امنیت انرژی جهانی اکنون بر لبه تیغ قرار دارد زیرا آتشبس شکننده آتشبس آمریکا و ایران نتوانسته است خصومتهای عمیقریشه در خلیج فارس را برطرف کند. در حالی که نفتکشها دوباره به عبور از این نقطه بحرانی ادامه میدهند، فرماندهان نظامی هشدار میدهند که این آتشبس آمریکا و ایران نمایانگر یک توقف موقت است نه یک راهحل دائمی برای بحران منطقهای.
آتشبس آمریکا و ایران تحت فشار
آتشبس شکننده آمریکا و ایران چه معنایی برای انرژی و فراتر از آن دارد آتشبس آمریکا و ایران به کشتیها اجازه داده است تا از تنگه هرمز عبور کنند. اما تنشها بر سر شرایط عبور و پیشرفت کند در مذاکرات همچنان باقی است. حملات مقطعی هنوز در حال وقوع است، زیرا ایران به دنبال کنترل ترافیک از طریق تنگه است و ایالات متحده به دفاع از آزادی ناوبری پاسخ داده است.
بهبودی همچنان جزئی و ناپایدار است، به این معنی که بازارهای انرژی جهانی هنوز به حالت عادی بازنگشتهاند. در این بخش از تحلیلها، پژوهشگران CSIS وضعیت جاری را بررسی میکنند.
توقف، نه صلح: آتشبس آمریکا و ایران در زمان قرضی
راد الکادیری، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
این توافقی است که رئیسجمهور دونالد ترامپ میخواست آن را انجام دهد و ایران نیز با توجه به امتیازات امنیتی و مالی ارائه شده، از آن خوشنود بود. اما این یک توافق صلح نیست.
این یک آتشبس طولانیمدت است و همچنان به دینامیکهایی که ایالات متحده و ایران را در وهله اول به درگیری کشاند، گروگان است. نحوه پیشرفت مرحله بعدی به دو متغیر بستگی خواهد داشت: سیاست داخلی ایالات متحده و تمایل اسرائیل به حفظ آتشبس منطقهای. با وجود تمام خودبزرگبینیاش، رئیسجمهور ترامپ به وضوح میخواهد که جنگ ایران پشت سرش باشد؛ بازگشایی تنگه هرمز برای اکنون به اندازه کافی دستاورد است. اما قیمتی که پرداخت کرده است با جمهوریخواهان جنگطلب یا برخی دموکراتها سازگار نیست، که شرایط را به عنوان تقویت ایران و خیانت به اسرائیل میخوانند. ترامپ طوفان سیاسی اولیه را پشت سر گذاشته است، اما فشار برای اقدامات تهاجمیتر احتمالاً دوباره افزایش خواهد یافت اگر مذاکرات پیچیده هستهای از مهلت اولیه ۶۰ روزه خود فراتر برود. برخلاف غزه، این پروندهای نیست که کاخ سفید بتواند به سادگی آن را رها کند و امیدوار باشد واشنگتن فراموش کند. نحوه پاسخ اسرائیل نیز حیاتی خواهد بود. جنگ اخیر هرگز یک بحران مستقل نبود—این یک گسترش از کمپین اسرائیل پس از ۷ اکتبر برای بازتعریف توازن قدرت منطقهای بود.
طرح ۱۴ مادهای به نظر میرسد اسرائیل را به یک آتشبس منطقهای متعهد کند، هرچند که دولت نتانیاهو در مذاکرات حضور نداشت و تنشهای اخیر با ایالات متحده عمق نارضایتی اسرائیل از شرایط را نشان میدهد. اسرائیل به وضوح اعلام کرده است که اگر احساس کند امنیت ملیاش تهدید شده، به طور نظامی پاسخ خواهد داد، صرف نظر از سیاستهای ایالات متحده، و درگیریهای مداوم در لبنان خطرات را نشان میدهد.
اگر فشار داخلی ایالات متحده یا اقدام اسرائیلی منجر به اقدام نظامی جدید و قابل توجهی شود، جریانها در تنگه هرمز دوباره در خطر خواهند بود. تهران به خوبی از اهرم ناشی از توانایی خود برای مسدود کردن این آبراه آگاه است، همانطور که واشنگتن تهدید تحریمها بر صادرات ایرانی را در دست دارد. انتظارات مبنی بر اینکه خلیج فارس به سادگی به روال عادی خود بازگردد، نادرست است، همانطور که حوادث اخیر نشان دادهاند. محاسبات ریسک در مورد مهمترین گلوگاه نفتی جهان به طور دائمی تغییر کرده و مسیر پرچالش پیش رو، حقایق ریسک را بالا نگه خواهد داشت.

ارزیابی تأثیرات آتشبس ایالات متحده و ایران
کی باید نگهداشت، کی باید رها کرد
کلای سیگل، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
منافع کلیدی ایالات متحده، از جمله امنیت انرژی و ثبات خلیج فارس، نیاز به پایان جنگ در حال حاضر دارد—حتی به قیمت concessions عمده به ایران. سناریو اکنون به طور کامل از فوریه گذشته تغییر کرده است، زمانی که یادداشت ریاست جمهوری امنیت ملی ۲ خواستار کاهش صادرات نفت ایران به صفر شد. در عوض، واشنگتن موافقت کرده است که محاصره دریایی ایالات متحده را لغو کند و تحریمها بر صادرات نفت تهران را معاف کند، که در نهایت سرمایهگذاری بینالمللی جدیدی را به صنعت نفت ایران وارد خواهد کرد و احتمالاً تولید را افزایش خواهد داد.
ایران به زودی آماده است تا حجم صادرات پیش از جنگ خود را به ۱.۶ میلیون بشکه در روز (mb/d) بازگرداند و از آنجا به سمت سطح ۲.۴ mb/d خود از سالهای ۲۰۱۷–۲۰۱۸ و شاید فراتر از آن حرکت کند. این امر یک مسیر نفتی بالقوه «ونزوئلا» برای ایران ایجاد کرده است. ایالات متحده تنها میتوانست به خود زمان محدودی بدهد. کاهشهای تهاجمی از ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده به جلوگیری از افزایش قیمتهای سوخت تا زمانی که یک توافق سیاسی حاصل شود، کمک کرد.
اما این نیز دلیل دیگری است که چرا باید توافقی در اوایل آوریل، همزمان با رسیدن به آتشبس و تحمیل محاصره ایالات متحده، به امضا میرسید. در طول نه هفتهی گذشته، توقف صادرات به کاهش موجودیهای نفت جهانی به میزان بیش از ۳۴۰ میلیون بشکه و کاهش ذخایر استراتژیک نفت به میزان بیش از ۶۰ میلیون بشکه کمک کرد که اکنون در پایینترین سطح خود از زمان پر شدن اولیه در دوران ریاستجمهوری ریگان قرار دارد.
مدیران نفت ایالات متحده هشدار دادند که کاهش ذخایر باعث افزایش قیمتهای نفت و سوخت در آینده نزدیک خواهد شد، در حالی که امیدها به اینکه ایران برای جلوگیری از آسیبهای بلندمدت به تولید تسلیم شود، به تفکر آرزومندانه تبدیل شد. ایران به دلیل تمایل به ادامه بنبست، دست برتر را داشت.
ترامپ خود به فشار ناشی از این وضعیت اعتراف کرد و گفت: “ما در حدود چهار هفته از ذخایر خود خارج میشویم.” در حالی که ممکن است برای هزینههای ترانزیت هرمز فشار بیاورد، ایران احتمالاً اولویت را به ازسرگیری حمل و نقل در خلیج فارس میدهد تا این توافق به نتیجه برسد. معافیتها و حذف تحریمها، آزادسازی وجوه و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری ارزش هرگونه هزینههای حمل و نقل از دست رفته را دارد. اگر واشنگتن به انتظارات پاسخ ندهد، تهران میتواند هزینهها را مطالبه کند و یا دوباره خلیج را ببندد.

بنبست تهدیدی برای آتشبس ایالات متحده و ایران
جهان خواهان نتیجهای متعادل است، اما با بیمه
جان بی. آلتمن، رئیس کرسی برژینسکی در امنیت جهانی و ژئو استراتژی
برای بخش بزرگی از جهان، حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران یک سورپرایز ناخوشایند بود، همانطور که محاصره ایران بر تنگه هرمز نیز بود. چشمانداز مداوم خشونتهای تجدیدشده، همراه با عدم قطعیت در مورد زمان کاهش تنشهای ایالات متحده و ایران، دولتها را برای ماهها در حالت آمادهباش نگه داشت و بر اقتصاد جهانی سایه افکند.
برای کشورهای جنوب جهانی، این یک نمونه دیگر از تصمیمات اتخاذ شده در پایتختهای غربی بود که کشورهای آنها و اقتصادهایشان را تحت تأثیر قرار داد و آنها هیچ نقشی در آن نداشتند. بهطور تصادفی، بسیاری از مردم آنها از این درگیری با تحسین به مقاومت و سرسختی ایران نگاه کردند. در واقع، تعداد کمی از دولتها در سراسر جهان به ایران همدردی میکنند، اما بیشتر آنها بهویژه از آن نمیترسند.
آنها ترجیح میدهند که یک فرآیند مذاکره بدون محدودیت زمانی در سوئیس را به اقدام نظامی یکجانبه ایالات متحده ترجیح دهند و یک تنگه باز را به یک تنگه بسته. امیدی که میان کشورهای BRICS+ و اقتصادهای پیشرفته مشترک است، این است که ایالات متحده به نوعی توافق تن دهد که به تزیین چندجانبه کمک کند. در عین حال، آنها به این امیدند که ایالات متحده همچنان مایل به اقدام باشد اگر ایران اقدام واقعاً نگرانکنندهای انجام دهد.
آنها درک میکنند که چنین نتیجهای شکننده خواهد بود و نیاز به اعتماد به دولتی در ایالات متحده دارد که آنها آن را به طور فزایندهای غیرقابل پیشبینی مییابند. هدف در واقع، ایجاد ترتیبی است که به نوعی همزمان ایالات متحده و ایران را مهار کند. اگرچه این ترتیب ناقص است، اما بهتر از دامنهای از نتایج دیگر است که آنها میبینند. دولتهای اروپایی نگرانی خاصی درباره آینده دیپلماسی در پرونده هستهای ایران دارند، در حالی که ژاپن و کره جنوبی بیشتر بر امنیت انرژی و قابلیت اطمینان حمل و نقل در خلیج تمرکز دارند. در نهایت، تعداد کمی از دولتها معتقدند که ایران میتواند از خارج اصلاح شود و بهویژه نه در نقطه تفنگ ایالات متحده یا اسرائیل.
غریزه آنها مدیریت وضعیت تا زمانی است که بهبود یابد. انتظارات نسبتاً پایین است. از دیدگاه آنها، اوضاع قبل از آغاز جنگ در فوریه نسبتاً خوب بود: مذاکرات با ایالات متحده در حال انجام بود، نمایندگان ایران نسبتاً آرام بودند، کشورهای خلیج احساس امنیت میکردند و تنگه هرمز باز بود. برای اقتصادهای توسعهیافته در آسیا و اروپا و برای بخش بزرگی از جهان، بازگشت به آن نقطه هدفی ارزشمند است.

آتشبس ایالات متحده و ایران بر ناوبری تأثیر میگذارد
«نرمال جدید» برای تنگه هرمز
مونا یعقوبیان، مدیر و مشاور ارشد، برنامه خاورمیانه
کنترل de facto ایران بر تنگه هرمز ممکن است یکی از پیامدهای بسیار مهم جنگ باشد و یک پیشزمینه نگرانکننده نه تنها برای خاورمیانه بلکه بهطور جهانی ایجاد کند. اگر ایران در تلاش خود برای تحمیل کنترل بر این آبراه بینالمللی موفق شود، دیگران ممکن است به دنبال انجام همین کار باشند که منجر به تضعیف قابل توجه اصل آزادی ناوبری خواهد شد—اصلی که یکی از ارکان ساختار نظم بینالمللی است.
تهران در تلاش است تا وضعیت جدیدی را ایجاد کند. در یک پست در ایکس به تاریخ ۲۶ ژوئن، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، تأکید کرد که هیچ گذرگاه امنی از طریق تنگه «با ترتیبات مبهم، مسیرهای موازی یا تصمیمگیری خارج از ملاحظات ایران به عنوان دولت ساحلی» وجود نخواهد داشت. تهران همچنین یک «سازمان تنگه خلیج فارس» ایجاد کرده است تا بر عملیات در تنگه نظارت کند و یک گروه کاری مشترک با عمان برای بحث در مورد مدیریت آینده تنگه تشکیل داده است.
علاوه بر این، به نظر میرسد ایران مصمم است نوعی هزینه—حرکات معنایی برای اجتناب از واژه «عوارض»—برای عبور از تنگه دریافت کند، در حالی که یادداشت تفاهم تنها این هزینهها را به مدت ۶۰ روز محدود میکند. تهران مدیریت خود بر تنگه را «خط قرمز» تلقی کرده و به نظر میرسد در برابر فشار نظامی ایالات متحده مقاوم است.
جمهوری اسلامی به تهدید حملات پهپادی و موشکی به ترافیک دریایی از طریق هرمز ادامه خواهد داد، در حالی که همچنین در تلاش است تا کنترل خود بر تنگه را بهصورت مالی و نهادی درآورد. ایران به تازگی این موضع را با حمله به یک کشتی کانتینری که از طریق مسیری که ایران آن را غیرمجاز میدانست، در حال عبور بود، تقویت کرده است. حتی اگر این تشدید اخیر یادداشت تفاهم را به هم بزند، تهران به نظر میرسد که حاضر است ریسک بازگشت به درگیری کامل را به جان بخرد تا به فشارهای فزایندهای که خواهان بازگشایی بیقید و شرط تنگه هستند، تن ندهد.

چرا آتشبس ایالات متحده و ایران ادامه دارد
توافق صلح ایالات متحده و ایران تأثیری بر امنیت غذایی جنگ نخواهد داشت
جوئلی ویرزی، هماهنگکننده برنامه و دستیار پژوهش، برنامه امنیت غذایی و آب جهانی، و کایتلین ولش، مدیر برنامه امنیت غذایی و آب جهانی
فراتر از نفت و گاز، تنگه هرمز برای صادرات کودهای شیمیایی حیاتی است و توافق صلح ایالات متحده و ایران نگرانیها در مورد اختلال طولانیمدت در بازار کود را کاهش داده است. از زمان توافق ۱۷ ژوئن، ارسالهای کود از طریق تنگه دوباره آغاز شده است و حداقل ۱۶ کشتی در حال عبور هستند. همراه با تصمیم همزمان چین برای کاهش محدودیتهای صادرات اوره، ارسالهای دوباره هرمز به کاهش قیمتهای کود به پایینترین سطح خود از فوریه کمک کرده است.
با این حال، اعلام دیپلماتیک تأثیرات گسترده جنگ ایران بر سیستم غذایی جهانی را کاهش نخواهد داد. قبل از این درگیری، تقریباً ۲۰ تا ۳۰ درصد از صادرات جهانی کود از این تنگه عبور میکرد. اختلالات در این جریانها باعث افزایش قیمت کود در فصل کاشت بهار در نیمکره شمالی شد و بسیاری از کشاورزان را مجبور کرد بین تحمل هزینههای بالاتر، کاهش یا صرفنظر از استفاده از کود، یا تغییر به محصولات با نیاز کمتر به کود انتخاب کنند.
این تصمیمات قبلاً گرفته شدهاند و پیامدهای آنها—برای تولید محصولات و برای سود کشاورزان—در ماههای آینده نمایان خواهد شد. علاوه بر این، جنگ حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی گاز طبیعی مایع و حدود نیمی از صادرات گوگرد دریایی جهانی را تحت تأثیر قرار داد—مواد اولیه کلیدی برای کودهای نیتروژنی و فسفاتی به ترتیب. قیمت کود فسفات در حالی که سایر قیمتهای کود کاهش یافته، همچنان در نزدیکی بالاترین سطوح تاریخی باقی مانده است. صادرات محدود گوگرد باعث شده است برخی تولیدکنندگان بزرگ تولید خود را کاهش دهند، در حالی که چین، بزرگترین تولیدکننده کود فسفات در جهان، محدودیتهای صادرات فسفات را حفظ کرده و هزینهها را برای بسیاری از کشاورزانی که در حال حاضر با حاشیههای تنگ مواجه هستند، افزایش داده است.
به جز کود، افزایش هزینههای سوخت هزینههای تولید و حمل و نقل غذا را افزایش داده و قیمتهای غذا را در سطح جهانی، از جمله در ایالات متحده، که نرخ تورم سالانه در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید، بالا برده است.
در عین حال، این درگیری کانالهای کمکهای انسانی را مختل کرده است، به طوری که برنامه جهانی غذا سازمان ملل تخمین میزند که امسال ۱.۵ میلیون نفر کمتر از آنچه که در غیاب اختلالات جنگ ایران خدمت میکرد، تحت پوشش قرار خواهد داد. توافق صلح گام مهمی در بهبود بازارهای جهانی کود و کاهش قیمتهای غذایی جهانی است، اما بهبودی کامل سیستم غذایی فوری نخواهد بود. تصمیماتی که کشاورزان مجبور به اتخاذ آنها در بهار امسال شدند، به زودی در سیستم غذایی جهانی تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد یافت. با نگاهی به آینده، ماهها طول خواهد کشید تا تنگه به فعالیتهای حمل و نقل عادی بازگردد و سالها طول خواهد کشید تا زیرساختهای تولید انرژی و کود به ظرفیت کامل خود بازگردند.

