شگفتی اکتبر ایران دیگر یک یادداشت تاریخی نیست بلکه یک تهدید استراتژیک زنده برای دو دوره انتخاباتی پیش رو است. قمار گروگانگیری جمهوری اسلامی در سال 1980 نشان داد که چگونه یک بحران بهموقع میتواند یک رقابت سیاسی آمریکایی را دگرگون کند و رژیم کنونی به نظر میرسد که این درس را آموخته است.
با برگزاری انتخابات اسرائیل در 27 اکتبر و انتخابات ایالات متحده در 3 نوامبر، هفته پایانی اکتبر فرصتی باریک اما قوی را برای تهران فراهم میآورد تا خشونت را تحریک کند، واکنشی از اسرائیل بگیرد و هزینههای اقتصادی و سیاسی را بر واشنگتن تحمیل کند. یک حمله موشکی با تلفات بالا یا حمله نیابتی، فضای داخلی کمی برای بنیامین نتانیاهو باقی میگذارد تا بدون تلافی به این حمله پاسخ دهد، در حالی که تشدید بیشتر میتواند قیمت نفت را افزایش دهد و حمایت جمهوریخواهان را چند روز قبل از انتخابات میاندورهای تضعیف کند.
این منطق شگفتی اکتبر ایران بهعنوان یک سلاح جنگ سیاسی است، نه صرفاً یک یادداشت تاریخی. رهبری ایران میداند که هر دو دولت تحت فشار حداکثری داخلی عمل خواهند کرد و ممکن است محاسبه کند که اصطکاک ناشی از این وضعیت بین واشنگتن و اورشلیم میتواند دشمنانش را تضعیف کند. جلوگیری از وقوع دوباره چنین سناریویی نیازمند برنامهریزی پیشگیرانه و هماهنگ است، نه مدیریت بحران واکنشی پس از پرتاب اولین موشکها.
شگفتی اکتبر ایران از تاریخ بازمیگردد
شگفتی اکتبر در ایران متولد شد — و 46 سال بعد، جمهوری اسلامی ممکن است در حال آمادهسازی برای راهاندازی یک شگفتی دیگر باشد.
در سال 1980، بحران گروگانگیری — 52 آمریکایی که در سال گذشته در سفارت ایالات متحده در تهران در حین انقلاب اسلامی ایران به گروگان گرفته شدند — بر رقابت ریاستجمهوری بین جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت، و رونالد ریگان، رقیب، تسلط داشت.
مدیر کمپین ریگان، بیل کیسی، با فرض اینکه ایران از پیروزی رئیسجمهور جنگطلبش هراس دارد، نگران بود که ایران ممکن است گروگانها را درست قبل از روز انتخابات آزاد کند — و پیروزی لحظه آخری را به کارتر هدیه دهد.
بهدنبال جلوگیری از آنچه او «شگفتی اکتبر» نامیده بود، کیسی به رسانهها درباره نگرانیاش گفت و این عبارت بهعنوان یک اصطلاح جا افتاد.
امروز این واژه برای هر رویداد ناگهانی که به منظور تأثیرگذاری بر انتخابات به کار میرود، استفاده میشود.

کیسی نیت واقعی خمینی را اشتباه فهمید
اما کیسی اشتباه کرد: رهبر عالیقدر ایران، آیتالله روحالله خمینی، دلایل خاص خود را برای شکست کارتر داشت.
کارتر شاه منفور را به ایالات متحده راه داد و او را به نماد حمایت چند دههای واشنگتن از سلطنت تبدیل کرد؛ کارتر داراییهای ایرانی را مسدود کرد، تحریمهایی وضع کرد و روابط دیپلماتیک با تهران را قطع کرد.
در نظر خمینی، تحقیر کارتر و محروم کردن او از پیروزی سیاسی بازگشت گروگانها به خانه، به نفع انقلاب اسلامی بود.
او گروگانها را تا روز انتخابات و فراتر از آن نگه داشت و آنها را در عرض چند دقیقه پس از مراسم تحلیف ریگان در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ آزاد کرد — زمانبندی فوقالعادهای که به شایعاتی درباره توافق مخفی ریگان-ایران دامن زد، که تحقیقات جامع کنگره در نهایت آن را رد کرد.
با معلق نگه داشتن گروگانها، خمینی بهطور موفقیتآمیزی بر سیاستهای آمریکایی تأثیر گذاشت.
تهران به دنبال تشدید در زمان انتخابات
ما ممکن است به زودی با یک ترفند دیگر ایرانی مواجه شویم که هدف آن بهرهبرداری از انتخابات خارجی برای تضعیف دشمنان رژیم است.
انتخابات اسرائیل در تاریخ ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است؛ انتخابات میاندورهای ایالات متحده در ۳ نوامبر، دقیقاً یک هفته بعد برگزار میشود.
این موضوع پایان اکتبر را به یک بازه زمانی بالقوه خطرناک برای خرابکاری رژیم تبدیل میکند.

نتانیاهو با دام تحریک مواجه است
تهران میتواند بهطور مستقیم به اسرائیل حمله کند یا از طریق یکی از نمایندگان تروریستی خود تشدید جدی ایجاد کند — با این محاسبه که نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، چند روز قبل از انتخابات، چارهای جز پاسخ قاطع نخواهد داشت.
تصور کنید که یک باران موشکی بالستیک به قدری بزرگ باشد که بتواند دفاعهای اسرائیلی را تحت فشار قرار دهد و شمار زیادی از غیرنظامیان را در تلآویو یا حیفا به قتل برساند.
<p
یا یک نیروی تروریستی ایرانی که حملهای با تلفات بالا علیه یک مرکز جمعیتی اسرائیلی انجام میدهد.
سناریوی دقیق غیرقابل پیشبینی است، اما محاسبه آن غیرقابل انکار است: ایجاد کشتاری به اندازهای که هیچ نخستوزیر اسرائیلی نتواند اجازه دهد به آن پاسخ داده نشود.
اما تهران به آن پاسخ حساب میکند.
یک انتقامگیری قوی اسرائیلی میتواند منجر به تشدید بیشتر در سطح منطقه شود، جنگ ایران را به صدر اخبار برساند، قیمتهای نفت و بنزین را افزایش دهد و برای رئیسجمهور دونالد ترامپ و جمهوریخواهان که در تلاش برای حفظ مجلس نمایندگان و سنا هستند، مشکلات سیاسی و اقتصادی جدی ایجاد کند.
جمهوریخواهان ممکن است کنگره را از دست بدهند
در سناریوی ایدهآل رژیم، تهران ضربه اسرائیل را تحمل میکند، نقش قربانی را بازی میکند و منتظر میماند ببیند آیا جمهوریخواهان شکست میخورند یا خیر.
اگر اینگونه باشد، ایران دقیقاً روایت مورد نظر خود را به دست میآورد: اسرائیل به جمهوریخواهان در از دست دادن کنگره کمک کرده است.
تهران سپس میتواند از عواقب ناشی از این موضوع برای عمیقتر کردن شکافها بین واشنگتن و اورشلیم بهرهبرداری کند و به منتقدان آمریکایی اسرائیل، چه در جناح راست و چه در جناح چپ، تکیه کند تا این پیام را به گوش برسانند.
این موضوع روزهای بلافاصله پیش از انتخابات اسرائیل را به یک فرصت جذاب برای تحریک ایرانی تبدیل میکند.

مقابله با سورپرایز اکتبر ایران
ما باید هماکنون به این موضوع فکر کنیم – زیرا هیچ شکی نیست که تهران در حال حاضر در حال انجام این کار است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سیستم سیاسی ما را به خوبی میشناسد؛ آنها شکافهای ما را مطالعه کرده و به دنبال فرصتهایی برای بهرهبرداری از آنها هستند.
وزارت خزانهداری در سال 2020 و دوباره در سال 2024 نهادهای مرتبط با سپاه پاسداران را به دلیل استفاده از اطلاعات نادرست و مواد هکشده برای مداخله در انتخابات ایالات متحده تحریم کرد.
مقابله با یک سورپرایز اکتبر – چه این سناریو و چه سناریوهای دیگر – نیازمند هماهنگی نزدیک ایالات متحده و اسرائیل در دو ماه آینده برای شبیهسازی احتمالات است.
مقامات سیاسی، نظامی و اطلاعاتی آمریکایی و اسرائیلی باید قبل از پرتاب موشکها، افزایش احساسات، افزایش قیمت نفت، کاهش آمار نظرسنجی و کار کردن هر دو دولت در جهتهای متضاد — به طور مستقیم به دام جمهوری اسلامی — بر سر پاسخهای احتمالی توافق کنند.
ژنرال مارک آ. میلی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، توسط ژنرال آویو کوهوی، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در کیریا در تل آویو، اسرائیل، در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۹ میزبانی میشود. (عکس وزارت دفاع ایالات متحده توسط ملوان ۱ کلاس دامینیک آ. پینرو)
انتقام ممکن است بهتر باشد که سرد سرو شود
یک گزینه باید حداقل مورد بررسی قرار گیرد: انتقام ممکن است غذایی باشد که بهتر است سرد سرو شود.
اگر ایران حملهای را به عمد طراحی کند تا اسرائیل را قبل از انتخابات تحریک کند، اسرائیل میتواند از خود دفاع کند، آنچه را که میتواند جذب کند، مسئولیت ایران را تعیین کند و منتظر بماند — تا بعد از هر دو انتخابات — تا در زمانی که خود انتخاب کند، تلافی کند.
اما ترامپ باید پوشش سیاسی لازم را به نتانیاهو بدهد تا به طور فوری پاسخ ندهد و تعهدی بدهد که ارتش دفاعی اسرائیل میتواند بعد از انتخابات میاندورهای اقدام کند.
ترامپ همچنین میتواند به وضوح، قبل از اکتبر، اعلام کند که واشنگتن از ترفند احتمالی رژیم آگاه است و بگوید که تحریک در فصل انتخابات موفق به تقسیم ایالات متحده و اسرائیل نخواهد شد و تلافی به طور حتمی دنبال خواهد شد.
چهل و شش سال پیش، یک آیتالله از انتخابات آمریکایی بهرهبرداری کرد و به تضعیف یک رئیسجمهور فعلی آمریکایی کمک کرد.
آیتالله فعلی نباید اجازه داشته باشد که همان سناریو را در این مورد اجرا کند.

