کمپین ایالات متحده علیه دیوان کیفری بینالمللی نمایانگر یک اشتباه استراتژیک عمیق است که ممکن است تسریعکنندهی همان تعقیبهایی باشد که واشنگتن در پی جلوگیری از آنهاست. جنگ علیه دیوان کیفری بینالمللی اکنون شامل تحریمهای خزانهداری علیه یازده قاضی و دادستان، کمپین تخریب وزارت امور خارجه و rhetoric فزاینده از سوی وزیر امور خارجه است. با این حال، این موضع تهاجمی ساختار قانونی را نادیده میگیرد که به مدت یک چهارم قرن از آمریکاییها محافظت کرده است.
ایالات متحده هرگز پروتکل رم را تصویب نکرده است، که صلاحیت مبتنی بر ملیت را مسدود میکند اما صلاحیت سرزمینی را در بیش از 120 کشور عضو حفظ میکند. حفاظت آمریکایی همیشه بر اساس اصل تکمیلی بوده است—اصلی که مسئولیت واقعی داخلی را موجب میشود که پروندههای دیوان کیفری بینالمللی غیرقابل پذیرش باشند. با تخریب واحدهای ارزیابی آسیب به غیرنظامیان، حذف وکلای قضایی، اخراج بازرسان کل و نشان دادن عفوهای پیشگیرانه، دولت به طور سیستماتیک مکانیزمهایی را که این حفاظت را فراهم میکنند، نابود میکند. بنابراین، جنگ علیه دیوان کیفری بینالمللی به این نهاد حمله میکند در حالی که دفاعهای داخلی را که موجب امکانپذیری احتیاط دیوان شدهاند، از بین میبرد.
همپیمانان اروپایی، که از دامنه فرامرزی تحریمها نگران هستند، اکنون در حال ساخت کانالهای پرداخت جایگزین هستند. شرکای ناتو با خطرات قانونی جدیدی در عملیات مشترک مواجه هستند. تناقض واضح است: واشنگتن در حال مبادلهی حفاظتهای نهادی پایدار با تدابیر سیاسی موقتی است که با دولت کنونی منقضی میشوند. این استراتژی دیوان کیفری بینالمللی را تضعیف نمیکند؛ بلکه موقعیت قانونی ایالات متحده را تضعیف کرده و تکهتکه شدن زیرساخت مالی مبتنی بر دلار را تسریع میکند.
چرا جنگ علیه دیوان کیفری بینالمللی تشدید شد
در ماه ژوئیه، وزیر امور خارجه ایالات متحده مارکو روبیو اعلام کرد که ایالات متحده دیوان کیفری بینالمللی (ICC) را “آجر به آجر، در صورت لزوم” از هم خواهد پاشید و وزارت امور خارجه یک کمپین سراسری دولتی را برای “تخریب” “تهدید علیه حاکمیت آمریکایی” راهاندازی کرد. اکنون یازده قاضی و دادستان تحت تحریمهای خزانهداری قرار دارند، که دو نفر از آنها به خاطر رأیهایشان در یک حکم مشخص شدهاند. دلیل اعلام شده این است که دیوان تهدیدی برای حاکمیت آمریکایی است.
به مدت ۲۵ سال، واشنگتن موضعی محتاطانهتر اتخاذ کرده بود که دیوان کیفری بینالمللی—که به محاکمه جرایم بینالمللی از جمله نسلکشی، جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و جنایات تهاجمی میپردازد—نمیتواند بهطور قانونی شهروندان آمریکایی را محاکمه و محکوم کند. هیچیک از اقداماتی که این دادگاه از آن زمان انجام داده است، این تغییر را توجیه نمیکند. آنچه تغییر کرده است، دامنه و ماهیت اقدامات نظامی ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری ترامپ است.
از سپتامبر ۲۰۲۵، نیروهای نظامی ایالات متحده بیش از ۲۰۰ نفر را در حدود ۶۰ حمله به کشتیها در کارائیب و اقیانوس آرام شرقی کشتهاند، در حالی که تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره هویت آنها فاش نشده است. پناهجویان به کشورهای خود که از آنها فرار کرده بودند، بازگردانده شده یا به بازداشتگاههای کشورهای ثالث منتقل شدهاند. در ژانویه، نیروهای آمریکایی یک رئیسجمهور در حال خدمت را دستگیر کرده و او را به یک دادگاه آمریکایی آوردند. با اضافه کردن جنگ ایران و حمایت ایالات متحده از اسرائیل در غزه، این دولت بزرگترین مجموعه از احتمال مواجهه با جرایم بینالمللی را از سال ۲۰۰۴ به این سو در واشنگتن ایجاد کرده است.

مقامات از خطرات قانونی آگاهند
مقامات از این موضوع آگاهند. وقتی Politico از آنها پرسید که آیا همکاران ممکن است تحت قوانین بینالمللی مورد پیگرد قرار گیرند، یکی از آنها پاسخ داد: “شاید.” طبق همان گزارش، مقامات دولت ترامپ نگران هستند که “یک دیوان کیفری بینالمللی بدون نظارت و سایر نهادهای بینالمللی موجی از دعاوی حقوقی علیه این دولت و هر کسی که با آن مرتبط است، به راه بیندازند.” وزیر Rubio هشدار داد که این دادگاه ممکن است به نیروهای تفنگداران دریایی ایالات متحده و مأموران گشت مرزی حمله کند.
با این حال، کمپین وزارت امور خارجه به هدف نادرستی معطوف شده و مقامات مسئول آن در حال تضعیف موضع خود هستند.
ایالات متحده هرگز به معاهده حاکم بر دیوان کیفری بینالمللی (پیمان رم) امضا نکرده است. عدم پیوستن به پیمان رم، صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی را بر اساس ملیت مسدود میکند. این امر صلاحیت سرزمینی را دستنخورده باقی میگذارد: این دادگاه میتواند رفتارها را در خاک یک کشور عضو یا در کشتیای که در یکی از آنها ثبت شده، قضاوت کند و ونزوئلا، کلمبیا و اکوادور همه امضاکنندگان پیمان رم هستند.
حمایت آمریکا از دیوان کیفری بینالمللی ناشی از ماده ۱۷ و اصل مکملیت آن است. اگر یک کشور با صلاحیت بهطور واقعی به تحقیق یا پیگرد جرایمی که دیوان کیفری بینالمللی به آن رسیدگی میکند، بپردازد، پرونده غیرقابل پذیرش است. اینکه آیا کشور مورد نظر معاهده را تصویب کرده است یا نه، بیاهمیت است.
سیستم پاسخگویی آمریکا فرو میپاشد
هیچ قدرتی هرگز بهطور پیچیدهای نیروهای مسلح خود را مانند ایالات متحده تحت نظارت قرار نداده است—کد یکنواخت عدالت نظامی، نیروی قضایی قاضیمدافع، دفتر کاهش و پاسخ به آسیبهای غیرنظامی، بازرسان کل در سراسر قوه مجریه، و وزارت دادگستری با صلاحیت کیفری فرامرزی بر شهروندان آمریکایی. این سیستم پاسخگویی قانونی بهطور مستقل عمل میکند و نیازی به دیپلماسی، امتیازات معاهدهای یا همکاری از سوی هیچکس در خارج ندارد. تنها به یک تمایل برای محکوم کردن کسی از زمان به زمان نیاز دارد.
در طول بیش از ۱۸ ماه، دولت بهسرعت بخشهایی از این ساختار را از بین برده است. وزیر دفاع، پیت هگست، واحدهای ارزیابی آسیبهای غیرنظامی را منحل کرد و قاضیمدافعانی را که بهعنوان موانع بر سر راه “کشندگی” توصیف کرده بود، برکنار کرد. دولت همچنین بهمحض ورود به دفتر در ژانویه ۲۰۲۵، بازرسان کل پنتاگون را اخراج کرد. وزارت دادگستری، تحت رهبری وکیل شخصی سابق رئیسجمهور، هیچ نشانهای مبنی بر اینکه به بررسی حملات قایقهای کارائیبی بپردازد، ارائه نکرده است. همچنین انتظار میرود عفوهای پیشگیرانه بهصورت گستردهای انجام شود.
تمام این موارد عمدتاً با قوانین داخلی مطابقت دارد و میتواند بهعنوان شواهدی تحت ماده ۱۷ اساسنامه رم محسوب شود که بررسی میکند آیا یک فرآیند ملی برای جلوگیری از اتهامات کیفری استفاده شده است یا خیر. عفوی که به افرادی که هرگز بهطور رسمی متهم نشدهاند، اعطا میشود، این مسئله را برای ایالات متحده حل میکند. دیوان کیفری بینالمللی در حکمی علیه رهبر شورشی کنگویی، ژرمن کاتانگا، تعیین کرد که اگر یک کشور هرگز هیچ تحقیقی در مورد جرایم ارتکابی انجام ندهد، پرونده صرفاً بر اساس عدم اقدام مقامات کنگویی قابل پذیرش است. بنابراین، فرآیندهای بهوضوح حداقلی دولت احتمالاً اطمینان میدهد که لاهه بهدنبال پیگرد آنها نخواهد بود. عفوها مؤثر هستند زیرا رئیسجمهور کنترل سیستمی را که آنها را اعطا میکند، در دست دارد.
چگونه محدودیت واقعاً از آمریکاییها محافظت کرد
احتیاط چیزی است که از آمریکاییها محافظت کرده است. دادستان دیوان کیفری بینالمللی، کریم خان، در سال 2021 تحقیقات درباره جنایات جنگی ادعایی ایالات متحده در افغانستان را کنار گذاشت و به جای آن به سراغ طالبان و دولت اسلامی رفت. این نوع احتیاط به مشوقهای نهادی پاسخ میدهد. ایالات متحده اکنون قضات مجاز به تحقیق در مورد افغانستان را تحریم کرده، هر دو معاون دادستان را تحریم کرده و در تلاش است تا نهادی را که به زودی باید دادستان جدیدی را پس از برکناری خان در ژوئیه به دلیل ادعاهای سوء رفتار انتخاب کند، از بین ببرد. هر کسی که در این انتخابات پیروز شود، به دفتر خود خواهد رفت و میداند که نشان دادن سازشپذیری نسبت به واشنگتن اکنون هزینهای حرفهای در میان اعضای خود دادگاه دارد. طراحی راهی کارآمدتر برای تبدیل فرهنگ احتیاطآمیز دادستانی به یک فرهنگ خصمانه دشوار است.
واشنگتن به ظرفیت دادگاه حمله کرده است. چیزی که از آمریکاییها محافظت کرده، احتیاط آن بوده است و احتیاط اولین چیزی است که یک نهاد زمانی که تصمیم میگیرد چیزی برای از دست دادن ندارد، کنار میگذارد.
آسیب وسیعتر از طریق ابزارهایی که واشنگتن بیشتر از دیوان کیفری بینالمللی ارزش قائل است، گسترش مییابد. دستور اجرایی 14203 اموال قضات مستقر در لاهه را تحریم میکند و این موضوع برای هلند یک مشکل فوری ایجاد میکند. آمستردام موظف است تا تداوم عملیاتی دادگاه را حفظ کند. بانکهای هلندی قبل از ادامه پردازش معاملات دادگاه به تضمینهایی نیاز داشتند؛ وزیر دادگستری هلند اظهار داشت که کشورش “بسیار کوچک” است تا بتواند به تنهایی از آنها محافظت کند. رئیس دیوان کیفری بینالمللی، قانون مسدودکننده اتحادیه اروپا را که از دیوان کیفری بینالمللی در برابر تحریمها محافظت میکند، “ضروری” برای بقای دادگاه خوانده است، پارلمان اروپا دو بار خواستار فعالسازی آن شده و اسپانیا به طور رسمی در ماه مه از آن درخواست کرده است.

همپیمانان اروپایی گزینههای پرداخت جایگزین میسازند
در نتیجه، وزارتخانههای مالی اروپایی اکنون در حال بحث درباره یک کانال پرداخت عاری از صلاحیت ایالات متحده هستند—و واشنگتن به آنها سختترین مورد ممکن را ارائه داده است—نه داراییهای یک اولیگارشی تحریمشده یا یک بانک سرکش، بلکه حقوق قضات. دامنه فرامرزی دلار بر اساس همان بنیادی است که هر دارایی قانونی آمریکایی دیگر بر آن استوار است: انتظار دیگر دولتها که قوانین ایالات متحده به همان شیوهای که امروز اعمال میشود، فردا نیز اعمال خواهد شد. هر استفاده از آن دامنه علیه هدفی که همپیمانان آن را مشروع میدانند، به پرونده تجاری برای ساخت گزینههای جایگزین یک خط اضافه میکند.
هزینه دیگر عملیاتی است. هر عضو ناتو به جز ایالات متحده، اساسنامه رم را امضا کرده است، که به این معنی است که افسران همپیمان در معرض مسئولیت قانونی هستند که آمریکاییها نیستند. قبل از اینکه یک افسر هلندی یا کانادایی به یک سلول هدفگذاری بپیوندد، یک وکیل نظامی تأیید میکند. بخشی از آنچه که آن وکیل به آن تکیه میکند این است که آمریکاییهای حاضر در اتاق خودشان را بررسی میکنند—یک JAG وجود دارد، یک سلول آسیب به غیرنظامیان وجود دارد، یک فرایند وجود دارد. اگر اینها را حذف کنید، وکیل هیچ چیزی برای اشاره ندارد. هیچکس تغییر را اعلام نخواهد کرد. تأییدها طولانیتر خواهد شد، شرایط بیشتر خواهد شد و افسران همپیمان کمی دورتر از اتاقی که تصمیم در آن گرفته میشود، خواهند بود.
جنگ علیه دیوان کیفری بینالمللی به واشنگتن آسیب میزند
واقعیت این است که به احتمال زیاد هیچکس به زودی تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت. هیچ آمریکایی در حال حاضر در بازداشت نیست. دیوان نمیتواند کسی را غیابی محاکمه کند و تقریباً ۱۰۰ کشور پس از سال ۲۰۰۲ توافقهایی امضا کردند که هرگز یک شهروند آمریکایی را تسلیم نکنند. خروج ونزوئلا، که در تاریخ ۲۴ ژوئیه اعلام شد، در یک سال اجرایی میشود و رفتار در طول عضویت آن همچنان قابل اجرا است.
قویترین دفاع ایالات متحده در برابر دیوان کیفری بینالمللی یک سیستم کارآمد از پاسخگویی داخلی است، چیزی که واشنگتن میتواند بدون درخواست از کسی بسازد و هیچ دولت خارجی نمیتواند آن را از بین ببرد. بازگرداندن سلولهای ارزیابی آسیب به غیرنظامیان، وکلای نظامی و بازرسان کل هزینه کمی خواهد داشت و یک دفاع مکمل را بازسازی میکند که هیچ دادستانی نمیتواند از آن عبور کند. چالشهای پذیرش و شبکه ماده ۹۸ قانونی و در دسترس باقی میمانند و آنها به مدت دو دهه کار کردهاند. تحریمها علیه قضات هیچیک از این کارها را انجام نمیدهند.
آنچه که دولت در حال معامله است، تغییرات دولت را تحمل کرده است زیرا در نهادها ساخته شده است نه در پرسنل. آنچه که در حال معامله برای آن است—عفو، تعیینها، یک کمپین که از وزارت امور خارجه اداره میشود—با افرادی که آن را ترتیب دادهاند، منقضی میشود.

