با وجود تمام عدم قطعیتی که در مورد آنچه در جبهه نظامی و دیپلماتیک در جنگ ایران اتفاق خواهد افتاد وجود دارد، در مورد آنچه در جبهه اقتصادی از قبل اتفاق افتاده، قطعیت وجود دارد. و این قطعیت خوب نیست.
تخریب سیستماتیک امنیت انرژی جهانی با شتاب بیشتری ادامه دارد زیرا گسترش میدان درگیری آسیبهای ساختاری فراتر از میدان نبرد فوری وارد میکند. این بحران طولانیمدت نیاز به ارزیابی استراتژیک مجدد دارد، زیرا هر سناریویی که شامل جنگ بیشتر ایران باشد، به سرعت دههها ثبات کلان اقتصادی را از بین میبرد و موجب ایجاد یک زنجیره از اختلالات تورمی، کاهش ارزش ارز و کاهش مالی در هر دو اقتصاد جهانی جنوب و اقتصادهای پیشرفته غربی میشود. در نهایت، تهدید جنگ بیشتر ایران معماری ریسک جهانی را بازسازی میکند و جریانهای تجاری و بازارهای سرمایه را به طور دائمی تغییر میدهد.
جنگ بیشتر ایران شوکهای عرضه را به وجود میآورد
جهان شاهد افزایش قیمت نفت بوده است که تا کنون با کاهشهای بزرگ در ذخایر نفت جهانی تعدیل شده است. علاوه بر این، آسیبپذیرترین جمعیتهای جهانی جنوب در حال تجربه فشارهای فزایندهای هستند، در حالی که بیشتر جهان با فشارهای تورمی رو به افزایش و افزایش نرخ بهره بر روی اوراق قرضه دولتی مواجه است. و حتی اگر بازار سهام ایالات متحده نسبتاً بیتأثیر به نظر برسد، نسخهای از این ترکیب ناخوشایند نیز به ایالات متحده رسیده است.
قیمتهای جهانی نفت بسیار بالاتر از قبل از جنگ است، به طوری که قیمت مرجع بازار مالی نفت خام برنت در اواخر هفته گذشته (به ۹۱ دلار در خبرهای آخر هفته درباره یک توافق ممکن کاهش یافته است) به طور قابل توجهی بالاتر از ۶۰ دلار به ازای هر بشکه در اوایل ژانویه است. با این حال، قیمتهای نفت خام در دو ماه گذشته علیرغم کاهش چشمگیر حمل و نقل انرژی از خلیج فارس از زمان آغاز جنگ، نسبتاً در یک دامنه وسیع پایدار بودهاند.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تا تاریخ ۱۳ مه، کسری تجمعی در تحویل نفت جهانی از خلیج فارس تقریباً یک میلیارد بشکه بوده است. این کسری توسط کاهش تقاضای نفت (به عنوان نتیجهای از افزایش قیمتها)؛ افزایش تولید خارج از خلیج؛ و کاهش موجودیهای جهانی نفت به میزان تقریباً ۲۵۰ میلیون بشکه جذب شده است، زیرا این موجودیها برای کنترل قیمتها در غیاب تولید جدید از خلیج به بازار عرضه شدهاند. با این حال، فاتح بیرو، رئیس IEA، هفته گذشته هشدار داد که موجودیها با سرعتی غیرقابل تحمل در حال کاهش هستند، بهویژه با نزدیک شدن به فصل سفرهای تابستانی در نیمکره شمالی.
آسیبپذیریهای حاکمیتی، خطرات جنگ ایران را بیشتر نمایان میسازد
بزرگترین شوک ناشی از هزینه بالاتر (و کمبود آشکار) سوخت، پتروشیمیها و کودها، بیشترین تأثیر را بر فقیرترین افراد در جنوب جهانی دارد. یک گزارش اخیر در نیویورک تایمز توصیف کرد که قیمت حمل ذرت به اردوگاههای پناهندگان در سومالی دو برابر یا حتی سه برابر شده است، همانطور که قیمت آب در چاههای عمومی دیزلی نیز افزایش یافته است. در همین حال، اعتراضات این هفته در کنیا علیه افزایش قیمت سوخت منجر به چهار مرگ شده و فشارهای سیاسی و مالی در سرتاسر قاره در حال افزایش است.
در هند، افزایش شدید قیمت گاز مایع نفتی به شدت بر خانوارهای شهری تأثیر گذاشته است، بهویژه بر آنهایی که نانآورانشان در مؤسسات صنعتی کوچک کار میکنند. بسیاری از این مؤسسات به LPG به عنوان سوخت وابسته هستند و تعطیل شدهاند که منجر به جابجایی نیروی کار متشکل از مهاجران جدید از روستاها شده است. و از آنجا که کارگران مهاجر غیررسمی در شهر به سیستمهای توزیع عمومی کنترلشده قیمت هند دسترسی ندارند، مجبور شدهاند سوخت پخت و پز را با قیمتهای گزاف در بازار سیاه خریداری کنند. این ترکیب، نگرانیها را از تکرار بازگشت انبوه به روستاها، همانطور که در تابستان کووید ۲۰۲۰ اتفاق افتاد، برانگیخته است.
داستانهایی از این دست در سراسر جنوب جهانی فراوان است. گزارشی از برنامه جهانی غذا (WFP) دو ماه پیش (زمانی که جنگ دو هفته بود) پیشبینی کرد که اگر جنگ ادامه یابد، ۴۵ میلیون نفر دیگر ممکن است به گرسنگی حاد دچار شوند. و یک پنل از مقامات جهانی در نشستهای IMF در واشنگتن در اواسط آوریل به جهان هشدار داده بودند که حتی یک توقف فوری جنگ نیز حداقل به دو ماه زمان نیاز دارد تا حمل و نقل جهانی به حالت عادی نزدیک شود.
عواقب شدید سیستماتیک ناشی از جنگ بیشتر ایران
ضعف در اقتصاد واقعی بسیاری از کشورهای در حال توسعه به واسطه فشارهای مالی ناشی از افزایش کسری تجاری، افزایش قیمت نفت، تورم بالاتر، کاهش ارزش ارزها، کاهش ذخایر بانکهای مرکزی و تهدید افزایش نرخ بهره بانکهای مرکزی برای کنترل تورم، حتی در شرایطی که اقتصاد در حال تضعیف است، تشدید شده است.
در مواجهه با چنین فشارهایی، بسیاری از کشورها مجبور به فروش ذخایر ارز خارجی یا طلا شدند تا از کاهش بیشتر ارزش ارزهای خود جلوگیری کنند. بر اساس گزارش بلومبرگ، خسارات در فیلیپین به ۸.۱٪ از کل ذخایر، در هند به ۵.۱٪ و در اندونزی به ۳.۸٪ رسید. هند همچنین تعرفههای سنگین و محدودیتهای دیگری بر واردات طلا وضع کرده است و نخستوزیر مودی از مردم هند خواسته تا از “سفرهای غیرضروری خارجی” خودداری کنند تا فشار بیشتری بر روی روپیه از واردات غیرانرژی یا گردشگری وارد نشود. و مالاوی به گزارشها، نه تنها در حال فروش ذخایر طلا بلکه همچنین شمشهای نیمهفرآوری شده طلا که از معدنکاران محلی خریداری کرده، است.

پیشبینی تغییرات تجاری ناشی از جنگ ایران
اروپا به نفت خلیج فارس وابستگی کمتری دارد و تنها ۷٪ از نفت خود را از آنجا تأمین میکند، در حالی که آسیا تقریباً ۶۰٪ از نفت خود را از این منطقه میگیرد. با این حال، اروپا از تأثیر قیمتهای بالاتر مصون نیست و مقام اقتصادی کمیسیون اروپا هشدار داده است که قاره با شوک استاگفلشن مواجه است. به عنوان یک قاره نسبتاً ثروتمند، اتحادیه اروپا (و بریتانیا) میتوانند یارانههای مالی به کسبوکارهای آسیبدیده اعطا کنند و بدین ترتیب درد کمتری را تحمل کنند. با این حال، این اقدامات همچنین نیاز به کاهش تقاضای نفت در کشورهای فقیرتر را که قادر به تأمین چنین حمایتی نیستند، اجتنابناپذیر میسازد.
آمریکای لاتین در برابر شوکهای ناشی از جنگ ایران مقاومتر بوده است، که به دلیل این واقعیت است که آرژانتین، برزیل، کلمبیا و اکوادور همگی صادرکنندگان خالص انرژی هستند، در حالی که مکزیک کسری انرژی کوچکی دارد اما بیشتر گاز طبیعی خود را از ایالات متحده خریداری میکند. شیلی تنها استثنای بزرگ در این زمینه است. با این حال، تجارت انرژی ممکن است از کاهش شدید ارزش اکثر ارزهای بزرگ آمریکای لاتین و فشار مالی جلوگیری کند، اما به عنوان یک صادرکننده کشاورزی، این منطقه در برابر افزایش قیمت کود و تورمی که میتواند بانکهای مرکزی را مجبور به افزایش نرخ بهره کند، آسیبپذیر است.
در ایالات متحده، دولت تأثیر جنگ بر مردم آمریکا را کماهمیت جلوه داده و بر این نکته تأکید کرده است که افزایش چشمگیر تولید نفت آمریکا منجر به کاهش قابل توجه وابستگی به انرژی وارداتی شده است. وزیر خزانهداری، اسکات بسنت، گفته است که سیاستهای دولت در زمینه «فراوانی انرژی» به کشور کمک کرده تا از شوکهای ناشی از جنگ ایران مقاومت کند. و رئیسجمهور ترامپ در آوریل گفت که «ایالات متحده تقریباً هیچ نفتی از طریق تنگه هرمز وارد نمیکند و در آینده نیز هیچگونه نفتی نخواهد گرفت… ما به آن نیاز نداریم.»
در اظهارات اخیرش، بسنت مشاهده کرد که جنگ همچنین به ایالات متحده این امکان را داده است که «بر روی فرصتهای موجود تمرکز کند» زیرا تقاضای جهانی برای انرژی آمریکا افزایش یافته است. و در واقع، جنگ منجر به افزایش چشمگیر صادرات نفت خام و محصولات پاییندستی آمریکا شده است. یک مقاله اخیر در نیویورک تایمز اشاره کرد که ایالات متحده از زمان آغاز جنگ، ۱۴۵ میلیون بشکه نفت اضافی صادر کرده است که منجر به افزایش درآمدی حدود ۵۰ میلیارد دلار شده است.

بیثباتی داخلی در میان نگرانیهای بیشتر از جنگ ایران
با این حال، جنبه منفی این موضوع این است که مصرفکنندگان آمریکایی به گزارشها، از زمان آغاز جنگ، ۴۰ میلیارد دلار اضافی برای قیمت بنزین هزینه کردهاند. با وجود اینکه صادرکنندگان انرژی آمریکا ممکن است از افزایش قیمتهای جهانی نفت بهرهمند شوند، مصرفکنندگان آمریکایی اینگونه نیستند. و تحقیقات بانک فدرال نیویورک نشان میدهد که خانوارهای با درآمد پایین به مراتب بیشتر تحت تأثیر افزایش قیمت انرژی قرار گرفتهاند و الگوهای سفر خود را تغییر دادهاند تا از افزایش هزینههای بنزین جلوگیری کنند.
در همین حال، کشاورزی آمریکا با یک ضربه دوگانه مواجه شده است، زیرا دو هزینه عمده عملیاتی، یعنی کود و دیزل، هر دو شاهد افزایش قیمتهای شدید بودهاند. گزارشی از ماه گذشته توسط انجمن کشاورزی نشان داد که ۷۰ درصد از تمام کشاورزان میگویند که قادر به تأمین تمام کود مورد نیاز خود نیستند. این موضوع میتواند به کاهش عملکرد محصولات و افزایش قیمتهای غذایی منجر شود – نگرانی که در میان کشاورزان کوچک در جنوب جهانی حتی بیشتر مشهود است و تأثیرات جهانی این جنگ را نشان میدهد.
و در حالی که بازار سهام ایالات متحده در این مدت نسبتاً پایدار مانده است، که عمدتاً به دلیل سهام هوش مصنوعی و نیمههادیها بوده، نشانههایی از نگرانیهای عمیقتر در بازارهای جهانی اوراق قرضه، از جمله در ایالات متحده وجود دارد. نگرانیها در مورد فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمتهای انرژی و غذا با نگرانیهای مربوط به افزایش هزینههای مالی ناشی از افزایش بودجههای دفاعی، یارانههای سوخت و نیازهای عظیم بازسازی ترکیب شده و منجر به افزایش قابل توجه بازدهی اوراق قرضه جهانی شده است.
پس از اینکه نرخ تورم سالانه قیمت مصرفکننده در ایالات متحده به ۳.۸٪ افزایش یافت (که بسیار بالاتر از هدف تورمی ۲.۰٪ فدرال رزرو است)، بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانهداری ایالات متحده هفته گذشته به بالاترین سطح خود در ۳۰ سال اخیر رسید. و در حالی که این ممکن است خبر خوبی برای کسانی باشد که اوراق قرضه جدید صادر شده را در اختیار دارند و بهره پرداختی بر روی آنها را دریافت خواهند کرد، اما برای کسانی که به دنبال خرید یا تجدید مالی یک خانه هستند، با افزایش نرخهای وام مسکن همزمان با افزایش بازده اوراق قرضه دولتی ایالات متحده، وضعیت چندان مطلوبی نیست.
بنابراین، تأثیر این جنگ در ایالات متحده ممکن است به شدت تأثیر آن در بخشهای وسیعتری از جنوب جهانی نباشد، اما حتی در داخل آمریکا، تعداد کسانی که از عواقب اقتصادی این جنگ ضرر میکنند، بسیار بیشتر از کسانی خواهد بود که سود میبرند.

