تقاطع استراتژیک بهینهسازی تجارت و مدیریت تحریمها نیازمند نظارت دقیق است، بهویژه هنگام ارزیابی چارچوب معامله غذایی ایران. آزادسازی داراییهای مسدود شده نیازمند یک معماری کاهش ریسک است که یکپارچگی ساختاری را تضمین کند و از انحراف دولتی جلوگیری نماید. با پیوند زدن جریانهای سرمایه به تولید داخلی، دولت به دنبال همراستایی اقتصادی است، اما آسیبپذیری عملیاتی یک مکانیزم دوجانبه مستقیم بدون یک نهاد امانتدار سوم بسیار بالا باقی میماند. حداکثر کردن کارایی معامله غذایی ایران نیازمند گنجاندن تدابیر تأیید بینالمللی چندلایه در هسته معامله است.
ریسکهای معامله غذایی ایران
در حالی که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی در سوئیس بر روی مسائل دشوار مانند ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، نمایندگان منطقهای تهران و دسترسی بلندمدت از طریق تنگه هرمز دور میزنند، دولت ترامپ به آرامی بر روی چیزی که آن را برنده-برنده میبیند، تمرکز کرده است: آزادسازی پولهای مسدود شده ایرانی برای خرید غذاهای آمریکایی تحت چارچوب کمکهای بشردوستانه.
پیشنهاد در حال ظهور به ذهنیت گستردهتری از دولت ترامپ درباره کمکهای بشردوستانه اشاره دارد. دیدگاه کاخ سفید این است که کمک باید فراتر از پاسخ به نیاز فوری باشد؛ بلکه باید اولویتهای استراتژیک و داخلی ایالات متحده را نیز پیش ببرد.

بررسی مکانیکهای معامله غذایی ایران
شاید به همین دلیل است که دولت ترامپ اکنون در حال بررسی احیای چارچوبی از دوره بایدن است که ۶ میلیارد دلار از وجوه مسدود شده ایرانی را برای تأمین کالاهای بشردوستانه آزاد میکند، به گفته وال استریت ژورنال. اما این بار، دولت ترامپ یک شرط جدید اضافه کرده است: وجوه ایران تنها میتواند برای خرید کالاهای بشردوستانه با منشاء آمریکایی استفاده شود. همانطور که یکی از دیپلماتهای آمریکایی این تبادل را توصیف کرد، “ایرانیها کالاهای بشردوستانه برای مردم خود دریافت میکنند و پول ایرانی برای حمایت از کشاورزان آمریکایی استفاده میشود.”
چارچوب اصلی، که در سال ۲۰۲۳ توافق شد، اجازه میداد عواید نفتی مسدود شده ایرانی که در کره جنوبی نگهداری میشد به قطر منتقل شود و شامل آزادی پنج زندانی آمریکایی بود. اما پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ایران هرگز به پول دست نیافت.
واقعیتهای استراتژیک معامله غذایی ایران
این ترتیب جدید، که توسط دولت ترامپ پیشنهاد شده است، خطرات واقعی برای اعتبار ایالات متحده در خارج و غیرنظامیان ایرانی در داخل کشور به همراه دارد. هر فرضی که این رژیم بتواند به طور بیطرفانه کمکها را توزیع کند، میتواند با سوابق گسترده نقض حقوق بشر آن، از جمله کشتن حدود بیست هزار غیرنظامی در جریان اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، بررسی شود. کالاهای انسانی ارائه شده توسط ایالات متحده به راحتی میتواند به ابزاری دیگر برای کنترل رژیم تبدیل شود، با withholding کمکها از جوامع غیر وفادار و هدایت آن به سمت کسانی که به عنوان مفید سیاسی دیده میشوند.
امکان تقلب نیز به همان اندازه جدی است. برنامه نفت در برابر غذا در عراق نشان میدهد که چگونه نیتهای خوب میتوانند به راحتی توسط یک رژیم خشن فساد پیدا کنند. این ابزار که به موجب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳ اجرا شد، به صدام حسین اجازه میداد تا نفت عراق را در ازای کالاهای انسانی بفروشد. در طول هفت سال، حسین از این برنامه برای استخراج ۱.۸ میلیارد دلار رشوه استفاده کرد، طبق گزارشی از سازمان ملل در سال ۲۰۰۵. اگر ایران بتواند کالاهای ارائه شده توسط ایالات متحده را دوباره بفروشد یا به سمت تسلیح مجدد ارتش خود یا نمایندگانش، از جمله حماس، حزبالله و حوثیها منحرف کند، عواقب آن فاجعهبار خواهد بود.
توافق غذایی ایران تغییرات کشاورزی
سپس سوالی در مورد انگیزه ترامپ برای این معامله وجود دارد. دولت به وضوح در مورد اولویت دادن به کشاورزان آمریکایی صحبت کرده است که منعکسکننده تغییر گستردهتری در نحوه رویکرد آن به کمکهای انسانی است. در گذشته، خرید کالاهای داخلی وسیلهای برای رسیدن به هدف بود، راهی برای ارائه کمک. امروز، خود خرید هدف است.
در واقع، برنامه غذا برای صلح—برنامه سابق آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) که غذاهای تولید شده در ایالات متحده را در زمان بحران به خارج ارسال میکرد—اکنون در وزارت کشاورزی ایالات متحده قرار دارد، با وجود اینکه این آژانس تخصص چندانی در مدیریت عملیات انسانی پیچیده ندارد. البته، این ممکن است مهم نباشد: هدف جدید آن، طبق گزارشی از Devex، واقعاً کمکهای اضطراری نیست، بلکه ایجاد بازار برای کشاورزان آمریکایی از طریق کاهش تعرفهها و افزایش فروش کالاها در کشورهای هدف است. از این منظر، مبادله غذا در برابر پول ایران کمتر به عنوان یک اقدام انسانی و بیشتر به عنوان مهندسی بازار تحت پوشش دیپلماتیک به نظر میرسد.
data-path-to-node=”14″>همچنین مشخص نیست که آیا این پیشنهاد به طور کلی به مذاکرات کمک خواهد کرد یا خیر. به نظر میرسد ایران مشتاق است از پیشنهاد دولت ترامپ برای کسب امتیاز سیاسی در جنگ اطلاعاتی جاری خود با ایالات متحده استفاده کند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران که مذاکرات کشورش با ایالات متحده را رهبری کرده است، ادعای ایالات متحده مبنی بر اینکه داراییهای ایرانی برای خرید کالاهای کشاورزی آمریکایی استفاده خواهد شد را نادرست خواند. او در شبکههای اجتماعی نوشت: “تنها محصولی که در حال برداشت آن هستیم، چیزی است که شما کاشتید: دههها بیاعتمادی.” “این محصول ارگانیک، فراوان و بومی است.” اینکه آیا این فقط لافزنی ایرانی است، هنوز مشخص نیست.

تضمینهای اجرایی برای توافق غذایی ایران
برای روشن شدن، هر فرصتی برای ارسال کمک به ایران پس از ماهها جنگ باید به سرعت دنبال شود. انتقال دوجانبه به تهران به وضوح سریع است، در حالی که استفاده از سازمان ملل به عنوان یک مدیر سوم ممکن است ماهها طول بکشد و به رئیسجمهور دونالد ترامپ یک پیروزی سریع و اقدام اعتمادساز که به نظر میرسد او مصمم به تأمین آن است را ندهد. اما اگر دولت به طور جدی در مورد ارسال ایمن کمکهای انسانی به غیرنظامیان است، باید از مسیر دوجانبه پرخطر خودداری کند و تضمینهای حیاتی را در توافق ایجاد کند.
اولین قدم ترامپ باید استفاده از مایک والتز، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، برای جلب حمایت در نیویورک برای یک صندوق اعتماد جدید سازمان ملل برای ایران باشد. این صندوق که توسط برنامه توسعه سازمان ملل مدیریت میشود، میتواند از چارچوب دولت بایدن برای آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ونزوئلا استفاده کند. طبق این مدل، وجوه تحریمشده باید برای فعالیتهای انسانی آزاد شود، در یک صندوق سازمان ملل قرار گیرد و توسط آژانسهای سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی برداشت شود، تا از دخالت رژیم مادورو و استفاده از پول برای اهداف خود جلوگیری شود.
در مرحله بعد، ایالات متحده باید هرگونه آزادسازی وجوه را به دسترسی گستردهتر آژانسهای سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی در داخل ایران مشروط کند. بازیگران انسانی مستقل باید قادر باشند توزیع را نظارت کرده و تأیید کنند که کمکها بر اساس نیاز، نه وفاداری سیاسی، به غیرنظامیان میرسد.
در نهایت، مجمع عمومی سازمان ملل باید قطعنامهای را تصویب کند که گزارشگیری دورهای در مورد وضعیت انسانی در ایران، از جمله نیازهای جاری؛ پیشرفت در برداشت از وجوه غیرمسدود شده؛ تضمینها برای جلوگیری از هدررفت، تقلب و سوءاستفاده؛ و مراحل بعدی برای تسریع در بهبود اولیه را الزامی کند.
غریزه استفاده از کمکهای انسانی به عنوان ابزار دیپلماسی به دوران دولت آیزنهاور برمیگردد. اما بدون نظارت مستقل و کارگران حرفهای کمک، بهرهبردار از این توافق ممکن است نه شهروندان ایرانی که ماهها در جنگ به سر میبرند، بلکه رژیمی باشد که دههها به سرکوب آنها پرداخته است.

