افشای یک کمپین جاسوسی ایرانی که هدف آن مخالفان در ایالات متحده، بریتانیا و هلند است، نشان داده است که چگونه تهران دادههای شخصی سرقت شده را به فهرستهای هدف عملیاتی تبدیل میکند. ایران سرکوب فرامرزی اکنون از طریق یک معماری دوگانه عمل میکند: نظارت دیجیتال که شبکههای دیاسپورا را نقشهبرداری میکند و خشونت فیزیکی که به باندهای جنایتکار واگذار شده است و آمادهی آدمربایی یا ترور منتقدان هستند. پلتفرم الاج، که یک روز قبل از مشاوره ۱۵ سپتامبر راهاندازی شد، اتهامات علیه ایرانیان در خارج از کشور را جمعآوری میکند و به دنبال تحمیل مجازاتهای قانونی، مالی و شهروندی بر آنها است.
این گسترش نشاندهنده ارزیابی تهران است که دیاسپورا تنها یک مخاطب حاشیهای نیست بلکه یک تهدید استراتژیک است که قادر به قاچاق ابزارهای ارتباطی، تأمین مالی ترمینالهای استارلینک و لابیگری در برابر دولتهای خارجی است. تظاهرات در تورنتو و مونیخ، همراه با قانون ماهسا و حذف ایران از کمیسیون وضعیت زنان سازمان ملل، وزن سیاسی دیاسپورا را نشان میدهد. بنابراین، سرکوب فرامرزی ایران دادهها را به عنوان یک سلاح در نظر میگیرد: هر سرنخ، عکس یا مکان به یک مختصات برای ارعاب یا حذف تبدیل میشود. واشنگتن و متحدانش باید این شبکه نظارتی را مختل کنند، فعالیتهای غیرمجاز عوامل خارجی را پیگرد قانونی قرار دهند و بر پلتفرمهای میزبان الاج فشار بیاورند تا حسابهای متخلف را معلق کنند. این کمپین تا زمانی که تهران باور داشته باشد که جمعآوری دیجیتال میتواند نتایج فیزیکی به همراه داشته باشد، ادامه خواهد داشت.
گسترش سرکوب فرامرزی ایران در سطح جهانی
ایالات متحده، بریتانیا و هلند یک کمپین جاسوسی رژیم ایرانی که هدف آن مخالفان ایرانی در سرتاسر جهان است را افشا کردهاند. در یک مشاوره ۱۵ سپتامبر، آنها هشدار دادند که تهران از اطلاعات سرقت شده برای ردیابی منتقدان به عنوان بخشی از یک کمپین سرکوب فرامرزی که شامل طرحهای آدمربایی و ترور است، استفاده میکند.

الاج سرنخها را علیه مخالفان جمعآوری میکند
یک روز قبل، تهران پلتفرم اطلاعاتی «علاج» را معرفی کرد که از کاربران میخواهد ایرانیان مقیم خارج را که به عنوان «خائن» شناسایی میکند، گزارش دهند و به دنبال اعمال محدودیتهای قانونی، مالی، رسانهای و شهروندی بر آنها است.
علاج مدلی را که تهران مدتهاست علیه معترضان در داخل کشور استفاده کرده، به دیاسپورا تعمیم میدهد و با استفاده از نکات عمومی، پروندههایی را تشکیل میدهد و شبکههای مخالفان را در خارج از کشور نقشهبرداری میکند. این بخشی از تلاش گستردهتری است برای استفاده از ابزارهای دیجیتال به منظور جمعآوری اطلاعات برای سرکوب فیزیکی، از جمله ارعاب، ربایش و ترور. این گسترش ناشی از دیدگاه تهران به دیاسپورای ایرانی است که نه به عنوان یک نیروی جدا شده از جنبش ضد رژیم، بلکه به عنوان یک نیروی قوی در تضعیف جمهوری اسلامی میبیند.
سرکوب فراملی رژیم در قارهها گسترش مییابد
تهران اغلب طرحهای ترور مخالفان را به شبکههای جرم سازمانیافته واگذار میکند، از جمله باندهای «فاکستروت» و «رومبا» در سوئد، «هلس آنجلس» در آمریکا و سندیکاهای اروپای شرقی، و همچنین تلاش کرده است یک کارتل مواد مخدر مکزیکی را برای یک ترور در خاک ایالات متحده استخدام کند.
در مه ۲۰۲۶، یک عامل مرتبط با ایران به دنبال استخدام یک تروریست برای قتل یک خبرنگار فارسیزبان در لندن بود. یک سال قبل، مقامات بلژیکی به یک قانونگذار متولد ایران هشدار دادند که تهران به دنبال ربودن او و بازگرداندن او به ایران است. همچنین در سال ۲۰۲۵، دادستانهای آمریکایی دو مرد را به خاطر توطئه برای ترور خبرنگار ایرانی-آمریکایی، مسیح علینژاد، در نیویورک محکوم کردند. در استرالیا، کارکنان سفارت رژیم مخالفان را تحت نظر دارند و تهدید میکنند. چند سال قبل، ایران مخالفان را از عراق و امارات متحده عربی فریب داده و ربوده بود.

دیاسپورا فشار را در خارج و ظرفیت را در داخل ایران افزایش میدهد
در زمان قطع اینترنت، ایرانیان مقیم خارج دستگاههای خود را به اتصالات پروکسی تبدیل کردهاند که کاربران داخل ایران را به اینترنت آزاد متصل میکند. آنها پروژههایی را برای قاچاق ترمینالهای استارلینک به کشور تأمین مالی کرده و ابزارهای دور زدن سانسور را توزیع کردهاند. برنامههای جامعه مدنی که با بودجه ایالات متحده تأمین میشوند، مخالفان خارج از ایران را به کار میگیرند تا آموزشهای توانمندسازی را به فعالان داخل ارائه دهند. رسانههای فارسیزبان مستقر در خارج از ایران نیز گزارشهای مبتنی بر واقعیت را از طریق پخشهای ماهوارهای، رادیو موج کوتاه و رسانههای دیجیتال به داخل کشور منتقل میکنند و انحصار اطلاعات تهران را میشکنند.
تظاهرات دیاسپورا علیه رژیم در فوریه ۲۰۲۶ حدود ۳۵۰,۰۰۰ نفر را در تورنتو و ۲۵۰,۰۰۰ نفر را در مونیخ به خود جلب کرد که بخشی از یک روز جهانی اقدام بود که بیش از ۱ میلیون نفر را بسیج کرد و توجه بینالمللی را به کشتار معترضان در ایران در ژانویه جلب کرد. لابیگری ایرانی-آمریکاییها به پیشبرد قانون MAHSA در کنگره کمک کرد که تحریمهایی را علیه رهبران رژیم تحمیل کرد. ایرانی-آمریکاییها همچنین از حذف ایران از کمیسیون وضعیت زنان سازمان ملل در دسامبر ۲۰۲۲ به دلیل سرکوب زنان و معترضان حمایت کردند.
بیشتر دیاسپورای ایران از سرکوب رژیم رنج بردهاند
جمعیت ایرانیان مقیم خارج از کشور از حدود ۴۸۰,۰۰۰ نفر قبل از انقلاب اسلامی به ۸۳۰,۰۰۰ نفر در سال ۱۹۷۹ و ۳.۱ میلیون نفر تا سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. مهاجرت پس از امواج متوالی ناآرامی و سرکوب، از جمله جنبش سبز ۲۰۰۹، قیام نوامبر ۲۰۱۹ و اعتراضات ۲۰۲۲ تسریع شد، در حالی که تعداد فزایندهای از حرفهایهای ماهر نیز کشور را ترک کردند.

سرکوب فراملی ایران با واکنش قانونی مواجه میشود
ایالات متحده باید با عملیاتهای نظارتی قبلی ایران در خاک آمریکا، مانند عملیات Alaj، برخورد کند که وزارت دادگستری آنها را به عنوان فعالیتهای غیر اعلام شدهی عامل خارجی و ارائه خدمات ممنوع تحت تحریمهای ایالات متحده علیه ایران تعقیب کرده است. در سال ۲۰۱۹، دادستانها دو مرد را تحت هر دو چارچوب به اتهام عکاسی و شناسایی مخالفان ایرانی در ایالات متحده برای تهران متهم کردند.
واشنگتن همچنین باید به تلگرام و سایر پلتفرمهایی که میزبان Alaj هستند، شواهدی از فعالیتهای آن ارائه دهد و از آنها بخواهد حسابهایی را که شرایط خدمات خود را نقض میکنند، معلق کنند.

