عقبنشینی رسمی واشنگتن از پرتنشترین جبهههای خاورمیانه واقعیتی تلخ را تأیید میکند: آمریکا در جنگ ایران شکست خورد. این آتشبس، دور از یک شرمندگی دیپلماتیک، کمترین نتیجه بد پس از یک درگیری است که ثروت، خون و اعتبار جهانی آمریکا را تحلیل برد. پذیرش اینکه آمریکا در جنگ ایران شکست خورده، در نهایت اجازه میدهد تا یک بازتنظیم استراتژیک از حداکثرگرایی ناموفق به سمت کاهش عملگرایانه صورت گیرد.
آمریکا در جنگ ایران شکست خورد: درس اول
در سراسر طیف سیاسی آمریکا، بسیاری توافق آتشبس آمریکا و ایران را تسلیم humiliating برای ایالات متحده دانستهاند. اما این اتهامات بهطور بنیادی از هدف دور هستند. یادداشت تفاهمی که اکنون امضا شده است، شکست برای ایالات متحده نیست؛ بلکه تأییدی است بر اینکه ایالات متحده در جنگ شکست خورد زیرا نتوانست اهداف حداکثری خود را با هزینهای قابل قبول محقق سازد.
اگرچه شرایط به شدت به نفع ایران است، دولت ترامپ در رسیدن به این توافق حرکت درستی انجام داد که امیدواریم این درگیری پرهزینه را بهطور دائمی پایان دهد، چه توافق جامعتری در آینده حاصل شود یا نه. در بلندمدت، درسهای این جنگ باید به سیاست خارجی بهتر و محدودتری برای ایالات متحده منجر شود که واقعاً به منافع آمریکاییها خدمت کند.

پذیرش اینکه آمریکا در جنگ ایران شکست خورد
برای دههها، ایالات متحده، با تشویق اسرائیل، تهدید ناشی از جمهوری اسلامی را بیش از حد بزرگ جلوه داده است. اگر ایالات متحده بهطور غیرضروری در خاورمیانه خود را گسترش نمیداد، تقریباً هیچ کاری از تهران برای آسیب رساندن به ایالات متحده برنمیآمد. اما جنگ موقعیت استراتژیک ایران را تقویت کرده است، زیرا تهران اکنون کنترل یکی از مهمترین گلوگاههای کالایی جهان را در دست دارد. در عین حال، این درگیری برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی فاجعهبار بوده است.
برخی برآوردها نشان میدهد که جنگ ممکن است برای ایالات متحده تا ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. واشنگتن اکنون خون هزاران غیرنظامی ایرانی و لبنانی را بر دستان خود دارد و دستکم ۱۳ نظامی آمریکایی کشته شدهاند. در عین حال، بزرگترین اختلال انرژی در تاریخ نه تنها بر قیمتها در فروشگاههای مواد غذایی و پمپهای بنزین آمریکایی تأثیر گذاشته بلکه عواقب مضری برای میلیاردها نفر در سراسر جهان داشته است. نفوذ چین در حال افزایش است، زیرا خود را به عنوان یک قدرت جهانی پایدار با صنعتی در حال شکوفایی در زمینه انرژی سبز معرفی میکند.
چرا ایالات متحده در جنگ ایران شکست خورد
دولت ترامپ تمام این هزینهها را برای جنگی متحمل شد که هیچ منافع اصلی ایالات متحده در آن در خطر نبود. بسیاری پرسیدهاند که آیا این جنگ ناموفق میتواند لحظه سوئز آمریکا باشد، اشاره به بحران ۱۹۵۶ که در نهایت به پایان امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه منجر شد. اگر این جنگ واقعاً نتیجهای مشابه برای ایالات متحده به همراه داشته باشد، آنگاه این درگیری میتواند برای منافع ایالات متحده، به ویژه برای آمریکاییهای روزمره و برای جهان، سود خالص بلندمدتی داشته باشد. ایالات متحده باید سه درس کلیدی را درونیسازی کند.
نخست، زمان آن رسیده که بالاخره از خاورمیانه خارج شویم. درگیری ایالات متحده در این منطقه، زندگیها، منابع و ظرفیتهای آمریکایی را برای مدت طولانی هدر داده است. تلاشهای ایالات متحده برای تسلط بر این منطقه عواقب خونین و بیثباتکنندهای برای مردم منطقه داشته و پولی را هدر داده که میتوانست برای بهبود زندگیهای آمریکایی استفاده شود. پایگاههای بزرگ و پرهزینه واشنگتن در بهترین حالت بیاثر بوده و حمایت بیوقفه ما از اسرائیل به تهاجم آن کمک کرده است. خاورمیانه مدتهاست که منطقهای با اهمیت استراتژیک رو به افول بوده و چالشهای آن اساساً سیاسی هستند. این مشکلات، از تهدید گروههای تروریستی تا جریان آزاد نفت از این منطقه، بهتر است توسط کشورهای منطقه حل و فصل شوند.

ایالات متحده در جنگ ایران شکست خورد: بازتنظیم استراتژیک
دوم، ایالات متحده باید از تلاش دائمی خود برای دستیابی به برتری جهانی دست بردارد. تلاشهای ایالات متحده برای تحمیل هژمونی بر خاورمیانه تنها میکروکازمی از سیاست خارجی گستردهتر واشنگتن پس از جنگ سرد است. ایالات متحده دارای مزایای جغرافیایی عظیمی است، با اقیانوسهای وسیع در شرق و غرب و همسایگان دوستانه در شمال و جنوب. این کشور نیازی به نمایش قدرت در سراسر جهان برای ایمنی و رفاه ندارد.
جهان به سمت چندقطبی شدن پیش میرود و فناوریهای جدید به کشورهای ضعیفتر قابلیتهای دفاعی قویتری میدهند و برتری نظامی ایالات متحده را کمتر مؤثر میسازند. جنگ در ایران نمونهای عمیق از این واقعیت جدید بوده است. سیاستگذاران ایالات متحده باید این موضوع را جدی بگیرند و سیاست خارجی ایالات متحده را به سمت یک جهت عملیتر تغییر دهند و بر حفاظت از میهن تمرکز کنند.
انرژی و شکست ایالات متحده در جنگ ایران
سوم، ایالات متحده باید تنوع انرژی را جدی بگیرد. به وضوح در منافع استراتژیک آمریکا است که کمتر به نفت وابسته باشد. سیاستمداران آمریکایی سالها به وابستگی انرژی ایالات متحده افتخار کردهاند. اما جنگ ایران نقص این منطق را نشان داده است. قیمتهای نفت توسط بازار جهانی نفت تعیین میشوند، نه بر اساس میزان نفتی که ایالات متحده تولید میکند، که به این معناست که ایالات متحده همیشه در برابر اختلالات بازار آسیبپذیر خواهد بود، چه در تنگه هرمز و چه در جاهای دیگر. فناوریهای سبز یک دیوار آتش استراتژیک در برابر این آسیبپذیریهای انرژی فراهم میکنند.
ایالات متحده به ایران امتیازات اولیه و یک خط اعتباری اقتصادی بسیار مورد نیاز ارائه داده است، پس از دههها تحریمهای ایالات متحده، در حالی که تهران هیچ چیزی را واگذار نکرده است. اما این تصور که این یک معامله بد است—که توسط کسانی مطرح میشود که هرگز از هدف خود برای تغییر رژیم در تهران دست نخواهند کشید یا کسانی که میخواهند امتیاز سیاسی علیه رئیسجمهور دونالد ترامپ کسب کنند—بهطور بنیادی نکته را از دست میدهد. این معامله یک باخت نیست؛ جنگ باخت است و به دلیل اینکه ایالات متحده در جنگ باخت، حق تعیین شرایط پایان آن را ندارد. اما پایان دادن به آن یک شرط اولیه و ضروری برای حرکت به سمت یک سیاست خارجی کمتر نظامی و تجدید داخلی است.

