پس از فروپاشی استبدادی، اعتبار یک دولت انتقالی به توانایی آن در اعمال قدرت قهری از طریق کانالهای قانونی واضح و قابل پیشبینی بستگی دارد، نه از طریق اجرای موردی که ناشی از شکایات خصوصی باشد. قوانین سخنرانی سوریه در حال حاضر آزمون حیاتی این اصل هستند. قوانین باقیمانده از دوران اسد، مانند فرمان 50، فرمان 108 و فرمان قانونی 17، دستههای وسیعی از بیان را جرمانگاری میکنند—از اطلاعات نادرست تا توهین به مقامات—اما اجرای آن بهطور قابل توجهی ناپایدار شده است. منتقدان دولت با خطر بازداشت مواجه هستند، که اغلب بهدلیل شکایات از سوی شخصیتهای influencial تجاری یا سیاسی ایجاد میشود، در حالی که تحریکات فرقهای واقعاً خطرناک معمولاً بدون چالش باقی میماند.
این عدم تقارن تنها یک نگرانی حقوق بشری نیست؛ بلکه بهطور مستقیم مشروعیت نهادی مورد نیاز برای ادغام اقلیتها، اعتماد سرمایهگذاران و جلوگیری از خشونتهای اجتماعی مجدد را تضعیف میکند. در حالی که دمشق به دنبال تحکیم قدرت و جذب بودجه بازسازی است، اعمال انتخابی قوانین سخنرانی سوریه شکاف عمیقتری در حکمرانی را نشان میدهد: عدم وجود یک استاندارد منسجم و ثابت برای محدود کردن بیان در مواقع ضروری. بدون اصلاحات فوری، دولت پس از اسد در معرض خطر تکرار اعمال خودسرانه قدرتی است که مشخصه پیشینیان آن بود، هرچند در قالبی متفاوت.
فشار بر قوانین سخنرانی سوریه
اگرچه دولت انتقالی سوریه در حال بازسازی دولت پلیسی بشار اسد نیست، اما قوانین قدیمی جرایم سایبری و رسانهای بهطور انتخابی علیه منتقدان اجرا میشود در حالی که بیشتر تحریکات فرقهای دستنخورده باقی میماند. این بیشتر از یک مشکل آزادی بیان است. در یک دولت پس از استبداد و پس از درگیری، مشروعیت به این بستگی دارد که آیا قدرت قهری توسط قانون محدود شده و بهطور یکنواخت اعمال میشود. هنگامی که شکایات خصوصی میتوانند منجر به بازداشت شوند در حالی که بیانهای خطرناکتر نادیده گرفته میشوند، این تهدیدی برای منافع اصلی ایالات متحده به شمار میآید، زیرا اجرای نابرابر میتواند نهادهای لازم برای جلوگیری از درگیری مجدد، ادغام اقلیتها و حمایت از بازسازی را تضعیف کند.
دولت در این زمینه برخی اقدامات مثبت انجام داده است، مانند آزاد کردن برخی از بازداشتشدگان (هرچند تحت فشار)، صدور یک بخشنامه از وزارت دادگستری برای محدود کردن پلیس، و تحمل بسیاری از منتقدانی که نقدهای قانونی منتشر میکنند—که همه اینها تحت اسد غیرممکن بود. با این حال، مقامات دولتی بهطور مداوم دیگر منتقدان را تحت قوانینی که یک دهه بهدنبال آن بودند، بازداشت کردهاند، اغلب بهدلیل شکایات خصوصی و نه بهدلیل هرگونه دستور سانسور متمرکز.
بدون شک، اجرای سخن مشروع در سوریه جدید برای سالهای آینده ضروری خواهد بود. هر دو کشتار ساحلی مارس 2025 و کشتار سویدا در ژوئیه 2025 با کمپینهای تحریک آنلاین همراه بودند که نشان میدهد چگونه سخن نفرت فرقهای میتواند به سرعت به فهرست هدفهای عملی تبدیل شود. مشکل این است که ساختار کنونی به این نیاز به اجرا با نمایشهای ظاهراً دلخواه قدرت نزدیک میشود.
در ماه مه، ارزیابی مؤسسه واشنگتن نتیجهگیری کرد که دمشق در مسیر درستی در زمینه آزادی مطبوعات قرار دارد، اما این معیار بر روی خبرنگاران معتبر متمرکز بود. سه ماه گذشته آزمایشی بود برای اینکه آیا سایر سوریها میتوانند بدون خطر احضار، مقامات، بازرگانان و هزینههای بازسازی را مورد انتقاد قرار دهند یا خیر. پاسخ تا کنون منفی است و اگر این روند ادامه یابد، پیشرفتهایی که کاهش تحریمهای ایالات متحده قرار بود ممکن سازد، پیچیده خواهد شد.
معماری به ارث رسیده
در طول سالها، رژیم اسد چندین ابزار قانونی صادر کرد تا تلاشهای سیاسی را مسدود کرده و خبرنگاران و فعالان شهروند را مجرم اعلام کند:
فرمان 50 (2001): در پاسخ به موج بحثهای سیاسی عمومی که پس از مرگ رئیسجمهور حافظ اسد رخ داد، رژیم جانشین پسر او قوانین جدید مطبوعاتی را صادر کرد که “اطلاعات نادرست” را مجرم اعلام کرده و همه نشریات را مجبور به درخواست مجوز به اختیار نخستوزیر کرد.
فرمان 26 (فوریه 2011): این فرمان که چند هفته قبل از قیام که منجر به جنگ داخلی شد صادر شد، به دنبال تنظیم ارتباطات اینترنتی در حالی بود که اعتراضات “بهار عربی” در تونس و مصر در حال وقوع بود. ماده 21 سایتها را از انتشار اسناد یا محتوای غیرمجاز که نفرت فرقهای را تحریک میکند، منع میکند.
فرمان 108 (اوت 2011): این قانون رسانهای به کمیتههای هماهنگی انقلاب هدف قرار گرفت. ماده 12 محتوایی را که به “وحدت ملی”، “امنیت ملی” یا “نمادهای دولت” آسیب میزند، ممنوع میکند. این فرمان به همراه فرمان 26، مسئولیت “نویسنده متن” و “مالک سخن” را ایجاد کرد و مسئولیت را به هر شهروندی که هر محتوایی را که در دستهبندیهای محتوای ممنوع قرار میگیرد، منتشر کند، گسترش داد.
فرمان قانونی 17 (2012)، که توسط قانون 20 (مارس 2022) گسترش یافت: مواد 24-25 این قانون “جرایم سایبری” توهین آنلاین را به عنوان یک جرم قابل حبس اعلام کرد، با مجازاتهای سنگینتر برای سخن علیه مقامات. گسترش 2022 نظرات رسانههای اجتماعی و “اخبار جعلی” را که به “وضعیت دولت” آسیب میزند، اضافه کرد.
امروز، گستره این قوانین که هنوز برقرارند، به شکایات خصوصی و نهادهای اجرایی پراکنده اجازه میدهد تا فرآیندهای کیفری را بدون استانداردهای یکسان آغاز کنند.
ماده ۱۳ اعلامیه قانون اساسی پس از اسد، آزادی عقیده، بیان و مطبوعات را تضمین میکند، اما ماده ۲۳ اجازه محدود کردن این حقوق را به خاطر نظم عمومی، ایمنی عمومی و اخلاق عمومی میدهد، در حالی که ماده ۵۱ تمامی قوانین پیشین را تا زمان اصلاح یا لغو حفظ میکند. در تاریخ ۲۱ ژوئن، وزارت دادگستری به طور مستقیم از این ساختار استفاده کرد و اعلام کرد که این اعلامیه برخی از “قوانین استثنایی” را لغو میکند اما “قوانین موجود”—دستهای که وزارتخانه آن را تعریف نکرد، اما دادستانها به عنوان پوششدهنده احکام و قوانین فوق در نظر گرفتهاند—ادامه خواهد داشت. پارلمان جدید اکنون تشکیل شده است، بنابراین لغو احکام و انتقال پروندههای افترا به دادگاههای مدنی سریعترین راه برای حل مشکلات اجرای نابرابر خواهد بود.

چگونه دولت جدید این قوانین را اعمال کرده است
از دسامبر، الگوی اجرای قوانین از مجازات وفاداران به اسد به هدفگیری انتخابی منتقدان دولت تغییر کرده است. در همین حال، تحریک فرقهای عمدتاً بدون اتهام باقی مانده است، از جمله یک حادثه با پروفایل بالا در لاذقیه که در آن یک عضو سابق گروه سنی اسلامگرای منحل شده حیات تحریر الشام (HTS) به طور علنی کشتار کمپ اسپایکر در عراق در سال ۲۰۱۴ را ستایش کرد، که در آن دولت اسلامی (IS) صدها دانشجوی شیعه غیرمسلح را کشت.
بیشتر افرادی که امسال دستگیر شدهاند، فعالان یا شهروندان عادی بودهاند، نه خبرنگاران. از ژانویه، تقریباً هر استان شاهد اعتراضاتی در مورد مسائلی مانند هزینههای زندگی، بازداشتهای بیهدف و مداخله اتحادیهها بوده است. معترضان معمولاً از پایگاه سنی عرب دولت هستند، بنابراین سرکوب به لحاظ اینکه چه کسانی در این فرآیند گرفتار میشوند، متمرکز بر فرقه نیست.
دستگیریهای اولیه و پروندههای حلنشده
پلیسگذاری بر بازندگان (نوامبر-دسامبر 2025). بیشتر پیگردهای اولیه بر بیانهای حامی اسد متمرکز بود، مانند دو مردی که در تاریخ 11 دسامبر در الباب به خاطر نمایش نمادهای رژیم در روز آزادی دستگیر شدند. با این حال، در عرض چند روز، اجرای قانون به افرادی که به مقامات جدید بیاحترامی میکردند تغییر کرد (به عنوان مثال، یک مرد حلبی که به یک افسر ترافیک توهین کرده بود)، با هشدار وزارت کشور به شهروندان در مورد “تضعیف اعتبار قانون.” چندین بازداشت در این دوره هنوز حل نشده باقی مانده است:
شامیس محفوظ (5 دسامبر): یک پژوهشگر حقوق بینالملل که توسط مردانی از مرکز امنیت دمشق به نام مرکز ارنوس دستگیر شد. او به “توطئه علیه امنیت کشور” متهم شد و آرشیوهای او ضبط گردید. او همچنان در بازداشت در شعبه تحقیق 202 باقی مانده است.
بیلال عبدالکریم (22 دسامبر): یک فعال رسانهای اسلامگرای آمریکایی که پس از انتقاد از پذیرش سوریه به ائتلاف جهانی علیه داعش و مصاحبه با ایدئولوگ همپیمان القاعده، هانی الصبای، دستگیر شد. او هشت ماه بعد همچنان در بازداشت است اما هیچ اتهامی به او وارد نشده است.
مراد محلی (27 دسامبر): مدیر دفتر رسانهای جرابلس، یک سازمان مطبوعاتی محلی، از خانهاش توسط افرادی که دوربینهای نظارتیاش را شکسته بودند، دستگیر شد. او از آن زمان بدون اتهام یا نماینده قانونی در بازداشت نگه داشته شده است.
قدرتهای صدور مجوز و تخلفات پلیس
تجمیع اداری (مارس-آوریل 2026). در تاریخ 25 مارس، وزارت اطلاعات سه رسانه بدون مجوز—هاشتگ، جُسور نیوز و الدلیل—را ممنوع کرد و به عموم هشدار داد که برخورد با آنها عواقب قانونی دارد. با این حال، معیارها و زمانبندیهای دریافت مجوزها و تجدید نظر در تصمیمات هنوز منتشر نشده است. چند روز پیش، وزارت کشور برخی از پرسنل خود را در سویدا به خاطر توهین به نمادهای مذهبی دستگیر کرد.
اعتراضات ژوئن قوانین سخنرانی سوریه را آزمایش میکند
موج اعتراضات با کتاب قوانین مواجه میشود (ژوئن). در تاریخ 2 ژوئن، یاسر عباس و ابراهیم شیخ الشباب پس از شکایت استاندار دمشق دستگیر شدند. آنها به طور مسالمتآمیز در حال اعتراض به تصرف اراضی (از جمله اراضی خودشان) برای توسعههای لوکس مانند “شهر ماروتا” بودند—فرایندی که تحت رژیم اسد آغاز شده و تحت دولت جدید ادامه یافته است. آنها بعداً تحت فشار آزاد شدند، با این حال اتهامات حفظ شد و محاکمهای در سپتامبر تعیین گردید.
حسن اکا، تولیدکننده محتوا و برنده دو جایزه بافتا که توسط رژیم اسد بازداشت شده بود، در همان ماه دستگیر شد. او پیش از این سری ویدئویی به نام “پولهایی که به ما بدهکارید را به ما بدهید” را ایجاد کرده بود که در آن به نام شخصیتها و شرکتهایی که در جمعآوری کمکهای بازسازی تلویزیونی وعده کمک داده بودند، اشاره میکرد و پیگیری میکرد که چه کسانی پرداخت نکردهاند. پس از اینکه او نام دو مقام را برد، آنها پرداخت کردند، در حالی که خانواده تجاری برجسته حمشو هنوز به وعده خود عمل نکرده است.
در فوریه، اکا از محمد حمشو به عنوان مثالی در ویدیویی برای توضیح “عدالت معاملاتی” استفاده کرد. حمشو که قبلاً نماینده برادر بشار اسد، ماهر، بود، به خاطر تبدیل شدن به آنچه که به اصطلاح “سلطان آوار” نامیده میشود و استخراج آهن از محلههای ویران شده در طول جنگ، بدنام شد. او در ژانویه گذشته با کمیته مبارزه با درآمدهای نامشروع توافق کرد و reportedly حدود ۸۰۰ میلیون دلار دارایی را برای حق ادامه فعالیت آزادانه تحت شرایط نامشخص تسلیم کرد. او همچنان تحت تحریمهای ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار دارد.
توالی نگرانکننده بازداشت اکا دامنه مشکل را نشان میدهد. پس از اینکه شخصیت رسانهای حامی دولت، موسی العمر، در تاریخ ۳ ژوئن شکایتی به اتهام توهین و افترا علیه اکا ثبت کرد، فعال مذکور از سوی وزارت اطلاعات به توقف انتشار مطالبش دستور داده شد. در تاریخ ۱۷ ژوئن، او از یک کافه در دمشق توسط افسران لباس شخصی که در آن زمان حکم را ارائه نکردند، دستگیر شد.
در تاریخ ۲۱ ژوئن، او آزاد شد وقتی که العمر شکایت خود را پس گرفت، هرچند دو شکایت دیگر که توسط شرکتهای حمشو یا وابستگانش ثبت شده بود، همچنان فعال باقی ماند. در پاسخ به اعتراضات نسبت به این حادثه، وزارت دادگستری کمیتههای بررسی را اعلام کرد و دستورالعمل ۲۶ را صادر کرد که ارجاع پلیس، بازداشت پیش از محاکمه و اطلاعیههای جستجو در شکایات افترا را محدود میکرد. در عین حال، وزارت اطلاعات “شایعاتی که به اقتصاد ملی آسیب میزنند” را به فهرست انواع سخنانی که ممنوع است، اضافه کرد.
در مقابل، شخصیت رسانهای حمص، عمر الطلاوی، در تاریخ ۳۰ ژوئن به طور آشکارا در فضای مجازی تحریک خطرناکی انجام داد و نوشت که یازده محله علوی باید “از نقشه حذف شوند.” با این حال، هیچ اقدام دولتی علیه او انجام نشد.

نرمالسازی و بازنگری سیاستها
نرمالسازی (ژوئیه–حال). تا اواسط تابستان، بازداشتها به روال عادی تبدیل شده بود:
بکر حمیدی (۱۲ ژوئیه): به گزارشها، پلیس نظامی او را به خاطر تحریک علیه شهرهای علوی و مرشدی دستگیر کرد، هرچند هرگز به او اتهامی زده نشد.
حمزه عباس (۳ اوت): این روزنامهنگار پس از انتشار یک پیام واتساپ درباره از دست دادن مقر رادیو صوت الشام به وزیر کشاورزی، باسل حافظ السویدان، به مدت چند ساعت بازداشت شد.
تونی دانیل (۵ اوت): نیروهای امنیت عمومی این چهره مخالف را در خارج از اتحادیه مهندسان در لاذقیه بدون دستور قضایی بازداشت کردند، پس از آنکه در یک برنامه تلویزیونی به فساد محلی انتقاد کرد. او روز بعد پس از یک کمپین در شبکههای اجتماعی آزاد شد.
ابو فاریس الحریری (۲۰ اوت): این فعال به دلیل یک پست فیسبوکی درباره فامیلگرایی به بخش امنیتی در ازرای احضار شد.
این حوادث محدودیتهای بخشنامه ۲۶ را بدون به چالش کشیدن علنی آن نشان داد—حمیدی توسط پلیس نظامی بازداشت شد، دانیل در خیابان بازداشت شد و الحریری توسط یک بخش امنیتی به جای یک دادستان احضار شد. آنها همچنین سه واقعیت تلخ را تقویت کردند: اینکه شکایات خصوصی افراد با نفوذ بسیاری از پروندهها را هدایت میکند؛ اینکه بسیاری از آزادیها به واکنش عمومی بستگی دارد نه به قانون؛ و اینکه تضمینهای وزارت دادگستری میتواند توسط سایر نهادها دور زده شود.
توصیههای سیاستی ایالات متحده
تمامی مسائل فوق باید در بحثهای امنیتی و بازسازی ایالات متحده مورد توجه قرار گیرد و نباید به عنوان یک مسیر جداگانه حقوق بشر تلقی شود. اهداف واشنگتن در سوریه به طور مستقیم تحت تأثیر این است که دولت جدید چقدر میتواند نارضایتیها را از طریق نهادها هدایت کند، قوانین را به طور قابل پیشبینی در جوامع اعمال کند و به اقلیتها اعتماد به حفاظت دولتی بدهد.
اجرای انتخابی تمام این معیارها را تضعیف میکند. این به اقلیتها میآموزد که حفاظت مشروط است و باید وسایل امنیتی خود را حفظ کنند؛ به معترضان میآموزد که ابراز نارضایتی خطر قانونی دارد؛ و به بازیگران با نفوذ میآموزد که دسترسی میتواند جایگزین قانون شود.
در یک دولت پس از درگیری، این دینامیکها مشروعیت نهادها را تضعیف میکند، خطر خشونتهای قومی تجدیدشده را افزایش میدهد و سرمایهگذاران خارجی را از حمایت از بازسازی محتاطتر میکند. آنها همچنین پیشرفتی را که ماهها تسهیل تحریمهای ایالات متحده، بازگشاییهای دیپلماتیک و همکاری ضد داعش قرار بود ایجاد کند، تضعیف میکنند.
پرداختن به این مشکلات اکنون بسیار آسانتر از زمانی خواهد بود که آنها نهادینه شوند. و هیچیک از آنها نیاز به صادرات استانداردهای آزادی بیان آمریکایی از سوی واشنگتن ندارد—اصل باریکتر این است که اگر دولت سوریه احساس کند که مجبور به محدود کردن بیان است، باید این کار را تحت قوانین واضح و بهطور مداوم انجام دهد. برای تقویت این اصل، مقامات آمریکایی باید برای اقدامات زیر فشار بیاورند:
از تام باراک بخواهید که این موضوع را به عنوان یک نگرانی در زمینه ثبات مطرح کند. در حال حاضر، این مسائل به احتمال زیاد در دستور کار فرستاده ویژه نیستند زیرا معمولاً به عنوان یک نگرانی حقوق بشری مطرح میشوند. با این حال، با توجه به تأثیرات بالقوه آنها بر خشونتهای بینقومی و ریسک سرمایهگذاری، این مسائل بهطور کامل در پرونده امنیت و بازسازی او قرار میگیرند. واشنگتن باید این الگوهای نگرانکننده را بهطور خصوصی مطرح کند و در صورت لزوم از نفوذ باقیمانده خود برای انتقال این نکته استفاده کند (به عنوان مثال، بازگشایی تدریجی سفارت، اختیارات تحریمی باقیمانده، تسهیل سرمایهگذاری).
اکنون تعلیق کنید، بعداً قانونگذاری کنید. مقامات آمریکایی باید بهطور خصوصی به دادستان کل سوریه یادآوری کنند که او میتواند بهطور کامل اجرای تمام این قوانین مربوط به بیان را تا زمانی که پارلمان جدید نظر خود را اعلام کند، معلق کند. آنها همچنین میتوانند وزارت دادگستری را به انتشار مأموریت و جدول زمانی کمیتههای بررسی که در ژوئن اعلام شدهاند، ترغیب کنند، زیرا تاکنون هیچ نتیجهای تولید نکردهاند. علاوه بر این، باید بهطور آرام مقامات را تشویق کرد تا:
ماده 50 راجع به مجوزهای اختیاری و مفاد “اطلاعات نادرست” را لغو کنند.
ماده 12 از فرمان 108 و مسئولیت “نویسنده متن” و “مالک بیان” را لغو کنند.
بند “اسناد غیرمجاز” ماده 21 از فرمان 26 را لغو کنند.
ماده 24 و 25 از قانون 20 را لغو کنند، بهویژه مجازاتهای تشدید شده برای هدف قرار دادن مقامات.
ممنوعیت غیرقانونی “شایعاتی که به اقتصاد ملی آسیب میزنند” را لغو کنند.
پروندههای افترا را به دادگاههای مدنی منتقل کنند، بار اثبات بیشتری بر دوش مقامات پیگیر این پروندهها بگذارند و به متهمان اجازه دهند که حقیقت و/یا منافع عمومی را به عنوان دفاعهای قابل قبول مطرح کنند.
مسئولیت کیفری را برای سخنانی که به آستانه تحریک منتشر شدهای بر اساس نیت، دسترسی گوینده و احتمال واقعی خشونت علیه یک گروه شناسایی شده، در زمینهای خاص، میرسد، محفوظ نگه دارید. همچنین قبل از اینکه هر نهاد امنیتی یا نظامی بتواند بر اساس این مبنا کسی را بازداشت کند، نیاز به مجوز دادستان داشته باشید.

این موضوع را به عنوان یک شکاف قابلیت نهادی در نظر بگیرید، نه فقط یک شکاف سیاسی. دستورالعمل ۲۶ به دلیل اینکه شعبات خارج از آن عمل میکنند و پرسنل آموزشهای مرتبط را ندارند، ناکافی بوده است. لغو قانون ۲۰ تغییر چندانی ایجاد نخواهد کرد اگر همان شعبات تحت جایگزین آن همان دستگیریها را انجام دهند. اهداکنندگان اروپایی، ژاپن و برنامههای حاکمیت قانون سازمان ملل در حال حاضر آموزشهای پلیس و دادستانی، مدیریت پرونده و نظارت بر بازداشتها را در سوریه تأمین مالی میکنند؛ واشنگتن باید بر این موضوع تأکید کند که این کمکها به شعبات اجرای سخنرانی گسترش یابد. حداقل، از دولت باید انتظار داشت که یک ثبتنام عمومی از پروندهها با وضعیت اتهام برای بازداشتشدگان ایجاد کند، یک بازرسی برای بررسی دستگیریهای بدون حکم تأسیس کند و به تمامی بازداشتشدگان دسترسی به وکیل قانونی را ظرف بیست و چهار ساعت پس از بازداشت فراهم کند.
بر تقارن تأکید کنید، نه کمیت. همانطور که در بالا توضیح داده شد، شکایت یک شخصیت رسانهای حامی دولت ظرف دو روز منجر به پروندهای علیه حسن اکاد شد، در حالی که درخواستهای یک شخصیت رسانهای دیگر برای پاکسازی محلههای علوی هیچ نتیجهای نداشت. نکته این است که نه تعداد بیشتری از پیگردهای سخنرانی، بلکه یک آستانه باریک برای تحریک واقعی بدون توجه به گوینده یا هدف وجود داشته باشد. هر زمان که مقامات کسی را در چنین مواردی بازداشت کنند، باید قانون، پستها و آسیب ادعایی را در یک دوره زمانی مشخص منتشر کنند، سپس به سرعت اتهام بزنند یا آزاد کنند.
تسهیل بازسازی را به دریافت واقعی وعدههای اهداکنندگان مرتبط کنید. وعدههایی که در جمعآوریهای تلویزیونی اعلام میشوند، به صورت عمومی پیگیری نمیشوند و مقایسههای شهروندان از وعدهها و پرداختها تنها مکانیزم پاسخگویی است. این همان چیزی است که منجر به بازداشت اکاد شد. اگر خود دولت مجموع جمعآوریها را منتشر کند—نه به ذکر شرایط تسویه کمیتهها با افرادی مانند محمد حمشو—نیازی به صدور ممنوعیتهای مشکلساز بر روی “شایعات اقتصادی” نخواهد داشت.
به کنگره ایالات متحده نقش نظارتی بدهید. کنگره باید گزارشهای وزارت امور خارجه را در کنار هرگونه اقدام دیگر برای حذف تحریمها الزامی کند. این گزارشها باید ذکر کنند که آیا پروندهها از شکایات خصوصی ناشی شدهاند، وضعیت اتهام را مشخص کنند و تفکیک کنند که کدام بازداشتها ناشی از انتقاد از مقامات، تحریک فرقهای و اتهامات تروریسم بوده است.

