شیوع درگیری نظامی بین ایالات متحده و ایران در شش ماه پیش، نتیجهای به بار آورده است که با سناریوی تاریخی استاندارد بحرانهای انرژی در خاورمیانه مغایرت دارد. برای بیش از نیم سال، حمل و نقل از طریق تنگه هرمز به شدت مختل شده است، به طوری که آژانس بینالمللی انرژی این اختلال را به عنوان بزرگترین اختلال تأمین در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرده است. با این حال، با در نظر گرفتن تورم، قیمتهای نفت معیار همچنان به طور قابل توجهی پایینتر از اوجهای بحرانهای گذشته باقی ماندهاند و پیشبینیهای اقتصادی جهانی به سختی تغییر کردهاند. این عدم وجود یک شوک نفتی جهانی واقعی ناشی از همگرایی ذخایر تأمین انباشته شده و یک تنظیم غیرمنتظره در سمت تقاضا، به ویژه کاهش سریع واردات نفت خام دریایی چین است.
این تجربه فرضیات ریشهدار درباره چگونگی جذب اختلالات فیزیکی شدید در بازارهای انرژی را به چالش میکشد. تحریمها و انقلابهای گذشته ناپایداری خاورمیانه را به طور مستقیم به تورم و رکود منتقل میکردند. درگیری امروز حداقل تا کنون این مسیر را دنبال نکرده است. این انحراف فرصتی نادر برای ارزیابی مجدد دوام تدابیر موجود در بازار و نقش کمتر مورد توجه سیاست تقاضا در تثبیت قیمتها ارائه میدهد. اجتناب از یک شوک کامل نفتی جهانی به این معنا نیست که خطرات ناپدید شدهاند، اما این موضوع معنای امنیت انرژی را برای واردکنندگان و صادرکنندگان به گونهای دیگر بازتعریف میکند.
شوک نفتی جهانی بدون افزایش قیمتها
این هفته شش ماه از شیوع درگیری نظامی بین ایالات متحده و ایران میگذرد. این آتشسوزی که گاه و بیگاه شعلهور شده، صادرات نفت، گاز طبیعی مایع و سایر کالاهای حیاتی از طریق تنگه هرمز را به شدت مختل کرده است. با بیش از دو میلیارد بشکه نفت که در سال جاری مختل شده، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) این را به عنوان “بزرگترین اختلال تأمین در تاریخ بازار جهانی نفت” مینامد.اما این بزرگترین داستان در اینجا نیست.
چرا قیمتها زیر اوجهای بحران باقی ماندند
با در نظر گرفتن تورم، قیمتهای نفت معیار همچنان بهطور قابل توجهی پایینتر از اوجهای مشاهدهشده در بحرانهای جهانی گذشته است. بر خلاف اختلالات انرژی ناشی از تحریم نفتی عربی (۱۹۷۳–۷۴) و انقلاب ایران (۱۹۷۸–۷۹) که هر دو به رشد آسیب زدند و تورم را به همراه داشتند، مشکلات امروز در خاورمیانه بهندرت باعث کندی رشد شده است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی خود را تنها بهطور جزئی کاهش داده و اکنون رشد ۳ درصدی برای اقتصاد جهانی در سال جاری و حتی بالاتر در سال آینده را پیشبینی میکند—پیشبینیای که فرض میکند هیچ تشدید عمدهای در جنگ رخ نخواهد داد.

پس چگونه بزرگترین اختلال فیزیکی در تأمین انرژی در تاریخ، شوک نفتی که نبود را تولید کرد؟ پاسخ به درسهایی اشاره دارد که فراتر از این درگیری باقی خواهند ماند، هرچند و هر زمان که در نهایت حل و فصل شود.
بالشتکهای تأمین ساختهشده از درسهای گذشته
توضیحات ساده از جانب عرضه میآید. شانس نیز نقشی ایفا کرد. بازارهای نفت در زمان آغاز خصومتها بهخوبی تأمین شده بودند—آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده بود که در سال ۲۰۲۶ تقریباً چهار میلیون بشکه در روز مازاد وجود خواهد داشت—بنابراین معاملهگران دچار وحشت نشدند.
برنامهریزی نیز تأثیرگذار بود. اقتصادهای پیشرفته، که توسط آژانس بینالمللی انرژی هماهنگ شده بودند، بهسرعت بزرگترین آزادسازی ذخایر استراتژیک نفتی را انجام دادند، حدود ۲۷۳ میلیون بشکه، که بازارها را بیشتر آرام کرد. زیرساختهای انعطافپذیر نیز کمک کرد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی میلیونها بشکه در روز را از طریق خطوط لوله کماستفاده که از مسیر دریایی مشکلدار دور میزنند، منتقل کردند.
نوآوری همچنین تأمین را افزایش داد. به لطف انقلاب شیل، ایالات متحده از یک واردکننده کمبود انرژی در دهه ۱۹۷۰ به یک صادرکننده فراوان انرژی تبدیل شده است که به روانسازی بازارهای جهانی نفت و گاز کمک میکند.

این ذخایر نتیجه درسهای حیاتی است که از شوکهای نفتی قبلی آموخته شده است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در سال ۱۹۷۴ بهطور خاص برای هماهنگی ذخایر استراتژیک ایجاد شد. درگیریهای قبلی تولیدکنندگان بزرگ را تشویق کرد تا در مسیرهای اضافی به بازار سرمایهگذاری کنند و این امر انگیزهای برای سرمایهگذاران فراهم کرد تا منابع هیدروکربنی غیر اوپکی را در قاره آمریکا و سایر مناطق که از آشفتگیهای دورهای که بهطور مرتب خاورمیانه غنی از نفت را تحت تأثیر قرار میدهد، توسعه دهند. بدون این ذخایر، آسیب ناشی از قطع تنگه هرمز قطعاً بسیار بدتر میبود.
پاسخ تقاضا انتظار میرفت که شکست بخورد
با این حال، این تحلیل از سمت تأمین، نقش عمدتاً غیرمنتظرهای را که تقاضا ایفا کرده است نادیده میگیرد. خرد متعارف مدتهاست که بر این باور بوده است که تأمین نفت در یک بحران میتواند بهراحتی و بهسرعت مدیریت شود، در حالی که تقاضا اینگونه نیست. این به این دلیل است که تأمین، بخشی از آن، توسط اوپک هماهنگ میشود. عربستان سعودی، تولیدکننده نوسانساز و محور اوپک، مدتها بهعنوان بانک مرکزی نفت شناخته میشد. اخیراً، توانایی ایالات متحده (حداقل در کوتاهمدت) برای استخراج بیشتر هیدروکربنها در زمان بحران نیز به خنک شدن بازارهای جهانی انرژی کمک کرده است.
در مقابل، تقاضا در میان بازیگران بازار پراکنده، کشورهای متعدد و میلیاردها مصرفکننده نفتخوار تقسیم شده است. وقتی در یک شوک انرژی پاسخ تقاضا وجود دارد، معمولاً این پاسخ آشفته و دردناک است—نتیجه سیاستهای موردی، افزایش قیمتها، کمبودها و سهمیهبندی. شواهدی از این موضوع نیز در این بحران وجود دارد، بهویژه در سختترین مناطق، بهویژه در آفریقا و آسیا، جایی که فقیرترین مصرفکنندگان بیشترین آسیب را دیدهاند.
گزارش چشمانداز اقتصادی جهانی بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۶، به عنوان مثال، نشان داد که جنگ ایران به ناپایداریهای اقتصادی دیرینه در بنگلادش افزوده و تعادل خارجی کشور را تحت تأثیر منفی قرار داده و کسری بودجه آن را گسترش داده است. در نیجریه، گزارشها حاکی از آن است که جنگ باعث افزایش قیمت سوخت به میزان نزدیک به ۵۰ درصد شده و تورم را تشدید کرده است، درست در زمانی که کارزار سیاسی برای انتخابات عمومی ۲۰۲۷ آغاز میشود.
چین واردات نفت را ۴۰ درصد کاهش داد
به طور گستردهای فرض بر این بود که در یک بحران، بسیج یک پاسخ تقاضای منسجم و آرام به سرعت تقریباً غیرممکن است—تا به حال.
چین، با برنامهریزی متمرکز انرژی و پارانویا دیرینه درباره آسیبپذیری واردات نفت، این فرض را نادرست ثابت کرده است. به طرز شگفتانگیزی، این کشور واردات دریایی نفت خام را تا بیش از پنج میلیون بشکه در روز تا ژوئن کاهش داد—بیش از ۴۰ درصد پایینتر از سطوح قبل از جنگ—بدون اینکه فاجعه اقتصادی در داخل کشور به وجود آورد.
(اداره ملی آمار چین رشد پایدار تولید ناخالص داخلی را بین سهماهه اول و دوم ۲۰۲۶، با وجود اختلالات انرژی جاری، گزارش کرده است.) یکی از راههایی که چین این کار را انجام داد، استفاده از ذخایر استراتژیک عظیم خود بود که در زمانی که نفت نسبتاً ارزان بود، انباشته کرده بود و به طور موقت به زغالسنگ داخلی و انرژیهای تجدیدپذیر برای جبران واردات از دست رفته تکیه کرد.
راه دیگری که این کشور پیش گرفت، محدود کردن صادرات محصولات بود که موجب نارضایتی مشتریان خارجیاش شد. جالبتر اینکه، پکن تقاضای داخلی برای سوختهای فسیلی را از طریق سیاستهایی که وسایل نقلیه جایگزین، صرفهجویی در انرژی و حمل و نقل عمومی را تقویت میکند، محدود کرد.
لاوینز سوخت فراموششده را پیشبینی کرد
این به درس بزرگتری اشاره دارد. تقاضا، که گاهی به آن “سوخت فراموششده” گفته میشود [PDF]، میتواند نقش بسیار بزرگتری در مدیریت انرژی ایفا کند نسبت به آنچه که سیاستگذاران در زمانهای بحران به طور غریزی به راهحلهای سمت عرضه روی میآورند، تصور میکنند. این استدلال به طرز مؤثری توسط اموری لاوینز دقیقاً پنجاه سال پیش، در دوران قبلی جنگهای خاورمیانه و شوکهای انرژی، در مقالهای بنیادی در Foreign Affairs با عنوان “استراتژی انرژی: راهی که انتخاب نشد؟” مطرح شد.
لوینز در مقالهای پیشبینی کرد که ایالات متحده میتواند، اگر تلاشهای تهاجمی برای تنوع و کارایی انجام شود، تقاضای انرژی را در آستانه هزاره به ۹۵ کوادریلیون بیتییو (کواد) کاهش دهد. در آن زمان به شدت مورد تمسخر قرار گرفت زیرا این پیشبینی بیش از یک چهارم کمتر از آنچه پیشبینیکنندگان رسمی پیشبینی کرده بودند، بود. مصرف واقعی انرژی ایالات متحده در سال ۲۰۰۰، نود و هفت کواد بود. این ماه اکتبر، CFR سمپوزیومی در واشنگتن دیسی برگزار خواهد کرد تا این سالگرد را گرامی بدارد و به درسهایی از آن دوران برای آینده استراتژی انرژی ایالات متحده بپردازد.

مدیریت شوک جهانی نفت از طریق تقاضا
خوشبختانه، ابزارهای بهرهبرداری از راهحلهای سمت تقاضا در حال گسترش هستند. در کنفرانس سالانه اقلیمی سازمان ملل در دبی در سال ۲۰۲۳، نزدیک به دویست کشور، از جمله ایالات متحده، متعهد شدند که نرخ بهبود میانگین جهانی در کارایی انرژی را تا ۴ درصد در سال تا سال ۲۰۳۰ دو برابر کنند. پیشرفت بسیار کند بوده است، اما دلیلی برای خوشبینی وجود دارد.
الکتریفیکیشن، که روشی بسیار کارآمدتر برای استفاده از انرژی نسبت به احتراق است، با سرعتی دو تا سه برابر بیشتر از تقاضای کلی انرژی جهانی در حال رشد است. در ماههای ابتدایی پس از قطع تنگه هرمز، صادرات خودروهای برقی از چین به شدت افزایش یافت—این صادرات در ماه مه به ۹.۲ میلیارد دلار رسید که تقریباً ۵۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشت—زیرا کشورها به دنبال تنوعبخشی از واردات ناپایدار سوختهای فسیلی بودند.
با گسترش الکتریفیکیشن و فناوریهای مرتبط از حمل و نقل به ساختمانها و صنایع سنگین، ممکن است کارایی دیگر به عنوان سوخت فراموششده دیده نشود، بلکه آنچه که آژانس بینالمللی انرژی (IEA) آن را به عنوان اولین سوخت مینامد، باشد. اگر چنین باشد، شوکهای انرژی آینده بسیار آسانتر مدیریت خواهند شد. “حفاری، عزیزم، حفاری” نباید تنها مسیر ایالات متحده به سوی فراوانی انرژی باشد.

