محاسبات استراتژیک که پشت رفتار مسکو در خاورمیانه قرار دارد، کاهش مداوم و سیستماتیک تسلط فرضی واشنگتن را نشان میدهد. یک نشست مجازی در تاریخ ۹ ژوئیه که توسط مؤسسه واشنگتن برگزار شد و شامل متیو تاوارس، کیت کلاگ و آنا بوشچفسکایا بود، بررسی کرد که چگونه ترکیب تجارت دفاعی روسیه، اتحادهای فرصتطلبانه و موقعیتیابی روایتی، نفوذی ایجاد میکند حتی در حالی که شهرت نظامی آن در اوکراین و ایران با چالشهایی مواجه است.
یافته اصلی این است که توانایی روسیه در تسلیح فروش سلاحها بدون محدودیتهای استفاده نهایی، بهرهبرداری از وابستگیهای انرژی و سوءاستفاده از رفتار احتیاطی در میان کشورهای خلیج فارس و ترکیه، چالشی چندوجهی ایجاد میکند که سیاستهای آمریکایی در مقابله با آن با مشکل مواجه است. بهویژه، استراتژی روسیه در خاورمیانه نیاز به پیروزی در میدان نبرد ندارد؛ بلکه بر ابهام و صبر تکیه دارد و از ابزارهای کمهزینه و با انعطافپذیری بالا—پهپادهای شاهد، پیشنهادات انرژی هستهای، صادرات کود—استفاده میکند تا برای بازیگران منطقهای که از تعهد به یک حامی واحد احتیاط میکنند، غیرقابلجایگزین باقی بماند. جنگ در اوکراین، بهجای اینکه روسیه را منزوی کند، برخی از شراکتها را تسریع کرده است، همانطور که با عمق روابط تجاری امارات و ترکیه و خرید فناوریهای دو منظوره توسط کشورهای خلیج فارس مشهود است.
این تحلیل نشان میدهد که استراتژی روسیه در خاورمیانه محدودیتهای ساختاری عمیقتری از قدرت ایالات متحده را نمایان میسازد: سیستمی برای acquisitions که بسیار کند است، کتابچه راهنمای دیپلماتیک که بیش از حد واکنشی است و تمایل مداوم به اشتباه خواندن بازگشتهای مسکو بهعنوان شکستهای دائمی.
استراتژی روسیه در خاورمیانه: لنگر سلاحها
در تاریخ ۹ ژوئیه، مؤسسه واشنگتن یک نشست مجازی سیاستی با متیو تاوارس، کیت کلاگ و آنا بوشچفسکایا برگزار کرد.
<p
تاوارس یک مقام سابق پنتاگون است که دو دهه تجربه در امور امنیت ملی ایالات متحده دارد. کلاگ یک افسر ارتش ایالات متحده با افتخارات فراوان است که به عنوان فرستاده ویژه ریاست جمهوری برای اوکراین و مشاور ارشد امنیت ملی رئیسجمهور، در میان دیگر سمتها، خدمت کرده است. بوشچفسکایا همکار ارشد هارولد گرینسپون در برنامه بنیاد دایان و گیلفورد گلازر در مؤسسه واشنگتن در زمینه رقابت قدرتهای بزرگ و خاورمیانه است و نویسنده مشترک (با تاوارس) گزارش ۲۰۲۶ آنها با عنوان “پس از اوکراین: چشماندازهای احیای روسیه در خاورمیانه” است. این رویداد توسط روزنامهنگار و نویسنده کهنهکار کریستین کاریل مدیریت شد. در ادامه، خلاصهای از اظهارات آنها ارائه شده است.
متیو تاوارس
تجهیزات روسی ممکن است ارزان باشند و در برابر قدرت هوایی ایالات متحده قابل مقایسه نباشند، اما بسیاری از کشورها که نیروی هوایی رقابتی یا دفاع مناسب ندارند، هنوز هم تصمیم به خرید سیستمهای موشکی S-300 و S-400 از مسکو خواهند گرفت. بیشتر این مشتریان به دنبال ایجاد نیرویی نیستند که قادر به شکست حملات ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل باشد.
علاوه بر این، با وجود نمایش برتری هوایی بینظیر متحدان بر سیستمهای ایرانی، تهران و مسکو هر دو دارای پایگاه صنعتی دفاعی هستند که برای شکست ایالات متحده در این نوع درگیریها طراحی شده است. جنگ فرسایشی مانند جنگ کنونی به نفع دشمن است—در این مورد، نیروهای تهران میتوانند به پهپادهای شاهد تکیه کنند تا حملات را بدون ردپا انجام دهند، خود را از تصاویر هوایی پنهان کنند و پایگاه صنعتی خود را به خارج منتقل کنند.

مزیت اوکراین در مقابله با پهپادها و تغییر در اتحادها
از سوی دیگر، اوکراین میتواند نقش کلیدی در کاهش نفوذ منطقهای روسیه با ارائه فناوریها و کمکهای مقابله با پهپادها ایفا کند. این موضوع در جنگ ایران ثابت شده است—پس از چندین حمله ایرانی به کشورهای خلیج فارس، مقامات دفاعی اوکراین رهبری تلاشهای متحدان برای برقراری توافقهای کمک ضد پهپاد با این دولتها را بر عهده داشتند. در بسیاری از موارد، کییف میتواند کمکهای مواد دفاعی را که روسیه در حال حاضر ارائه میدهد، با پذیرش قراردادهای دولتی برای استقرار و نگهداری سیستمهای تسلیحاتی و وسایل نقلیه جنگی جایگزین کند. اگر این تغییر اتفاق بیفتد، شتاب روابط منطقهای متعدد روسیه ممکن است کند شود.
اگرچه فروش تسلیحات و تلاشهای مسکو در خاورمیانه به دلیل جنگ اوکراین محدود شده است، اما مهم است که به این فکر کنیم که چگونه این روابط ممکن است پس از پایان این درگیری احیا و گسترش یابد. پیش از جنگ، صنعت دفاعی روسیه یکی از اهرمهای اصلی دولت در بسیاری از کشورهای خاورمیانه بود. امروز، این صنعت همچنان بازوی اصلی دولت باقی مانده و ماهانه ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ پهپاد شاهد تولید میکند. ضرورتهای شرکتی پیش از جنگ روسیه میتواند به سرعت به یک ضرورت دیپلماتیک تبدیل شود و عزم کرملین در خاورمیانه را تقویت کند.
بدون قید و شرط برتری بر بوروکراسی آمریکایی
کشورهای مختلف میخواهند به دلیل جنگ اوکراین از همکاری با روسیه خودداری کنند، اما به محض اینکه این مانع برداشته شود، به احتمال زیاد خواهند دید که سیستمهای تسلیحاتی مسکو نه تنها کمهزینه و آزمونپسند هستند، بلکه از نظارت بر استفاده نهایی نیز معافند—یک مزیت رقابتی بزرگ. برخی از کشورهای خاورمیانه در حال حاضر به جنگ ایران و ناهماهنگیهای سیاستهای ایالات متحده پاسخ میدهند و در حال تنوع بخشیدن به تأمینکنندگان تسلیحاتی خود هستند، از جمله خریدهای احتمالی از روسیه و چین. واشنگتن باید به دقت در مورد اصلاح برنامههای خرید و فروشهای نظامی خارجی خود فکر کند تا برای مشتریان بالقوه مسکو در منطقه جذاب باقی بماند.
قابل توجه است که روسها در هر دو مورد اوکراین و سوریه ضربات جدی در سیاست خارجی متحمل شدهاند و در هر مورد توانستهاند از آن عبور کنند. در واقع، مسکو ممکن است فردا هر دو پایگاه خود در سوریه را از دست بدهد و هنوز هم بتواند به سمت دیگری چرخش کند. روسیه گزینههای زیادی در خاورمیانه و فراتر از آن دارد؛ واشنگتن و متحدانش باید درک کنند که مسکو میتواند سریعتر از آنچه تصور میکنند جهت خود را تغییر دهد و در مواجهه با شکستها تصمیمات سیاستی هوشمندانه اتخاذ کند.
نقش کاهنده روسیه درهای جدیدی برای اوکراین باز میکند
سرلشکر (بازنشسته) جوزف “کیت” کلاگ
نقش و شهرت جهانی روسیه از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ به طور مداوم کاهش یافته است و جنگ ایران ضربه دیگری به آن وارد کرده است. فناوری روسی در دست تهران نتوانسته است در برابر اقدامات کینتیک آمریکایی مقاومت کند، که منجر به کاهش اعتماد و کاهش تمایل به نفوذ روسیه در خاورمیانه شده است. با توجه به اینکه هر دو جنگ همچنان حل نشده باقی ماندهاند، کشورهای خاورمیانه به ادامه احتیاط در شرطبندیهای خود ادامه خواهند داد. با این حال، پس از حملات متعدد ایران به کشورهای خلیج فارس که با کمک روسیه انجام شده است، این کشورها به ویژه ممکن است سیاست خود در قبال روسیه را بازنگری کنند.
دفاع موفقیتآمیز اوکراین در برابر تهاجم روسیه در طول سالها، قدرت کاهش یافته مسکو را آشکار کرده است. اکنون در پنجمین سال جنگ، روسیه از نظر نظامی یا دیپلماتیک قدرتی ندارد و به طور روزافزون از نظر اقتصادی ضعیفتر میشود. همچنین نمیتواند مانند اتحاد جماهیر شوروی سیاست جهانی را دیکته کند و به نقش خرابکارانه محکوم شده است.

آیا S-400 همیشه روابط آمریکا و ترکیه را مسموم خواهد کرد؟
نقش بالقوه مخرب روسیه در روابط آمریکا و ترکیه قابل ذکر است. در سال ۲۰۱۷، ترکیه سیستم دفاع موشکی S-400 را از روسیه خریداری کرد که باعث ایجاد تنش در اتحاد قوی و تاریخیاش با ایالات متحده شد. واشنگتن نیز در مقابل نسبت به فروش معلق جنگندههای F-35 به آنکارا ابراز نگرانی کرده است، به ویژه به دلیل احتمال اینکه این جنگندهها تحت کنترل روسیه قرار گیرند.
با کاهش نقش روسیه، اوکراین در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت نظامی و اقتصادی قرار دارد. این کشور در تولید سریع مواد دفاعی متمایز شده است، گاهی در یک بازه زمانی شش ماهه، که شاید مدلی برای پایگاه صنعتی دفاعی کمتر متورم ایالات متحده ارائه دهد. حتی در حالی که در حال مبارزه با روسیه در خانه است، اوکراین همچنین در حال مقابله با منافع روسیه در ساهل است و به این ترتیب تواناییهای دفاعی و تفکر استراتژیک خود را تقویت میکند. کشورهای خلیج فارس در حال حاضر به اوکراین برای شراکتهای نظامی نگاه میکنند و رئیسجمهور ولودیمیر زلنسکی مدافع پرشور چنین ترتیباتی بوده است.
در نقش کاهشیافتهاش به عنوان یک قدرت منطقهای، نقاط اصلی نفوذ روسیه، تسلیحات هستهای و اقتصاد نفتیاش هستند. کشوری به قوت ادعایی روسیه نیازی به حمایت از نیروهای کره شمالی ندارد، همانطور که مسکو خواسته است، و روایتهای ایالات متحده که قدرت روسیه را بر اساس میراث شوروی بزرگنمایی میکند، میتواند به سیاستگذاری مبتنی بر ترس منجر شود که مستعد اشتباهات است. در مقابل، احساس بیشتری از واقعگرایی میتواند موقعیت آمریکا را در قبال روسیه تقویت کند. چین تهدید بزرگتری نسبت به روسیه است و بنابراین باید نقطه کانونی برای آمریکا و متحدانش باشد.
فرسایش تدریجی استراتژی روسیه در خاورمیانه
آنا بوشچفسکایا
هیچ نشانهای وجود ندارد که روسیه در حال disengaging از خاورمیانه باشد. با نگاهی وسیعتر، استراتژی منطقهای مسکو بهمراتب پیچیدهتر از صرفاً اتحاد با ایران است. به عنوان مثال، در سوریه پس از انقلاب، اجماعی که روسیه را به عنوان یک بازنده دائمی معرفی میکرد، به نظر میرسد که تفسیر باریکی بوده است. رابطه روسیه با رئیسجمهور سابق سوریه، بشار اسد، هرگز هدف واقعی نبوده بلکه بهعنوان وسیلهای برای قرار دادن روسیه بهعنوان یک وزن متقابل در برابر ایالات متحده عمل کرده است. به همین دلیل است که روسیه حتی پس از سقوط اسد، پایگاههای خود را در سوریه حفظ کرده است، بهگونهای که ایالات متحده هرگز نتوانست پس از خروج از ویتنام جنوبی انجام دهد.
رویکرد وسیعتر روسیه به منطقه شبیه به کتابچه راهنمای قدیمی شوروی نیست. رهبران مسکو بهدقت شکستهای اتحاد جماهیر شوروی را مطالعه کرده و متناسب با آن تنظیمات لازم را انجام دادهاند. به جای تلاش برای جایگزینی ایالات متحده بهعنوان ضامن امنیت، روسیه در حال بازی صبورانه و چندمسیرهای است که هدف آن فرسایش نفوذ آمریکاست، که فروش تسلیحات یکی از ابزارهای آن است. بهطور قابل توجهی، منطقه به سمت انزوای روسیه بهدلیل حملهاش به اوکراین حرکت نکرده است. در بهترین حالت، کشورهای خاورمیانه نسبت به این موضوع بیتفاوت بودهاند و برخی روابط—بهویژه با امارات متحده عربی و ترکیه—در واقع در چهار سال گذشته عمیقتر شده و فراتر از روابط نظامی به تجارت گسترش یافته است.

چگونه تجارت دو منظوره ماشین جنگی را پایدار میکند
توازنسازی منطقهای پیامدهایی برای جنگ در اوکراین دارد که از یک درگیری اروپایی به یک جنگ جهانی تبدیل شده و پیوندهای عمیق بین اروپا و خاورمیانه را نمایان میسازد. کشورهای خلیج فارس که تحت تحریمهای غربی محدود نشدهاند، به تجارت با روسیه ادامه دادهاند، از جمله در زمینه فناوری دو منظوره که به تداوم تلاشهای جنگی آن کمک کرده است. ابوظبی میتواند فناوری را از تقریباً هر کشوری خریداری کند، اما همچنان با مسکو تجارت میکند، نشانهای از این که هیچ کشور منطقهای نمیخواهد طرفی را در برابر روسیه انتخاب کند. تا زمانی که منابع روسیه به طور معناداری کاهش نیابد، این دینامیک احتمالاً جنگ را طولانیتر خواهد کرد.
امنیت انرژی و غذا به روسیه اهرم بیشتری میدهد. مسکو در حال رقابت برای خرید نخستین نیروگاه هستهای تجاری عربستان سعودی است و نقش آن در اوپک+ آن را در محاسبات انرژی خلیج فارس حتی در میان جنگ مرکزی نگه میدارد. روسیه همچنین به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کود در جهان تبدیل شده و خود را به عنوان ضامن امنیت غذایی جهانی معرفی کرده است نه فقط به عنوان یک صادرکننده نفت. رابطه روسیه با اسرائیل نیز از منطقی مشابه پیروی میکند. هیچیک از طرفین نمیخواهند با یک بحران دوجانبه مواجه شوند و جمعیت یهودی روسیه به مسکو نقطهای از اهرم در برابر اورشلیم میدهد. سوریه همچنان یک نگرانی مشترک باقی مانده است، با این حال اسرائیل به نقش روسیه در آنجا به عنوان یکی از نیروهای متوازن در مرزهایش نگاه میکند.
روسیه تاریخ طولانی از بازگشت از خسارات و بازسازی روابط حتی با دشمنان سابق دارد، همانطور که با شناسایی اخیر طالبان، یک گروه تاریخی ضد روسی، نشان داده است. این الگو استدلال میکند که باید به رفتار روسیه از دیدگاه بلندمدت نگاه کرد و نه اینکه آن را روز به روز قضاوت کرد. هر نتیجهای که در اوکراین به دست آید، ایالات متحده باید انتظار روسیهای را داشته باشد که همچنان عصبانی، بیتوبه و چالشی مداوم در خاورمیانه برای سالهای آینده خواهد بود.

