موضع کنونی نسبت به تهران منعکسکننده یک ابهام محاسبهشده است که یک قمار استراتژیک عمیقتر را که پیش از انتخابات نوامبر در حال شکلگیری است، پنهان میکند. حملات اخیر به جزیره لارک و بسته تحریمی که به شدت تبلیغ شده، نیت تهاجمی را نشان میدهد، اما محتوای واقعی نشاندهنده یک توقف جنگ ایران ترامپ است که بهگونهای طراحی شده تا از دیپلماسی معنادار و تشدید کامل جلوگیری کند. این سکون عمدی به الزامات سیاسی داخلی خدمت میکند و ایران را از تیترها دور نگه میدارد در حالی که ارتباط بین تورم ناشی از درگیری و انتخابهای نظامی دولت را سرکوب میکند.
تحریمها علیه بانک مصر، دومین بانک بزرگ مصر، ماهیت نمایشی کمپین فشار را نشان میدهد—از نظر بصری قابل توجه اما از نظر ساختاری ناچیز. بنابراین، توقف جنگ ایران ترامپ بهعنوان یک الگوی نگهدارنده عمل میکند و ظاهر اهرم فشار را حفظ میکند بدون اینکه هیچیک از طرفین را به اقدام غیرقابل برگشت وادار کند. با این حال، این تعادل بهطور ذاتی ناپایدار است زیرا تهران اختیار دارد و ممکن است زمان پاسخ خود را به گونهای تنظیم کند که اختلال انتخاباتی را به حداکثر برساند.
سوال استراتژیک این است که آیا این توقف نمایانگر مهار واقعی است یا صرفاً به تعویق انداختن یک محاسبه است که دقیقاً زمانی که دولت در آسیبپذیرترین حالت خود قرار دارد، به وقوع خواهد پیوست. دورهای قبلی درگیری نشان میدهد که تهران سریعتر از آنچه واشنگتن پیشبینی میکند، یاد میگیرد و تمایل آن برای تحمل فشارهای کوتاهمدت بهطور کامل به محاسبات مربوط به آسیبپذیری سیاسی آمریکا بستگی دارد. در واقع، این توقف یک راهحل نیست بلکه تعلیق عواقبی است که میتواند بهطور چشمگیری پیش از آنکه رأیدهندگان رأی خود را بدهند، از هم بپاشد.
چرا توقف جنگ ایران ترامپ متناقض به نظر میرسد
با وجود هیجان پیرامون تحریمهای جدید دونالد ترامپ و حتی حملات ایالات متحده به جزیره ایرانی لارک تنها چند ساعت پیش، شواهد زیادی نشان میدهد که ترامپ به دنبال افزایش فشار بر ایران بهطرز دراماتیک نیست.
بر اساس گزارشها در روز یکشنبه، ارتش ایالات متحده به پرتابگرهای ایرانی در جزیره حمله کرد تا از کاشت مینهای جدید توسط تهران در تنگه هرمز جلوگیری کند. این اولین حمله شناختهشده ایالات متحده به این کشور از زمان اعلام آتشبس توسط ترامپ در ماه ژوئیه است. جزئیات در حال ارائه است.
در همین حال، “نهاد مالی بزرگ” که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، وعده داده بود به خاطر روابطش با ایران تحریم شود، در واقع چیزی جز دومین بانک بزرگ مصر نبود. اگرچه بانک مصر در میان بانکهای بزرگ منطقه قرار دارد، اما در مقایسه با غولهای چند تریلیون دلاری مالی جهانی، بسیار کوچک است.

بیشتر صدا از نیش زدن در تحریمها
نباید تعجب کرد که در آخرین تحریمهای ترامپ، بیشتر صدا از نیش زدن است. این به این معنا نیست که جنگ اقتصادی بسنت به مردم عادی ایران آسیب نخواهد زد یا اقتصاد ایران را تحت فشار قرار نخواهد داد. این کار را خواهد کرد. اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد این درد تهران را وادار به تسلیم در برابر ترامپ خواهد کرد — یا اینکه تحریمها حتی به گونهای طراحی شدهاند که آسیب قابل توجهی وارد کنند، با وجود لفاظیهای او.
بلکه، به نظر میرسد ترامپ در حال دنبال کردن یک قمار بسیار متفاوت است: حفظ یک درگیری در سطح پایین تا انتخابات میاندورهای— نه securing a توافق دیپلماتیک و نه اجازه دادن به وضعیت برای تبدیل شدن به جنگ تمام عیار. یک دوره آرامش نسبی که ایران را از تیترها دور میکند و در آستانه انتخابات، ارتباط بین افزایش تورم و قیمتهای گاز را تضعیف میکند، از یک سو، و جنگ احمقانه انتخابی ترامپ را از سوی دیگر.
خفه کردن تدریجی قبل از نوامبر
تحریمهای روز D کمک میکند تا تصوری ایجاد شود که ایالات متحده برتری دارد در حالی که فشار بر ایران را افزایش میدهد. به همراه افزایش ترافیک در تنگه هرمز، وضعیت موجود را برای تهران پرهزینهتر از واشنگتن میکند — اما نه به قدری که ایران را به مقابلهبهمثل در کوتاهمدت ترغیب کند.
بلکه، این یک خفه کردن تدریجی است که طراحی شده تا اطمینان حاصل کند که در دو ماه آینده، نه دیپلماسی جلب توجهکنندهای وجود دارد و نه تشدید نظامی.
این به تهران دلیل چندانی برای وحشت فوری نمیدهد. واکنش آن عمدتاً به اقدام بعدی واشنگتن بستگی خواهد داشت. من سه سناریوی ممکن را میبینم.
اگر ترامپ از حد بگذرد، چه؟
ترامپ ممکن است از حد فراتر رود و ایران را به وضعیتی سوق دهد که تهران آن را در کوتاهمدت غیرقابل مدیریت میداند. به عنوان مثال، حملات به مواضع ایرانی در جزیره لارک به احتمال زیاد واکنش ایران را به دنبال خواهد داشت. علاوه بر این، اگر ترامپ نفتکشهای ایرانی که به سمت چین در حرکتند را مصادره کند، تهران تقریباً به طور قطع با تشدید حملات به کشتیهایی که از کریدور جنوبی تنگه استفاده میکنند، پاسخ خواهد داد و احتمالاً زیرساختهای انرژی در شورای همکاری خلیج فارس را نیز هدف قرار خواهد داد. چین نیز به احتمال زیاد به چنین حرکتی به شدت واکنش نشان خواهد داد. نتیجه دقیقاً همان نوع تشدیدی خواهد بود که ترامپ میخواهد در دو ماه آینده از آن اجتناب کند.

بازی سرزنش دیپلماتیک ایران آغاز میشود
در سناریوی دوم، تحریمهای روز D نه تنها ایران را به مقابله در کوتاهمدت ترغیب نمیکند، بلکه محاسبات میانمدت آن را نیز تغییر نمیدهد. تهران بر این باور است که با وجود هیاهو، بسته شدن تنگه همچنان کافی است و فشار اقتصادی فزاینده بر ترامپ در نهایت او را مجبور خواهد کرد تا با رویکردی عملیاتی به میز مذاکره بازگردد.
اگرچه این نتیجه محتملترین نیست، اما کمک میکند تا توضیح دهد چرا ایران به شدت در دیپلماسی منطقهای سرمایهگذاری میکند، حتی در حالی که تمام نشانهها به عدم تمایل ترامپ برای توافق در این مقطع اشاره دارد.
دیپلماتهای عمانی، پاکستانی و قطری در حال انجام دیپلماسی فشرده با تهران در مورد تنگه هستند. به گفته منابع من، ترامپ به طور مستقیم به ایران علامت داده است که حتی اگر تهران تنگه را دوباره باز کند، او محاصره را لغو نخواهد کرد و همچنین به بازگشت به یادداشت تفاهم قبلی تمایلی ندارد. دوباره، جلوگیری از قرار گرفتن ایران در تیتر اخبار در آستانه انتخابات نیازمند اجتناب از تحولات از هر نوع—نظامی یا دیپلماتیک—است.
با تعامل با واسطههای منطقهای، تهران به سه هدف دست مییابد. اول، این امر به مردم داخلی نشان میدهد که طولانی شدن جنگ به دلیل عدم انعطافپذیری آمریکاست، نه عدم انعطافپذیری ایرانی. با ادامه جنگ و خستگی غیرنظامیان ایرانی، کنترل روایت سرزنش به طور فزایندهای برای تهران مهم میشود. خوشبختانه برای تهران، رد قاطع دیپلماتیک ترامپ به طور مستقیم به نفع ایران است.
دوم، این تعامل دیپلماتیک همچنین برای بازی سرزنش منطقهای حیاتی است. اگر جنگ از سر گرفته شود، اینکه کشورهای منطقه چه کسی را سرزنش میکنند، بسیار مهم است، به ویژه زیرا جنگ هزینه سنگینی بر آنها تحمیل خواهد کرد. تهران نیاز دارد تا به دولتهای منطقهای نشان دهد که ایران آماده سازش است در حالی که ترامپ حتی حاضر به مذاکره نیست.
در نهایت، دیپلماسی کنونی بر حول اجماع منطقهای در مورد راهحلها و اصول خاصی شکل میگیرد. اگر ترامپ به میز مذاکره بازگردد، زیرساختی از توافقات نیمهکاره با حمایت منطقهای از قبل وجود خواهد داشت — که در حالی که ترامپ بهطور داوطلبانه خود را کنار کشیده بود، ساخته شده است. اگر او بخواهد پیشرفتهایی را که منطقه در زمان ناراحتی او در کاخ سفید به دست آورده است، برهم بزند، بهای آن را خواهد پرداخت.
آیا جنگ ایران و ترامپ پس از انتخابات متوقف خواهد شد؟
اما محتملترین سناریو نه تشدید فوری و نه بازگشت به مذاکرات پس از انتخابات میاندورهای است. بلکه در این سناریو، اعتماد جدید دولت ترامپ بهنظر میرسد که توجیهپذیر است: ترکیب تحریمهای جدید و افزایش ترافیک از طریق کریدور جنوبی تنگه واقعیت جدیدی را ایجاد کرده است که در آن ایران بیشتر از ایالات متحده آسیب میبیند و روند آن بهطور فزایندهای — اما نه بهطور چشمگیر — منفی میشود. بنابراین ایران در چند ماه آینده ضعیفتر خواهد بود و در موقعیت دیپلماتیک و نظامی کمتری قرار خواهد گرفت.
در حالی که این موضوع ایران را به مقابله با تشدید تحریک میکند، تهران ممکن است تصمیم بگیرد پاسخ خود را به تأخیر بیندازد و منتظر لحظهای مناسبتر باشد. اگر واشنگتن بخواهد اوضاع را تا انتخابات میاندورهای آرام نگه دارد، تهران ممکن است نتیجهگیری کند که بهترین زمان برای ضربه زدن دو یا سه هفته قبل از انتخابات کنگره است تا آسیب سیاسی به ترامپ را به حداکثر برساند.
اما ایران ممکن است پاسخ خود را به نفتکشها در تنگه محدود نکند. مقامات ایرانی بهطور عمومی و خصوصی میگویند که انتظار دارند ایالات متحده و اسرائیل پس از انتخابات میاندورهای جنگ را از سر بگیرند، صرفنظر از تأثیر تحریمهای روز D. دیپلماتهای منطقهای بهطور کلی به همین نتیجه رسیدهاند. اگر تحریمها به مرور زمان ایران را تضعیف کند در حالی که اقتصاد جهانی به واقعیت جدید در تنگه سازگار میشود، یک وقفه طولانی به ضرر تهران خواهد بود. بنابراین ایران ممکن است تصمیم بگیرد بهطور چشمگیری تشدید کند و از آسیبپذیری درک شده ترامپ در آستانه انتخابات بهطور کامل بهرهبرداری کند.

تهران سریعتر از واشنگتن آموخت
ایران بهنظر میرسد که از عملکرد خود در دور دوم جنگ و اینکه ترامپ چقدر سریع حملات خود را متوقف کرد، تشویق شده است. دور اول ۳۸ روز به طول انجامید؛ دور دوم تنها ۱۳ روز. با این حال، بیش از نیمی از تلفات آمریکاییها در دور دوم وارد شد، با وجود اینکه این دور تنها یکسوم مدت زمان دور اول را به طول انجامید.
<p
در حالی که تنها یکی از بسیاری از متغیرهای این جنگ است، تأثیرات دور دوم نشان میدهد که حفاظت از نیروهای آمریکایی تضعیف شده، کمبودهای سامانههای پدافند هوایی حادتر شده و ایران بیشتر از دور اول درگیریها در فوریه آموخته است تا آمریکا. به نظر میرسد تهران هم در پیچیدگی حملات خود و هم در اطلاعات پشت آنها بهبود یافته است. ایران دههها به مطالعه نحوه جنگیدن آمریکا در عراق و افغانستان پرداخته است. اکنون، برای اولین بار، تجربه مستقیم جنگ با ایالات متحده را دارد — و تهران سریعتر از آنچه واشنگتن پیشبینی کرده بود، آموخته است.
با این حال، در حالی که محاسبه ایران درباره آسیبپذیری انتخاباتی ترامپ ممکن است درست باشد، باور ظاهری آنها مبنی بر اینکه باخت در انتخابات ترامپ را در سال ۲۰۲۷ محدود خواهد کرد، ممکن است نادرست باشد. ترامپ که در انتخابات تحقیر شده و ممکن است با تلاش سوم برای استیضاح مواجه شود، ممکن است مجبور شود در داخل کشور دفاع کند، اما بهدلیل مشکلات داخلیاش، ممکن است همچنین ترغیب شود که در خارج از کشور به اقدام بپردازد. آزاد از محدودیتهای انتخاباتی، ترامپ ممکن است مایل به پذیرش خطراتی باشد که قبلاً از آنها پرهیز کرده بود، از جمله اعزام نیروهای زمینی.
به هر حال، در دوره پس از شکست او در نوامبر ۲۰۲۰ بود که ترامپ تمایل بیسابقهای به ریسک نشان داد. رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، ژنرال مارک میلی، از این میترسید که ترامپ ممکن است پس از باخت در انتخابات، جنگی با ایران را تحریک کند یا بحران داخلی ایجاد کند تا استفاده از نظامی را توجیه کرده و احتمالاً در قدرت بماند.
گزارشها حاکی از آن است که ترامپ پیشنهادهایی برای حمله به ایران مطرح کرده بود که میلی به شدت با آن مخالفت کرد. او بهطور پیشگویانه به ترامپ گفت: “تو جنگی به راه خواهی انداخت.” آیا پس از انتخابات میاندورهای، ژنرال میلی در حلقه نزدیکان ترامپ خواهد بود؟

