اقدامات تجاری کاخ سفید خطر بازخورد عمیق نهادی را به همراه دارد زیرا دیپلماسی بینالمللی بهطور مستقیم با ثروتهای خصوصی تلاقی میکند. گزارشهای مداوم نشان میدهد که چگونه کسبوکار خانواده ترامپ در طول یک دوره از درگیریهای شدید منطقهای ثروت عظیمی را انباشته کرده است. این گسترش کسبوکار خانواده ترامپ تهدیدی برای پیچیدهتر شدن شبکههای ائتلافی در مرزهای بینالمللی است.
معاملات کسبوکار خانواده ترامپ
ایالات متحده در چهارم ژوئیه، ۲۵۰ سالگرد تأسیس خود را گرامی میدارد، زمانی که آمریکاییها معمولاً به تأمل در مورد سلامت و رفاه نظام دموکراتیک کشورشان میپردازند. به مدت چند روز، سیاست خارجی ایالات متحده احتمالاً بهطور موقت از توجه عمومی دور خواهد شد در حالی که برخی از آمریکاییها جشن میگیرند و دیگران از مسیر کنونی ابراز نارضایتی میکنند، حتی در حالی که رویدادهای مهم در سراسر جهان همچنان در حال وقوع است.
این موضوع بهویژه در خاورمیانه صادق است، که در چهار ماه گذشته از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تیتر اخبار را به خود اختصاص داده است و چرخهای پیچیده از حملات بدون استراتژی، دیپلماسی یا چشمانداز روشنی از پایان را به راه انداخته است. این درگیری اکنون نه تنها بر ایران بلکه بر منطقه وسیعتر خلیج فارس، لبنان و فلسطین نیز سایه افکنده است.
این هفته داستان دیگری ظهور کرد که بر موقعیت و اعتبار آمریکا در خاورمیانه و جهان تأثیر خواهد گذاشت: گزارشهایی مبنی بر اینکه رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، از سال اول بازگشت خود به مقام، برای خود و شرکتهای خانوادهاش ثروت انباشته کرده است به شیوههایی که در نظام دموکراتیک آمریکا بسیار غیرمعمول است.

چگونگی عملکرد کسبوکار خانواده ترامپ
آخرین افشای مالی رئیسجمهور ترامپ نشان داد که کسبوکارهای او در سال ۲۰۲۵، ۲ میلیارد دلار درآمد تولید کردهاند، که بیش از سه برابر آنچه است که در سال قبل از بازگشت او به مقام به دست آورده بودند. کسبوکارهای خانوادگی ترامپ معاملات املاک، رسانه و ارزهای دیجیتال را انجام دادهاند که بسیاری از آنها به نهادهای خارجی، از جمله در خاورمیانه، مرتبط هستند.
بر اساس اطلاعات موجود در افشاگری، کشورهای خاورمیانه و کسبوکارها بهطور مستقیم به سود خانواده ترامپ کمک کردهاند — بیشتر از هر منطقه دیگری در جهان. نهادهای خلیج فارس حدود ۳۰۰ میلیون دلار به کسبوکارهای رئیسجمهور در سال ۲۰۲۵ پرداخت کردند، که بخش عمدهای از این پول ناشی از فروش نیمی از سهام ترامپ در شرکت ارز دیجیتال World Liberty Financial به نهادی بود که توسط شیخ تهنون بن زاید آل نهیان، یک مقام ارشد اماراتی و برادر رئیسجمهور این کشور، حمایت میشد.
تمایل ترامپ به ترکیب کسبوکار با حکمرانی در مقایسه با هر رئیسجمهور دیگری در تاریخ ۲۵۰ ساله آمریکا استثنایی است — و برخی از محققان و ناظران میگویند که این امر منجر به تضادهای بیسابقهای در منافع و نقض قانون اساسی ایالات متحده، بهویژه ماده اول، بخش ۹، بند ۸ میشود:
“هیچ عنوان اشرافی از سوی ایالات متحده اعطا نخواهد شد: و هیچ شخصی که هر مقام سودآور یا مورد اعتمادی را در اختیار دارد، بدون رضایت کنگره، نمیتواند هیچ هدیه، مزایا، مقام یا عنوانی از هر نوعی را از هر پادشاه، شاهزاده یا دولت خارجی بپذیرد.”
از سوی دیگر، کاخ سفید وجود هرگونه تضاد منافع را رد کرده و ادعای استفاده ترامپ از ریاستجمهوری برای منافع شخصیاش را نپذیرفته است.
در طول دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، چندین پرونده قضایی ادعا کردند که حفظ برخی منافع تجاری و مالی او نقض بند مزایا بوده است، اما دیوان عالی کشور بدون رسیدگی به ماهیت این پروندهها، درخواست بررسی آنها را رد کرد و به دادگاههای تجدیدنظر فدرال دستور داد تا احکام خود را لغو کرده و دو پرونده دیگر را به دلیل بیمورد بودن رد کنند. این پروندهها مدتها قبل از سال ۲۰۲۵ اتفاق افتادند و باید دید آیا این افشاگری جدید درباره نحوه بهرهمندی مالی کسبوکارهای خانواده ترامپ از معاملات با نهادهای خارجی ممکن است چالشهای قانونی جدیدی را به وجود آورد.
بررسی کسبوکار خانواده ترامپ
این دینامیک، که هماکنون باعث جنجال سیاسی شده است، میتواند تأثیر منفی بر ادراکات درباره اعتبار و مشروعیت رویکرد سیاستی ترامپ ۲.۰ به خاورمیانه داشته باشد، بهویژه که رئیسجمهور جت لوکسی را که بهعنوان هدیهای از قطر به او داده شده و با دلارهای مالیاتی ایالات متحده بازسازی شده است، به نمایش میگذارد.
این موضوع همچنین میتواند دوام و ثبات شراکتهای ایالات متحده در کشورهای کلیدی خاورمیانه را تضعیف کند، بهویژه با توجه به اینکه بار دیگر نوسانهای سیاسی داخلی ایالات متحده با انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ و احتمال خروج ترامپ از صحنه سیاسی آمریکا پس از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ در حال وقوع است. اگرچه رئیسجمهور و نمایندگانش تأکید میکنند که بین اقدامات رسمی او و نهادهای تجاریاش دیواری وجود دارد، اما این ادعاها ممکن است تحت بررسی دقیق پایدار نمانند.
چگونه ادراکات فساد میتواند سیاست ایالات متحده در خاورمیانه را بیشتر تضعیف کند
وضعیت غیرمعمولی که آمریکا در حال حاضر در آن قرار دارد — رهبری که کسبوکارهایش در سال اول ریاستجمهوریاش به شدت سود بردهاند — میتواند دو تأثیر قابل توجه بر سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه داشته باشد.
بررسی کسبوکار خانوادگی ترامپ
اولین و فوریترین تأثیر میتواند به زودی در سال آینده و با آغاز به کار کنگره ۱۲۰ام پس از انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به وقوع بپیوندد. تقریباً چهار ماه قبل از رأیگیری هنوز مشخص نیست که کدام حزب کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در کنگره ایالات متحده به دست خواهد آورد، اما اگر دموکراتها در یکی یا هر دو مجلس اکثریت را به دست آورند، تقریباً مطمئن است که معاملات تجاری خارجی ترامپ به یک موضوع اصلی تحقیق و بحث تبدیل خواهد شد.
این واقعیت که تقریباً تمام جمهوریخواهان منتخب در سکوت منفعل نشستهاند و برخی از حامیان ترامپ استدلالهای نادرست و خوشبینانهای به نفع سیاستهای جسورانه اما غیرقابل پیشبینی ترامپ در خاورمیانه ارائه دادهاند، یک آسیبپذیری عمده برای رئیسجمهور ایالات متحده که در ضعیفترین نقطه سیاسی خود از زمان ورود به دفتر است، نشان میدهد.
خاورمیانه همچنان بهطور بنیادی ناپایدار باقی مانده است، زیرا ترامپ ۲.۰ به نظر میرسد که قادر به تأمین توافقهای دیپلماتیک پایدار نیست، حتی در حالی که کسبوکارهای رئیسجمهور از روابط با همان واسطههای سیاسی سود مالی میبرند. مگر اینکه شرایط بهبود یابد، خاورمیانه احتمالاً همچنان در کانون توجه خواهد بود و اعضای کنگره انگیزههایی برای برجسته کردن ادعاهای فساد خارجی و اختلاط امور دولتی با منافع خصوصی خواهند داشت.
دوم اینکه، برخی کشورهای خاورمیانه بهطور فزایندهای ایالات متحده را از طریق لنز باریک و معاملاتی میبینند، از جمله کشورهایی که با کسبوکارهای خانوادگی ترامپ قراردادهایی داشتهاند. این موضوع پایهای کمتر پایدار برای روابط دوجانبه بهطور کلی ایجاد میکند و همچنین انگیزههایی برای شرکای ایالات متحده در خاورمیانه فراهم میآورد تا روابط خود را بهطور جهانی متنوع کنند و از واشنگتن ریسکزدایی کنند.

چرا کسبوکار خانوادگی ترامپ گسترش مییابد
در آغاز دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۱۷، یک مقام ارشد خلیج فارس به من گفت که آنها رئیسجمهور ترامپ را فردی میبینند که به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد و آنها سعی خواهند کرد با انجام معاملاتی که به نفع او و اعضای خانوادهاش باشد، نفوذ کسب کنند. بهویژه، جارد کوشنر، داماد ترامپ، همچنان بهطور عملی بهعنوان فرستاده خاورمیانه برای دولت عمل میکند و در عین حال به دنبال جمعآوری میلیاردها دلار از دولتهای خاورمیانه برای شرکت سرمایهگذاری خصوصی خود است. این تنها نوک کوه یخ در مورد تلاقی بین تعاملات سیاستگذاری دولت دوم ترامپ با خاورمیانه و تلاشها برای ثروتاندوزی کسبوکارهای خصوصی متعلق و تحت کنترل افرادی است که به ترامپ ۲.۰ مرتبط هستند.
اینکه نتایج ترامپ در پروندههای کلیدی خاورمیانه — بهویژه ایران و اسرائیل-فلسطین — در بهترین حالت ناقص و در بدترین حالت متوسط است، باعث ایجاد نوعی پشیمانی در سراسر منطقه شده است. بهطور مهم، شرکای کلیدی ایالات متحده مانند عربستان سعودی گزارش شده است که اقداماتی برای فاصلهگیری و ایزوله کردن خود از خطرات رویکرد سیاستی ترامپ در طول جنگ ۲۰۲۶ ایران انجام دادهاند — مانند مورد عملیات کوتاهمدت “پروژه آزادی” که هدف آن بازگشایی تنگه هرمز بود.
این بحران دوگانه اعتبار و کارایی در سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه جدید نیست. این معضل در طول بیست و پنج سال گذشته، هم بر روسایجمهور جمهوریخواه و هم دموکرات تأثیر گذاشته است، از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ در دوره ریاستجمهوری جورج بوش تا واکنشهای مختلط باراک اوباما به قیامهای عربی در سال ۲۰۱۱ و “خط قرمز” در سوریه در سال ۲۰۱۳. این واقعیت که توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ تحت رهبری ایالات متحده بدون هماهنگی و توافق کافی از شرکای کلیدی منطقهای به دست آمد، همچنین اعتبار آمریکا را در خاورمیانه تضعیف کرد — همانطور که عدم مشاوره کافی از ترامپ ۲.۰ در مورد جنگ ۲۰۲۶ ایران نیز چنین کرد.
سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه در سالهای اخیر قطبنمای اخلاقی خود را از دست داده است و درکهای فزایندهای درباره فساد و سوءاستفاده از مقام عمومی احتمالاً قدرت، مشروعیت و توانایی آمریکا برای دستیابی به اهداف اعلامشدهاش را بیشتر تضعیف خواهد کرد.

