تنظیم مجدد روابط سوریه و حزبالله در زمینهای استراتژیک رخ میدهد که در آن دشمنی تاریخی و اصطکاکهای لجستیکی فوری با الزامات سرد بقای دولت تلاقی میکند. نظم پس از اسد در دمشق، که هنوز در حال تثبیت مشروعیت خود پس از 14 سال جنگ داخلی ویرانگر است، با یک اجبار دوگانه مواجه است: باید حاکمیت خود را با جلوگیری از جریان تسلیحات حزبالله به اثبات برساند، اما نمیتواند به قیمت تبدیل شدن به پیشتاز یک کمپین آمریکایی-اسرائیلی که مرزهای آسیبپذیرش را شعلهور کند، عمل کند.
حزبالله، که از دست دادن کریدور تأمین زمینی ایرانی خود آسیب دیده و با فشار نظامی بیسابقهای مواجه است، میداند که بیطرفی سوریه—هرچند با اکراه—مکانیسمی برای کنترل آسیب است که از بازگشت به آزادی عملی کامل مهمتر است. تعاملات متقابل بین دبیرکل حزبالله، نعیم قاسم و رئیسجمهور سوریه، احمد الشراعه در میانه سال 2026، عقلانیتی معاملاتی را نشان میدهد که در آن خویشاوندی ایدئولوژیک به هندسه بازدارندگی، مدیریت مرزها و اجتناب از خونریزی چند جبههای subordinated میشود.
زیر لفاظیهای برادرانه عمومی، هر دو بازیگر در حال محاسبه هستند که تا کجا باید تسلیم شوند بدون اینکه داراییهای اصلی که مواضع قهری آنها را تعریف میکند، واگذار کنند. همراستایی حاصل، جنینی و به شدت شکننده است و بدهی خون مشارکت حزبالله در جنایات رژیم را محو نمیکند، اما یک حقیقت ساختاری را آشکار میسازد: در یک شام reshaped شده توسط تغییر رژیم و رقابت قدرتهای بزرگ، روابط سوریه و حزبالله به یک بارومتر از تعادل منطقهای تبدیل شده است، جایی که عملگرایی بر رقابت با دقتی غالب میشود که ایدئولوژی نمیتواند تحمل کند.
دمشق شریک محتاطی را جلب میکند
در طول جنگ داخلی سوریه، حزبالله سالها با گروههایی میجنگید که اکنون بر دمشق حاکم هستند.
اکنون، حتی در حالی که دمشق تسلیحات این گروه را متوقف میکند و مسیرهای تأمین آن را مختل میسازد، دبیرکل حزبالله، نعیم قاسم، در حال جلب نظر حاکمان جدید سوریه است. در یک سخنرانی تلویزیونی در تاریخ 4 اوت، قاسم تمایل خود را برای دیدار با رهبری جدید سوریه ابراز کرد و بر “اهمیت و ضرورت یک رابطه برادرانه، مثبت و همکاریآمیز بین لبنان و سوریه” تأکید کرد.
احساس متقابل است. در ژوئن، رئیسجمهور سوریه، احمد الشعار، گفت که او آماده است تا “در یک میز با حزبالله بنشیند اگر به نفع سوریه و لبنان باشد”، که به طور مؤثری درخواست رئیسجمهور دونالد ترامپ برای اینکه دمشق نقش بزرگتری در خلع سلاح حزبالله ایفا کند را رد کرد. حزبالله از این تصمیم استقبال کرد و در را برای یک رابطه عملی بالقوه بین دو رقیب گشود.

واسطهگری روابط سوریه و حزبالله را بازتعریف میکند
حزبالله در جنایات رژیم اسد در طول جنگ داخلی ۱۴ ساله سوریه شریک بود و این موضوع نزدیکی آن به رهبری جدید دمشق را پیچیده میکند. الشعار به “زخم بزرگ سوری که هنوز هم زنده است و حزبالله بخشی از آن است” اذعان کرد. با این حال، سیاست خارجی سوریه در سال گذشته تحت تأثیر عملگرایی و منافع ملی بوده است، نه دشمنیهای قدیمی — همانطور که از تعامل مداوم دمشق با روسیه، یکی دیگر از متحدان کلیدی رژیم اسد، مشهود است.
بنابراین، پیشنهاد الشعار باید به عنوان تلاشی برای قرار دادن سوریه به عنوان یک واسطه در لبنان درک شود. همانطور که او توضیح داد، دمشق میخواهد “از دولت لبنان حمایت کند، نهادهای رسمی آن را تقویت کند و پیوندهایی میان نیروهای لبنانی، از جمله حزبالله، ایجاد کند.”
مقامات سوری میدانند که دمشق نمیتواند حزبالله را خلع سلاح کند و اینکه تلاش اجباری لبنانی برای انجام این کار میتواند ناآرامیهایی را به وجود آورد که به مرزها سرایت کند. اما آنها همچنین وضعیت موجود را به طور ذاتی بیثباتکننده میدانند. بنابراین، الشعار از یک فرآیند سیاسی مذاکرهشده حمایت میکند که حزبالله را محدود میکند در حالی که از مداخله نظامی سوریه در لبنان جلوگیری میکند.
حزبالله به بیطرفی سوریه نیاز دارد
با وجود قطع روابطشان، حزبالله به هر حال به سوریه نیاز دارد تا در کمپین تحت حمایت آمریکا علیه این گروه بیطرف بماند. سوریه تا کنون از پیشنهادات آمریکا برای اقدام علیه این گروه در شرق لبنان خودداری کرده است، اما مرز را با هزاران سرباز تقویت کرده است، بخشی از این اقدام برای جلوگیری از نفوذ و قاچاق حزبالله است. روابط تجدید شده حزبالله و سوریه میتواند تضمین کند که سوریه به لبنان وارد نشود و به تلاشها یا عملیاتهای آمریکایی، اسرائیلی یا حتی لبنانی علیه این گروه کمک نکند.

مقابله با هماهنگی اسرائیلی
این عامل آخر به ویژه با توجه به هماهنگی امنیتی در حال ظهور بین سوریه و اسرائیل و منافع مشترک آنها در مقابله با حزبالله بسیار مرتبط است. این سازمان به طور ایدهآل میخواهد که اسرائیل به عنوان دشمن خارجی مشترک باقی بماند. بنابراین، حزبالله تلاش خواهد کرد تا از سوریه تعهداتی بگیرد که با اطلاعات اسرائیلی در عملیاتهایی که هدفشان مبارزانش هستند، هماهنگی نداشته باشد. به همین ترتیب، حزبالله خواستار ممنوعیت استفاده اسرائیل از سرزمین یا حریم هوایی سوریه یا هرگونه عادیسازی روابط با اسرائیل به گونهای است که حزبالله را به طور کامل ایزوله کند.
چرا روابط سوریه و حزبالله به کریدورها بستگی دارد
با سقوط اسد، حزبالله کریدور سوری مجاز خود را از دست داد. به طور ایدهآل، این گروه میخواهد که حرکت سلاح، پول و پرسنل از عراق و ایران از طریق سوریه را بازگرداند یا حداقل به طور جزئی دوباره باز کند. ضبطهای اخیر سوریه از سلاحهایی که به طور ظاهری به حزبالله اختصاص داشت، نیاز حزبالله و مخالفت فعلی دمشق را نشان میدهد. حزبالله احتمالاً میداند که شرا در conceding یک کریدور تسلیحاتی ایرانی reluctant خواهد بود. ممکن است با ترتیبی که اجرای داخلی تهاجمی سوریه علیه شبکههای حزبالله را کاهش دهد و از مسدود شدن کامل مرز لبنان و سوریه جلوگیری کند، راضی باشد.

واشنگتن باید یک چارچوب امنیتی سوری-اسرائیلی ایجاد کند
نزدیکی سوریه و حزبالله تنها تهدیدی برای اسرائیل نخواهد بود. این امر یک خط حیاتی را به یکی از دشمنان سرسخت آمریکا بازمیگرداند و حزبالله را در مسیری به سوی احیای تدریجی و پایدار قرار میدهد.
واشنگتن باید پیش از این روند اقدام کند. این کار را میتواند با ترویج فعال یک توافقنامه چارچوبی اسرائیل-سوریه که بر کاهش تنشهای دوجانبه و حل تدریجی اختلافات تمرکز دارد، انجام دهد و در عین حال با پرداختن به چالشهای مشترک — بهویژه حزبالله — اعتماد را ایجاد کند.

