تابآوری عملیاتی جنبشهای مقاومت فلسطینی و لبنانی مدتهاست که به توانایی آنها در محافظت از آرشیوهای داخلی در برابر نظارت خارجی وابسته است. با این حال، کمپین چند دههای اسرائیل در نفوذ، جذب و ترور بارها این جنبشها را مجبور کرده است تا با نقضهایی مواجه شوند که نمیتوانند بهطور عمومی به آنها اعتراف کنند بدون اینکه آسیب را بیشتر کنند. شبکههای جاسوسی اسرائیلی از اتکای به عاملان رو در رو به بهرهبرداری از پزشکی از راه دور، برنامههای تحصیلی، سفرهای پزشکی و دسترسی به دیاسپورا تکامل یافتهاند و سطح حمله را فراتر از عوامل نفوذ سنتی گسترش دادهاند.
نتیجه این وضعیت، محیط امنیتی است که در آن یک گروه نفوذی میتواند یک عملیات را متوقف کند، اعتماد میان فرماندهان را مسموم کند و یک سازمان کامل را برای سالها فلج کند. درگیریهای اخیر در غزه، لبنان و ایران عمق این آسیبپذیریها را نمایان کرده است، زیرا توانایی اسرائیل در نقشهبرداری از روشهای عملیاتی و ضعفهای انسانی از ظرفیت مقاومت برای اعمال انضباط ضد اطلاعات پیشی گرفته است.
گزارشهایی از منابع امنیتی لبنانی و فلسطینی پروتکلهای سختگیرانه سفر، تعلیقهای پس از نقض و پذیرش دردناک این واقعیت را توصیف میکنند که جذب نیرو اغلب نه تنها از طریق پول بلکه از طریق داستان خصوصی که یک هدف میخواهد درباره خود باور کند، موفق میشود. بنابراین، شبکههای جاسوسی اسرائیلی تهدیدی هستند که در زیر آستانه جنگ متعارف عمل میکنند، اما قبل از شلیک نخستین گلوله، میدانهای نبرد را شکل میدهند. درک چگونگی عملکرد این شبکهها و اینکه چرا ریشهکن کردن آنها اینقدر دشوار بوده است، برای هر ارزیابی جدی از درگیری نامتقارن در منطقه ضروری است.
چگونگی عملکرد شبکههای جاسوسی اسرائیلی
هر جنبش مقاومتی دارای پروندههای حساسی است که نمیتواند آنها را بهطور عمومی باز کند. آرشیوهای فلسطینی و لبنانی پر از گزارشهایی از عوامل، عملیاتهای ناموفق و نقضهایی است که شرایط کامل آنها ممکن است هرگز فاش نشود. سایر اسرار با افرادی که آنها را حمل میکردند، مردهاند و جعبههای سیاه در سراسر سوریه، عراق و فراتر از آن پراکنده شدهاند.
برخی جزئیات به منظور جلوگیری از شرمندگی سازمانها نگهداری میشود، در حالی که دیگران میتوانند روشها را به خطر بیندازند، شبکههای باقیمانده را افشا کنند یا به دشمن نشان دهند که چگونه یک نفوذ کشف شده است. افشای عمومی همچنین خطر تبدیل یک مورد انزوا یافته همکاری به شواهدی از فساد گستردهتر در درون مقاومت را به همراه دارد.

رازهایی که مقاومت نمیتواند منتشر کند
با مواجهه با محدودیتهای کمتر، مقامات بازنشسته اسرائیلی خاطراتی منتشر میکنند، مأموران سابق خبرنگاران را توجیه میکنند و جزئیات ترورهای قدیمی به مواد کتابها و تلویزیون تبدیل میشود. خاطرات یوسی کوهن، مدیر سابق موساد، در سال 2025 با عنوان “شمشیر آزادی” یکی از نمونههای اخیر است. کتاب “اول بکش و سپس بپرس” رونن برگمن بر اساس تقریباً هزار مصاحبه و هزاران سند برای بازسازی کمپین طولانی ترور اسرائیل نوشته شده است.
آرزوهای شخصی، رقابتهای سیاسی و تسویهحسابهای نهادی به اندازه سوابق تاریخی این روایتها را شکل میدهند. گفته میشود که یکی از رؤسای سابق موساد جزئیات گستردهای از عملیاتهای گذشته را به تحلیلگران و نویسندگان ارائه کرده تا با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تسویهحساب سیاسی کند که بخشی از آن مواد به کتاب برگمن راه یافته است. آزادی اسرائیل برای انتشار همچنین نشاندهنده اعتماد عمیقتری است که دشمنانش ممکن است روش را یاد بگیرند اما هنوز دسترسی لازم برای پاسخگویی به آن را نداشته باشند.
کتابهای دیگر در این زمینه هدفی بهطور واضح تبلیغاتی دارند. برخی به نظر میرسند که به منظور هدایت مقاومت به سمت نسخه خاصی از رویدادها طراحی شدهاند و پرونده حساسی را قبل از ظهور تصویر کامل میبندند، بهویژه زمانی که عملیات اخیر باشد.
با این حال، این روایتها هنوز میتوانند تکههای مفیدی را ارائه دهند. به عنوان مثال، فهرست کتاب برگمن، نعوم ارس را به عنوان مقام عملیاتی اسرائیلی مسئول ترور عماد مغنیه نام میبرد. در جای دیگر، ادعا میکند که یحیی عیاش با رهبران حزبالله در مرج الزهور ملاقات کرده است، با وجود اینکه عیاش هرگز در میان فلسطینیهایی که در سال 1992 به آنجا تبعید شده بودند، نبوده است.
این تناقضات ممکن است ناشی از منابع ضعیف یا فریب عمدی باشد، اما به هر حال نشان میدهد که چرا روایتهای اسرائیلی باید به خاطر آنچه که بهطور ناخواسته افشا میکنند به همان اندازه که برای آنچه که بهطور صریح ادعا میکنند، خوانده شوند.
بنابراین، مقاومت به یک ثبتنام نیاز دارد، حتی اگر نامها و کشورها باید مخفی بمانند، تا درک کند که هر نفوذ چه تغییری ایجاد کرده، چگونه زنده مانده و کدام تدابیر دفاعی مؤثر بودهاند. چنین حفاظت و پیشگیری به عمل مقاومت تعلق دارد به همان اندازه که عملیات انجام شده در دید عمومی.
استخدام بدون واسطه
روشهای استخدام اسرائیل در طول بیش از هشت دهه تغییر کرده است. عوامل قبل از اشغال فلسطین پرورش یافته بودند، اما انقلاب ارتباطات در سی سال گذشته تعداد نقاط ورود ممکن را گسترش داده است.
یک استخدامکننده دیگر نیازی به ملاقاتهای مکرر رو در رو ندارد. مشکلات مالی، مکاتبات خصوصی، سوابق پزشکی، تاریخهای سفر و روابط نزدیک میتوانند از فاصله نقشهبرداری شوند قبل از اینکه هدف متوجه شود که یک رویکرد آغاز شده است.
جنگهای اخیر اشکال سختتری از اجبار را اضافه کردهاند. در غزه، اسرائیل تلاش کرده است تا کل خانوادهها را به کمکهای محلی تبدیل کند با پیوند زدن بقا، کمک یا اجازه ماندن در محل به همکاری. در سپتامبر 2025، نشریه The Cradle گزارش داد که اعضای خانوادههای دوغموش و باکر پس از رد رویکردهای شین بت کشته شدند.
گزارشهای عربی، با استناد به EuroMed Human Rights Monitor و نمایندگان خانواده، پیشنهادهایی از پول، سلاح و حفاظت در ازای تشکیل گروههای مسلح مدلسازی شده بر اساس میلیشای یاسر ابوشباب را توصیف کردند.
ماروان باکر، ‘مختار’ خانواده، گفت که ارتش اشغالگر پیشنهاد داده است که آنها در ازای همکاری بمانند، اما آنها رد کردند: “ما ابزارهایی در دست کسانی نخواهیم بود که ما را میکشند.” نزار دوغموش، رئیس شورای خانوادهاش، نیز بر این باور بود که “مرگ آسانتر از ننگ خیانت است.” این مواضع فردی هستهای از استقامت جمعی را تشکیل میدهند، اما هر رد کردن بهایی دارد.
رویکردها به دو خانواده بخشی از تلاش وسیعتر اسرائیل برای ساختن جایگزینهای مسلح فلسطینی به حماس و قرار دادن مسیرهای کمک تحت کنترل آنها است. استراتژی نیابتی آن در غزه اختلافات قبیلهای موجود، شبکههای جنایی و رقابتهای سیاسی را به ابزارهای اشغال تبدیل میکند. در جاهای دیگر، همین منطق به تل آویو اجازه میدهد تا یک قتل محلی را تشویق کند بدون اینکه دست خارجی که هدف را انتخاب کرده است، افشا شود.
در ایران، دسترسی از طریق مسیر متفاوتی دنبال شد. در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵، یک حساب کاربری X که خود را به عنوان موساد فارسی معرفی کرده بود، خدمات پزشکی از راه دور را برای ایرانیان از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال تبلیغ کرد.
این پست متخصصان فارسیزبان در زمینههای قلب، دیابت، بیماریهای عفونی، انکولوژی، زنان و زایمان و روانشناسی را معرفی کرده و به کاربران آیندهنگر توصیه کرده بود که از طریق VPN متصل شوند. رسانههای اسرائیلی این خدمت را به عنوان ابتکاری از سوی موساد تلقی کردند، هرچند که این سازمان در پاسخ به سوال اسرائیل هیوم از تأیید این حساب خودداری کرد.

اینکه آیا این حساب به طور رسمی توسط موساد اداره میشد، کمتر از فرصتی که ایجاد کرده اهمیت دارد. یک مشاوره پزشکی میتواند نامها، مکانها، روابط خانوادگی، سوابق پزشکی، آسیبپذیریهای شخصی و یک خط ارتباطی خصوصی را به دست آورد.
این پیشنهاد همچنین به تبلیغات اسرائیلی کمک کرد و یک سرویس اطلاعاتی دشمن را به عنوان توجهمندتر به شهروندان ایرانی نسبت به دولت خودشان معرفی کرد، در حالی که به آرامی وفاداریها را مورد بررسی قرار میداد و دسترسی را ایجاد میکرد.
بورسیهها، برنامههای تبادل، کنفرانسهای حرفهای، کافهها و انجمنهای دیاسپورا میتوانند همان هدف را دنبال کنند. دانشجویان در زمینههای فنی حساس به ویژه ارزشمند هستند زیرا جذب آنها در خارج از کشور پس از بازگشت به خانه سختتر قابل شناسایی است. این روش نیازی به شروع با یک درخواست صریح برای جاسوسی ندارد. دسترسی به تدریج از طریق خدمات، وضعیت، فرصتهای سفر و نزدیکی به افرادی با پول یا نفوذ ساخته میشود.
پروتکلهای نوشته شده پس از نفوذ
یک منبع امنیتی لبنانی در گفتگو با The Cradle، مشکل را به صراحت توصیف میکند:
“کسی که در خارج از کشور جذب شده، بسیار سختتر قابل شناسایی است. بنابراین، مقاومت پروتکلهای سختگیرانهای دارد. به عنوان مثال، ورود به سفارتهای برخی کشورها، یا حتی عبور از آن کشورها در transit، به تنهایی grounds کافی برای تعلیق یا اخراج است.”
این منبع اضافه میکند:
“اگر یک کادر بدون اجازه سفر کند، حتی به کشوری که نه دشمن است و نه مشکوک، حداقل تصمیم این است که آن شخص به مدت سالها معلق شود. این زمان کافی است تا مسئول مربوطه هر امیدی به بهرهبرداری از کادر در صورت جذب او را از دست بدهد.”
نه هر سازمانی به اندازه کافی زود چنین قوانینی را اتخاذ کرد. یک منبع فلسطینی به ربوده شدن یک کادر با رتبه میانه در یک کشور آسیایی اشاره میکند. مقامات محلی او را قبل از اینکه کشته شود آزاد کردند، اما نه قبل از اینکه اطلاعاتی را که در اختیار داشت تسلیم کند. منبع فاش میکند:
“به دنبال این حادثه، تصمیمی اتخاذ شد که حتی از افرادی که از وظایف خود استعفا دادهاند نیز جلوگیری شود تا سه سال پس از تاریخ استعفا سفر کنند. در این مدت، سرپرست مستقیم باید اطمینان حاصل کند که تمام ترتیبات مربوطه به محض سفر یا ناپدید شدن ناگهانی هر کادر، بلافاصله تغییر کند.”
فراتر از پول، باجگیری یا ایدئولوژی، برخی از عوامل دستگیر شده نیاز به احساس اهمیت، تمایل به شهروندی خارجی یا جذابیت دسترسی به افراد تأثیرگذار را توصیف کردهاند. جذب معمولاً زمانی موفق میشود که یک سرویس اطلاعاتی داستان خصوصیای را که هدف میخواهد درباره خود باور کند، شناسایی کند، مدتها قبل از اینکه مأموریتی به او محول کند.
مقیاس خطر در لبنان قابل مشاهده است، جایی که نیروهای امنیت داخلی و حزبالله بارها شبکههای اسرائیلی را که شامل فرقهها و ملیتهای مختلف بود، کشف کردهاند. در سال 2022، مقامات اعلام کردند که بزرگترین شبکه جاسوسی اسرائیلی که در کشور کشف شده بود، منهدم شده است.
بازداشتهای ایران پس از جنگ ژوئن 2025 نیز نشان داد که جذب میتواند در زمینههای لجستیک، حمل و نقل، ارتباطات و کارهای عادی غیرنظامی گسترش یابد و محدود به مقامات با دسترسی واضح نماند.
سفر پزشکی به عنوان یک تله
سفر پزشکی یک مواجهه بهویژه دشوار ایجاد میکند زیرا بیماران و بستگان باید مدارک، تشخیصها، جزئیات تماس و برنامههای سفر را به بیمارستانها، خیریهها، بیمهگران، دفاتر ویزا و واسطهها تسلیم کنند.
اگرچه بیشتر این نهادها مشروع هستند، یک سرویس دشمن تنها نیاز دارد که یک حلقه در زنجیره را به خطر بیندازد تا یک فرد آسیبپذیر را شناسایی کند یا رویکردی را آغاز کند که به نظر غیرمرتبط با سیاست باشد. خطر زمانی افزایش مییابد که درمان فوری در خارج از کشور بیمار را وابسته به هر کسی کند که میتواند یک قرار ملاقات را تسریع کند، ویزا را تأمین کند یا هزینه را پوشش دهد.
جنگ اسرائیل در سال 2024 علیه لبنان و حمله اسرائیل به ایران در سال 2025، ناکامیهای امنیتی را نمایان کرد که دیگر نمیتوانست با سخنرانیهای عمومی پوشش داده شود. یک جنبش مقاومت میتواند ضعفها را جبران کند در حالی که دشمن نسبت به قابلیتهای خود نامطمئن باقی میماند.
زمانی که اسرائیل هر دو را شناسایی کرده باشد، سخنرانیها وزن چندانی نخواهند داشت. تا آن زمان، میدان نبرد به واسطه آنچه که در پشت خطوط تسلیم شده، شکل گرفته است.
زمانی که شبکههای جاسوسی اسرائیل عملیاتها را نابود میکنند
مخربترین عامل بیش از انتقال نامها یا مختصات عمل میکند. هشدار پیشدستانه میتواند به اسرائیل اجازه دهد که یک عملیات را متوقف کند، هدفی را تغییر مسیر دهد، یا اجازه دهد که طرح به اندازه کافی پیش برود تا به تلهای تبدیل شود. نتیجه تنها در تلفات اندازهگیری نمیشود. یک عملیات ناموفق میتواند باعث فلج شدن، اتهامات داخلی و سالها ترس در میان کادرهایی شود که دیگر نمیدانند کدام بخش از زنجیره به خطر افتاده است.
مقامات اسرائیلی و خبرنگاران همراستا در دفاع از خود ادعا میکنند که برای سالها هیچ عامل مهمی در رهبری نظامی ارشد حماس نداشتند. این، به گفته آنها، دلیل این است که عملیات سیل الاقصی بدون هشدار از “اطلاعات طلایی” یا “عامل سطح بالا” پیش رفت.
جستجوی اسرائیل برای چنین منابعی به اندازه سازمانهایی که هدف قرار داده است، قدیمی است. از نخستین عملیاتهای سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)، عوامل به موقعیتهای مهم دست یافتند و به گفته روایتهای فلسطینی، گاهی به اتاقهای فرمان وارد شدند.
مصر و سوریه نیز با همین تلاش مواجه بودند. ادبیات متضاد پیرامون جنگ اکتبر 1973 هنوز نشان میدهد که چقدر دشوار است که یک منبع انسانی واقعی را از یک هشدار نادیده گرفته شده، یک داستان پوششی سیاسی یا افسانهسازیهای بازنگرانه جدا کنیم.
حماس ممکن است هنوز هم نفوذ شده باشد با وجود ناکامی اسرائیل در به دست آوردن هشدار استراتژیک. Cradle موردی را مستند کرده است که شامل دسترسی به این جنبش قبل از عملیات سیل الاقصی است، در حالی که شگفتی به دست آمده در 7 اکتبر نشان میدهد که هر منبعی بسیار پایین بوده، از عملیات کنار گذاشته شده، یا قادر به انتقال آنچه که مهم بود، نبوده است. موفقیتهای بعدی اسرائیل در لبنان و ایران تنها تضاد را تیزتر میکند.
منابع مقاومت در لبنان و فلسطین چندین عملیات ناموفق یا مختل شده را به نقضهای داخلی نسبت میدهند، از جمله عملیات غجر در سال 2005 و اولین حمله دریایی زیکیم در سال 2014. خود حمله زیکیم تأسیس شده است و فیلمهایی بعداً نشان داد که مبارزان قسام به یک موضع نظامی اسرائیلی رسیدند. با این حال، ادعای اینکه یک عامل مرحله اول آن را خراب کرده است، توسط سوابق عمومی تأیید نمیشود و باید به منبع نسبت داده شود.
احتیاط مشابهی در مورد ادعای یک منبع که بیش از 30 تلاش برای انتقامگیری از ترور مغنیه در سال 2008 مختل شده است، لازم است و همچنین در مورد گزارشهایی از یک عامل که تنها به عنوان «N.N.» شناخته میشود و ظاهراً به مدت 25 سال در یک شاخه مسلح غزه باقی مانده است.
یک روایت دیگر فلسطینی شامل یک زندانی سابق زن است که بیش از 15 سال قبل از آزادیاش به یک مأموریت بمبگذاری فرستاده شده بود. او میگوید، چند روز قبل از خروجش از زندان، اسرائیل فرماندهای را که او را فرستاده بود، ترور کرد.
کشتن او تضمین کرد که این دو هرگز نتوانند آنچه را که میدانستند مقایسه کنند یا عامل مظنون را بین خود شناسایی کنند. چه به عمد و چه به تبعیت، این واقعه بازتاب یک روش آشنا در اطلاعات است که در آن تنها افرادی که قادر به جمعآوری تصویر کامل هستند، از ملاقات با یکدیگر منع میشوند.

یک ضربه استادانه به ارزش هزار ضربه
یک منبع امنیتی بازنشسته الگوی قابل تأییدتری از کرانه باختری اشغالی ارائه میدهد. او میگوید، بین سالهای 2017 و 2019، اسرائیل به یک ساختار مسلح در حال توسعه اجازه گسترش داد در حالی که جلسات را در خارج از کشور زیر نظر داشت.
بازداشتها تنها پس از بازگشت اعضا به شهرهایشان و افشای زنجیرههای تأمین مالی و انتقال سلاح انجام شد. «یک گوجهفرنگی فاسد میتواند بسیاری دیگر را خراب کند»، منبع میگوید.
در آن زمان، اسرائیلیها به ساختار اجازه توسعه دادند و هر جلسهای که در خارج از کشور برگزار میشد را زیر نظر داشتند. آنها منتظر ماندند تا همه به شهرهای خود بازگردند و مستقر شوند، سپس بیشتر منتظر ماندند تا سلولهای تأمین مالی و انتقال سلاح که هنوز در داخل سرزمینها فعال بودند، افشا شوند، قبل از اینکه یک عملیات بازداشت بزرگ انجام دهند.
همان منبع نتیجهگیری میکند:
“شوک از این نوع باعث فلج سازمانی و اتهامزنی متقابل میشود و یک سازمان نمیتواند به راحتی یا به سرعت از آن بهبود یابد. این همچنین باعث ایجاد ناامیدی و ترس در میان کادرهای میدانی میشود، واقعیتی که ممکن است سالها تلاش یا تغییر نسلی برای غلبه بر آن نیاز باشد. یک ضربهی استادانه به اندازهی هزار ضربهی عادی ارزش دارد. این توضیح میدهد که چرا کرانه باختری در روزهای ابتدایی سیل الاقصی قیام نکرد و تا به امروز نیز این کار را نکرده است.”
یک نفوذ اسرائیلی میتواند با دستگیری عاملی که آن را ممکن کرده است، زنده بماند و فرماندهان را وادار به سؤال دربارهی طرحهای به خطر افتاده، مسیرهای نمایان شده و حتی یکدیگر کند. تا آن زمان، اشغالگر قبلاً شک و تردید را در جایی که اعتماد قبلاً سازمان را کنار هم نگه داشته بود، کاشته است.

