نفوذ فزاینده شبکههای نیابتی ایران بهطور بنیادی چشمانداز امنیتی خاورمیانه را تغییر داده است. با تشدید تنشهای منطقهای، این شبکههای نیابتی ایران از سلولهای خوابیده غیرفعال به واحدهای فرماندهی فعال تبدیل شدهاند که قادر به اجرای جنگهای نامتقارن پیچیده هستند. این تحول بهطور مستقیم به ثبات اقتصادی و داخلی کشورهای خلیج فارس چالش میافکند.
با عدم وجود افق روشنی برای پایان خصومتها میان ایالات متحده، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس، ایران و نیابتیهای منطقهای آن، خاورمیانه در دورهای بهویژه پرتنش قرار دارد. جنگ بهطور علنی، هم از نظر نظامی و هم اقتصادی، در حال انجام است، اما همچنین بهطور پنهانی، با وجود سلولهای داخلی مخفی متعدد در سراسر منطقه، به این ترکیب سمی افزوده میشود.
تکامل جنگ نامتقارن منطقهای
در عمق ساختار دولتها، شبکههای سایهای مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و حزبالله، شبهنظامی مورد حمایت ایران در لبنان که از سال 2024 بهطور مداوم هدف اسرائیل قرار گرفته است، درک میشود. حرکت ظاهری ایران به سمت «صادرات بینظمی» است—عبارتی که به شعار معروف ایران در سال 1979 برای «صادرات انقلاب» اشاره دارد. این بهعنوان وسیلهای برای هدف قرار دادن زیرساختهای امنیتی و اقتصادی کشورهای خلیج فارس از درون، از کویت در دهه 1980 تا عملیاتهای امنیتی امسال، تبدیل شده است.
تهران جنگ نامتقارن را برای وارد کردن حداکثر آسیب با ابزارهایی که به آن امکان رقابت با وجود عدم توازن قدرت را میدهد، پذیرفته است. در کنار این، شبکههای مرتبط با ایران و نیابتیهای آن فراتر از خرابکاری رفتهاند؛ آنها به واحدهای اطلاعاتی و فرماندهی تبدیل شدهاند و از غیرفعالی سلولهای خوابیده به عملیاتهای فعال تغییر شکل دادهاند که بهمنظور پراکنده کردن تلاشهای دفاعی و بیثبات کردن اقتصادها طراحی شدهاند. از جمعآوری اطلاعات، آنها به ترور، جابجایی موشکهای بالستیک و پولشویی با استفاده از ارزهای دیجیتال منتقل شدهاند.
چگونه شبکههای نیابتی ایران بر امنیت کویت تأثیر میگذارند
کویت کویت واضحترین مدل برای درک تحول مدیریت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر گروههای وابستهاش را ارائه میدهد. امروز، نقشههای آن نمادهای دولت را هدف قرار میدهند، اما ایران ابتدا در کویت به دنبال «صادرات انقلاب» بود و در سال ۱۹۸۳ با مجموعهای از بمبگذاریها که سفارتهای ایالات متحده و فرانسه، فرودگاه بینالمللی کویت و یک کارخانه پتروشیمی را هدف قرار داد، اقدام کرد.
تحقیقات انگشت اتهام را به سوی عناصری مرتبط با حزب اسلامی الدعوه نشانه رفت، که از آن حزب حزبالله شکل گرفت و در ابتدا به عنوان تلافی برای حمایت کویت از عراق و ایالات متحده در طول جنگ اول خلیج فارس بود. از جمله شخصیتهای برجسته مرتبط با آن دوران میتوان به رهبر شبهنظامی عراقی، جمال جعفر علی الابرهمی، معروف به ابومهدی المهندس، و مبارز لبنانی، مصطفی بدرالدین، که یک عامل حزبالله و مرتبط با ترور نخستوزیر پیشین لبنان، رفیق حریری بود، اشاره کرد. در سال ۱۹۸۵، این سلولها تلاش کردند تا امیر فقید کویت، شیخ جابر الاحمد الصباح، را با بمبگذاری در خودروی او هدف قرار دهند. این اقدام به عنوان یک پیام سیاسی ایرانی توصیف شد.
خرابکاری تاریخی و عملیاتهای پنهانی مدرن
در همان سال، بمبها کافهها را هدف قرار دادند و ترس را گسترش دادند. در سال ۲۰۱۵، خدمات امنیتی کویت سلول «عبدالی» را دستگیر کردند و ۱۹ تن مهمات و ۱۴۴ کیلوگرم مواد منفجره را در یک مزرعه مرزی پیدا کردند. این موضوع به استخدام شهروندان کویتی و آموزش آنها در اردوگاههای حزبالله در لبنان تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف گسترش اصول ولایت فقیه (مدل حکمرانی روحانی) ایران اشاره داشت.
اوایل امسال، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله کردند و ایران در پاسخ به این حملات به کشورهای خلیج فارس حمله کرد، خدمات امنیتی کویت شبکهای را دستگیر کردند که به گفته آنها به حزبالله مرتبط بود و در حال برنامهریزی برای ترور مقامات بود. گزارشها حاکی از آن است که این سلول از روشهای ارتباطی قدیمی، مانند کد مورس، برای فرار از نظارت الکترونیکی پیشرفته استفاده میکرد. تحت پوشش شرکتها، رستورانها و شرکتهای سرمایهگذاری، این سلول به تسهیل ورود و خروج عاملان شناختهشده به کویت متهم شده است.
تهدیدات منطقهای برای عربستان سعودی و بحرین
عربستان سعودی به نظر میرسد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلاش کرده است تا یک پروکسی مسلح به نام حزبالله الحجاز را برای انجام عملیات در عربستان سعودی مستقر کند، جایی که بمبگذاری برجهای الخبر در سال 1996 هنوز در یادها تازه است. انفجار یک تانکر بمبگذاری شده 19 نظامی آمریکایی و یک شهروند سعودی را کشت. تحقیقات، احمد ابراهیم المغسل را به عنوان مغز متفکر و فرمانده این گروه شناسایی کردند. اطلاعات عربستان او را در بیروت در سال 2015 دستگیر کرد.
تحقیقات نشان داد که خانواده او با حزبالله ارتباط دارند. پسرش، عمران احمد المغسل، در نوامبر 2023 در جنوب لبنان کشته شد. عمران بخشی از یک شبکه مالی بود که شامل شرکتهای گردشگری در لبنان و ایران میشد و به انتقال وجوه برای حمایت از حوثیها در یمن کمک میکرد. بحرین فعالیتهای سپاه پاسداران در بحرین به شکل اطلاعات میدانی بوده است. در ماه مارس امسال، دادستان کل بحرین اعلام کرد که 14 متهم به اتهام جاسوسی به نفع ایران به دادگاه ارجاع داده شدهاند. به ادعای گزارشها، این واحد موظف به نظارت و عکاسی از سایتهای دفاعی و تأسیسات حساس انرژی بوده و از نرمافزارهای رمزنگاری پیشرفته برای انتقال دادههای زنده و مختصات دقیق به ایران استفاده میکرده است.
درک نقش شبکههای پروکسی ایران
دادههای ارسال شده توسط این سلولها برای اطمینان از اینکه موشکها و پهپادهای بالستیک ایرانی به اهداف خود در داخل بحرین، از جمله یک پالایشگاه نفت، اصابت کنند، استفاده شده است. برخی از اعضای این گروه حتی به اصلاح مسیرهای موشکی پرداختهاند. گزارشها حاکی از آن است که سایر اعضا اطلاعات نادرست را از طریق حسابهای الکترونیکی که از ایران مدیریت میشدند، منتشر کردهاند. امارات متحده عربی در حالی که سلولهای موجود در کشورهای دیگر بر خرابکاری تمرکز کردهاند، امارات با یک استراتژی پیچیدهتر ایرانی مواجه شده است که بر مالیات و پولشویی متمرکز است.
در تاریخ 20 مارس 2026، سرویس امنیت دولتی اعلام کرد که یک شبکه تأمین مالی و مدیریت شده توسط حزبالله و ایران را شناسایی و منهدم کرده است. فعالیتهای این شبکه بهطور گزارششده شامل پولشویی درآمدهای حاصل از تولید و فروش کاپتاگون، یک محرک نوع آمفتامین اعتیادآور است که عمدتاً در سوریه تولید میشود و در سراسر منطقه بهطور گستردهای مصرف میشود. همچنین بر این باورند که این سلول به دنبال دور زدن تحریمهای غربی با خرید تجهیزات دو منظوره، از جمله تراشههای کامپیوتری پیشرفته و قطعات پهپاد، قبل از ارسال آنها به ایران بوده است.
تاکتیکهای مالی و روشهای تجارت غیرقانونی
قطر در ماه مارس، مقامات قطری اعلام کردند که ده مظنون از دو شبکه وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را شناسایی کردهاند که این امر نشاندهنده تغییر در روابط دوجانبه پس از سالها توازن دیپلماتیک حساس دوحه است. این موضوع همزمان با حملات موشکی ایران به پایگاه هوایی العدید قطر و تأسیسات انرژی رخ داد. گزارشها حاکی از آن است که مظنونان به انجام مأموریتهای جاسوسی و خرابکاری اعتراف کردهاند، پس از آنکه مختصات تأسیسات حساس و ابزارهای ارتباطی رمزگذاریشده در اختیارشان یافت شد.
روشهای عملیاتی شبکههای فعال با سپاه پاسداران و حزبالله اشکال مختلفی به خود میگیرد. عملیاتها اغلب از خارج از کشورهای حاشیه خلیج فارس مدیریت میشوند، چه از تهران و چه از حومه جنوبی بیروت.
ارتباط با عناصر محلی یا مهاجر برقرار میشود که بسیاری از آنها آموزشهای نظامی و اطلاعاتی را در اردوگاهها دریافت کردهاند. آنها از سوی بازیگرانی که در زمینه دستکاری دیجیتال و رسانه فعالیت میکنند، حمایت میشوند و در زمینه امور عمومی و افکار عمومی فعالیت دارند.
جذبشدگان، که اغلب در مراکز مذهبی شناسایی میشوند، آموزش میبینند که این تنها راه “آزادسازی قدس و مقابله با دشمن” است. با گذشت زمان، آنها به این نتیجه میرسند که دولت ملی خود (خلیج) مانع این پروژه است. پس از تلقین، آنها به شبکههایی به نام سلولهای خوابیده تبدیل میشوند و از روشهای پنهانی عمل میکنند. برای تأمین مالی فعالیتهای خود، حزبالله و ایران به طور فزایندهای به اقتصاد غیرقانونی روی آوردهاند و تجارت کاپتاگون به یک رکن مرکزی تبدیل شده است.
مرز لبنان و سوریه اکنون به یک منطقه وسیع تولید این دارو تبدیل شده است که سپس به کشورهای حاشیه خلیج فارس قاچاق میشود. آنها حتی با کارتلهای مواد مخدر در آمریکای جنوبی همکاری میکنند، بهویژه در منطقه مثلث مرزی بین آرژانتین، برزیل و پاراگوئه. پولهای حاصل از مواد مخدر سپس از طریق تجارت خودروهای دستدوم یا طلا شستشو داده میشود.
در ماههای اخیر، کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال توسعه سیستمهایی برای ردیابی “شستشوی پول دیجیتال” هستند و بهطور مشترک و با به اشتراکگذاری اطلاعات همکاری میکنند.
بانکها و صرافیها اکنون ملزم به ارائه “گزارشهای تراکنش مشکوک” بهطور فوری هستند تا افراد پشت آنها قابل ردیابی باشند. بهطور موازی، آنها نظارت سختگیرانهای بر گروههای سیاسی اعمال کرده و نظارت بر هرگونه فعالیت مرتبط با اسلام سیاسی، چه سنی و چه شیعه، را تشدید کردهاند. در تلاشهای کشورهای حاشیه خلیج فارس برای کاهش نفوذ ایران در منطقه، هیچ سنگی برنمیدارند.

