جنگ ترکیبی ایرانی از تاکتیکهای جنگ ترکیبی ایرانی برای هدف قرار دادن غرب بهره میبرد. این مدل جنگ ترکیبی ایرانی از جنگ ترکیبی ایرانی برای جذب جوانان استفاده میکند و اطمینان حاصل میکند که جنگ ترکیبی ایرانی بهعنوان یک تهدید از طریق جنگ ترکیبی ایرانی باقی بماند.
ظهور HAYI و جنگ ترکیبی ایرانی
رویکرد کمپیچیدگی و حجم بالای مورد استفاده در حملات جنگی که توسط گروه جبهه HAYI ادعا شده، آسیبپذیریهای بحرانی در تلاشهای غرب برای تقویت اهداف نرم، محدود کردن جذب آنلاین و حفاظت از جوامع یهودی در میان عواقب ناشی از خاورمیانه را نمایان کرده است. در آغاز جنگ ایران، بسیاری انتظار داشتند که رژیم سلولهای خوابیدهای که بهمدت طولانی در خارج از کشور مستقر شدهاند را فعال کند.
بهجای آن، یک مدل عملیاتی سبکتر و قابلدسترستر از جنگ ترکیبی ظهور کرده است که بر روی نهاد جبههای حرکات اصحاب الیمین الاسلامیه (HAYI) متمرکز است. این مدل به جذب ساکنان محلی غیرایدئولوژیک—عمدتاً جوانان با سابقههای جنایی جزئی—از طریق کانالهای غیررسمی و اقتصاد گیگ در اسنپچت و تلگرام متکی است. به جذبشدگان مشوقهای نقدی اندکی برای انجام اعمال خشونت و ارعاب با پیچیدگی پایین علیه جوامع یهودی و اهداف نمادین در اروپا، با استفاده از مواد در دسترس ارائه میشود. اگرچه تا کنون هیچ مرگ و میری از این حوادث ادعا شده بهوجود نیامده است، اما این حوادث تأثیرات روانی و رسانهای قابل اندازهگیری را بهدست آوردهاند.
نسبت دادن نمایندگان به جنگ ترکیبی ایرانی
HAYI میتواند بهعنوان یک نماینده رژیم ایرانی در نظر گرفته شود، زیرا روشهای آن منعکسکننده عمل دیرینه تهران در برونسپاری خشونت به مجرمان، باندها و دیگر عناصر محلی برای انکار است. این گروه از زمان آغاز جنگ، هفده حادثه را در هفت کشور اروپایی ادعا کرده است و نشاندهنده دامنه جغرافیایی، هماهنگی عملیاتی و تاکتیکهای کمخسارت تنظیمشدهای است که معمولاً در مدل جنگ ترکیبی که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) تمرین و صادر میشود، مشاهده میشود. این عملکرد بهمراتب فراتر از آن چیزی است که هر “گروه grassroots” واقعی میتواند در چنین مدت کوتاهی بهدست آورد. تقویت سریع ادعاهای HAYI از طریق شبکههای حامی ایران و “محور مقاومت”—بهویژه بدون دخالت جهادیهای سنی—نشاندهنده نقش آن بهعنوان یک نماینده ایرانی است.
اگرچه برخی از عوامل HAYI دستگیر شدهاند، این گروه آسیبپذیریهای مداومی را در اروپا با ادامه دسترسی به اهداف نرم و بهرهبرداری از خطوط جذب آنلاین که جریان ثابتی از عوامل محلی قابلدسترس را تأمین میکند، نمایان کرده است. تحلیل زیر بر اساس یک بررسی دقیق از حوادث ادعا شده HAYI است و توصیههایی برای مقابله با این تهدید ترکیبی در حال تحول ارائه میدهد.
ظهور، روندهای عملیاتی و واکنشها
HAYI در اوایل مارس و بهدنبال آغاز جنگ شکل گرفت. اولین حملهای که این گروه ادعا کرد، انفجاری در یک کنیسه در لیژ، بلژیک، در تاریخ 9 مارس بود. حوادث بیشتری در اواسط مارس ادعا شد که با یک وقفه کوتاه و سپس خوشههای جدید در اواسط آوریل همراه بود، که نشاندهنده تلاشی حسابشده برای حفظ فشار بدون گسترش بیش از حد منابع است. اخیراً، این گروه حمله چاقو زنی 29 آوریل در لندن را ادعا کرد که در آن دو مرد یهودی مجروح شدند (برای اطلاعات بیشتر در مورد این حادثه به پایین مراجعه کنید).
HAYI بر روی مراکز جمعیتی یهودی در سراسر اروپا غربی تمرکز کرده است، با لندن به عنوان هاب اصلی (هفت حادثه) و شهرهای هلندی روتردام، آمستردام و نیکرک به عنوان زمینهای آزمایشی اولیه. ادعاهای اولیه حمله همچنین به بلژیک (لیژ، آنتورپ)، فرانسه (پاریس)، آلمان (مونیخ)، یونان (محل نامشخص) و مقدونیه شمالی (اسکوپیه) مرتبط بود.
این پیشرفت به سمت بریتانیا نشاندهنده هدفگذاری عمدی مراکز شهری با نمادهای قوی و جوامع یهودی بزرگ است. انتخاب هدفهای خاص نیز نمادین و روانشناختی بوده است، از جمله پنج کنیسه (لیژ، روتردام، اسکوپیه و دو مورد در لندن)، مکانهای مختلف دیگر مرتبط با یهودیان یا اسرائیل (مانند مدارس، ساختمانهای اجتماعی، خدمات پزشکی) و اهداف ثانویه متمایز (مانند مؤسسات مالی ایالات متحده، رسانههای اپوزیسیون ایرانی). تأکید بر ترساندن و نمایش است نه تلفات انبوه، که به تولید سریع تبلیغات ویدئویی کمک میکند.
اگر ادعاهای HAYI مبنی بر انجام حمله چاقو زنی در لندن درست باشد، این امر نشاندهنده یک تشدید عملیاتی قابل توجه خواهد بود. روش کار شناختهشده این گروه شامل حوادث کمخسارت است که به جای افراد، اموال را هدف قرار میدهد و از مواد اولیه ساده به حملات آتشسوزی در شب تکامل یافته است. HAYI همچنین ادعای یک حادثه ظاهراً جعلی را مطرح کرد که شامل یک پهپاد حامل مواد بهاصطلاح “رادیواکتیو و سرطانزا” در نزدیکی سفارت اسرائیل در لندن بود. این عملیات ادعایی به نظر میرسد که بر دسترسی، هزینه پایین و سهولت مستندسازی و بهرهبرداری تبلیغاتی تأکید دارد. علاوه بر این، دستگاههای استفادهشده در برخی حوادث ناکام ماندهاند که محدودیتهای عملیاتی قابل توجهی را نشان میدهد.
در مقابل، حمله چاقو زنی در لندن یک حمله پرخطر در روز علیه چندین فرد با احتمال بالای آسیب یا مرگ بود. این موضوع بهخوبی با پروفایل یک عامل تنها یا فرصتطلب مطابقت دارد و نه با الگوی آزار و آتشسوزی کمزحمت HAYI. مظنون—عسا سلیمان، یک شهروند بریتانیایی متولد سومالی 45 ساله با سابقه خشونت (از جمله چاقو زنی به یک افسر پلیس در سال 2008)، مشکلات روانی و ارجاع قبلی تحت برنامه پیشگیری دولت—به احتمال زیاد یک استخدام عادی و کمدرآمد HAYI نبوده است. در واقع، بدون شواهد قاطع مبنی بر اینکه مهاجم توسط HAYI هدایت شده است، این ادعا باید با احتیاط مورد بررسی قرار گیرد.
هنگام انجام عملیات اطلاعاتی یا اعلام ادعاهای مسئولیت، HAYI فاقد یک رسانه اختصاصی است. در عوض، ویدئوهای آن عمدتاً از طریق کانالهای تلگرام که یا بهطور مستقیم از رژیم ایران حمایت میکنند یا به گروههای درون محور مقاومت تهران مرتبط هستند، منتشر و تقویت میشوند، بهویژه میليشیاهای شیعه عراقی. این ساختار چندلایه بهطور بیشتری هم انکارپذیری و هم انتشار را تسهیل میکند، زیرا این گروههای محور معمولاً برندینگ، مشروعیت محلی و کانالهای رسانهای خود را دارند.
کلیپهای کوتاه HAYI معمولاً شامل فیلمهای لرزان گوشیهای همراه از حوادث ادعایی است که با نماد آن پوشش داده شده است: دستی سبز رنگ که یک تفنگ اسنایپر SVD در دست دارد در برابر یک پرچم قرمز با خط عربی به سبک شیعه. این طراحی که از سبک بصری گروههای محوری مانند حزبالله لبنان، حوثیهای یمنی و کتائب حزبالله عراق الهام گرفته شده، از زبان مشترک سازمانهای مرتبط با ایران بهره میبرد و بهطور تند با سازمانهای جهادی سنی که بهطور غالب از پرچمهای سیاه با شهادتین به رنگ سفید استفاده میکنند، تضاد دارد.
تا تاریخ 29 آوریل، مقامات حداقل چهل و چهار نفر را در ارتباط با حوادث HAYI دستگیر کردهاند: بیست و هشت نفر در بریتانیا، ده نفر در هلند، چهار نفر در فرانسه و دو نفر در بلژیک. اکثریت آنها مردان جوان بودند، از جمله یازده پسر در سنین 14 تا 17؛ سه زن در سنین 47 تا 59 نیز دستگیر شدهاند. حداقل شانزده نفر بهطور رسمی متهم شدهاند: هشت نفر در بریتانیا، چهار نفر در هلند و چهار نفر در فرانسه. تمام متهمان مرد هستند—هفت نفر از آنها نوجوان هستند و جوانترین آنها 16 سال دارد. تا کنون، تنها محکومیت مربوط به یک پسر 17 ساله بریتانیایی است که به آتشسوزی بدون خطر برای زندگی اعتراف کرده است.
تفاوت واضحی در نحوه متهم کردن این مظنونان وجود دارد. بهویژه، دادستانهای هلندی اتهاماتی مانند ایجاد انفجار، آتشسوزی و تلاش برای آتشسوزی با نیت تروریستی مطرح کردهاند. بهطور مشابه، مظنونان مرتبط با یک حمله ناکام با بمب دستساز به دفتر بانک آمریکا در پاریس به “توطئه تروریستی جنایی” و “تلاش برای تخریب در ارتباط با یک شرکت تروریستی” متهم شدهاند.
به عبارت دیگر، مقامات هلندی و فرانسوی این موارد را بهعنوان اعمال تروریستی با انگیزه ایدئولوژیک با نشانههای قابل قبول از استخدام یا ارتباطات خارجی تلقی کردهاند. در مقابل، مقامات بریتانیایی عمدتاً مظنونان را به اتهامات استاندارد آتشسوزی و خسارتهای جنایی متهم کردهاند، حتی اگر تمام حوادث لندن توسط فرماندهی ضدتروریسم پلیس متروپولیتن بهدلیل الگوی هدفگذاری واضح، انگیزه ایدئولوژیک و ادعاهای خارجی تحت بررسی قرار گیرد.
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like me to translate into Persian.
فعالیتهای HAYI نمونهای از یک عملیات آزار و اذیت ترکیبی به سبک نیابتی است که از تاکتیکهای مشابه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای وارد آوردن فشار پایدار و غیرقابل انکار بر دولتها و جوامع یهودی در اروپا استفاده میکند. ظهور سریع، سرعت عملیاتی، روشهای کمتکنولوژی و تمرکز بر اهداف نمادین، نشاندهنده یک استراتژی عمدی از فرسایش تنظیمشده است. هدف این است که ترس را القا کرده، اضطراب جمعی را تحریک کند، منابع امنیتی را تحت فشار قرار دهد و اثرات تبلیغاتی را در تلگرام و سایر کانالها تولید کند، در حالی که از آستانههایی که ممکن است منجر به واکنش متحد غربی شود، اجتناب کند.
همانطور که در بالا توضیح داده شد، مدل HAYI به استخدام فرصتطلبانه عاملان محلی قابلاستفاده—که عمدتاً جوانان مرد با قابلیتهای محدود هستند و از طریق کانالهای آنلاین با پرداخت کم یا شبکههای جنایی تأمین میشوند—متکی است. این رویکرد غیرمتمرکز “پلاگ اند پلی” نیازهای لجستیکی و خطرات را برای حامیان HAYI به حداقل میرساند. به جای اشاره به عملیاتهای پرچم دروغین بالقوه که به منظور بیاعتبار کردن تهران طراحی شدهاند، الگوی فعلی بهطور نزدیک با کتابچه راهنمای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای جنگهای ترکیبی همراستا است. هماهنگی و تقویت مداوم ادعاهای حمله HAYI توسط اپراتورهای باتجربه جنگهای ترکیبی مرتبط با ایران، تکرار دستکاری را غیرقابلباور میسازد.
علاوه بر این، عدم وجود نشانههای سنتی سازمانهای تروریستی—مانند اردوگاههای آموزشی، بازوهای رسمی تبلیغاتی و عاملان سختافزار—اهمیت گروه جبههای را کاهش نمیدهد. بلکه، این امر نشاندهنده استفاده جسورانهتر و گستردهتر از رویکرد تثبیتشده تهران در جنگهای نامتقارن است: بهویژه، نیابتیهای کمپروفایل و قابلاستفاده که اولویت را به انکارپذیری، مقیاسپذیری، پایداری روانی و حجم به جای حملات تماشایی با تلفات انبوه میدهند.
بنابراین، HAYI بهعنوان ابزاری سبکتر و انعطافپذیرتر در زرادخانه نیابتی تهران عمل میکند و بازیگران سنگینتری مانند حزبالله را تکمیل میکند و آژانسهای ضدتروریسم را مجبور میسازد منابع خود را در میان حوادث متعدد با سطح پیچیدگی پایین گسترش دهند. البته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات ایران در این زمینه زمین جدیدی را نمیشکافند.
آنها الگوی مستند خوبی از برونسپاری عملیات به گروههای جنایی، نوجوانان و سایر بازیگران محلی، بهویژه در اروپا دارند. بهعنوان مثال، ایران به اعضای Hells Angels مرتبط است که به بمبگذاری و تیراندازی در کنیسهها در آلمان در سال 2022 متهم شدهاند؛ به حملات کمخسارت اما بسیار نمادین که توسط باندهای Foxtrot و Rumba در سوئد و بلژیک انجام شده است؛ و به جنایتکارانی که در شناسایی خصمانه و خشونت علیه رسانههای مخالف در بریتانیا درگیر هستند.
چالشهایی که مدل HAYI ایجاد میکند، با پاسخهای قانونی متفاوت اروپا بیشتر نمایان میشود، بهطوریکه برخی مقامات چارچوبهای تروریسم را اعمال میکنند و برخی دیگر به اتهامات خسارتهای جنایی استاندارد تکیه میکنند. این موضوع نشان میدهد که چگونه یک کمپین نیابتی با سطح پیچیدگی پایین میتواند هم انتساب و هم پاسخهای مؤثر را پیچیده کند.
بهطور خلاصه، طراحی کارآمد HAYI آن را در موقعیتی قرار میدهد که به یک ویژگی پایدارتر و گستردهتر در چشمانداز تهدید ترکیبی تبدیل شود. فعالیتهای جاری این جبهه، دشواریهای فزایندهای را که مقامات ضدتروریسم غربی در مواجهه با کمپینهای آزار و اذیت انکارپذیر و سازگار در میان تنشهای ژئوپلیتیکی حلنشده با آن روبهرو هستند، برجسته میکند.
توصیههای سیاستی برای مقابله با جنگهای ترکیبی ایران
تا زمان نگارش این متن، کمپین HAYI فعال باقی مانده و نشانههایی از احتمال تشدید آن مشاهده شده است. تکامل این کمپین در هفتههای آینده تعیین خواهد کرد که آیا به عنوان ابزاری برای تلافی محدود ایران در اروپا عمل میکند یا الگویی برای عملیاتهای گسترشپذیر و غیرقابل انکار در ایالات متحده و سایر نقاط خواهد بود.
پایداری این کمپین در اروپا، نقاط ضعف بحرانی در تلاشهای دولتی برای تقویت اهداف نرم، محدود کردن جذب آنلاین (به ویژه از میان نوجوانان) و حفاظت از جوامع یهودی در میان پیامدهای ناشی از درگیریهای خاورمیانه را نمایان کرده است. عملیاتهای HAYI ترس گستردهای را ایجاد کرده و منابع را با هزینهای حداقلی به حامی ایرانی خود منحرف میکند.
موثر بودن این کمپین خطر تکرار آن را در ایالات متحده افزایش میدهد، جایی که جوامع یهودی بزرگ، اهداف نرم فراوان و مسیرهای جذب مشابه، تئاتر دومی بسیار جذاب ایجاد میکند. اطلاعات ایالات متحده بهزودی پس از آغاز جنگ، سطح تهدید داخلی ناشی از نمایندگان ایرانی را افزایش یافته اعلام کرد و به نظر نمیرسد که این ارزیابی تغییر کرده باشد.
با توجه به چالش گستردهتر ضدتروریسم که رویکرد کمپیچیدگی و حجم بالای HAYI ارائه میدهد، مقامات در ایالات متحده، اروپا و سایر حوزهها باید مدل پاسخدهی اصلاحشده و پیشگیرانهای را اتخاذ کنند که بر روی اقدامات زیر تمرکز کند:
تقویت تابآوری و حفاظت از جامعه.
مقامات اروپایی باید تأمین مالی، راهنماییهای امنیتی و اقدامات سختافزاری فیزیکی برای مؤسسات آموزشی و مذهبی یهودی و سایر اهداف نرم را تسریع کنند. به همین ترتیب، مقامات آمریکایی باید بهطور پیشگیرانه اقدامات حفاظتی برای مکانهای مرتبط با یهودیان و اسرائیلیها در سراسر ایالات متحده را بررسی و تقویت کنند تا از پیامدهای کمپین جلوگیری شود.
اختلال در جذب و شبکههای مرحله اولیه.
بهطور کلی، تمرکز باید به اختلال پیشگیرانه قبل از وقوع حملات تغییر کند. بنابراین، دولتها باید بر تلاشها برای حفاظت از نوجوانان در برابر جذب آنلاین تأکید کنند، در حالی که سازمانهای اجتماعی و NGOهای تخصصی نقش کلیدی در اجرای این اقدامات و ارتباطات ایفا میکنند. در عین حال، سازمانهای اطلاعاتی و اجرای قانون اروپایی باید عملیاتهای مبتنی بر اطلاعات را برای نقشهبرداری، نفوذ و از بین بردن واسطههای جنایی، تسهیلکنندگان و خطوط جذب آنلاین (بهویژه در تلگرام و اسنپچت) تقویت کنند. در بریتانیا، مقامات باید اقدام اضافی برای تعیین رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شبکههای وابسته به آن به عنوان سازمانهای تروریستی انجام دهند.
این اقدام MI5 و فرماندهی ضدتروریسم پلیس متروپولیتن را با قدرتهای قانونی لازم برای تغییر از پیگردهای واکنشی سطح پایین افراد به تخریب پیشگیرانه شبکهها مجهز میکند.
تقویت انتساب، اشتراکگذاری اطلاعات و پاسخ سریع.
مقامات آمریکایی و اروپایی باید تواناییهای جنایی خود را تقویت کرده، مکانیزمهای اشتراکگذاری اطلاعات در زمان واقعی را گسترش و بهبود بخشند و استانداردهای انتساب مبتنی بر الگو را بهکار گیرند که این امر امکان پاسخهای عملیاتی سریعتر و افشای عمومی را فراهم میآورد.
هزینههایی بر حامیان تحمیل کنید.
دولتهای اروپایی بهطور مرتب اعتراضات دیپلماتیک صادر کردهاند هرگاه ایران به نظر میرسد که در حال تحریک خشونت در خاک آنهاست (بهعنوان مثال، هفته گذشته، لندن بهطور رسمی سفیر ایران را احضار کرد پس از آنکه سفارت او یک کمپین آنلاین راهاندازی کرد که از ایرانیان مقیم بریتانیا خواسته بود “برای میهن قربانی شوند”). با این حال، در آینده، چنین اعتراضاتی باید با اقدامات قویتری همراه باشد، از جمله تحریمهای هدفمند، عملیات سایبری و اطلاعاتی برای مختل کردن شبکههای استخدام، اخراجهای دیپلماتیک انتخابی و انتساب عمومی مداوم.
کانالهای مورد استفاده برای ادعاهای مسئولیت را حذف کنید.
با همکاری مقامات آمریکایی و پلتفرمهای فناوری بزرگ، دولتهای اروپایی باید یک نیروی ویژه پاسخ سریع اختصاصی برای نظارت بر اکوسیستم تبلیغاتی HAYI ایجاد کنند، ویدئوهای ادعایی را از طریق انتساب مبتنی بر الگو شناسایی کرده و حذف آنها را در عرض یک ساعت از زمان انتشار اجرا کنند. هدف این است که از تقویت و خنثیسازی ابزار اصلی تبلیغاتی گروه جلوگیری شود.
بر تأثیر روانی مقابله کنید.
مقامات آمریکایی، در هماهنگی با شرکای اروپایی و سازمانهای جامعه یهودی، باید رهبری پیامرسانی اطمینانبخش به جامعه را بر عهده بگیرند تا تلاشهای HAYI برای افزایش ترس را کاهش دهند. تقویت اقدامات حفاظتی برای مکانهای جامعه با اولویت بالا به این منظور کمک خواهد کرد.

