طرحهای مربوط به میهن ایرانیان نشاندهنده یک تغییر قابل توجه در امنیت ژئوپلیتیکی است، زیرا نیروی قدس تهدیدات صریحی علیه خاک ایالات متحده صادر میکند. در حالی که جامعه اطلاعاتی به دقت طرحهای مربوط به میهن ایرانیان را زیر نظر دارد، شکاف شگفتانگیزی بین بلاغت تهاجمی رژیم و فعالیتهای واقعی کینتیک به وجود آمده است.
تحلیل طرحهای مربوط به میهن ایرانیان نیازمند بررسی عمیق نیت و توانایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. در نهایت، عدم موفقیت در طرحهای مربوط به میهن ایرانیان ممکن است گواهی بر تلاشهای مدرن برای مختل کردن تروریسم باشد.
تهدید مداوم طرحهای مربوط به میهن ایرانیان
سه روز پس از آغاز جنگ ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به صراحت اعلام کرد: نیروی قدس سپاه پاسداران مدتهاست که طرحهایی در سراسر جهان اجرا کرده و اکنون قصد دارد این تواناییها را علیه میهن ایالات متحده به کار گیرد. بیانیهای که توسط نیروی قدس در تلویزیون ایران منتشر شد، هشدار داد که ایالات متحده “دیگر امن نخواهد بود” زیرا نیروی قدس آمریکاییها را در داخل و خارج از میهن هدف قرار میدهد.
“دشمن باید بداند که روزهای خوش آنها به پایان رسیده و دیگر در هیچ کجای دنیا، حتی در خانههای خود نیز ایمن نخواهند بود.” مقامات ایالات متحده در آغاز جنگ علیه ایران به حالت آمادهباش سراسری درآمدند و FBI برای “پرداختن و مختل کردن هرگونه تهدید بالقوه به میهن” بسیج شد و به مقامات دولتی و محلی درباره “تهدید بالایی” که ایران و نمایندگانش در میهن ایجاد کردهاند، هشدار داد.
و با این حال، تا زمان نگارش این متن، دو ماه پس از تهدید سپاه پاسداران، مقامات هنوز گزارشی از یک طرح خاص مرتبط با ایران ارائه نکردهاند. به نظر میرسد که مجرمان تنها به صورت مستقل حملاتی را انجام دادهاند، برخی به وضوح از جنگ عصبانی شدهاند، اما مقامات هنوز نتوانستهاند ارتباطی بین این طرحها و سازمانهای اطلاعاتی یا امنیتی ایران، نمایندگان تروریستی آنها، یا جنایتکارانی که به عنوان واسطه برای انجام حملات استخدام شدهاند، برقرار کنند.
زمینه تاریخی طرحهای مربوط به میهن ایرانیان
این موضوع شگفتانگیز است، نه تنها به دلیل تهدید صریح سپاه پاسداران برای هدف قرار دادن میهن، بلکه به این دلیل که طرحهای مرتبط با ایران در نقاط دیگر جهان از زمان آغاز جنگ مختل شدهاند و ایران سابقهای در طرحریزی حملات در ایالات متحده دارد. در واقع، ایران و نمایندگانش سالها در آنچه که مقامات ضدتروریسم ایالات متحده به عنوان “گزینه میهن” در ایالات متحده توصیف میکنند، سرمایهگذاری کردهاند.
این نکته قابل توجه است که هیچ طرحی در ایالات متحده گزارش نشده است در حالی که در نقاط دیگر حملات زیادی رخ داده است، با وجود تهدیدات ایران. نیت و توانایی، دو عاملی که معمولاً با ارزیابی تهدیدات مرتبط هستند، میتوانند به توضیح این موضوع کمک کنند.
زمانبندی و محرکهای طرحهای مربوط به میهن ایرانیان
زمان مناسب است
اگر زمانی وجود داشته باشد که ایران بخواهد به هدف قرار دادن سرزمین ایالات متحده بپردازد، اکنون است، زمانی که ایالات متحده به همراه اسرائیل در جنگی شرکت کرده است که رئیسجمهور دونالد ترامپ به آن اشاره کرده که هدفش سرنگونی رژیم انقلابی در تهران است.
به این نکته توجه کنید که علی کوریانی، عامل محکوم حزبالله — که خود را به عنوان یک عامل خوابیده توصیف کرده و نظارتهای گستردهای بر اهداف بالقوه در نیویورک و جاهای دیگر انجام داده است — در سال ۲۰۱۶ به FBI گفت که انتظار دارد او یا دیگر عوامل تنها در شرایط خاصی برای انجام حملات در ایالات متحده فراخوانده شوند، یکی از این شرایط این بود که اگر ایالات متحده هرگز به جنگ با ایران برود.
پس از آغاز جنگ، یک هشدار از سوی دولت فدرال به آژانسهای اجرای قانون محلی و ایالتی اعلام کرد که ایران ممکن است یک “محرک عملیاتی” را در یک ارتباط رمزگذاری شده برای فعالسازی سلولهای خوابیده در خارج از کشور ارسال کرده باشد.
ایران همیشه به عنوان تهدیدی از این نوع برای سرزمین ایالات متحده دیده نمیشد. به مدت سالها، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ارزیابی کرد که ایران و نمایندگان آن بعید است که حملاتی در داخل ایالات متحده انجام دهند. سپس، در سال ۲۰۱۱، سپاه پاسداران طرحی برای ترور سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده در یک رستوران معروف در واشنگتن دیسی طراحی کرد که منجر به بازنگری جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در فرضیاتش شد. جیمز کلاپر، مدیر وقت اطلاعات ملی، به زودی در کنگره شهادت داد که “برخی از مقامات ایرانی — احتمالاً شامل رهبر عالی علی خامنهای — محاسبات خود را تغییر داده و اکنون بیشتر مایل به انجام حملهای در ایالات متحده در پاسخ به اقدامات واقعی یا ادراک شده ایالات متحده که رژیم را تهدید میکند، هستند.”
روندهای داده در طرحهای داخلی ایران
از زمان آن توطئه در سال ۲۰۱۱، عوامل ایرانی یا نمایندگان آنها به ۲۹ توطئه در ایالات متحده مرتبط بودهاند، طبق دادههایی که من برای مؤسسه واشنگتن برای سیاستهای خاورمیانه نگهداری میکنم. در سراسر جهان، در پنج سال گذشته، این دادهها ۱۷۴ مورد از عملیاتهای خارجی ایران را پیگیری کرده است، که شامل ۸۱ مورد با عوامل ایرانی، ۲۴ مورد با نمایندگان جنایی و ۵۵ مورد با نمایندگان تروریستی است. در داخل کشور، “مقامات اجرای قانون ایالات متحده از سال ۲۰۲۰ چندین توطئه بالقوه مرگبار حمایت شده توسط ایران را در ایالات متحده مختل کردهاند”، وزارت امنیت میهن در ژوئن ۲۰۲۵ گزارش داد. “در این بازه زمانی، دولت ایران همچنین به طور ناموفق به منتقدان رژیم خود که در داخل کشور مستقر هستند، برای حمله مرگبار هدف قرار داده است.”
در ارزیابی تهدید سال ۲۰۲۵، مدیر اطلاعات ملی ارزیابی کرد که ایران “به تهدید مستقیم افراد آمریکایی در سطح جهانی ادامه خواهد داد و به تلاش خود برای توسعه شبکههای نیابتی در داخل ایالات متحده که دههها به طول انجامیده، متعهد باقی میماند.” طبق دادههای مؤسسه واشنگتن، در پنج سال گذشته، مقامات آمریکایی حداقل ۱۷ توطئه ایرانی را در داخل کشور مختل کردهاند، که شامل مواردی با عوامل ایرانی و همچنین نمایندگان تروریستی و جنایی است.
بازدارندگی عملیاتی توطئههای ایرانی در داخل کشور
پایین اما نه خارج از میدان
این موضوع کمبود طرحهای ایرانی در میهن در طول جنگ کنونی را به طرز جالبی بیشتر میکند. ایران توانایی اثباتشدهای در طراحی حملات در میهن دارد، حتی اگر بیشتر آنها شکست خورده باشند، اما مقامات از زمان آغاز جنگ هیچ گزارشی در این زمینه ارائه نکردهاند. پاسخ ممکن است به عوامل سنتی تعیینکننده سطح تهدید، یعنی نیت و قابلیت، برگردد.
نخستین سوال مربوط به نیت است. ممکن است نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایران در حال حاضر سعی در انجام، هدایت یا الهامگیری حملات در ایالات متحده نداشته باشند، یا به دلیل ترس از انجام این کار یا به این دلیل که درک میکنند انجام حمله در میهن یک خط قرمز روشن را رد میکند و احتمالاً منجر به تشدید نظامی علیه ایران در داخل خواهد شد.
در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ ایران را از عواقب حمله به ایالات متحده هشدار داد. “هرگونه تلافیجویی از سوی ایران علیه ایالات متحده آمریکا با نیرویی بیشتر از آنچه امشب شاهد بودیم، مواجه خواهد شد”، کاخ سفید اعلام کرد.
پس از تحمل خسارات عظیم — به پرسنل، زیرساختها، نظامی و سایر تولیدات، و اقتصاد — رهبران ایرانی ممکن است درک کنند که نیاز به پایان جنگ دارند (ترامپ میگوید جنگ خاتمه یافته است، اما ارتش ایالات متحده همچنان مستقر است و نیروی دریایی ایالات متحده اکنون کشتیهای تجاری را از طریق تنگه هرمز اسکورت میکند) و اینکه حمله به میهن ایالات متحده تقریباً به طور قطع منجر به تشدید نظامی آمریکایی علیه ایران خواهد شد. مقامات ایرانی همچنین ممکن است تلاش کرده باشند تا از ایجاد اثر “جمع شدن حول پرچم” که میتواند به دولت ترامپ مجوز عمومی برای جنگی که در حال حاضر فاقد آن است، بدهد، جلوگیری کنند.
مقامات ایرانی همچنین ممکن است احساس کنند که نیازی به تشدید حملات در میهن ایالات متحده ندارند، زیرا آنها قبلاً با موفقیت ترس عمومی و توجه رسانههای جهانی را از طریق حملات مقیاس پایین در اروپا توسط مجرمان تنها یا گروههای کوچک هدفگذاری شده به جوامع یهودی ایجاد کردهاند.
این طرحها که تحت نام حرکات اصحاب الیمین الاسلامیه، یک نهاد قبلاً غیرموجود که به نظر میرسد گروهی جبههای مرتبط با شبکههای نیابتی پرو-ایران در عراق باشد، ادعا شدهاند، به نظر میرسد توسط افرادی — عمدتاً نوجوانان و جوانان — که به صورت آنلاین برای انجام حملات استخدام شدهاند، اجرا میشوند و این یک واریانت خشونتآمیز از اقتصاد گیگ مدرن است. این مدل ترکیبی، ترور برای استخدام، به ایران اجازه میدهد تا تأثیر روانی قابل توجهی داشته باشد، در حالی که فاصله کافی و انکار معقولی را برای محافظت از خود در برابر عواقب جدی حفظ میکند.
ریسکهای آینده طرحهای ایرانی در میهن
دومین موضوع، مسأله قابلیت است. عوامل ایرانی و حزبالله از زمان آغاز جنگ تلاش کردهاند تا حملاتی در خارج از کشور انجام دهند، اما در هر مورد، مقامات مظنونین را بازداشت کرده و بهطور گزارششدهای طرحها را در آذربایجان، کویت، قطر و امارات متحده عربی و دیگر کشورها خنثی کردهاند.
بهطور مشابه، ترامپ هشدار داد که ایران “در حال تلاش” است – اما ظاهراً قادر به این کار نیست – تا سلولهای خواب را در ایالات متحده فعال کند. رئیسجمهور اظهار داشت: “ما از بسیاری از چیزهای مختلفی که اتفاق افتاده و بسیار بد بوده، اطلاع داریم” و افزود که ایالات متحده اطلاعات بسیار خوبی در مورد چنین طرحهایی دارد و “بسیار بر روی آن است.”
این قطعاً گواهی بر قابلیتهای خدمات ضدتروریسم ملی و همچنین نتیجه اشتراکگذاری مؤثر اطلاعات میان کشورهاست. اما این یک عامل از حملات هوایی دقیق مبتنی بر اطلاعات است که افراد کلیدی ایرانی را که پشت عملیاتهای خارجی رژیم قرار داشتند، از بین برد.
بهعنوان مثال، در اوایل جنگ، حملات نیروی هوایی اسرائیل بهطور خاص رحمان مقدم، رئیس واحد ۴۰۰۰، بخش عملیات ویژه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، و همچنین رئیس او، مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را هدف قرار داد، که جانشین او در جریان درگیریها در ماه ژوئن کشته شده بود. دولت ایالات متحده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را به عملیاتهای مرگبار ایران در خارج از کشور که خبرنگاران و اتباع اسرائیلی را هدف قرار میدهد، مرتبط کرده است.
در یک بیانیه عمومی نادر، سازمان اطلاعات موساد اسرائیل، به همراه نیروهای دفاعی اسرائیل و سرویس داخلی اسرائیل، سازمان امنیت اسرائیل، در اواخر آوریل فاش کردند که رحمان مقدم در یک حمله هوایی هدفمند در ایران کشته شده است. در این بیانیه توضیح داده شد: “واحد ۴۰۰۰” مسئول ترویج و هدایت فعالیتهای تروریستی خارج از ایران علیه اهداف اسرائیلی و غربی است. همچنین محسن سوری، “یک اپراتور و رهبر اصلی در شبکه حملات مخفی”، که در واحد ۴۰۰۰ مقام ارشد داشت، کشته شد.
بهعنوان نتیجه این کمپین مختلکننده هدفمند که علیه واحدهای سپاه پاسداران که در طرحهای خرابکاری و ترور در خارج از کشور دخیل بودند، که بهطور گزارششدهای تمرکز کمپین هوایی اسرائیل در حدود شش هفته بود، عناصر امنیتی و اطلاعاتی ایرانی مسئول چنین طرحهایی ممکن است نتوانسته باشند به برنامههای مورد نظر خود ادامه دهند.
A Fool’s Errand?
ارزیابی اینکه چرا یک رویداد هنوز (هنوز) اتفاق نیفتاده است، مانند اثبات یک منفی، کاری بیهوده به نظر میرسد. در حالی که موارد فوق همگی درست است، اما ناشناختههای زیادی وجود دارد که نمیتوان در این نوع ارزیابیها به آنها توجه کرد. علاوه بر این، طرحهای به خوبی برنامهریزی شده معمولاً زمان زیادی برای برنامهریزی نیاز دارند، بنابراین عدم وجود یک طرح در گذشته نزدیک دلیلی بر این نیست که طرحی در حال حاضر در حال شکلگیری نیست.
اما چیزی که به راحتی قابل توضیح نیست، عدم وجود طرحهای حمله برای استخدام — که ممکن است توسط عناصری مرتبط با ایران استخدام و شاید هدایت شده باشند اما ارتباطات آنها دشوار است که ثابت شود — در ایالات متحده است. اگر ایران میخواست شاهد طرحهای کوچکمقیاس در سرزمین خود باشد، مانند حملات اخیر در بریتانیا، میتوانست این حملات را مشاهده کند. در چنین مواردی، ارتباطات به ایران ممکن است دشوار باشد، همانطور که مقامات بریتانیایی اکنون در تحقیقات خود درباره حملاتی مانند چاقوکشیهای اخیر در لندن مشاهده میکنند.
تا به امروز، نزدیکترین مواردی که در ایالات متحده رخ دادهاند، حمله به معبد اسرائیل در میشیگان است که توسط فردی با ارتباطات با حزبالله انجام شد، و یک حمله تیراندازی در آستین، تگزاس، در روز آغاز جنگ. افبیآی حمله به کنیسه میشیگان توسط ایمن محمد غزالی را به عنوان یک “عمل تروریستی الهامگرفته از حزبالله” طبقهبندی کرده است، هرچند در این مورد، به نظر میرسد که مهاجم به خاطر مرگ اعضای خانوادهاش، از جمله یک عضو بزرگسال حزبالله و دو کودک، در یک حمله هوایی اسرائیلی دچار پریشانی شده باشد.
حمله آستین یک روز پس از آن رخ داد که نیروهای انتظامی ایالات متحده بیانیهای منتشر کردند که در آن هشدار داده بودند که در حالی که “مجرمان تنها در سرزمین اصلی به طور تاریخی به مسائل مربوط به ایران انگیزه نداشتهاند … تهدید وجودی برای رژیم ایران و افزایش اقدامات ایالات متحده یا اسرائیل میتواند برخی از افراطگرایان خشونتآمیز یا مرتکبان جرمهای نفرتانگیز مستقر در ایالات متحده را به حمله به اهدافی که به عنوان یهودی، حامی اسرائیل یا مرتبط با دولت یا نظامی ایالات متحده درک میشوند، وادار کند.” روز بعد، یک تیرانداز در آستین، تگزاس، به یک بار شلیک کرد و سه نفر را کشت و ۱۵ نفر را مجروح کرد. تیرانداز یک سویشرت با نوشتههای “اموال الله” بر روی یک تیشرت با پرچم ایران پوشیده بود. مقامات در حال بررسی این تیراندازی به عنوان یک عمل تروریستی ممکن هستند.
سازمانهای ایرانی درگیر در طرحهای خارجی ممکن است با احتیاط بیشتری از آنچه انتظار میرفت عمل کنند، زیرا متوجه شدهاند که چقدر به نظر میرسد که نفوذ شدهاند. در پسزمینه جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، مقامات طرحهایی را در سوئد و آلمان خنثی کردند. با وجود آتشبس، ایران احتمالاً از پیوند به هر طرح موفقی محتاط است تا از دعوت به حملات تلافیجویانه بیشتر به خاطر هر عمل تروریستی در خارج از کشور جلوگیری کند.
در مورد حملات توسط نمایندگان جنایتکار، بچههای استخدامی یا طرحهای الهامگرفته، اینها ممکن است هنوز به وقوع بپیوندند. در ماه مارس، وقتی از ترامپ پرسیده شد که آیا آمریکاییها باید نگران یک طرح ایرانی در سرزمین خود باشند، او پاسخ داد: “حدس میزنم.” در مورد اینکه چرا چنین طرحهایی در اروپا شکل گرفته اما در آمریکا نه، ایران ممکن است هزینه پیوند به چنین طرحهایی را در اروپا کمتر از آمریکا ببیند.
اما به همان روشی که برنامهریزان نظامی ایرانی به نظر میرسد برخی از قابلیتها و داراییهای نظامی را در طول جنگ نگه داشتهاند، طراحان خارجی ایران ممکن است تصمیم بگیرند که از قابلیتهای داخلی خود — به ویژه طرحهای خشونت برای استخدام — استفاده نکنند تا در صورت از سرگیری جنگ یا در معرض خطر واقعی سقوط رژیم، از آنها استفاده کنند.
هوشیار باشید
در بیانیهای که در تاریخ ۳۰ آوریل صادر و به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، نسبت داده شده، ایران تهدیدات جدیدی علیه آمریکا مطرح کرد — اما این بار، محدود به سربازان آمریکایی در منطقه: “بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر میآیند … جایی در آنجا ندارند جز در اعماق آبها.”
این تهدید اخیر متوجه نیروهای آمریکایی در منطقه بود، نه آمریکاییها در میهن. اما خطر تروریسم مرتبط با ایران در میهن همچنان وجود دارد و حتی پس از پایان جنگ ادامه خواهد داشت، زیرا رهبران ایرانی به دنبال انتقام از مرگ بسیاری از هموطنان خود و ویرانیهایی هستند که در طول جنگ متحمل شدهاند.
با ارزیابی مجموع، نیت به علاوه قابلیت، سطح تهدید را تعیین میکند. بنابراین، سطح تهدید باید به همراه آسیبپذیری مورد بررسی قرار گیرد تا سطح ریسک مشخص شود.
بر اساس موارد فوق، تهدید تروریسم در میهن که به ایران مرتبط است، همچنان قابل توجه است، اما ممکن است به دلیل میزان خسارتی که به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایران که مسئول انجام یا نظارت بر چنین عملیاتهایی هستند، وارد شده، تا حدی کاهش یافته باشد.
با گذشت زمان، ایران این قابلیتها را دوباره بازسازی خواهد کرد. با این حال، اگر جنگ ادامه یابد، ایران ممکن است محاسبه کند که منافع ایجاد ترس در آمریکا و افزایش هزینههای ادامه جنگ بیشتر از ریسکهای متحد کردن افکار عمومی آمریکایی در پشت یک موضع تهاجمیتر علیه ایران است.
در عین حال، خطر تروریسم مرتبط با ایران در میهن همچنان بالا است. در حالی که سوالاتی درباره نیت و توانایی ایران برای انجام چنین حملاتی در حال حاضر وجود دارد، ایالات متحده همچنان به شدت در معرض خطر و آسیبپذیر است — به ویژه در برابر حملات کممقیاس مانند آنچه در اروپا مشاهده شده است. به عبارت دیگر، با وجود عدم وقوع حملات ایرانی در میهن تا به امروز، مقامات به درستی باید موضعی از هوشیاری بالا را حفظ کنند.

