پس از شش ماه بنبست، عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد به رهبری علی الزیدی، یک میلیاردر غیرسیاسی—اما این لحظه نه نشانهای از ثبات، بلکه تسریع در تکهتکه شدن دولت است. اینکه آیا عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد میتواند از شبکههای حمایتگر عبور کند یا به گروگان سازندگانش تبدیل میشود، مسیر آینده کشور را در میان جنگ منطقهای و فروپاشی مالی تعیین خواهد کرد.
عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد و با بحرانهای امنیتی فوری مواجه است
در ۱۴ مه، شش ماه پس از برگزاری انتخابات عمومی در نوامبر ۲۰۲۵، پارلمان عراق دولتی هنوز ناتمام به رهبری نخستوزیر تازه منصوبشده، علی الزیدی، را تأیید کرد. الزیدی، یک تاجر میلیاردر جوان بدون تجربه سیاسی یا دولتی، پس از ماهها بنبست در ائتلاف حاکم شیعه عراق، یعنی چارچوب هماهنگی، به عنوان یک گزینه غیرمتعارف به توافق رسید.
الزیدی دفتری را به ارث میبرد که با بحرانهای متعدد مواجه است. جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شده، عراق را به میدان نبردی تبدیل کرده است که دولت نه میتواند از حاکمیت خود محافظت کند و نه انحصار استفاده از زور را اعمال کند. هر سه طرف اصلی درگیر در جنگ، اهدافی را در عراق هدف قرار دادهاند و گروههای مسلح وابسته به ایران با برگزاری حملات از خاک عراق، سیاست رسمی بیطرفی بغداد را به چالش کشیدهاند. روابط با واشنگتن و پایتختهای عرب خلیج فارس به همین دلیل تضعیف شده است. در همین حال، اقتصاد عراق پس از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران که بیشتر صادرات نفت را متوقف کرد، تحت فشار شدید قرار دارد و دولت را از منبع اصلی درآمد خود محروم کرده است.
با این حال، انتصاب الزیدی کمتر نشانهای از یک پاسخ استراتژیک به این وضعیت رو به افزایش است و بیشتر نشاندهنده تسریع در تکهتکه شدن نظم سیاسی عراق پس از ۲۰۰۳ است. اینکه آیا او میتواند از محدودیتهای آن سیستم عبور کند یا به گروگان قدرتهایی تبدیل میشود که او را بالا بردهاند، مسیر عراق را در ماههای آینده تعیین خواهد کرد.
چرا عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد از طریق حذف
انتخاب یک فرد غیرسیاسی برای رهبری عراق در زمانی که کشور با وضعیت اضطراری ملی مواجه است، ممکن است غیرمنطقی به نظر برسد، اما نامزدی زیدی عمدتاً برای شکستن بنبست دروننخبگی طراحی شده بود. دو رقیب اصلی، یعنی نخستوزیر موقت محمد السودانی و نخستوزیر پیشین نوری المالکی، بهطور سیاسی یکدیگر را خنثی کردند. نامزدی المالکی حتی قبل از آغاز جنگ در خاورمیانه با مخالفت شدید واشنگتن روبرو بود، در حالی که السودانی به دلیل ناتوانی در جلوگیری از درگیری عراق تضعیف شد.
هر دو مصمم بودند که از بازگشت دیگری جلوگیری کنند. پس از تحکیم قدرت المالکی در دوره دوم خود (۲۰۱۰-۲۰۱۴)، انکار مجدد مأموریت به incumbents به یک هنجار در میان نخبگان سیاسی کشور تبدیل شده است. از آن زمان، سیستم سیاسی به طور فزایندهای به شخصیتهای سازشکار ضعیف روی آورده است، هر زمان که بازیگران غالب کنار بروند. با این حال، این بار، حتی زمانی که المالکی و السودانی نامزدهای سازشکار خود را پیشنهاد کردند، این نامزدها نیز نتوانستند حمایت کافی در درون چارچوب (که حداقل نیاز برای تأیید یک نامزد را هشت نفر از دوازده عضو خود تعیین کرده بود) جلب کنند.
بنبست با مداخله رئیس شورای عالی قضایی، فائق زیدان، شکسته شد. اگرچه زیدان رئیس قوه قضائیه عراق است، اما او مدتهاست که یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار بوده و نفوذ او در سالهای اخیر افزایش یافته است. حمایت او از زیدی در ایجاد اجماع در درون چارچوب و تأمین پذیرش ایالات متحده تعیینکننده بود.
او پیشتر در میانجیگری سازشهای مشابه در مورد ریاست مجلس و ریاستجمهوری که به ترتیب به بلوکهای سنی عرب و کرد اختصاص دارد، کمک کرده بود، طبق سیستم انتصابات قومی-مذهبی کشور. با این حال، بر خلاف این مورد، آن شخصیتهای سازشکار از درون سیاست بودند. به عنوان مثال، زمانی که احزاب رقیب مانع از نامزدی یک رئیس مجلس پیشین، محمد الحلبوسی، شدند، او یک نامزد سازشکار از دایرههای خود الحلبوسی ارائه داد که در نهایت مورد پذیرش سایر بلوکها در مجلس قرار گرفت.
زیر فشار برای تشکیل یک دولت و ناتوان از توافق بر سر یکی از خود، رهبران چارچوب به زیدی به عنوان نامزدی که احتمالاً به منافع آنها چالش نمیکشد و برای واشنگتن و تهران قابل قبول است، روی آوردند – هر دو از انتصاب او استقبال کردند. زیدی در قالبی قرار میگیرد که چندین رهبر چارچوب پیش از انتخابات بهطور علنی از آن حمایت کرده بودند: یک “مدیر کل” به جای یک مرکز قدرت مستقل. انتخاب او نمایانگر تضعیف بیشتر قدرت اجرایی است، زیرا انتظار میرود که او به درخواست چارچوب عمل کند، در حالی که حامی اصلی او، زیدان، خارج از آن است.
پیشینه زیدی این تفسیر را تقویت میکند. اگرچه برای عموم ناشناخته است، زیدی برای طبقه سیاسی عراق غریبه نیست. امپراتوری تجاری او به شدت با دولت در هم تنیده است. نزدیک به یک دهه پیش، شرکت هلدینگ زیدی قراردادی سودآور با وزارت تجارت برای توزیع کارتهای معیشتی و سبدهای غذایی تحت سیستم توزیع عمومی عراق (میراث دوران تحریمهای دهه ۱۹۹۰) دریافت کرد.
او ریاست بانکی را بر عهده داشت که در سال ۲۰۲۴ از انجام معاملات دلاری منع شد، پس از آنکه وزارت خزانهداری ایالات متحده نگرانیهایی درباره پولشویی را مطرح کرد (زیدی در سال ۲۰۱۹ ریاست را به برادرش واگذار کرد، هرچند که همچنان مالک جزئی است). او همچنین به تازگی یک دانشگاه خصوصی تأسیس کرده است که تحت وزارت آموزش عالی مجوز دارد و سپس توسط سادیکون، یک حزب همراستا با ایران، اداره میشد.
اینکه آیا هر یک از این منافع اقتصادی ممکن است تضاد منافع ایجاد کند، برای نخبگان اولیگارشیک عراق بیاهمیت است. به جای اینکه او را از رقابت کنار بزنند، این درهمتنیدگیها نامزدی او را تقویت کردند زیرا رهبران چارچوب اولویتهای حفظ شبکههای حمایتی و توزیع رانت را قرار دادند. نخستوزیری که این شبکهها را درک کند و به آنها وابسته باشد، میتواند دارایی باشد. اما اگر انتخاب زیدی عمدتاً منعکسکننده توافق نخبگان باشد، ترکیب کابینه او ناپایداری این توافق را نشان میدهد.
تشکیل کابینه در حالی که عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد
در ۱۴ مه، پارلمان کمی بیش از نیمی از کابینه زیدی را تأیید کرد، حداقل نیاز قانونی برای فعالسازی دولت. انتظار میرود پستهای باقیمانده پس از تعطیلات عید قربانی در پایان مه رأیگیری شوند. انتخابها تحت راهنمایی کنوانسیونهای قومی-مذهبی معمول انجام خواهد شد.
بهویژه، بزرگترین ائتلاف پارلمانی، به رهبری نخستوزیر پیشین سودانی، پس از آنکه متحدان کلیدی، از جمله فالح الفیاض و احمد الاسدی، خروج خود را اعلام کردند، شروع به تکهتکه شدن کرد. در این میان، سودانی وزارتخانههای مهمی مانند نفت و برق را برای خود تأمین کرده بود، اما هیچیک برای شرکایش. در اردوگاه رقیب شیعه، نامزد مالکی برای وزارت کشور رد شد. سایر وزارتخانههای مهمی که همچنان خالی ماندهاند شامل وزارت دفاع است که معمولاً برای یک حزب سنی عرب محفوظ است.
<p
تنها عنصر تداوم در میان آنچه که به وزارتخانههای حاکمیتی معروف است، در وزارت امور خارجه یافت شد، با انتصاب مجدد فواد حسین که از حزب دموکرات کردستان (KDP) مسعود بارزانی میباشد. نگهداشتن حسین به عنوان وزیر امور خارجه نشاندهنده پذیرش نخبگان از وخامت روابط عراق با همسایگانش است. بسیاری امیدوارند که حسین، که به عنوان یک شریک قابل اعتماد در میان همتایان منطقهای خود شناخته شده است، بتواند روابط را ترمیم کند.
در حالی که تأییدهای جزئی کابینه غیرعادی نیست، این رویداد ممکن است نشانهای زودهنگام از یک شکاف جدیتر در درون ائتلاف حاکم شیعه باشد. در واقع، عدم توافق رهبران شیعه بر سر نامزدی برای نخستوزیری از میان احزاب چارچوب خود به خود نشاندهنده بیاعتمادی عمیق میان آنهاست. علاوه بر این، روند تشکیل دولت این تصور را تقویت کرده است که نفوذ قدرتهای سیاسی عراق پس از ۲۰۰۳، از جمله دولت قانون مالکی و KDP بارزانی، در حال کاهش است.
در یک شکاف شدید از گذشته، آنها هر دو در جلب حمایت برای برخی از نامزدهای خود برای کابینه ناکام ماندند. علاوه بر این، دولت قانون در رقابت برای نخستوزیری شکست خورد و در یک انحراف از سنت، KDP هیچ نقشی در تعیین رئیسجمهور نداشت. اگرچه این مقام معمولاً به اتحادیه میهنی کردستان (PUK) اختصاص مییابد، اما معمولاً نامزد از طریق مذاکرات بین دو حزب کرد بر سر پورتفویهای دیگر به دست میآید. این بار این اتفاق نیفتاد؛ بلکه PUK با حمایت احزاب غیرکرد برای تأمین رأی پارلمانی برای نزار امیدی پیش رفت، که KDP از آن تحریم کرد.
نسل بعدی رهبران سیاسی از سراسر طیف قومی-مذهبی در تعاملات خود عملگرایانه عمل کردهاند. این شامل بافل طالبانی از PUK، speaker پیشین پارلمان، حلبوسی و قیس الخزعلی از صادقون است، که بالهای مسلح آنها، عصائب اهل الحق، از بزرگترین گروهها در الحشد الشعبی هستند – نیروی umbrella که در طول جنگ برای شکست داعش ایجاد شد و بعداً به طور رسمی در ساختار امنیتی عراق ادغام شد.
به عنوان مثال، PUK concessions داده است به آنچه که قبلاً خواستههای کلیدی کردها بود – مانند یک بخش نفتی مستقل در کردستان – به خاطر بهبود روابط با احزاب مستقر در بغداد، از جمله احزاب همسو با ایران. الخزعلی و حلبوسی نیز به همین ترتیب نشان دادهاند که آمادهاند بر روی ائتلافهای سیاسی فرقهای متکی باشند تا بتوانند بر نخبگان قدیمی درون گروههای خود غلبه کنند.
موضعگیری زیدی نسبت به نیروهای سیاسی که زمان تصدی او را شکل خواهند داد هنوز مشخص نیست. او ممکن است از تکهتکه شدن چارچوب هماهنگی شیعه ناراحت نباشد، که میتواند قدرت تصمیمگیری او را تقویت کند. اما این شکافها میتوانند به یک بار اضافی تبدیل شوند اگر او نتواند حمایت برای سیاستهای خود جلب کند. در مورد تغییر نسلی در نهاد سیاسی، این کارآفرین جوان که به عنوان نخستوزیر فعالیت میکند، ممکن است در موقعیت خوبی برای مذاکره در مورد چشمانداز سیاسی بهطور فزایندهای معاملاتی قرار داشته باشد.
عراق دولت جدیدی تشکیل میدهد و تحت فشار خارجی قرار دارد
چالش فوریتر زیدی در تشکیل باقیمانده دولت، فشار ایالات متحده برای کاهش نفوذ ایران است. بارزترین ویژگی کابینه او تا به امروز، توجه ظاهری به درخواستهای ایالات متحده برای حذف نامزدهای احزاب مرتبط با گروههایی است که واشنگتن آنها را سازمانهای تروریستی خارجی (FTOs) نامیده است. بهطور قابل توجهی، حزب خزعلی، صادقون – شاخه سیاسی سازمان تروریستی خارجی تعیین شده، عصائب اهل الحق – با وجود اینکه سومین حزب بزرگ شیعه در پارلمان است، وزارتخانهای دریافت نکرد.
اگر خزعلی بخواهد در دور بعدی یکی از وزارتخانهها را به دست آورد، ممکن است مجبور شود نامزدی را معرفی کند که مستقل تلقی شود و نه عضو حزب خود. یکی دیگر از نامزدهایی که از بررسی کابینه کنار گذاشته شد، علی معارج، معاون وزیر نفت و نامزد مالکی برای وزارت نفت بود. تنها یک هفته قبل از رأیگیری، ایالات متحده او را تحت رژیم تحریمهای ایران خود قرار داد به دلیل ادعاهایی مبنی بر اینکه او اجازه داده است نفت ایران با صادرات نفت عراق ترکیب شود.
با این حال، تلاشهای ایالات متحده برای شکلدهی به تشکیل دولت احتمالاً تأثیر گستردهای نخواهد داشت زیرا تقسیمات سیاسی به پایینترین سطوح اداری میرسد، جایی که احزاب همسو با ایران بهطور حتم سهم خود را خواهند گرفت. نحوه پر کردن پستهای باقیمانده و دیگر نهادهای کلیدی دولتی توسط زیدی، نشاندهنده این خواهد بود که او تا چه حد میتواند به درخواستهای ایالات متحده پاسخ دهد بدون اینکه از احزاب همسو با ایران واکنش منفی ببیند.
کسانی که در فرآیند سیاسی سرمایهگذاری کردهاند، مانند خزعلی، در حال صبر کردن هستند. فاصلهگیری جزئی خزعلی از دیگر آنچه که به اصطلاح گروههای مقاومت نامیده میشود هنوز نتوانسته است واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد، اما ممکن است به حفظ بقای سیاسی بلندمدت او کمک کند اگر بتواند مقامات ایالات متحده را متقاعد کند که او صادق است. در کوتاهمدت، این به زیدی زمان میدهد تا با واشنگتن در مورد نگرانیها درباره فعالیتهای گروههای وابسته به ایران که در عراق فعالیت میکنند، همکاری کند، که میتواند منجر به تحریمهای بیشتر ایالات متحده شود.
چالشهای امنیتی و مالی هنگام تشکیل دولت جدید عراق
چالشهای امنیتی و مالی در ماههای آینده بر دستور کار زیدی تسلط خواهد داشت. فشار ایالات متحده برای محدود کردن یا خلع سلاح گروههای همراستا با ایران در حال افزایش است. به احتمال زیاد، ایالات متحده انتصاب زیدی را بر اساس تضمینهای زایدان که نخستوزیر جدید این درخواستهای ایالات متحده را جدی خواهد گرفت، خوشامد گفته است.
با این حال، فضای مانور او محدود است. دولت موقت سودانی نتوانست از تبدیل شدن خاک عراق به پایگاهی برای حملات به اهداف ایالات متحده و منطقه جلوگیری کند (یا به عبارت دیگر، از تبدیل شدن به پایگاهی برای حملات اسرائیل به ایران)؛ زیدی نیز در کنترل گروههای مسلح همراستا با ایران با مشکلات مشابهی مواجه خواهد بود، به ویژه در حالی که تنشهای منطقهای ادامه دارد. تلاشها برای حداقل بهتر کنترل کردن یا ادغام گروههای مسلح در ساختارهای فرماندهی رسمیتر، اگرچه هنوز پرخطر است، ممکن است عملیتر باشد.
به طور کلی، زیدی با یک معضل ساختاری دیرینه مواجه است. اقدام قاطعانه علیه جناحهای همراستا با ایران خطر تحریک درگیریهای درون شیعه و بیثبات کردن دولت او را به همراه دارد. اقدام بیش از حد محتاطانه نیز خطر تحریمهای بیشتر ایالات متحده یا حتی اقدام نظامی مجدد را به همراه دارد. به نظر میرسد استراتژی او بر ارائه یک نقشه راه مرحلهای برای ادغام و خلع سلاح شبهنظامیان به واشنگتن متمرکز است، با وجود شکست تلاشهای قبلی از سوی نخستوزیر سابق سودانی در چند سال گذشته. تلاشهای سودانی گاهی ناپخته به نظر میرسید، اما حتی یک فشار قویتر نیز با چالشهای قابل توجهی مواجه خواهد شد. برخی جناحها، مانند حرکات النجباء، که در طول جنگ به طور علنی با ایران همراستا شدهاند، احتمالاً همکاری نخواهند کرد. دیگران، از جمله کسانی که به دنبال بقای سیاسی درازمدت هستند، ممکن است انعطافپذیرتر باشند.
چالش با نهادینه شدن این گروهها در داخل حشد الشعبی پیچیدهتر میشود. در حالی که واشنگتن اغلب حشد را به عنوان یک گسترش نفوذ ایران میبیند، این گروهها به شدت در چشمانداز سیاسی و اجتماعی عراق ریشه دواندهاند و دهها هزار نفر را به کار گرفته و مشروعیت را در میان بخشهای وسیعی از جمعیت شیعه حفظ کردهاند. برچیدن کامل این گروهها غیرواقعی است. یک رویکرد متعادل – قانع کردن هم واشنگتن و هم بازیگران داخلی که خلع سلاح و ادغام تدریجی، با شروع از گروههای قابل قبولتر، به مراتب بهتر از رویارویی است – ممکن است تنها مسیر قابل اجرا برای زیدی باشد.
حتی اگر او به نوعی بتواند این معضلات امنیتی و فشارهای خارجی را مدیریت کند، بیثباتی مالی تهدیدی به همان اندازه جدی خواهد بود. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران در پاسخ به جنگ ایالات متحده و اسرائیل، تولید بیشتر نفت در میادین بصره را متوقف کرده است که تقریباً ۳.۳ میلیون بشکه در روز را شامل میشود و بخش عمدهای از صادرات عراق را تشکیل میدهد. با توجه به اینکه درآمدهای نفتی حدود ۹۰ درصد از درآمد دولت را تشکیل میدهد، اختلال طولانیمدت به شدت توانایی عراق برای پرداخت حقوق بخش عمومی را تضعیف خواهد کرد.
زیرا نظم سیاسی عراق بر توزیع رانت استوار است، یک بحران مالی تنها موجب سختی اقتصادی نخواهد شد؛ بلکه انسجام نخبگان را تهدید کرده و خطر ناآرامی اجتماعی را به همراه خواهد داشت. در حال حاضر، دولت به استقراض داخلی روی آورده است که پیشبینیها نشان میدهد میتواند نقدینگی را برای سه ماه دیگر حفظ کند. با این حال، این راهحل تنها موقتی است. حتی اگر تنگه تحت فشار جهانی دوباره باز شود یا به عنوان بخشی از توافقی بین ایالات متحده و ایران باشد، این واقعه آسیبپذیری مدل رانتیر عراق و ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای صادرات و اقتصاد کلان را برجسته میکند.
نخستوزیری زیدی ممکن است به اندازه سیاستهایی که دنبال میکند، برای آنچه که درباره نهادهای دولتی در حال تحول عراق و کشمکش بین ایالات متحده و ایران برای نفوذ در خاورمیانه نشان میدهد، اهمیت داشته باشد. اینکه آیا او به یک شخصیت گذار تبدیل میشود یا قدرت غیرمنتظرهای را تجمیع میکند، بستگی به توانایی او در هدایت و شاید بهرهبرداری از همان تکهتکه شدن دارد که موجب ظهور او شده است.

