شکست دیپلماتیک دوجانبهای که در ژنو ترتیب داده شده است، یک چرخش ژئوپلیتیکی عظیم را نشان میدهد. تثبیت معماری انرژی جهانی و مدیریت درگیریهای رو به افزایش نیازمند یک توافقنامه ایران ترامپ در سال 2026 است که به طور مؤثری حاکمیت دولتی را با تدابیر سختگیرانه عدم گسترش متوازن میکند. تحلیل انحرافات ساختاری از چارچوب 2015 نشان میدهد که توافقنامه مدرن ایران ترامپ در سال 2026 اولویت را بر کاهش فوری تنشهای منطقهای به جای جزئیات فنی بلندمدت قرار میدهد.
توافقنامه ایران ترامپ در سال 2026 تغییرات ساختاری ایجاد میکند
توافقنامهای که ایالات متحده و ایران در 19 ژوئن در ژنو امضا خواهند کرد، واقعاً قابل مقایسه با برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) نیست که تیم رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، باراک اوباما، با کمک اروپا، روسیه و چین از 2013 تا 2015 برای محدود کردن برنامه هستهای ایران مذاکره کرد.
بارزترین تفاوت این است که توافقنامه نهایی 159 صفحهای که در سال 2015 امضا شد، متنی پایه و پنج فصل فنی داشت، در حالی که معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، گفته است که یادداشت تفاهم (MoU) 2026 کمتر از دو صفحه طول دارد. این اساساً یک آتشبس 60 روزه برای جنگی که آمریکاییها و اسرائیلیها در 28 فوریه 2026 علیه ایران آغاز کردند، توافق میکند.
امنیت منطقهای محرک توافقنامه ایران ترامپ در سال 2026
ناوبری در تنگه هرمز دوباره باز خواهد شد و یادداشت تفاهم شامل توافقی برای استفاده از این 60 روز برای مذاکره درباره نگرانیهای واشنگتن در مورد برنامه هستهای ایران و خواستههای ایران برای لغو تحریمها است. توافقنامه اوباما در سال 2015 بر محدود کردن برنامه هستهای ایران و اقدامات مالی غربی در پاسخ به آن متمرکز بود.
حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه هرگز مطرح نشد (اوباما میگفت اگر مطرح میشد، غیرقابل مذاکره بود). اما در سال 2026، وال استریت ژورنال گزارش داد که تهران خواستار بسته شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه به عنوان بخشی از یک توافقنامه بلندمدت است.
برخی گزارشها حاکی از آن است که یادداشت تفاهم متعهد میشود که ایالات متحده نیروهای منطقهای خود را افزایش ندهد و واشنگتن نیروهای اضافی که به منطقه فرستاده است را ظرف 30 روز پس از توافق نهایی خارج کند. اگر این درست باشد، این اولین بار خواهد بود که استقرارهای بلندمدت آمریکا با ایران مذاکره شده است. ارتش ایالات متحده مدتی است که در حال بررسی جابجایی برخی نیروها به دور از دسترسی موشکهای ایرانی است و هدف قرار دادن پایگاههای منطقهای آمریکا از مارس تنها به فوریت هرگونه برنامهریزی خواهد افزود.
عوامل هستهای تحت توافقنامه ایران ترامپ در سال 2026
ترامپ میگوید که این تفاهمنامه ایران را متعهد میکند که هرگز سلاح هستهای نخواهد ساخت. این موضوع جدیدی نیست. در اصول اولیه، برجام شامل تعهد ایران بود که “در هیچ شرایطی ایران هرگز به دنبال، توسعه یا به دست آوردن سلاحهای هستهای نخواهد بود”.
سپس تدابیر دقیقی برای محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران به مدت ۱۵ سال توصیف کرد.

وانس به رسانههای آمریکایی در تاریخ ۱۵ ژوئن گفت که تفاهمنامه ۲۰۲۶ دوره ۶۰ روزهای برای مذاکرات به منظور نهایی کردن توافق هستهای آغاز خواهد کرد، اما ایالات متحده و شرکای بینالمللیاش بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ به ۲۰ ماه زمان نیاز داشتند تا برجام را توافق کنند، بنابراین دشوار است که ببینیم چگونه تیم ترامپ به تنهایی تنها به دو ماه نیاز خواهد داشت، بهویژه از آنجا که اکنون موضوع اضافی ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران وجود دارد که از زمان خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ توسعه یافته است.
وانس گفت که متن تفاهمنامه توافقشده شامل پذیرش ایران برای مشارکت ایالات متحده و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در رقیقسازی این اورانیوم غنیشده و خارج کردن آن از کنترل ایران است. دوباره، پژواکهایی از یک دهه پیش وجود دارد، با این که اوباما در سال ۲۰۱۵ پذیرفته بود که روسیه میتواند ذخیره اورانیوم غنیشده را نگهداری کند.
ترامپ در پایان ماه مه به خبرنگاران گفت که او با این که روسیه یا چین اورانیوم غنیشده را بگیرند، احساس راحتی نمیکند، بنابراین به نظر میرسد که جزئیات زیادی هنوز برای حل و فصل وجود دارد. غنیسازی اورانیوم ایران شاید حساسترین موضوع باشد. اوباما در نهایت پذیرفت که ایران میتواند اورانیوم را غنیسازی کند، اما تنها به سطح پایین (۳.۶۷٪) تحت نظارت بازرسان بینالمللی به مدت ۱۵ سال.
پس از حملات قدرتمند آمریکایی به تأسیسات هستهای ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، ظرفیت غنیسازی باقیمانده ایران نامشخص است. تیم ترامپ میگوید امیدوار است که ایران سعی نکند برنامه هستهای خود را دوباره راهاندازی کند—یا حداقل موافقت کند که آن را به حالت تعلیق درآورد. ترامپ به رسانهها گفت که دوست دارد یک وقفه ۱۵ تا ۲۰ ساله ایجاد شود، اما رهبران ایرانی در حق حاکمیتی خود برای غنیسازی اورانیوم به منظور مقاصد غیرنظامی استوار هستند. امروز، دانشمندان ایرانی دانش و تجربه بسیار بیشتری در زمینه غنیسازی نسبت به سال ۲۰۱۵ دارند.
[caption id="attachment_25546" align="alignleft" width="1900"]
رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در دیدار خود با بهروز کمالوندی، سخنگوی آژانس، در تهران، در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۲۵.
خواستهای ترامپ برای اهرم توافق ایران در سال ۲۰۲۶ نیاز به متقابل دارد
وانس گفته است که ایرانیان در توافقنامه همکاری (MoU) به بازرسیهای برنامه هستهای خود توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) توافق کردهاند. رژیم بازرسی آژانس به دقت برای برجام مذاکره شده است، از جمله نحوه رسیدگی به اختلافات بین ایران و بازرسان (یا سایر طرفهای توافق) از طریق یک کمیسیون مشترک جدید. جزئیات فنی رژیم بازرسی اکنون باید دوباره مذاکره شود.
اوباما در مورد تحریمهای مالی و آزادسازی داراییهای مالی ایران که در سراسر جهان نگهداری میشد، سازش کرد. طبق برجام، کشورها توافق کردند که محدودیتها را بر روی حدود نیمی از ۱۱۰ میلیارد دلار داراییهای مسدود شده ایران لغو کنند. زمانی که ترامپ به قدرت رسید، واشنگتن محدودیتها را دوباره اعمال کرد و تلاشهای ایران برای دسترسی به داراییهای بزرگ در کره جنوبی و قطر را مسدود کرد.
در تاریخ ۱۴ ژوئن، خبرگزاری مهر ایران گزارش داد که تیم ترامپ بهطور اصولی توافق کرده است که در طول دوره ۶۰ روزه مذاکره بعدی، محدودیت خود را بر روی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران آزاد کند، که ۱۲ میلیارد دلار در ابتدای این دوره آزاد خواهد شد. مقامات دولت ترامپ این موضوع را انکار میکنند، حتی اگر شرایط توافقنامه همکاری همچنان محرمانه باقی بماند.
لغو تحریمها مسئله مالی بزرگ دیگری است. طبق شرایط برجام، واشنگتن توافق کرد که در اوایل سال ۲۰۱۶، تحریمها علیه غیرآمریکاییها که در معاملات تجاری و مالی با ایران درگیر بودند و همچنین تحریمها بر صادرات نفت، پتروشیمی و خودروهای ایرانی را معلق کند. در نتیجه، درآمدهای ارزی ایران افزایش یافت.
دولت اوباما همچنین تحریمهایی را که مانع از دسترسی بانک مرکزی ایران به سیستم بانکی بینالمللی میشد، لغو کرد، اما سایر تحریمها بر اقتصاد ایران به دلیل حمایت از گروههای تروریستی، نقض حقوق بشر و برنامه موشکی آن حفظ شد. این شامل ممنوعیت شهروندان و نهادهای آمریکایی از انجام هرگونه معاملات مالی با ایران بود.
تیم ترامپ هشدار میدهد که هرگونه اقدام ایالات متحده برای کمک به اقتصاد ایران—مانند آزادسازی داراییهای مالی مسدود شده و لغو تحریمها—به اقدامات مشخص ایران، بهویژه در برنامه هستهای آن بستگی خواهد داشت. در زمان نگارش، زمان دقیق این اقدامات مشخص نیست. دو مقام آمریکایی که خواستند نامشان فاش نشود، بهتازگی گفتند که واشنگتن آماده است برخی از داراییهای مسدود شده را آزاد کرده و برخی تحریمها را در آغاز دوره ۶۰ روزه کاهش دهد، اگر ایران اقداماتی متقابل انجام دهد.

مرزهای ژئوپلیتیکی شکلدهنده توافق ایران ترامپ در ۲۰۲۶
دولت اوباما تأمین یک توافق هستهای با ایران را بهعنوان اولویت اصلی خود قرار داد و به جای تمرکز بر اقدامات بیثباتکننده ایران در منطقه، از رویارویی با ایران در مورد مداخلهاش در جنگ داخلی سوریه خودداری کرد و توافق هستهای را مشروط به حمایت ایران از گروههای شبهنظامی منطقه نکرد. من از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ سفیر آمریکا در سوریه بودم و دولت اوباما سیاست سختگیرانهای در عدم بحث در مورد مسائل منطقهای با ایران بهطور دقیق در طول مذاکرات هستهای داشت.
امروز، به نظر میرسد وضعیت تغییر کرده است. در سال ۲۰۲۶، ایران تأکید کرده است که آتشبس باید شامل لبنان باشد، جایی که نیروی نیابتی آن، حزبالله، هدف اسرائیل قرار گرفته است. سخنگوی وزارت خارجه ایران در ۱۵ ژوئن تأکید کرد که اسرائیل باید به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان احترام بگذارد. یک روز بعد، وزیر خارجه ایران، عراقچی، بهطور مستقیمتر ادعا کرد که یادداشت تفاهم (MoU) نیازمند خروج اسرائیل از لبنان خواهد بود.
ترامپ که نگران تأمین آتشبس در خلیج فارس بود، با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، تماس گرفت تا از او بخواهد که به درگیریها در لبنان پایان دهد. مقامات اسرائیلی که از فشار آمریکا ناراضی و از تاکتیکهای سخت ترامپ خشمگین بودند، تأکید کردند که اسرائیل به یادداشت تفاهم بین واشنگتن و تهران متعهد نیست. وزیر دفاع اسرائیل، ایزاک کاتز، در ۱۵ ژوئن گفت که اسرائیل از لبنان، غزه یا سوریه خارج نخواهد شد و وزیر امنیت ملی، ایتامار بنگویر، تأکید کرد که یادداشت تفاهم هیچ الزامی برای اسرائیل ایجاد نمیکند. در واقع، بنگویر تأکید کرد که اسرائیل باید حزبالله را خلع سلاح کند.
مقامات آمریکایی میگویند که توافقنامه فقط خواستار آتشبس در لبنان است و نه خروج اسرائیل، و هرگونه پاسخ اسرائیلی به حملات جدید حزبالله با مفاد آن مغایرت نخواهد داشت. حمله اسرائیل به حومه جنوبی بیروت، حمله موشکی جدیدی از سوی ایران به اسرائیل را در تاریخ ۷ ژوئن برانگیخت که بهطور موقت مذاکرات آتشبس ایران را مختل کرد و باعث شد ترامپ در یک تماس تلفنی کوتاه با نتانیاهو مداخله کند.

همانطور که قبلاً اشاره شد، تنشهای منطقهای بهطور عمدی از توافق هستهای JCPOA در سال ۲۰۱۵ جدا نگهداشته شده بود و بنابراین گنجاندن لبنان توسط ایران تفاوت قابل توجهی به شمار میآید. از این رو، جنگ جاری اسرائیل و حزبالله در لبنان میتواند در طول دوره کوتاه ۶۰ روزه مذاکرات، یک خطر دائمی به شمار آید.
دو مقام ارشد آمریکایی که در تاریخ ۱۵ ژوئن با خبرنگاران آمریکایی صحبت کردند، آیندهای ممکن را توصیف کردند که در آن ایران برنامه هستهای خود را رها کرده، بر توسعه اقتصادی تمرکز میکند و بهطور دیپلماتیک به منطقه بازمیگردد. یکی از آنها گفت که میتواند یک “چارچوب جدید” برای منطقه را تصور کند که در آن کشورها سعی در بیثبات کردن رقبای خود نداشته و بهجای آن به سمت صلح واقعی و شراکتها حرکت کنند.
آنها گفتند که رهبران جدید ایرانی “زمانههای مدرن” را درک میکنند و میبینند که برنامه هستهای ایران یک شکست بوده است، اما هنوز مشخص نیست که آیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) این دیدگاه را به اشتراک میگذارد یا خیر. درک شده است که مذاکرهکنندگان آمریکایی با فرماندهان ارشد IRGC ملاقات نکردهاند.
در حالی که تیم ترامپ ممکن است اکنون آیندهای را پیشنهاد کند که در آن ایران نقش سازندهای ایفا کند، انتقادات تند جمهوریخواهان و نتانیاهو در یک دهه پیش، تیم اوباما را از بیان چنین آرزوهایی در ملأ عام بازداشت. سنای آمریکا توافق ۲۰۱۵ را در رأیگیری که طبق قانون اساسی ایالات متحده الزامی بود، رد کرد و بنابراین دولت اوباما—و در ابتدا دولت ترامپ—به تعهدات خود تحت این توافق عمل کرد بدون اینکه این توافق از نظر قانونی در داخل کشور اعتبار داشته باشد.
برخی نارضایتیها از جمهوریخواهان درباره توافقنامه با ایران وجود دارد، نهتنها به این دلیل که محتوای آن فاش نشده است، بلکه ترامپ بر حزب جمهوریخواه تسلط دارد و آماده است تا در زمانی که منافع سیاسی خود را در خطر ببیند، با نتانیاهو مقابله کند، بنابراین این نارضایتیها احتمالاً به ناآرامیهای جدی منجر نخواهد شد. به همان روشی که رئیسجمهور ضدکمونیست ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ روابط را با چین کمونیستی عادیسازی کرد، ترامپ فضای سیاسی داخلی لازم برای دستیابی به توافق هستهای با ایران را دارد.
data-path-to-node=”27″>این امر نیازمند صبر، پایداری، درک منافع طرف مقابل و پذیرش مشاوره از کارشناسان فنی آمریکایی است. تا به امروز، مذاکرهکنندگان ترامپ هیچ تمایلی به این امر نشان ندادهاند. محافظهکاران ایرانی، از سوی دیگر، این لحظه را به عنوان یک پیروزی جشن میگیرند. حتی در بهترین سناریوها، مسیر رسیدن به توافق در ماههای آینده به شدت دشوار خواهد بود.

