابت حزبالله خود خواست تا به سمت اسرائیل راکت و موشک شلیک کند، بیش از یک میلیون شیعه لبنانی از خانههای خود به دلیل واکنش نظامی اسرائیل جابجا شدند. و اکنون خانههای بسیاری از آنها که در جنوب لبنان ترک کردند دیگر وجود ندارند، زیرا نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) از روستایی به روستای دیگر میروند و همه چیز را تخریب میکنند – حتی باغهای زیتون باستانی و قبرستانها – در حالی که وزرای کابینه اسرائیل تأکید میکنند که یک “منطقه حائل” به طور نامحدود در لبنان اشغال خواهد شد و به ساکنان لبنانی اجازه بازگشت داده نخواهد شد.

استراتژی و تاکتیکهای IDF به نظر میرسد که تحت تأثیر ارزیابی این نکته قرار دارد که عناصر مسلح حزبالله تنها در یک جمعیت حمایتکننده و مطیع به طور مؤثر عمل میکنند. مردم را حذف کنید، زیرساختها را ویران کنید، خانهها و باغها را به خاک تبدیل کنید، و پرسنل مسلح حزبالله در صورتی که بخواهند یا به اسرائیل عبور کنند یا از لبنان به ساختمانهای اسرائیلی نزدیک به مرز “خط آبی” آتش مستقیم بزنند، به شدت در معرض خطر قرار میگیرند.
ریسکهای امنیتی اشغال نامحدود IDF
اگرچه اسرائیل ادعا میکند که هیچ ادعایی بر سرزمین لبنانی ندارد، به وضوح قصد دارد تا بخش قابل توجهی از جنوب لبنان را به صورت نظامی اشغال کند تا زمانی که مطمئن شود هیچ تهدیدی از سوی حزبالله برای امنیتش از همسایه شمالیاش وجود ندارد؛ تا زمانی که این سازمان خلع سلاح شود. و هم در این منطقه حائل و هم فراتر از آن، مهندسان ارتش اسرائیل از تجهیزات سنگین و مواد منفجره قوی استفاده کردهاند تا مکانهای قبلاً مسکونی را غیرقابل سکونت کنند.
انتقاد ترامپ از تاکتیکهای نظامی اسرائیل
رئیسجمهور دونالد ترامپ به طور عمومی در مورد جنبه دیگری از روشهای ارتش اسرائیل در لبنان اظهار نظر کرده است. ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به خاطر تخریب ساختمانهای آپارتمانی و کشتن، زخمی کردن و ترساندن غیرنظامیان به منظور خنثی کردن چند نفر از عوامل حزبالله انتقاد کرده است.
اسرائیل (همانطور که در غزه نیز میگوید) ادعا میکند که سعی دارد تلفات غیرنظامی را به حداقل برساند و با قضاوتهای قانونی تعیین میکند که آیا آسیب احتمالی به غیرنظامیان متناسب با ارزش هدف نظامی است که قرار است مورد حمله قرار گیرد یا خیر. و بدون شک ارتش اسرائیل برخی از عوامل نفرتانگیز حزبالله را در لبنان کشته است، افرادی که تشنگیشان برای خون یهودیان برابر با تشنگی حماس در غزه است. اما از دیدگاه بسیاری از لبنانیها – و نه فقط شیعیان – جنون تخریب ارتش اسرائیل و بیتوجهی به تلفات غیرنظامی، مجازات جمعی را به جای ضرورت نظامی جایگزین کرده است.
به تازگی، سفیر اسرائیل در واشنگتن – یخیئل لایتر – ویدیویی منتشر کرد که در آن سعی داشت به شیعیان لبنانی اطمینان دهد که اسرائیل آنها را به عنوان یک جامعه، دشمن اسرائیل نمیداند. در واقع، لایتر تأکید کرد، اسرائیل و شیعیان لبنانی دو دشمن مشترک دارند: ایران و حزبالله. این دو طرف، به گفته لایتر، مسئول تلفات غیرنظامی و تخریب اموال غیرنظامی بودند.
بسیاری از لبنانیها – حتی (یا بهویژه) شیعیان – با لایتر موافقند که دستور تهران به حزبالله برای تیراندازی به سمت اسرائیل در ۲ مارس ۲۰۲۶، فاجعهای انسانی را بهوجود آورد. در واقع، بهگفتهی همه، افشای قطعی رهبری حزبالله بهعنوان وفادار به ایران، باعث کاهش قابلتوجهی در محبوبیت این سازمان در میان شیعیان لبنانی شد. با این حال، از ۲ مارس به بعد، ویژگی زمین سوخته پاسخ اسرائیل در ذهن همه لبنانیها حک شده است و به ایران و نمایندگانش فرصتی برای تنفس در افکار عمومی شیعه داده است. تنها اکنون، پس از بازدید قابلتوجه رئیسجمهور عون از واشنگتن، محبوبیت حزبالله دوباره در حال کاهش است.

کلمات دلگرمکننده و اطمینانبخش لایتر باید منعکسکننده واقعیتهای میدانی باشند تا به هدف مورد نظر خود، یعنی جدا کردن شیعیان از حزبالله و حمایت از همکاری امنیتی LAF-IDF، دست یابند. آوارگان لبنانی به شدت میخواهند به خانه بازگردند و قبل از آغاز زمستان، بازسازی را آغاز کنند.
بله، در میان بازگشتکنندگان، کسانی خواهند بود که هنوز حزبالله را بهعنوان مقاومت مشروع لبنانی و نماینده قانونی فرقهای میدانند که رفاه آن برای امپراتوری عثمانی، قیمومیت فرانسه، یا تا بهحال، لبنان مستقل، اهمیت چندانی نداشت. اما احساس غالب بازگشتکنندگان بالقوه این است که “کافی است:” دیگر جنگی در کار نیست. جای تعجب نیست که لبنانیهای جنوبی میخواهند در امنیت و کرامت زندگی کنند، آرزویی که با آرزوی اسرائیلیها در طرف دیگر خط آبی یکسان است.
آیا استراتژی کنونی به صلح بلندمدت بیتوجهی میکند؟
اهداف مختلف
شاید دولت اسرائیل فکر کند که در لبنان بهطور هوشمندانهای میجنگد و بهنظر میرسد که از نظرسنجیها بیشتر اسرائیلیها با آن موافقند. اما آیا واقعاً اینطور است؟ آیا تخریب سیستماتیک اموال و بیتوجهی به تلفات غیرنظامی، هدف سیاسی اسرائیل را در لبنان پیش میبرد؟
هدف اسرائیل که غالباً بیان میشود، نظامی است و بهنظر میرسد که شامل نابودی قابلیتهای نظامی حزبالله است؛ پیروزی در مدل جنگ صنعتی، دولت در برابر دولت. نابودی حزبالله بهطور نظامی بهاحتمال زیاد تهدیدات امنیتی ناشی از سرزمین لبنانی را برای اسرائیل پایان خواهد داد.
این هدف ممکن است در واقع قابل دستیابی باشد اگر اسرائیل نیروهای زمینی را در سرتاسر حدود ۲۰ درصد از لبنان که در آن حزبالله وجود دارد، مستقر و حفظ کند، از جمله (علاوه بر جنوب) حومههای پرجمعیت جنوبی بیروت و دره بقاع، سبد غذایی لبنان. با این حال، به نظر میرسد که تمایل کمی برای متعهد کردن ارتش دفاعی اسرائیل به آنچه میتواند یک کمپین زمینی طولانی و پرهزینه باشد، وجود دارد.
بازنگری در استراتژی اسرائیل در لبنان برای صلح
یک هدف سیاسی قابل دستیابیتر – که میتواند روشهای نظامی را اطلاعرسانی و راهنمایی کند – این است که زمینه را برای برقراری صلح با یک دولت لبنانی که قادر به اجرای آنچه بر روی کاغذ توافق میکند، فراهم کند. یک استراتژی حمایتی شامل حمایت (یا حداقل عدم تضعیف) تلاشهای دولت لبنانی برای ایجاد انحصار بر سلاحهای جنگ و تصمیمات جنگ و صلح خواهد بود. این استراتژی به دنبال ایجاد همکاری امنیتی عملی و مؤثر با ارتش لبنان خواهد بود.
و این دیدگاه را در میان لبنانیها – به ویژه شیعیان – ترویج خواهد کرد که صلح با اسرائیل مطلوب و قابل دستیابی است. مگر اینکه جنگ دائمی به عنوان گزینه پیشفرض و ترجیحی در نظر گرفته شود، امنیت اسرائیل و ساکنان شمالی آن میتواند به طور چشمگیری از یک دولت لبنانی قوی و از احساس امنیت ساکنان جنوبی لبنان در خانههای خود بهرهمند شود.

اگر اسرائیل روزی منافع خود را در دستیابی به صلح کامل و عادیسازی با یک دولت لبنانی منسجم و مؤثر – که قادر به تأمین کامل طرف خود از مرز در برابر تهدیدات به اسرائیل باشد – ببیند، شاید نتیجهگیری کند که اکنون در لبنان به طور هوشمندانه نمیجنگد. با وجود سخنان آرامشبخش سفیر لایتر، شیعیان به شدت معتقدند که در تیررس اسرائیل قرار دارند. اگرچه به شدت در منافع لبنانیهای جنوبی است که هرگز شاهد مبارزان مسلح حزبالله نباشند، زمان خواهد برد تا تلخی احساس شده نسبت به اسرائیل کاهش یابد. و اگر گزینه صلحآمیز دیگری ارائه نشود، برخی ممکن است در آینده نتیجهگیری کنند که مقاومت مسلح تنها راه پیش رو است.
اقدامات سیاستی برای “جنگیدن به طور هوشمند” در لبنان
اقدامات ممکن
در کوتاهمدت، با این حال، اسرائیل میتواند موقعیت خود را در لبنان بهبود بخشد و به ایجاد یک پایگاه ملی لبنانی برای صلح کمک کند در حالی که هیچ چیزی را از نظر امنیت خود قربانی نمیکند. این کشور میتواند تخریب اموال غیرنظامی و زیرساختهای دولتی را متوقف کند. میتواند قوانین درگیری “فقط در صورت حمله به ما شلیک کنید” را در حین عملیات در لبنان اتخاذ کند. میتواند به توصیه رئیسجمهور ترامپ عمل کند و کار بهتری در حفاظت از غیرنظامیان لبنانی انجام دهد. میتواند با لبنان و ایالات متحده در اجرای چارچوب سهجانبهای که به تازگی توافق شده است، همکاری کند.
هیچکس نباید حق اسرائیل را برای دفاع از خود در برابر بازیگران غیر دولتی مستقر در لبنان نادیده بگیرد. هیچکس نباید شرایطی را بپذیرد که ترس و وحشت را بر اسرائیلیهای شمالی تحمیل کند و از آنها بخواهد که خانههای خود را ترک کنند.
اما این سؤال مشروع است که آیا تاکتیکهای فعلی که توسط ارتش اسرائیل به کار گرفته میشود، “مبارزه هوشمند” محسوب میشود؛ آیا این تاکتیکها اهداف امنیتی اسرائیل را پیش میبرند یا زمینهساز هرج و مرج بیشتری در دهههای آینده خواهند بود. متقاعد کردن میلیونها لبنانی که اسرائیل آنها را دشمن میداند و زندگی و اموالشان شایسته حفاظت نیست، به نظر میرسد که به شدت غیرسازنده و جدا از نیازهای نظامی و چشمانداز صلح رسمی آینده با لبنان باشد.
حتی اگر به دلایل انتخاباتی، رهبران اسرائیل تصمیم بگیرند که به طور دیپلماتیک با لبنان و ایالات متحده همکاری نکنند، هنوز هم میتوانند با مبارزه هوشمند در حال حاضر، به آیندهای بهتر سرمایهگذاری کنند.

