تجدید نسل پهپادهای ایران اکنون سریعتر از توان جمهوری اسلامی برای بازسازی نیروی موشکی بالستیک خود پیش میرود. تبادل ۳۰ اوت—حملات آمریکایی به لانچرهای ایرانی نزدیک جزیره لارک، به دنبال آن انتقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از پایگاههای آمریکایی در اردن—نشان میدهد که درگیری همچنان فعال و قادر به تشدید سریع در سطح منطقه است. اما داستان استراتژیک عمیقتر در سازگاری صنعتی ایران تحت بمباران مداوم نهفته است. نیروهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تلفات سنگینی مواجه شدهاند اما از هم نپاشیدهاند. نظم نبرد، دکترین، انضباط و انسجام آنها دست نخورده باقی مانده است و هیچ انشقاق یا تکهتکه شدن سازمانی قابل توجهی وجود ندارد. تمایز حیاتی صنعتی است.
شرکت پهپادی مدولار و پراکنده ایران میتواند بسیار سریعتر از مجموعه موشکی خود تجدید نسل کند. زنجیرههای صنعتی جداگانه برای موشکهای سوخت جامد و مایع، به همراه موجودی محدود لانچرهای ایران، سرعت بازیابی موشکی را شکل خواهد داد. تجدید نسل پهپادهای ایران به شبکههای تولید توزیعشده، الکترونیکهای تجاری قابل جایگزینی و زنجیرههای تأمین خارجی بستگی دارد که نابود کردن آنها بسیار دشوارتر از تأسیسات موشکی ثابت است. بستههای حمله آینده ایران شامل پهپادهای ارزانقیمت انبوه، سیستمهای جتمحور برای سرکوب دفاع هوایی، موشکهای کروز برای پیچیده کردن هندسه درگیری و سالوهای موشکی بالستیک برای سرعت و اثرات سنگین خواهد بود. میدان نبرد منطقهای است، اما حساب صنعتی جهانی است.
تجدید نسل پهپادهای ایران از بازیابی موشکی پیشی میگیرد
در ۳۰ اوت، نیروهای ایالات متحده به لانچرهای ایرانی که reportedly در حال آمادهسازی برای ارسال مینهای دریایی از طریق موشک به تنگه هرمز بودند، حمله کردند. در پاسخ به این حملات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به پایگاههای نظامی آمریکایی در اردن، از جمله پایگاه هوایی موفق صلاحتی، انتقام گرفت.
تبادل ۳۰ اوت—که از جزیره لارک آغاز شده و به پایگاههای آمریکایی در اردن گسترش یافته—نشان میدهد که درگیری همچنان فعال و قادر به تشدید سریع در سطح منطقه است.
نیروهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تلفات سنگینی مواجه شدهاند اما از هم نپاشیدهاند. نظم نبرد، دکترین، انضباط و انسجام آنها دست نخورده باقی مانده است و هیچ انشقاق یا تکهتکه شدن سازمانی قابل توجهی وجود ندارد.
نیروی موشکی بالستیک ایران به طور فزایندهای به سیستمهای سوخت جامد تمایل خواهد داشت، در حالی که تسلیحات سوخت مایع را برای حملات سنگینتر و با برد طولانیتر و همچنین قابلیت پاسخگویی معتبر در طول یک درگیری حفظ خواهد کرد. زنجیرههای صنعتی جداگانه برای موشکهای سوخت جامد و مایع، به همراه موجودی محدود پرتابگرهای ایران، سرعت بهبود را شکل خواهد داد.
شرکت پهپادی مدولار و پراکنده ایران میتواند بسیار سریعتر از مجموعه موشکی خود تجدید شود. بستههای حمله آینده شامل پهپادهای ارزانقیمت و جتمحور برای سرکوب دفاع هوایی، موشکهای کروز برای پیچیده کردن هندسه درگیری و شلیکهای موشکی بالستیک برای سرعت و اثرات سنگینتر خواهد بود.
میدان نبرد منطقهای است، اما ریاضیات صنعتی جهانی است. با تقاضای بالا برای سامانههای رهگیر در اوکراین، اروپا، خلیج فارس و هند-پاسیفیک، مختل کردن تأمین خارجی و شبکههای هدفگیری که نیروهای ایران را تأمین میکنند، به اندازه نابود کردن تأسیسات تولیدی اهمیت خواهد داشت.
در زیر، پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون، جان کاساپ اوغلو، پیشزمینه این حملات را ارائه میدهد و وضعیت کنونی برنامههای موشکی و پهپادی ایران را ارزیابی میکند.

پیشزمینه حملات موشکی ایران
حملات ایران به اردن در ۳۰ اوت اولین مورد از هدفگیری جمهوری اسلامی علیه پادشاهی هاشمی نبود. ایران در اوایل مارس به اهدافی در اردن حمله کرد و سایتهای راداری X-band را هدف قرار داد که حسگرهای حیاتی برای سامانه دفاع هوایی ارتفاع بالا (THAAD) و شبکه گستردهتر رهگیری که از منافع ایالات متحده و متحدان آن در منطقه دفاع میکند، فراهم میکند. در آخرین شلیکهای خود، تصاویر ایرانی نشان میدهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشکهای بالستیک سوخت جامد—احتمالاً خیبرشکن—را به سمت اردن شلیک کرده است تا به حملات ایالات متحده علیه پرتابگرهای ایرانی در جزیره لارک، یک جزیره کوچک ایرانی در سواحل بندرعباس در تنگه هرمز، پاسخ دهد.
بر اساس تصاویری که از اردن بارگذاری شده، سامانههای دفاع موشکی، احتمالاً سامانه موشکی سطح به هوای پاتریوت، به آخرین حمله ایران پاسخ دادهاند. تهران همچنین ادعا کرد که حملات موشکی در امارات متحده عربی انجام داده است. مقامات امارات تنها تأیید کردند که یک پهپاد را رهگیری کردهاند و ادعای هدفگیری پایگاه هوایی ال منهاد توسط ایران را رد کردند.
پس از حملات ایران به اردن، رئیسجمهور دونالد ترامپ ویدیویی تولید شده با هوش مصنوعی را در حسابهای رسانههای اجتماعی خود منتشر کرد که تخریب جزیره خارک، جزیرهای در خلیج فارس که بندری را فراهم میکند که ایران حدود 90 درصد از صادرات نفت خود را از طریق آن ارسال میکند، نشان میدهد. حمله به این جزیره به معنای گسترش قاطع درگیری و انتقال از سرکوب عملیاتهای موشکی و پهپادی ایران به حمله به بنیاد اقتصادی جمهوری اسلامی خواهد بود. این امر همچنین میتواند احتمال تلافیجویی ایران علیه تأسیسات آب شیرینکن کشورهای عرب خلیج فارس را افزایش دهد.
چرا برجام به موشکها توجه نکرد
از منظر اطلاعات دفاعی، چالش اصلی در ارزیابی ایران کمبود دادههای دقیق نیست، بلکه برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) است، توافق هستهای 2015 که به دنبال محدود کردن برنامه هستهای ایران در ازای کاهش تحریمها بود. در حالی که ایران مسلح به سلاح هستهای تهدیدی جدی برای امنیت جهانی به شمار میرود، چارچوب برجام دامنه بحثهای استراتژیک درباره ایران را به بحثهای فنی درباره سانتریفیوژها، سطوح غنیسازی و زمانهای خروج محدود کرد.
آرزوهای موشکی بالستیک ایران، که عنصر اساسی هر چارچوب امنیتی منطقهای است، خارج از دامنه محدودیتهای توافق باقی ماند. در عوض، این توافق تنها به تلاشهای ایران برای توسعه موشکهای بالستیک در ارتباطات جداگانه از سوی سازمان ملل پرداخت و توجه کمتری به آن نسبت به برنامه هستهای تهران داشت. برجام همچنین به اکوسیستم پهپادی ایران توجه چندانی نکرد.
به دلیل این کاستیها، در حالی که سیاستگذاران به ساعت هستهای نگاه میکردند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گسترش، تنوع و عملیاتی کردن یک بازدارنده حمله دوربرد مبتنی بر موشکها و سیستمهای بدون سرنشین را آغاز کرد. تنها ماه گذشته، وبلاگنویسان نظامی روسی تصاویری منتشر کردند که شلیک موشکی ایران به سمت سرزمینهای اروپایی را شبیهسازی میکرد. به مرور زمان، ایران به یک سازنده تسلیحات تبدیل شده است که تأمینکنندهای فراوان از پهپادهای جنگی برای حمایت از حمله روسیه به اوکراین بوده است. نیروهای کرملین از انواع این پهپادها برای اقدامات آزمایشی در سرزمینهای کشورهای عضو ناتو استفاده کردهاند. در ماه مارس گذشته، موشکهای سپاه پاسداران حتی سعی کردند پایگاه دیگو گارسیا، پایگاهی در اقیانوس هند که تحت کنترل ایالات متحده و بریتانیا است، را هدف قرار دهند.
این گزارش به ارزیابی این موضوع میپردازد که کدامیک از داراییهای تهران توسط ایالات متحده و متحدانش نابود شدهاند، کدامیک باقی ماندهاند و ایران چقدر سریع میتواند قابلیتهای رزمی خود را بازسازی کند. این گزارش بهویژه به موشکهای بالستیک و کروز ایران و پهپادهای هوایی توجه خواهد کرد. همچنین وضعیت نیروهای تهران را در چندین متغیر بررسی خواهد کرد، از جمله ترتیب نبرد و ظرفیت تولید شلیک تا گلوگاههای صنعتی و زنجیرههای تأمین خارجی، و همچنین تطبیقهای زمان جنگ. شماره بعدی این سری به پهپادهای دریایی سپاه پاسداران، جنگ دریایی با مین، قایقهای تهاجمی سریع، قابلیتهای ضد کشتی و تلاشها برای ایجاد یک ساختار قهری در اطراف تنگه هرمز خواهد پرداخت.

ایران قابلیتهای جنگ موشکی بالستیک خود را بازسازی میکند
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد دهه ۲۰۲۰ با بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی خاورمیانه شد که شامل حداکثر هشت نوع موشک بالستیک سوخت مایع و بیش از ده سیستم سوخت جامد بود. تا میانه این دهه، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران در حال جنگی با موشکهای دوربرد و پهپادها بودند. این درگیری که به جنگ دوازدهروزه معروف است، از ۱۳ ژوئن تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ به طول انجامید.
در آن جنگ کوتاه، دفاعهای هوایی و موشکی ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عرب خلیج فارس در عملیاتهای نظامی علیه بیش از ۵۷۰ موشک بالستیک ایرانی همکاری کردند. دادههای معتبر نشان میدهند که این متحدان ۲۷۰ گلوله تهران را رهگیری کردند، در حالی که کمتر از ۵۰ موشک ایرانی به پایگاههای نظامی هدفگذاری شده، مناطق مسکونی یا زیرساختهای حیاتی برخورد کردند. کمکهای اروپا و کشورهای عرب خلیج فارس به اسرائیل کمک کرد تا در برابر بیش از ۱۰۰۰ پهپاد ایرانی بهطور موفقیتآمیز دفاع کند.
قبل از جنگ دوازدهروزه، پیشبینی میشد که برنامه موشکی بالستیک ایران بهطور نمایی رشد کند و تا ۸۰۰۰ موشک بالستیک در عرض سه سال تولید کند. جنگ دوازدهروزه نگاهی به این موضوع ارائه داد که چگونه ایران میتواند از چنین موجودی موشکی بالستیک برای غلبه بر دفاعهای منطقهای از طریق انبوهی و اشباع سیستماتیک استفاده کند. در طول این درگیری، نیروهای ایالات متحده بیش از ۱۵۰ موشک رهگیر THAAD “Talon” و ۸۰ موشک رهگیر SM-3 شلیک کردند که ۷۰ درصد از کل مهمات رهگیرهای دفاع هوایی و موشکی استفاده شده در طول جنگ و تقریباً ۲۵ درصد از موجودی موشکهای رهگیر THAAD آمریکایی را تشکیل میدهد.
علاوه بر این، در طول جنگ دوازدهروزه، ایالات متحده تعداد نامشخصی از موشکهای پاتریوت را برای حفاظت از پایگاه هوایی العُدَید در قطر به کار گرفت. در طول یک سال، واشنگتن تقریباً ۲۰۰ موشک SM-2 و SM-6 را برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی که توسط شبهنظامیان حوثی تحت حمایت سپاه پاسداران از یمن انجام میشد، استفاده کرد. تجدید موجودی این مهمات ممکن است سالها طول بکشد.
در دورهای اخیر درگیری، ایران بیش از ۲,۰۰۰ موشک بالستیک در سراسر خاورمیانه شلیک کرده است، از جمله ۵۸۰ موشک به سمت اسرائیل و بیش از ۵۵۰ موشک به سمت امارات متحده عربی. تقریباً ۱۷۰ مورد از این موشکها به دفاعهای منطقهای نفوذ کرده و به اهداف خود اصابت کردند. حملات ایرانی که ناکام ماندند، به سمت سرزمینهای همپیمان ناتو در ترکیه هدایت شده و به پایگاه مشترک ایالات متحده و بریتانیا در دیگو گارسیا در اقیانوس هند، حدود ۲,۵۰۰ مایل از ایران، گسترش یافتند. ارزیابیهای اطلاعاتی دفاعی منبع باز نشان میدهد که برنامه فضایی خطرناک و نظامی سپاه پاسداران احتمالاً نوآوریهایی را به وجود آورده که امکان حملات ناموفق به دیگو گارسیا را فراهم کرده است.
نیروهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران دچار تلفات سنگینی شدهاند اما از هم نپاشیدهاند. نظم نبرد، دکترین، انضباط و انسجام آنها همچنان برقرار است. هیچ انحرافی در سطح بالا یا در مقیاس واحدهای بزرگ نبرد رخ نداده است.
با این حال، ارزیابیها در مورد وضعیت کنونی قابلیتهای ضربهزنی دوربرد ایران متفاوت است. نیویورک تایمز در تاریخ ۱۲ مه گزارش داد که نیروهای موشکی سپاه پاسداران ممکن است ۷۰ درصد از موجودی که قبل از اولین حملات ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ داشتند، را حفظ کرده باشند. اما در تاریخ ۱۴ مه، دریادار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، به کمیته خدمات مسلح سنا گفت که کمپین نظامی ایالات متحده ۹۰ درصد از پایه فناوری و صنعتی دفاعی ایران را هدف قرار داده است.

ارزیابی موشکهای بالستیک با سوخت جامد و مایع
تولید موشکهای بالستیک با سوخت جامد و مایع به پایگاههای صنعتی، زنجیرههای تأمین، چرخههای تولید و زیرساختهای عملیاتی متمایز وابسته است. بنابراین، این دو سیستم آسیبپذیریها و نشانههای بهبودی متفاوتی را ارائه میدهند. هر ارزیابی جدی از توانایی ایران برای تجدید موجودی موشکهای بالستیک خود باید موشکهای با سوخت جامد و مایع را بهطور جداگانه ارزیابی کند.
مزیت عملیاتی موشکهای با سوخت جامد
آمادهسازی برای پرتاب پروژههای موشکی با سوخت جامد تنها چند دقیقه طول میکشد، در حالی که برای موشکهای با سوخت مایع ساعتها زمان نیاز است. تجربه ایران در زمان جنگ از سال 2024 نشان میدهد که چرا این مزیت باعث شده تهران به موشکهای با سوخت جامد تمایل بیشتری پیدا کند. در آوریل 2024، جمهوری اسلامی حدود 130 موشک بالستیک، عمدتاً از نوع مایع اماد و قدر، به همراه موشکهای کروز و پهپادها شلیک کرد.
زمان طولانی آمادهسازی، امضای قویتر قبل از پرتاب و قابلیت اطمینان نابرابر این سلاحهای استراتژیک به دفاعهای هوایی و موشکی مخالف هشدار کافی برای آمادهسازی میداد. تا اکتبر همان سال، ایران شروع به شلیک موشکهای بالستیک میانبرد با سوخت جامد پیشرفتهتر فتاح-1 و خیبرشکن علیه مجموعهای محدودتر از اهداف نظامی کرد. در حالی که تهران به سختی موشکهای با سوخت مایع خود را منسوخ کرده بود، این الگوی استفاده در حال تحول، منعکسکننده یک مفهوم عملیاتی است که بر آمادهسازی سریعتر و کاهش قرارگیری در معرض دفاعهای مخالف متمرکز است.
جنگ دوازدهروزه این مفهوم عملیاتی را تقویت کرد. موشکهای با سوخت مایع شهاب-3، قدر، اماد و خرمشهر—که دومی از سوخت مایع با کیفیت بالاتر استفاده میکند—برای ایران ارزش دارند زیرا میتوانند بارهای سنگینی را در فواصل طولانی حمل کنند. اما نیازهای سوختگیری و چرخههای طولانیتر پرتاب این پروژهها، نرخ شلیک تهران را کاهش میدهد و آسیبپذیری ایران را در برابر نظارت و پیشگیری افزایش میدهد، بهویژه در مقایسه با موشکهای با سوخت جامد فتاح-1، حاج قاسم و خیبرشکن.
علاوه بر این، زمانی که عدم برتری هوایی ایران فضای هوایی آن را در معرض خطر قرار داد، پرتابگرهای متحرک (TELs) آن بهویژه در برابر جستجوی پیشگیرانه ایالات متحده و متحدانش در آسمان آسیبپذیر شدند. برخی از هواپیماهای جنگی ایالات متحده حتی پرتابگرهای ایرانی را تا محلهای ذخیرهسازیشان دنبال کرده و آنها را نابود کردند. شبکه محدود پرتابگرهای ایران—از TELهای جادهای متحرک تا سایتهای زیرزمینی سختشده که به عنوان شهرهای موشکی شناخته میشوند—به یک گلوگاه برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در حالی که این وضعیت به افزایش بقای میدانی کمک میکند، اما توانایی تهران را برای تولید شلیکهای مداوم محدود کرده است، حتی زمانی که ذخایر موشکی آن همچنان قابل توجه باقی ماندهاند.
تجدید قوای پهپاد ایران با چالشهای جدیدی مواجه است
برنامه موشکی بالستیک با سوخت جامد ایران به دهه ۱۹۹۰ برمیگردد. این کار در ابتدا به جمهوری اسلامی موشک با سوخت جامد، فاتح-۱۱۰، را ارائه داد که نسخههای بعدی آن قادر به حمل کلاهک تقریباً نیم تنی تا فاصله ۱۸۶ مایل بودند. دقت این موشک به تدریج بهبود یافته است زیرا ایران نسخههای پیشرفتهتری تولید کرده است. کلاهکهای متداول و بوسترهای ترکیبی به تدریج بزرگتر، سیستمهای سوخت جامد ایران را به سلاحی به طور فزایندهای قدرتمند تبدیل کردهاند.
تکامل سیستمهای سوخت جامد ایران این روند را نشان میدهد. فاتح-۳۱۳ تهران در سال ۲۰۱۵ یک محفظه موتور ترکیبی، ناوبری اینرسی پیشرفته و قابلیتهای هدایت نهایی را به یک پروژه اضافه کرد که میتوانست بیش از ۷۵۰ پوند بار را تا ۳۱۰ مایل حمل کند.
فاتح-۳۱۳ در سال ۲۰۱۶ میتوانست همان بار را تا ۴۵۰ مایل حمل کند. دیزفول که از نظر ظاهری مشابه این نسخهها بود، در سال ۲۰۱۹ معرفی شد و میتوانست به حدود ۶۲۰ مایل برسد، که به گزارشها کلاهکی حتی ویرانگرتر داشت. حاج قاسم که در سال ۲۰۲۰ رونمایی شد و به نام فرمانده سپاه پاسداران، قاسم سلیمانی، که در ژانویه ۲۰۲۰ توسط ایالات متحده کشته شد، نامگذاری شده است، دامنه خانواده موشکی را به بیش از ۸۰۰ مایل گسترش داد. ایران از تمام مشتقات پایه فاتح-۱۱۰ خود، از جمله حاج قاسم، در درگیریهای اخیر خود استفاده کرده است.
خیبرشکن، یک موشک بالستیک میانبرد با سوخت جامد و جادهای که در سال ۲۰۲۲ توسط سپاه پاسداران رونمایی شد، نشاندهنده انتقال بین بخشهای تاکتیکی و استراتژیک موجودی موشکی ایران است. خیبرشکن به گزارشها دارای دامنهای حدود ۹۰۰ مایل است و کلاهکی به وزن ۱۲۰۰ پوند حمل میکند. بر اساس ارزیابیهای منبع باز، این پروژه میتواند هنگام نزدیک شدن به هدف، مانورهایی انجام دهد که به دفاع هوایی مخالف فشار میآورد.
در طول درگیری کنونی بین ایران و ایالات متحده، خیبرشکن به سلاح انتخابی سپاه پاسداران علیه پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه تبدیل شده است. تصاویر از ویرانههای پس از برخورد موشکهای خیبرشکن نمای دقیقی از وسیله ورودی موشک ارائه داده است که نشاندهنده یک آنتن الگوی کنترلشده چهار عنصری است که برای دریافت سیگنالها از سیستم موقعیتیابی جهانی و سیستم ناوبری ماهوارهای جهانی طراحی شده و در برابر اختلال مقاومتر است. معماری ناوبری ماهوارهای موشک دقت را بهبود میبخشد، در حالی که پوشش حرارتی قابل مشاهده از وسیله ورودی در حین نزول جوی محافظت میکند.
موشک سیجیل-۲ با قابلیت جابجایی جادهای و دو مرحلهای در انتهای استراتژیک سیستمهای سوخت جامد ایران قرار دارد. این موشک reportedly میتواند بار ۳۳۰۰ پوندی را به فاصلهای بیش از ۱۲۰۰ مایل حمل کند. این موشک بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ آزمایش شده و در سال ۲۰۲۱ با بهبودهای راهنمایی دوباره ظاهر شد، هرچند وضعیت کلی آمادگی رزمی این پروژه همچنان نامشخص است با وجود برخی گزارشها از استفاده آن در نبرد در سال ۲۰۲۶.

گلوگاههای صنعتی در تولید سوخت جامد
صرفنظر از اینکه در کجا تولید شوند، تولید موشکهای سوخت جامد به طور صنعتی متمرکز و حساس به گلوگاهها است. این نوع موشک به میکسرهای سیارهای بزرگ نیاز دارد، ماشینآلات صنعتی سنگین که برای مخلوط کردن مواد لازم برای تولید سوخت موشک جامد استفاده میشوند. موشکهای سوخت جامد همچنین به تأمین کنترلشده پیشسازهای سوخت، زیرساختهای ریختهگری و سختکردن، بدنههای موتور کامپوزیتی، بستههای راهنمایی و جستجوگرهای پایانی برای برخی از انواع پیشرفته نیاز دارند.
اینها موانع قابل توجهی هستند. ارزش چین برای تلاشهای ایران در بازسازی قابلیتهای موشکی بالستیک خود عمدتاً در کمک به تهران برای حل چالشهای صنعتی جدی نهفته است. گزارشهایی از محمولههای متوقفشده که از بنادر چین منشأ میگیرند و از اختلال در محمولههای میکسر، وابستگی تهران به ماشینآلات خارجی را نشان میدهند. تصادفی نیست که میکسرهای متوقفشده، سوخت جامدی را تولید میکنند که ایران در خانوادههای فتاح-۱، خیبرشکن، حاج قاسم و سیجیل استفاده میکند.
و در حالی که ساختار تولید موشکهای سوخت جامد ایران از تأسیسات ذخیرهسازی زیرزمینی استفاده میکند، همچنین به چندین فرآیند پیچیده وابسته است. تلاشهای ایران برای تولید موشکهای سوخت جامد، پردازش پیشسازهای شیمیایی، تولید سوخت، و ادغام موتور موشک را با آزمایش، ذخیرهسازی و قابلیتهای استقرار پراکنده مرتبط میکند. آسیب به هر هاب حیاتی، به ویژه به تجهیزات میکس تخصصی یا زیرساختهای آزمایش، میتواند این زنجیره تولید را محدود کند. بنابراین، برای سپاه پاسداران، بازسازی ساختارهای فیزیکی آسانتر از بازسازی جریانهای شیمیایی کنترلشده، تأمین تجهیزات تخصصی، فرآیندهای کنترل کیفیت و تیمهای تولید ماهر است.
اینجاست که تأمین سدیم پرکلرات از چین به طور استراتژیک برای جمهوری اسلامی حیاتی میشود. ایران میتواند این ترکیب شیمیایی را به آمونیوم پرکلرات تبدیل کند، که جزء اصلی استفادهشده در سیستمهای سوخت جامد است. تهران سپس میتواند از این ماده برای تأمین فرآیندهای میکس و ریختهگری صنعتی خود که موتورهای موشک کامل تولید میکنند، استفاده کند.
تقریباً ۱۰۰۰ تن پرکلرات سدیم میتواند به طور تقریبی ۹۶۰ تن پرکلرات آمونیوم تولید کند، تأمین کنندهای کافی برای حدود ۲۶۰ موشک بالستیک میانبرد با سوخت جامد. دادههای موجود دربارهی محمولههای بالقوه پرکلرات سدیم نشان میدهد که حتی دو کشتی میتوانند تا ۱۰۰۰ تن پرکلرات سدیم را در یک انتقال حمل کنند. بنابراین، تقریباً ۱۰,۰۰۰ تن پرکلرات سدیم میتواند به ایران تأمین کافی از این ترکیب شیمیایی را برای بازسازی تقریباً تمام زرادخانه موشکهای بالستیک خود در این نوع فراهم کند.
زیرساخت تولید موشکهای با سوخت جامد ایران در چندین مجتمع توزیع شده است. این تأسیسات شامل آنهایی در خوجیر، که همچنین برای تولید سیستمهای سوخت مایع استفاده میشود؛ پارچین، در حومه تهران؛ و شاهرود، تقریباً ۲۱۵ مایل شمالشرقی پایتخت است. مخالفان ایران در درگیریهای قبلی به هر سه مجتمع حمله کردهاند. پس از حملات در جنگ دوازده روزه، تصاویر ماهوارهای منبع باز نشان داد که جمهوری اسلامی شروع به تلاشهای سریع بازسازی در این سایتها کرده است. سرعت این تلاشها به طور استراتژیک افشا کننده است. رژیم حاکم ایران، پروژه موشکی خود را به عنوان ابزاری مرکزی از قدرت ملی میداند و آماده است منابع قابل توجهی را برای بازسازی آن اولویتبندی کند.
بازسازی نیروی موشکی با سوخت مایع ایران
بازسازی نیروهای موشکی با سوخت مایع ایران، تصویر معکوس بازسازی بازدارندگی موشکهای بالستیک با سوخت جامد نیست. بازسازی سوخت مایع کمتر به گلوگاههای متمرکز مورد بحث در بالا وابسته است و بیشتر به احیای زنجیره صنعتی و عملیاتی توزیع شده بستگی دارد. این زنجیره شامل تولید، ذخیرهسازی و مدیریت سوخت، همچنین موتورها و پمپهای توربینی، شیرها و سیستمهای تغذیه، مخازن سوخت، بدنههای هواپیما، بستههای هدایت، زیرساختهای آزمایش، پرتابگرها و وسایل نقلیه پشتیبانی زمینی است. این متغیرها تعیین میکنند که ایران چقدر سریع میتواند موشکهای باقیمانده خود را به شلیکهای آماده نبرد تبدیل کند. بنابراین، حملات هوایی ایالات متحده و متحدانش میتوانند تأخیر واقعی در تولید ایجاد کنند و ظرفیت پرتاب تهران را حتی زمانی که موجودیها و تأسیسات زیرزمینی ایران باقی بمانند، سرکوب کنند.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که چنین حملاتی به تأسیسات تولید مواد شیمیایی متعلق به گروه صنعتی شهید همت در خوجیر و همچنین تأسیسات سوخت مایع و پرتابگرهای این شرکت در حکیمیه آسیب رسانده است. از آنجا که شهید همت موشکهای سوخت مایع، اجزای موتور و سازه، سیستمهای هدایت، پرتابگرها و تجهیزات پشتیبانی تولید میکند، این حملات اهمیت زیادی دارند. با این حال، برای ایران، بازسازی ساختارها تنها لایه قابل مشاهدهای از تلاشهای بهبودی آن است. جمهوری اسلامی همچنین در تلاش است تا ماشینآلات دقیق، تجهیزات پردازش شیمیایی، قابلیتهای آزمایش موتور، فرآیندهای کنترل کیفیت و دسترسی به اجزای تخصصی خود را بازسازی کند.
احیای عملیاتی یک مشکل دوم برای ایران به شمار میرود. نوشتههای موجود نشان میدهد که موشکهای عماد و قدر کشور به سوختگیری طولانی در مواضع پرتاب نیاز دارند، در حالی که TELهای ایران باید از پناهگاههای مخفی خارج شده و به مناطق پرتاب نمایان وارد شوند. این نشانهها به سیستمهای نظارتی و حمله اجازه دادند تا عملیات پرتاب جمهوری اسلامی را در طول جنگ دوازدهروزه و در طول درگیریهای امسال هدف قرار دهند. بنابراین، تلاشهای ایران برای تأمین مجدد موشکهای بالستیک خود باید بر روی خودروهای سوخترسان، سیستمهای کنترل پرتاب، نقاط مونتاژ زیرزمینی، مواضع پرتاب پراکنده، فریب و TELهای جایگزین متمرکز شود، نه فقط بر روی موشکهای اضافی.
کمکهای خارجی که تهران برای حمایت از این تلاشها دریافت میکند، بر اساس عملکرد تقسیم خواهد شد. حمایت کره شمالی از ایران شامل شیرها، الکترونیک و تجهیزات آزمایش زمینی است. خرمشهر ایران طراحی DNA موشک موسودان کره شمالی را حفظ کرده است. چین نیز به نوبه خود، از طریق تأمین مواد شیمیایی، فلزات، الکترونیک، ابزارهای ماشینی و شبکههای تأمین مقاوم در برابر تحریمها، مقیاس صنعتی را به جمهوری اسلامی ارائه میدهد. روسیه میتواند قابلیتهای هدایت و هدفگیری را ارائه دهد و همچنین درسهایی در زمینه سازگاری در زمان جنگ، هرچند شواهدی از انتقال موتورهای مایع روسی به ایران محدود است.
آینده برنامه موشکی بالستیک ایران
برنامه جنگ موشکی ایران به طور فزایندهای به موشکهای سوخت جامد وابسته خواهد شد. این سیستمها به تهران مزایایی در چرخههای پرتاب سریعتر، چشماندازهای بیشتر برای پنهانسازی، بقای پرتابگر و تولید مؤثر سالو میدهند. اما جمهوری اسلامی هنوز موشکهای سوخت مایع خود را برای مأموریتهایی که به بارهای سنگین و قابلیتهای ضربهزنی دوربرد نیاز دارند، حفظ خواهد کرد.
به عنوان مثال، موشک سوخت مایع خرمشهر دارای خطای دایرهای احتمالی، که معیاری استاندارد برای دقت و صحت سیستمهای تسلیحاتی است، تنها ۱۰۰ فوت است. این موشک همچنین دارای کلاهک سنگین “شاتگان” است که آن را به گزینهای مناسب برای حملات به مناطق وسیع پایگاهها و مراکز جمعیتی و همچنین حملات اشباع تبدیل میکند. موشکهای قدر و عماد، که نیز سیستمهای موشکی بالستیک سوخت مایع هستند، بیشتر به حجم آتش وابستهاند، در حالی که شهاب-۳ از اثرات منطقهای بهره میبرد. این موشکها نشاندهنده یک ترجیح دیرینه ایرانی هستند که ریشه در جنگ ایران و عراق دارد و به استفاده از شلیکهای موشکی برای جبران معایب نظامی متعارف اشاره دارد.
سیستمهای جدیدتر ایران نیز تلاش مشابهی را برای ترکیب وزن تخریبی با قابلیت بقا نشان میدهند. سجیل از یک پیکربندی دو مرحلهای سوخت جامد استفاده میکند. فتح-۲ یک بوستر سوخت جامد را با یک وسیله نقلیه بازگشتی مانوورپذیر (MeRV) سوخت مایع ترکیب میکند.
ساختار نیروی نوظهوری که برنامه موشکی بالستیک ایران را هدایت میکند، احتمالاً بیشتر به موشکهای سوخت جامد وابسته خواهد بود. اما تهران احتمالاً موشکهای سوخت مایع خود را به عنوان یک مؤلفه استراتژیک برای مأموریتهای ضربه سنگین حفظ خواهد کرد و همچنین برای حفظ ظرفیت پاسخگویی معتبر در طول یک درگیری، و همچنین فتح-۲ و موشکهای عجیب مشابه در آزمایشها. این ترکیب همچنین از بازدارندگی در یک درگیری حمایت خواهد کرد و توانایی تهران را برای تهدید هزینههای اضافی، حفظ فشار پاسخگویی و تأثیرگذاری بر تصمیمات تشدید دشمن حتی پس از جذب تلفات قابل توجه حفظ خواهد کرد.
ارزیابی قابلیتهای جنگی پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
هفته اول انتقام ایران در طول عملیات خشم حماسی، کمپینی به رهبری ایالات متحده که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، تأیید کرد که پهپادها به سلاح اصلی تهران برای حملات منطقهای پایدار تبدیل شدهاند. این مهمات به اندازهای ارزان هستند که به ایران اجازه میدهند فشار را بر دشمنان خود حفظ کند و به اندازهای زیاد هستند که دفاعهای متقابل را خسته کنند. علاوه بر این، پهپادها به اندازهای قابل استفاده هستند که تهران میتواند موشکهای بالستیک خود را برای اهدافی که نیاز به سرعت یا اثر قاطع دارند، حفظ کند.
بر اساس دادههای موجود و ردیابی منابع باز جنگ، بین ۱ مارس و ۸ مارس، امارات متحده عربی ۱,۴۲۲ پهپاد ایرانی و ۲۴۶ موشک را جذب کرد. عربستان سعودی نیز با یک کمپین مشابه متمرکز بر پهپادها علیه زیرساختهای انرژی و مراکز نظامی خود مواجه شد. تهران همچنین به شدت بحرین و کویت را به دلیل نزدیکی و اهمیت آنها برای موضع منطقهای آمریکا هدف قرار داد. پهپادها ۷۱ درصد از تمام حملات ایران در این هفتههای ابتدایی را تشکیل میدادند.
تهران بستههای حمله خود را بر اساس کشور تنظیم کرده است؛ موشکها ۴۹ درصد از مهمات پرتاب شده توسط تهران به کویت و ۶۸ درصد از آنچه که برای حمله به قطر استفاده شده را تشکیل میدهند. کمپینهای پهپادی و موشکی تهران از طراحی دو مرحلهای پیروی کردند: یک موج شوک اولیه با ۱۲۰۶ حمله، که به دنبال آن ریتم پایدار ۱۹۰ تا ۳۹۲ حمله در روز قرار گرفت، زیرا اشباع به فرسایش سازمانیافته تبدیل شد.
عملیات خشم حماسی توانایی قابل توجهی در سرکوب سرعت حملات پهپادی ایران نشان داد. تا روز دهم عملیات، مقامات آمریکایی ارزیابی کردند که فعالیت پرتاب پهپادهای ایرانی ۸۳ درصد نسبت به سطوح اولیه کاهش یافته است، در کنار کاهش تقریبی ۹۰ درصدی در پرتابهای موشکی بالستیک. چنین کاهشی قابل توجه است و نشان میدهد که حملات پایدار تحت رهبری ایالات متحده به پرتابکنندههای ایرانی به شدت توانایی جمهوری اسلامی برای تولید پروازها، چرخش در زیرساختهای پرتاب و حفظ نرخ اولیه شلیک را مختل کرده است.

سرکوب تسلیحات ایرانی به معنای نابودی نیست
نوشتههای عمیق تأکید میکنند که ریتم پرتاب یک متغیر جریانی است، مقداری که در یک دوره خاص اندازهگیری میشود نه در یک لحظه واحد. ریتم پرتاب ایران اندازهگیری مستقیمی از موجودی باقیمانده پرتابکنندههای آن نیست؛ کاهش ۸۳ درصدی در پرتابها به این معنا نیست که ۸۳ درصد از پهپادهای ایران نابود شدهاند. با توجه به ذخیرهسازی پراکنده نیروی پهپادی شاهد ایران، معماری ساده پرتاب ریلی آن و استفاده از کامیونهای پیکاپ به عنوان پرتابکنندههای سریع، و شبکه تولید نسبتاً پراکنده آن، نرخهای پایینتر پرتاب ایران در روزهای ابتدایی عملیات خشم حماسی میتواند منعکسکننده تصمیمات عملیاتی مختلفی باشد—از صرفهجویی و جابجایی تا سازگاری تاکتیکی یا زیرساختهای پرتاب آسیبدیده.
بنابراین، موفقیتهای اولیه عملیات خشم حماسی منجر به سرکوب شدید تولید پهپادهای ایرانی شد. اما این موفقیتها لزوماً به نابودی معادل بنگاه پهپادی ایران منجر نشد. درسهایی از حمله روسیه به اوکراین نشان میدهد که در حالی که حملات عمیق به سایتهای تولید پهپاد و پرتابکنندهها میتواند به طور موقت سرعت عملیاتی یک نیرو را سرکوب کند، کاهش تولید صنعتی آن نیرو در بلندمدت میتواند چالشبرانگیزتر باشد.
چگونه نیروی پهپادی ایران در حال سازگاری است
امروز، ایران در استفاده از پهپادها یک سازگاری کیفی ایجاد میکند. این سازگاری به وضوح در سیستم حدید-۱۱۰ مشهود است. این پلتفرم که برای اولین بار در سال ۲۰۲۵ رونمایی شد، نشاندهنده یک تغییر دکترین از پهپادهای کند و پروانهای به سمت سلاحهای سریع و کممشهود است. یک تقویتکننده و جت بهبود یافته بهطور گزارششده به پهپاد اجازه میدهد تا به سرعتهایی بالاتر از ۳۱۷ مایل در ساعت برسد، که تقریباً سه برابر سریعتر از یک شاهد-۱۳۶ است.
علاوه بر این، یک حدید-۱۱۰ میتواند یک کلاهک ۶۶ پوندی را در ارتفاعات تا ۳۰,۰۰۰ پا حمل کند. نقش اصلی این پهپاد بمباران استراتژیک عمیق نیست، بلکه سرکوب و نابودی دفاع هوایی دشمن (SEAD/DEAD) است: حمله به رادارها، گرههای فرماندهی و حسگرهای دفاع هوایی دریایی برای باز کردن کریدورهایی برای حملات موشکی بعدی. اگرچه دامنه محدود، امضای مادون قرمز و پیکربندی سختافزاری به حسگر و شلیککننده استفاده گسترده آن را محدود میکند، از جمله توسط نمایندگان، حدید-۱۱۰ نشان میدهد که ایران در حال تنوع بخشیدن به مفاهیم عملیاتی پشت تلاشهای اشباع خود است. تهران یک نوک تیز سریعتر اضافه میکند که برای شکستن دفاعهای یک رقیب قبل از رسیدن حملات بزرگتر طراحی شده است.
تلاشهای ایران برای بازسازی و بهبود قابلیتهای پهپادی خود مشکلات ساختاری متفاوتی نسبت به آنچه تهران در برنامه موشکی بالستیک خود با آن مواجه است، ارائه میدهد. چه با موتورهای توربوجت، پیستونی یا موتورهای وانکل، پهپادهای ایران به ماژولهای موقعیتیابی GNSS-INS، خلبانهای خودکار، کامپیوترهای پرواز، عملگرهای سرو، الکترونیک تجاری، بدنههای کامپوزیتی، کلاهکها، فناوری فیوز و یکپارچگی استاندارد وابسته هستند. با این حال، این ورودیها ماژولار، اغلب قابل تعویض و در میان سازمانهای نظامی، دانشگاهها، شرکتهای جبههای، کارگاهها و فروشندگان خارجی توزیع شدهاند. حملات ایالات متحده و متحدان میتوانند موجودیهای پهپاد ایران و نرخهای پرواز آن را کاهش دهند، اما احتمال کمتری وجود دارد که دانش طراحی، شبکههای تأمینکننده یا ظرفیت برای سازگاری تدریجی جمهوری اسلامی را از بین ببرند.
بنابراین، به احتمال زیاد بازسازی قابلیتهای پهپادی ایران نامتقارن خواهد بود. اکوسیستم غیرمتمرکز پهپادهای تهران میتواند سریعتر از قابلیتهای تولید موشکی خود را بازسازی کند. ایران ممکن است در عرض چند ماه به حجم پهپادها دست یابد، در حالی که تجدید موشکی احتمالاً کندتر و بیشتر در معرض اختلالات زنجیره تأمین خواهد بود.
علاوه بر این، به نظر میرسد که بهبودی کلی نظامی ایران به شدت به استفاده از پهپادها وابسته باشد، به طوری که در نهایت یک ساختار حمله بالغتر به قابلیتهای موشکی مجهز خواهد شد. فرسایش جنگی ایران را از پرتاب امواج بزرگ و قابل مشاهده پهپادها به سمت آغاز حملات کوچکتر، تکراری و پراکنده از دامنه وسیعتری از مواضع پنهان سوق داده است. هدفگیری تهران همچنین به طور انتخابیتر شده و به سمت فرودگاهها، مراکز داده، سایتهای راداری، انبارهای سوخت، زیرساختهای بندری و مخابراتی و هواپیماهای نمایان تغییر کرده است.
پرتفوی تازهنفس پهپادهای ایران احتمالاً ترکیبی از هزینههای پایین و تعداد محدودی از نفوذگران خواهد بود. پهپادهای پروانهای میتوانند پایداری را تحمیل کرده و دفاعها را خسته کنند، در حالی که انواع جتمحور میتوانند زمان هشدار را فشرده کنند. به همین ترتیب، موشکهای کروز میتوانند هندسه درگیری یک نیروی مخالف را پیچیده کنند، در حالی که موشکهای بالستیک میتوانند سرعت و تأثیرات سنگینتری را فراهم کنند.
چین و زنجیره تأمین پهپاد
در تلاشهای ایران برای تقویت قابلیتهای پهپادیاش، چین همچنان خط اصلی تأمین سختافزاری جمهوری اسلامی است. پکن بیش از 60 درصد از الکترونیکهای خانواده پهپادهای شاهد را به تهران تأمین میکند، همچنین ماژولهای ناوبری، اپتیکها، باتریها، تجهیزات کنترل عددی کامپیوتری و کابلهای فیبر نوری را نیز فراهم میآورد. چین همچنین از طریق شرکتهای پوششی و واسطهها به ایران پوشش تأمین میدهد. حتی پایهگذاری روسی شاهد، که به خانواده گران معروف است، اکنون از تعداد فزایندهای از اجزای چینی، از جمله موتورهای جت، استفاده میکند.
روسیه چیزی متفاوت به تلاشهای ایران اضافه میکند. مسکو به تهران تجربههای جنگی، تطبیقهای فنی و درسهایی که از سالها عملیات شاهد در اوکراین به دست آمده است، ارائه میدهد. ایالات متحده و متحدانش باید به دقت هر نشانهای از همکاری بین گروه ویژه جنگ پهپادی روبیکون روسیه و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را زیر نظر داشته باشند.
علاوه بر این، در تحلیل زنجیرههای تأمین، “تأمین شده توسط چین” نباید با “ساخته شده در چین” اشتباه گرفته شود. بسیاری از الکترونیکها، موتورهای جت، اجزای ناوبری، باتریها و نیمههادیهای موجود در پهپادهای ایرانی از ایالات متحده، اروپا و ژاپن منشأ میگیرند. این اجزا سپس از طریق توزیعکنندگان و شرکتهای تجاری چینی به تولیدکنندگان ایرانی میرسند. بنابراین چین به طور همزمان به عنوان یک تأمینکننده صنعتی و یک دروازه فرار از تحریمها عمل میکند. پکن رژیم ایرانی را به بازارهای جهانی دو منظوره متصل میکند در حالی که منشأ اجزای دو منظوره—همچنین کاربران نهایی و مقاصد نهایی محصولات را که به طور مؤثری شستشو میدهد، پنهان میکند.
معماری تأمین لایهای که چین فراهم میکند، به نهادهای ایرانی تحت تحریم اجازه میدهد تا واسطههای در معرض خطر را بدون نیاز به بازسازی کامل زنجیرههای تأمین خود، جایگزین کنند. این پویایی باعث میشود که شبکههایی که ایران به کار میگیرد، به جای هر تأمینکننده واحد درون آنها، منبع اصلی تابآوریاش باشد. حمایت چین همچنین فراتر از زنجیره تأمین به زنجیره کشتار ایرانی نیز گسترش مییابد. در جریان عملیات اپیک فیوری، میزارویژن، یک استارتاپ چینی در زمینه هوش مصنوعی و تحلیل جغرافیایی، تصاویری با برچسب و تقویتشده با هوش مصنوعی از پایگاههای نظامی ایالات متحده منتشر کرد. ارث آی، یک نهاد چینی دیگر، تصاویر ماهوارهای را بهطور مستقیم به تهران ارائه داد. چانگ گوانگ، نخستین شرکت ماهوارهای سنجش از دور تجاری چین، بهطور گزارش شدهای تصاویری از تأسیسات ایالات متحده و متحدانش را به درخواستهای ایران برای چنین اطلاعاتی جمعآوری کرده است.
به لطف پکن، تهران در حال حاضر در حال بررسی اتصال چندلایه از طریق LTE/5G، لینکهای فرکانس رادیویی، شبکههای مش، ارتباطات ماهوارهای و هدایت فیبر نوری است. پهپادهای هدایتشده با کابل که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگان منطقهای آنها به کار گرفته شدهاند، دقتی مقاوم در برابر اختلالات را بدون وابستگی به تأسیسات صنعتی بزرگ به ایران ارائه میدهند. بنابراین، بازدارنده جنگافزار پهپادی ایران به احتمال زیاد به سمت ساختاری سبکتر، پراکندهتر و مقاومتر در برابر جنگ الکترونیکی پیش خواهد رفت.
در نهایت، معماری حمله سنگین ایران با پهپادها در کنار نیروی موشکی کروز کوچکتر اما مکمل خود عمل خواهد کرد. ارزیابیهای موجود نشان میدهد که انتخابهای هدفگذاری ایالات متحده و اسرائیل که زیرساخت موشکهای بالستیک میانبرد و پهپادهای ایران را در اولویت قرار دادهاند، باعث شده است که زرادخانه موشکی کروز تهران نسبتاً کمتر آسیب ببیند. در حالی که این سلاحها ستون فقرات کمی از قدرت حمله ایران نیستند، ارزش آنها در تغییر هندسه درگیری از طریق رویکردهای با ارتفاع پایین است که تشخیص راداری و تخصیص دفاعی را پیچیده میکند. آنها در عملیات اپیک فیوری با وجود پروفایل پایینتر خود همچنان مرتبط باقی ماندند: به عنوان مثال، تا ۲۳ مارس، ایران کمتر از ۳۰ موشک کروز را در کنار هزاران پهپاد و موشک بالستیک شلیک کرده بود.

چه چیزی را در آینده باید زیر نظر داشت
ایران از تأثیرات فرسایشی عملیات خشم حماسی در امان نمانده است. اما فرسایش نتوانسته است نیروهای موشکی و پهپادی آن را نابود کند. موجودیهای تهران کاهش یافته، زیرساختهای آن آسیب دیده و جریانهای پرتاب به شدت محدود شده است. با این حال، نظم اصلی نبرد ایران به طور نهادی دست نخورده باقی مانده است؛ دکترین، انضباط و انسجام رژیم حفظ شده و هیچ انشعاب یا تکهتکه شدن سازمانی قابل توجهی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وجود نیامده است. سپاه پاسداران ساختارهای فرماندهی، دانش فنی و فرهنگ عملیاتی لازم برای بازسازی را حفظ کرده است.
جنگهای دو سال گذشته همچنین رقابتی را که به طور فزایندهای برتری تهاجمی و ذاتاً ناپایدار است، بین تهاجم انبوه و سرمایهگذاری در دفاع پیشرفته نمایان کرده است. ایران میتواند پهپادها و بستههای حمله ترکیبی را سریعتر و ارزانتر از آنچه که ایالات متحده و متحدانش میتوانند سامانههای پیشرفته و گرانقیمت را تجدید کنند، جمعآوری کند. این عدم تعادل همچنان ویژگی درگیری جاری را مشخص میکند.
اوکراین و اروپا به طور کلی همچنان مصرفکنندگان عمده سامانههای پدافند موشکی بالستیک هستند. احتمال اقدام نظامی روسیه علیه کشورهای عضو ناتو در اروپا تقاضا برای این داراییهای دفاعی را بیشتر افزایش میدهد. سال آینده همچنین پنجره دیویدسون را به پایان خواهد رساند، یک معیار استراتژیک که توسط رئیس پیشین فرماندهی هند-پاسیفیک ایالات متحده معرفی شده است و به دوره ۲۰۲۱–۲۷ اشاره دارد که در آن احتمالاً ارتش چین تلاش خواهد کرد تا تایوان را اشغال یا تصرف کند. بنابراین، موفقیت در رهگیری پهپادها یا موشکها در حال حاضر میتواند آمادگی یک نیرو را برای درگیری بعدی کاهش دهد. هیچ ائتلافی دارای مجلات نامحدود نیست.
در نهایت، تلاشهای ایران برای بازسازی موشکها و پهپادها در مسیرهای صنعتی متفاوتی پیش خواهد رفت. تهران میتواند ظرفیت پهپادی خود را از طریق تولید توزیعشده بازیابی کند، در حالی که نیروهای موشکی با سوخت جامد و مایع آن به زنجیرههای تأمین و تولید خاص و سختتری وابسته هستند. بازسازی نیروهای خود بدون کمک از چین، روسیه و کره شمالی برای ایران به طور استثنایی دشوار خواهد بود.
بنابراین، وظیفه استراتژیک پیش روی ایالات متحده و متحدانش دوگانه است: حفظ انسجام ائتلاف خود در حالی که ائتلاف مخالفی که به ایران امکان میدهد را تکهتکه کنند. واشنگتن و شرکای آن کار زیادی برای انجام دارند. نابود کردن کارخانهها برای این وظیفه کافی نخواهد بود اگر شبکه فراملی که ایران را با اجزاء، سوخت، تخصص تولید و دادههای هدفگیری با وضوح بالا و در زمان واقعی تأمین میکند، باقی بماند.

