برنامه هستهای ایران از حملات، تحریمها و مذاکرات مخفی جان سالم به در برده است. با این حال، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که تواناییاش برای مختل کردن اقتصاد جهانی از طریق تنگه هرمز، بازدارندگی کافی برای شروع دوباره و بهطور آرام بازسازی برنامه هستهای ایران را فراهم میکند. کمپینهای نظامی زیرساختهای شناختهشده را نابود کردند اما آرزوها را از بین نبردند. درک برنامه هستهای امروز ایران به معنای پذیرش یک پارادوکس است: ضعف، حمله را دعوت میکند، اما یک برنامه هستهای نهفته ممکن است آن را بازدارند.
چگونه برنامه هستهای ایران قبل از جنگ دوازدهروزه تغییر کرد
ایالات متحده و ایران چگونه به برنامه هستهای ایران قبل از آخرین جنگ نگاه میکردند؟
جین داربی منتون
برای دههها، تلاشهای دیپلماتیک و اقدامات قهری نتوانستهاند نگرانیهای ایالات متحده درباره برنامه هستهای ایران را بهطور پایدار حل کنند. در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، مذاکرات چندجانبه به توافق جامع مشترک (برجام) منجر شد که محدودیتهای قابل راستیآزمایی بر برنامه تحمیل کرد به ازای کاهش تحریمها. با این حال، این توافق زمانی که دولت اول ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را کنار گذاشت، زودگذر ثابت شد (اگرچه ایران در آن زمان به آن پایبند بود). با وجود تحریمهای “فشار حداکثری” ترامپ، ایران از سالهای میانمدت برای پیشرفت در دانش و تخصص هستهای و انباشت ذخایر قابل توجهی از اورانیوم غنیشده استفاده کرد.
پس از بازگشت به مقام، ترامپ در ابتدا به نظر میرسید که مایل به مذاکره درباره توافقی با ایران است. اما در ژوئن ۲۰۲۵، مذاکرات به جنگ دوازدهروزه منجر شد که به حملات هدفمند ایالات متحده به زیرساختهای هستهای ایران انجامید. تصمیم به از سرگیری خصومتها در فوریه ۲۰۲۶ بیشتر به قابلیتهای نظامی متعارف تهران و سرکوب وحشیانه اعتراضات داخلی مربوط میشد تا تحولات جدید در حوزه هستهای. با این حال، مقامات ایالات متحده در تلاش بودند تا توضیح دهند که چگونه برنامهای که به تازگی “نابود” کردهاند، همچنین تهدیدی قریبالوقوع را به نمایش میگذارد.
محمد آیتاللهی طبار
جنگ در حالی آغاز شد که ایران و ایالات متحده از طریق واسطههای عمانی در حال مذاکره درباره مسئله هستهای بودند. با انتقال داراییهای نظامی عمده به خاورمیانه و به نظر رسیدن احتمال واقعی جنگ، تهران به این نتیجه رسید که پس از جنگ دوازده روزه و اعتراضات اخیر، به عنوان یک قدرت ضعیف—هم از نظر نظامی و هم داخلی—درک میشود. رهبران ایرانی ارزیابی کردند که در نهایت مورد حمله قرار خواهند گرفت، صرف نظر از اینکه آیا توافق هستهای حاصل میشود یا خیر، به منظور تضعیف قابلیتهای موشکی که ایران در طول آن جنگ نشان داده بود.
در نهایت، تهران تصمیم گرفت که بهتر است در حالی که بر خطوط قرمز غنیسازی خود پافشاری میکند، بجنگد تا اینکه تسلیم شود، همانطور که به نظر میرسید رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، درست قبل از جنگ انتظار داشت. تهران بر این باور بود که واشنگتن آن را دست کم گرفته و اینکه زنده ماندن در این درگیری، به جای تضعیف، دست آن را تقویت خواهد کرد.
چرا برنامه هستهای ایران پس از جنگ سختتر شد
رهبران جدید ایران چگونه به برنامه هستهای فکر میکنند؟ نظر عمومی ایرانیان چیست؟
محمد آیتاللهی تبار
جنگ ممکن است دیدگاه ایران را درباره اهمیت اجتناب از امتیازات غیرقابل بازگشت در مسئله هستهای سختتر کرده باشد. از زمان جنگ دوازده روزه و درگیری اخیر، بحثهای عمومی بیشتری درباره گزینه تسلیحاتی وجود داشته است.
اگرچه ایران ممکن است عزم بیشتری برای حفظ—و احتمالاً روزی تسلیحاتی کردن—برنامه خود داشته باشد (احساسی که برخی نظرسنجیها نشان میدهد که به طور فزایندهای توسط عموم مردم به اشتراک گذاشته میشود)، این موضوع در اولویت فوری نیست. تجدید قابلیتهای متعارف خود، به ویژه برنامههای موشکی و پهپادی، و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، نگرانیهای فوریتری هستند. هر دو میتوانند در نهایت به ایجاد بازدارندگی کمک کنند و اگر ایران بخواهد، شرایطی را برای حرکت به سمت تسلیحاتی شدن در آینده فراهم کنند.
محدودیتهای اعمال شده بر برنامه هستهای ایران به وسیله حملات نظامی
آیا جنگ واقعاً در محدود کردن قابلیتهای غنیسازی هستهای ایران پیشرفتی ایجاد کرده است؟
جین داربی منتون
جنگ دوازده روزه بیشتر زیرساختهای شناخته شده غنیسازی ایران را غیرقابل استفاده کرد، بنابراین از این نظر، این کمپینها حداقل در کوتاهمدت محدودیتهایی را تحمیل کردهاند. مشکل این است که ایران هنوز توانایی و شاید تمایل بیشتری برای بازسازی این قابلیتها، از جمله در تأسیسات کوچک و پنهانی، دارد. همچنین دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به برنامه را به طور مؤثری محدود کرده و هنوز مقادیر زیادی اورانیوم غنیشده در کشور وجود دارد.
این چالشها به طور خاص به راهحلهای نظامی پاسخگو نیستند و تصمیم به استفاده از نیرو در میانه مذاکرات (دو بار) اعتبار ابزارهای دیپلماتیک را که میتوانستند در این زمینه مؤثر باشند، تضعیف کرده است.
محمد آیتاللهی تبار
تخریب بیشتر زیرساختهای غنیسازی ایران در طول جنگ دوازدهروزه، همراه با فشارهای اقتصادی و تهدید حملات بیشتر، ممکن است هرگونه احیای نزدیکمدت را سرکوب کند. با این حال، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که توانایی اثباتشدهاش در مختل کردن اقتصاد جهانی به اندازه کافی بازدارندگی ایجاد کرده است تا بتواند به آرامی برنامهاش را بهطور زیرزمینی بازسازی کند. به هر حال، بازسازی تأسیسات غنیسازی در مقیاس صنعتی بزرگ در آینده نزدیک بعید به نظر میرسد.
خطوط قرمز غنیسازی در مذاکرات برنامه هستهای ایران
غنیسازی چگونه در مذاکرات اخیر تأثیرگذار بوده است؟
جین داربی منتون
جنگ بر اصرار ایران بر اینکه حق غنیسازی دارد (که این موضوع موجب ناخرسندی عمیق دولت ترامپ شده است) تأثیری نداشته است، هرچند این واقعیت که در حال حاضر از این حق مورد مناقشه استفاده نمیکند، میتواند فضایی برای ایجاد توافقهای خلاقانه فراهم کند. با این حال، این امر نیازمند تلاشهای مشترک از سوی هر دو طرف است که در حال حاضر به نظر میرسد بیشتر تمایل به بازگشت به مواضع حداکثری خود دارند. گزارشها حاکی از آن است که مذاکرهکنندگان بر سر زمانهایی که ایران باید فعالیتهای هستهای خود را معلق و/یا محدود کند، در حال چانهزنی بودهاند، هرچند این مذاکرات اکنون به بنبست رسیده است.
محمد آیتاللهی طبار
دولت ترامپ بر این نکته تأکید کرده است که ایران باید بهطور کامل برنامه غنیسازی خود را کنار بگذارد. برخی فرمولها—مانند تعلیق چندساله—میتوانند در تئوری فاصله را پر کنند، اما مشکل اصلی این است که دولت نمیتواند بهطور معتبر تسهیلات معناداری در تحریمها ارائه دهد، که به نوبه خود باعث میشود ایران کمتر تمایل به نشان دادن انعطافپذیری در زمینه غنیسازی داشته باشد.
بنابراین به نظر میرسد تهران در حال پیشبرد موضوع غنیسازی به پایینتر از دستور کار مذاکرات است و به این نتیجه رسیده که فاصله بین دو طرف ممکن است برای یک راهحل خیلی زیاد باشد. از برخی جهات، این موضوع شبیه به نحوه برخورد با خلع سلاح در مذاکرات حزبالله و حماس با اسرائیل است، جایی که این موضوع به مراحل آینده پس از آتشبس موکول شد—که در عمل به معنای نامحدود بودن است. ایران بهطور فزایندهای بیعلاقه به حتی درگیر شدن در موضوع غنیسازی به نظر میرسد و در عوض در حال حاضر بر مقابله با محاصره ایالات متحده متمرکز است.
بحران نظارت بر برنامه هستهای ایران پس از جنگ
اگر در مذاکرات مربوط به جنبه هستهای شرکت داشتید، چه موضوعاتی را میخواستید مورد بحث قرار دهید؟
جین داربی منتون
برای من، نظارت معتبر همچنان شرط لازم برای یک توافق مذاکرهای باقی میماند. گمانهزنیهای طولانی درباره قابلیتها و تجهیزاتی که ایران حفظ کرده و اینکه ممکن است با آنها در تونلهای عمیق کوهستانی چه کند، هر دو کشور را به سمت بحران بعدی سوق خواهد داد.
اما درک وضعیت کنونی، چه رسد به بازسازی اعتماد به توانایی جامعه بینالمللی در شناسایی فعالیتهای هستهای پنهان، از نظر فنی و سیاسی چالشبرانگیز خواهد بود. نظارت پیش از جنگ به دلیل برنامه هستهای در حال تحول ایران و فروپاشی رژیم تأیید گسترده برجام، مسئلهای بود. از زمانی که اسرائیل و ایالات متحده به تشدید نظامی (شامل حملات به تأسیسات محافظتشده) روی آوردند، ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به هیچ یک از سایتهای آسیبدیده را نداده و همکاریاش با این آژانس به موضوعی جنجالی تبدیل شده است. در حالی که مذاکرهکنندگان اصلی دولت ترامپ علاقه چندانی به جزئیات روزمره نظارت بینالمللی نشان ندادهاند، بدون آن، دیپلماسی هستهای عملاً به بازی “او گفت، او گفت” تبدیل خواهد شد.
محمد آیتاللهی طبار
بحث درون ایران نشان میدهد که تهران ممکن است هرگز به همان سطح دسترسی که تحت برجام به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه میداد، دسترسی ندهد. بدتر اینکه، رهبری به نظر میرسد که بیشتر از دیپلماسی از جنگ هراس دارد. آنها آمادهاند که به طور مستقیم با ایالات متحده مواجه شوند اما reluctant به شرکت در مذاکرات دوجانبه با مقامات آمریکایی هستند. دیدگاه در حال ظهور این است که ایران از طریق مواجهه بیشتر سود میبرد در حالی که از طریق دیپلماسی زمین را واگذار میکند.
در این محیط، ممکن است لازم باشد که از یک رویکرد جامع که هدفش حل مسئله است، به یک رویکرد حداقلی که بر مهار آن تمرکز دارد، منتقل شویم. با توجه به بیاعتمادی عمیق متقابل و فشار شدید داخلی در هر دو طرف، ممکن است توافق بر سر اینکه هر طرف چه کاری نباید انجام دهد، آسانتر از مذاکره بر سر تعهدات مثبت باشد. به عنوان مثال، ایران میتواند از غنیسازی و حفاری موجودی اورانیوم غنیشده خود خودداری کند و در عوض، ایالات متحده میتواند توافق کند که برخی تحریمهای مرتبط با هستهای را به طور کامل اجرا نکند.
این رویکرد به مدل درک تحت دولت جو بایدن شباهت دارد، که در آن ایران به طور غیررسمی توافق کرد که از سطوح خاصی از غنیسازی فراتر نرود، در کنار دیگر محدودیتها، در حالی که ایالات متحده در اجرای تحریمها احتیاط به خرج داد. به طور مشابه، پس از جنگ دوازدهروزه، ترامپ اعلام کرد که ایران اکنون میتواند نفت خود را به چین بفروشد، که به نظر میرسید بخشی از توافق آتشبس باشد.
درسهای عدم گسترش جهانی و برنامه هستهای ایران
آیا فکر میکنید جنبه هستهای این جنگ تأثیری بر عدم گسترش خارج از ایران خواهد داشت؟
محمد آیتاللهی طبار
مورد ایران میتواند به دو صورت تفسیر شود. از یک سو، نشان میدهد که یک استراتژی تأخیر میتواند چقدر پرهزینه باشد—دههها تحریم، به دنبال آن دو جنگ. از سوی دیگر، برخی کشورها ممکن است آن را به گونهای دیگر تفسیر کنند و نتیجهگیری کنند که در مقایسه با مدل کره شمالی که بهطور مخفیانه به سمت بمب میشتابد، رویکرد ایران اشتباه بوده است. با این حال، شایان ذکر است که مسیر ایران تحت تأثیر مجموعهای از محدودیتهای خاص در آن زمان شکل گرفته است—بهویژه فشارهای داخلی و خارجی قابل توجه—که مقایسه با مدل کره شمالی را دشوار میسازد.
با این حال، آنچه ممکن است با برخی کشورها طنینانداز شود، روایت این است که تهران ممکن است روزی از آن برای توجیه خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) استفاده کند: اینکه یک کشور میتواند با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) همکاری کند، به یک توافق هستهای پایبند باشد و به عنوان بیشترین کشور تحت بازرسی در جهان شناخته شود، اما همچنان با حملات نظامی مواجه شود. مقامات ایرانی بهویژه به آنچه که بهعنوان واکنشهای نابرابر IAEA مینگرند اشاره میکنند—مقایسه محکومیت اقدامات روسیه علیه تأسیسات هستهای اوکراین با واکنش ملایمتر در مورد ایران. بهطور کلیتر، آنها ادعا میکنند که مشارکت در NPT هزینههایی به همراه داشته است—بهویژه بازرسیهای مداخلهجویانه—بدون تأمین امنیت متناسب.
جین داربی منتون
من همچنین از تحمیل تجربه کره شمالی بر ایران محتاط هستم. همانطور که محمد اشاره میکند، انتخابهای هستهای تهران تحت شرایط بسیار متفاوتی شکل گرفته است. همچنین، من این فرضیه متضاد را کاملاً قانعکننده نمییابم. رویدادهای اخیر نشان دادهاند که نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و ایالات متحده حتی عمیقتر از آنچه تصور میشد، بوده است: تلاش بیشتر برای دستیابی به سلاحهای هستهای ممکن است هنوز به جنگ منجر شده باشد. بهطور کنایهآمیز، تنگه هرمز به گزینهای معتبرتر برای ایران بهعنوان “گزینه هستهای” نسبت به برنامه هستهایاش تبدیل شده است.
با این حال، من نگران افزایش اهمیت بمب (در ایران و در میان برخی از متحدان و شرکای ایالات متحده) و فروپاشی همزمان هنجارها، توافقها و ابزارهای دیپلماتیک هستم که بهطور تاریخی گسترش آن را محدود کردهاند. آسیب بیشتر به نهادهایی مانند IAEA و NPT میتواند ما را در دنیایی خطرناکتر قرار دهد، جایی که بحرانهای هستهای بیشتر رخ میدهند و خنثی کردن آنها دشوارتر است.
چرا پاپ و ترامپ در این موضوع بحث میکنند؟
جین داربی منتون: به انصاف پاپ، کلیسای کاتولیک بهطور تاریخی در مورد غیراخلاقی بودن سلاحهای هستهای و نیاز به خلع سلاح جهانی بسیار صریح بوده است. شاید دیپلماسی پاپی بتواند بنبست را بشکند . . . deus ex machina؟

