محاصره طولانی مدت تنگه هرمز، یک تقابل ژئوپولیتیکی دور را به یک آزمون فشار داخلی حاد برای نایروبی تبدیل کرده است. وابستگی تقریباً کامل کنیا به نفت تصفیه شده وارداتی، به ویژه از تأمینکنندگان خلیج فارس، به این معنی است که اختلالات انرژی خارجی، موانع سنتی را دور میزنند و به طور مستقیم بر بودجه خانوارها تأثیر میگذارند. آنچه این بحران سوخت کنیا را متمایز میکند، زمانبندی آن است: این بحران در حالی رخ میدهد که کنیا در حال گذراندن سال پیش از انتخابات است، با فضای مالی که از قبل فشرده شده و اعتماد عمومی شکننده است.
دولت ویلیام روتو تلاش کرده است تا هزینهها را از طریق یارانهها و تعویق مالیاتی محدود کند، اما این اقدامات درآمدی را مصرف میکند که دولت به سختی میتواند از آن صرفنظر کند. در زیر شوک قیمتی فوری، یک مشکل ساختاری عمیقتر نهفته است—اقتصادی که در معرض گلوگاههای جهانی قرار دارد بدون اینکه ذخایر کافی یا کریدورهای تأمین جایگزین داشته باشد. بنابراین، بحران سوخت کنیا فعلی کمتر به عنوان یک رویداد موقتی بازار عمل میکند و بیشتر به عنوان یک کاتالیزور که آسیبپذیریهای دیرینه در امنیت انرژی، اشتغال جوانان و مدیریت مالی عمومی را نمایان میسازد، عمل میکند.
چرا بحران سوخت کنیا آسیب میزند
در حالی که تنگه هرمز همچنان محاصره شده است، بنبست پایدار بین ایالات متحده و ایران همچنان قیمتها را در پمپ بالا میبرد. افزایش هزینه سوخت پیامدهای سیاسی و اقتصادی برای کشورهایی که از میز مذاکره دور هستند، به همراه دارد. یکی از کشورهایی که به ویژه در تیررس قرار دارد، کنیا است که سال آینده با یک انتخابات حیاتی روبرو است. کنیا همچنان هزینه جنگ را به عنوان خسارت جانبی متحمل میشود، بدون اینکه مکانیزم جبرانی برای استفاده داشته باشد.
با وجود مداخلات دولت کنیا برای کاهش تأثیر افزایش قیمت سوخت، شهروندان همچنان ناامید هستند و نارضایتی آنها تنها به سوخت محدود نمیشود. بلکه این نارضایتی، خطرات کنیا را در دورهای از عدم قطعیت ژئوپولیتیکی فزاینده با آسیبپذیریهای اقتصادی ساختاری از پیش موجود، برجسته میکند. وابستگی سنگین به انرژی وارداتی، فضای مالی محدود، بیکاری بالای جوانان و بیاعتمادی عمومی مداوم، دست به دست هم دادهاند تا یک شوک خارجی را به یک چالش سیاسی داخلی تبدیل کنند.

اعتراضات سوخت
کنیا تقریباً تمام سوخت خود را از کشورهای خلیج فارس از طریق توافقات دولتی وارد میکند، به طوری که نزدیک به 50 درصد از نفت خام تصفیه شده وارداتی آن تنها از امارات متحده عربی تأمین میشود، که این امر بسته شدن تنگه هرمز را به ویژه آسیبزا میسازد. اوایل امسال، زمانی که کنیا از سوختی که قبل از درگیری تأمین و قیمتگذاری شده بود، تمام شد، دولت قیمتهای سوخت ملی را افزایش داد و هزینه را به مصرفکنندگان منتقل کرد. اولین افزایش در آوریل، 24.2 درصد بر روی دیزل و 16.1 درصد بر روی بنزین بود. افزایش دوم در مه، افزایشهای نزدیک به 46 درصد بر روی دیزل و 20 درصد بر روی بنزین از سطح قبل از جنگ را به همراه داشت.
در تاریخ 18 مه، چندین انجمن تاکسی و حمل و نقل عمومی یک اعتصاب سراسری را آغاز کردند که شهرهای بزرگ و کسبوکارها را به حالت تعلیق درآورد، با اعتراضات مرگبار که یادآور ناآرامیهای نسل Z در سالهای 2024 و 2025 بود که پیشتر کشور را درگیر کرده بود. این اعتصاب پس از آنکه نمایندگان حمل و نقل با مقامات دولتی ملاقات کردند و کاهش 10 شیلینگ (8 سنت) به ازای هر لیتر بر روی دیزل را تأمین کردند، لغو شد که برآورد میشود به دولت 2.69 میلیارد شیلینگ (20.79 میلیون دلار) در درآمد از دست رفته هزینه داشته باشد. برای حفظ قیمتها در سطح پایین، دولت 945 میلیون شیلینگ (حدود 7.3 میلیون دلار) از صندوق توسعه نفت خود برداشت کرده و متعهد شده است که مالیاتهای سوخت را تا 8 درصد (به جای 16 درصد) تا اکتبر حفظ کند.
وضعیت سوخت، سیستم مالی و اقتصادی را که در سراسر قاره تحت فشار بود، تشدید کرد. کنیا قبل از آغاز جنگ ایران با افزایش تورم و بار بدهی عمومی روبرو بود. کسرهای اخیر از حقوقها نیز شروع به کاهش قدرت خرید خانوارها کرده بود.
ناآرامیهای مکرر جوانان
نگرانیها در مورد قدرت خرید خانوار به ویژه در میان جوانان کنیا طنینانداز شده است—عامل دیگری که به بحران جاری کنیا دامن میزند. تقریباً 80 درصد از جمعیت زیر سی و پنج سال سن دارند، اما 43 درصد از افراد بین هجده تا سی و پنج سال بیکار و بهدنبال کار هستند—که این امر تشبیه جوانان بیقرار را به واقعیت نزدیک میکند.
بازار کار کشور با ایجاد شغل کم، اشتغال با کیفیت پایین و عدم تطابق مداوم بین مهارتهای جوانان و نیازهای بازار مشخص میشود. این در حالی است که جوانان از نظر تحصیلات نسبت به کهنسالان کنیا در وضعیت بهتری قرار دارند. در نتیجه، افزایش هزینهها در پمپ بنزین به معنای افزایش هزینههای زندگی برای جوانان کنیا است که به دولتی که به نظرشان در این زمینه ناکام مانده، باور دارند. گزارشی از آفرابارومتر در سال گذشته نشان داد که جوانان کنیا هزینههای زندگی و بیکاری را در میان سه اولویت اصلی که دولت باید به آنها رسیدگی کند، ذکر کردهاند.
این ناامیدی تاریخچهای اخیر دارد. در ژوئن 2024، اعتراضات موسوم به نسل Z به دلیل لایحه مالی که قصد داشت مالیاتها را به طور قابل توجهی بر روی محصولات اساسی افزایش دهد، آغاز شد. ناآرامیها به اوج خود رسید زمانی که معترضان هم لایحه و هم مشروعیت دولت را رد کردند و تلاش کردند پارلمان را در یک درگیری مرگبار اشغال کنند. بیش از شصت نفر توسط پلیس کشته شدند و دهها نفر دیگر در ماههای بعدی ربوده شدند. ناآرامیها تا سال 2025 ادامه یافت و سازمان عفو بینالملل تخمین میزند که استفاده بیش از حد از زور منجر به حداقل 128 مرگ شده است.
بیشتر مسائل بنیادی که کنیا را به خیابانها کشاند، همچنان حل نشده باقی مانده و نارضایتی از دولت ادامه دارد. برای رئیسجمهور ویلیام روتو، این ناکامی به ویژه مشهود است: کمپین او در سال 2022 بر اساس جذابیت برای جوانان و روایت کارآفرینی بنا شده بود که وعده میداد از جوانان عادی کنیا حمایت کند، اما اکنون دولت او در تحقق این وعده با مشکل مواجه است. اگر به این موضوع رسیدگی نشود، این جمعیت جوان به ادامه فشارهای سیاسی کمک خواهد کرد که برای آرزوهای انتخاباتی او در سال آینده یک بار سنگین خواهد بود. رقبای روتو نیز شعلههای نارضایتی را دامن زده و دولت او را به افزایش هزینههای زندگی مرتبط کردهاند.

فقط سوخت نیست
فرصت برای دولت روتو برای بازنگری در وضعیت، با کاهش اعتراضات سوخت، بسیار محدود است، اما در عین حال، دو مسئله دیگر بر کنیا فشار میآورد: بدهی عمومی و یک بحران غذایی قریبالوقوع.
بدهی عمومی کنیا نزدیک به 70 درصد تولید ناخالص داخلی است که توانایی دولت را برای جذب یارانههای سوخت طولانیمدت یا اقدامات گسترده تسکینی بدون ایجاد فشار اضافی بر مالیات عمومی محدود میکند. حتی بدون برآورده کردن تمام خواستههای بخش حمل و نقل در مذاکرات، تقریباً 21 میلیون دلار درآمد از دست رفته، ضربهای به منابع مالی دولت خواهد بود.
این فشار با بحران غذایی قریبالوقوعی که انتظار میرود در طی یک سال به قاره ضربه بزند، تشدید میشود. بسته شدن تنگه هرمز تأمین جهانی کود شیمیایی را مختل کرده است و کنیا یکی از کشورهایی است که بیشترین آسیب را دیده است، در کنار اتیوپی. کنیا که به کشاورزی وابسته است، 100 درصد کود شیمیایی خود را وارد میکند که 26 درصد آن از تنگه هرمز عبور میکند. کنیا پیش از این نیز در چنین وضعیتی بوده است: پس از حمله روسیه به اوکراین در اوایل 2022، قیمتهای بالای جهانی کود شیمیایی منجر به افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش تولید ناخالص داخلی در کنیا شد. آن دوره با تنظیم مسیرهای تأمین و کاهش قیمتها در حدود یک سال حل شد.
اختلال کنونی متفاوت است زیرا در یک نقطه بحرانی قرار دارد که هیچ جایگزین آمادهای ندارد و در حالی به وقوع میپیوندد که ذخایر مالی کنیا از سال 2022 نیز کمتر شده است. اثرات وسیعتر درگیری خاورمیانه تهدید میکند که سختیهای اقتصادی را در سراسر کشور عمیقتر کند—مشکلی که روتو در سال انتخاباتی نمیتواند تحمل کند.

بحران سوخت کنیا گسترش مییابد
بحران سوخت در کنیا یک آسیبپذیری در اقتصاد سیاسی را که پیش از جنگ وجود داشت، نمایان کرد: دولتی با فضای مالی محدود که نماینده جمعیتی عمدتاً جوان و ناراضی است. درگیری ایران این ضعف را ایجاد نکرد، بلکه آن را فعال کرد.
یک شوک انرژی جهانی به سرعت به یک بحران سیاسی داخلی تبدیل شد، که نه به عنوان یک اختلال موقتی در بازار، بلکه به عنوان تأیید بیشتری از یک سیستم سیاسی که بسیاری از شهروندان معتقدند در ارائه فرصتهای اقتصادی ناکام است، خوانده میشود. کاهش قیمتها در پمپها در ژوئن به روتو مقداری فضای سیاسی تنفس داد، اما حفظ آن موقعیت از آن زمان هزینه بیشتری داشته است—فضای مالی که دولت کنیا چندان از آن برخوردار نیست. ضعفهای ساختاری کنیا به سرعت به صدر دستور کار سیاسی منتقل شده است، به ویژه با نزدیک شدن به انتخابات ریاستجمهوری.
آیا روتو میتواند اعتماد رأیدهندگان را بازگرداند؟
به طور کلی، وضعیت کنیا به عنوان یک سیگنال برای دیگر کشورها در منطقه که تحت تأثیر اقتصادی جنگ قرار دارند، عمل میکند. کشورهایی با دینامیکهای مشابه که اکنون اقداماتی برای افزایش تابآوری انجام ندهند، در معرض خطر مواجهه با همان نوسانات اقتصادی و سیاسی در زمان بروز شوکهای خارجی بعدی قرار خواهند گرفت. تابآوری نیاز به بیش از اقدامات موقتی دارد: دولتها باید به فشارهای فوری که خانوادهها با آن مواجه هستند و همچنین ضعفهای ساختاری که آنها را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر میسازد، رسیدگی کنند.
صندوق بینالمللی پول ترکیبی از حمایتهای هدفمند برای جمعیتهای آسیبپذیر در کوتاهمدت و اصلاحات بلندمدت را که به تقویت حکمرانی، بهبود بهرهوری، تعمیق ادغام منطقهای و تسریع تحول دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای نوآوری میپردازد، توصیه کرده است.
این موضوع به ویژه برای کنیا فوری است. تحول دیجیتال به عنوان یکی از ارکان کلیدی استراتژی توسعه کشور شناسایی شده است و اگرچه خطرات هوش مصنوعی مانند جابجایی نیروی کار باید مدیریت شوند، این فناوری فرصتی برای ایجاد منابع جدید رشد و درآمد برای جمعیت جوانی که با چالشهای مداوم اشتغال مواجه است، ارائه میدهد.
هشداری برای منطقه
وضعیت کنیا یک روند وسیعتر را نشان میدهد: هر هفتهای که واشنگتن و تهران بر روی مذاکرات ناموفق صرف میکنند، هفتهای است که اثرات جنگ به سمت کشورهای با ظرفیت بسیار کمتر برای جذب بحران اقتصادی و با سیاستهایی که توانایی کمتری برای تحمل آن دارند، گسترش مییابد. مذاکرات ناموفق و میز مذاکرهای که بسیاری از کشورهای آسیبدیده را کنار میگذارد، شرایط عملیاتی جهانی است. برای کشورهایی مانند کنیا که در پیامدهای این درگیری گرفتار شدهاند، تابآوری باید به طور داخلی ساخته شود، بدون اینکه منتظر پایان جنگ یا باز شدن تنگه هرمز باشند.

