در حالی که واشنگتن و تهران در حال نهایی کردن یک یادداشت تفاهم برای آتشبس هستند، توافق ایران در حال ظهور به طور همزمان به پادشاهیهای خلیج فارس اطمینان میدهد که با توقف تشدید نظامی فوری، و در عین حال آنها را نگران میکند زیرا رژیمی جسور را دست نخورده باقی میگذارد. این توافق ایران در حال ظهور، قدرتهای منطقهای را وادار میکند تا تنوع دفاعی خود را تسریع کنند در حالی که همزمان با همسایهای دائماً دارای قابلیت هستهای مدیریت میکنند.

توافق ایران در حال ظهور، فاجعه خلیج فارس را جلوگیری میکند
با ظهور جزئیات یک یادداشت تفاهم مورد انتظار (MOU) بین ایالات متحده و ایران، کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً با ترکیبی از آرامش و نگرانی به این توافق پاسخ خواهند داد. اگر امضا شود، این MOU و آتشبس 60 روزه همراه آن، تمرکز بر روی خطوط یک نظم در حال ظهور در خاورمیانه را آغاز خواهد کرد. در این مرحله بعدی، بازیگران خلیج فارس تلاشهای خود را برای حفاظت از منافع خود تسریع خواهند کرد و اطمینان حاصل خواهند کرد که هر توافقی با ایران برای آنها پایدار است.
هیچ
آرامش: جلوگیری از فاجعه
در یک سفر کوتاه به قطر در هفته گذشته، نویسندگان منطقهای را یافتند که به دلیل نزدیک به سه ماه درگیری دچار آسیبدیدگی شده است. هیچ شهروند قطری در این جنگ کشته نشده است، اما تأثیرات آسیبزای یک کشور که به مدت چند هفته تحت حملات مداوم موشکی و پهپادی قرار گرفته، قابل توجه بود. در حالی که این موضوع در تیترهای خبری منعکس نشده است، بسیاری از داستانهای اضطراب و گاهی وحشت در حین حمله به دوحه به اشتراک گذاشته شد.
حتی اقداماتی که برای حفاظت از غیرنظامیان اتخاذ شده است، مانند یک اپلیکیشن تلفن همراه طراحی شده برای هشدار به ساکنان در مورد آتشسوزیهای ورودی، ترس ایجاد کرده است. به طور کلی، تلاشهای دولت برای کاهش بدترین تأثیرات درگیری، به ایجاد یک تابآوری ملی گستردهتر کمک کرده است، اما قیمتهای بالاتر و کمبود برخی کالاها همچنان وجود دارد. تجربه قطر با سایر کشورهای عربی خلیج فارس، به ویژه کشورهای کوچکتر مانند کویت، بحرین و امارات متحده عربی (UAE) که حملات ایرانی بر روی بخش وسیعی از جمعیت تأثیر گذاشته است، مشترک است.
فراتر از آسیبهای انسانی، اکثر کشورهای خلیج فارس همچنین با خطرات اقتصادی وجودی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساختهای انرژی خود مواجه هستند. هر کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بخشی از زیرساخت انرژی خود—چه ذخیرهسازی، حمل و نقل، پالایش یا تولید—را به دلیل حملات ایرانی از دست داده است. قطر با یکی از شدیدترین تأثیرات مواجه شده است. حملات ایرانی به راس لافان تقریباً ۲۰ درصد از تولید گاز طبیعی مایع (LNG) این کشور را نابود کرده است. راس لافان تأسیسات اصلی تولید و صادرات LNG قطر است که بزرگترین در جهان بوده و مسئول یکپنجم تأمین جهانی است. برای اولین بار در تاریخ، قطر مجبور به توقف تولید شده و اعلام قوه قهریه در قراردادهای خود کرده است.
اگر دولت ترامپ تصمیم به انجام حملات علیه زیرساختهای انرژی و غیرنظامی ایران میگرفت، همانطور که رئیسجمهور اغلب تهدید میکرد، مرحله بعدی درگیری میتوانست برای خلیج فارس فاجعهبار باشد. در حال حاضر، تولید انرژی آنها—که شریان حیاتی اقتصادشان است—به هم ریخته است، چه برسد به برنامههای بلندپروازانه تنوع اقتصادی آنها که بر اساس دیدگاهی از اقتصادهای پویا در خلیج فارس بنا شده که نه تنها با ثروت عظیم انرژی منطقه تقویت میشود، بلکه همچنین با نقش رو به رشد گردشگری و فناوری، به ویژه هوش مصنوعی. با از سرگیری درگیری، چشمانداز سرمایهگذاری مستقیم خارجی خشک خواهد شد. همانطور که یکی از گفتوگوکنندگان ابراز تأسف کرد، “هیچکس در عقل خود” در صورتی که درگیری دوباره آغاز شود، در این منطقه سرمایهگذاری نخواهد کرد.
در طول درگیری، ایران رویکردی را اتخاذ کرده است که در آن به تشدید با تشدید پاسخ میدهد و همان نوع اهدافی را هدف قرار میدهد که توسط حملات ایالات متحده و اسرائیل در ایران مورد حمله قرار میگیرد. تهران تهدید کرده است که اگر درگیری نظامی از سر گرفته شود، همین کار را خواهد کرد. با توجه به خطرات وجودی، قدرتهای اصلی در میان GCC—عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر—به رئیسجمهور ترامپ فشار آوردهاند تا از دور جدیدی از درگیری با ایران جلوگیری کرده و به جای آن به دیپلماسی بپردازد.
زندگی با توافق ایران در حال ظهور
کشورهای خلیج فارس بدون شک از اینکه درگیری با ایران از سر گرفته نشده است، احساس راحتی میکنند. با این حال، این احساس راحتی با مقدار زیادی نگرانی همراه است. توافق احتمالی رژیم سختگیر و جسور در تهران را در وضعیتی قرار میدهد که پیروزی را ادعا میکند. منطقه اکنون باید با ایران مواجه شود که به دلیل حفظ قابلیتهای موشکی و پهپادی خود، توانایی مختل کردن تنگه را در هر زمان دارد. عدم قطعیت در مورد تنگه هرمز بهویژه برای قطر، بحرین و کویت نگرانکننده است، زیرا این کشورها بهطور کامل به این تنگه برای صادرات و واردات وابسته هستند. کشورهای عربی خلیج نیز نگران هستند که ایران ارتباطات خود را با نمایندگان و شرکای خود در سراسر خاورمیانه حفظ کرده است، هرچند که برخی از آنها ممکن است ضعیف شده باشند.
خواست اصلی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بازگرداندن تنگه به وضعیت قبل از بحران است، اما به نظر نمیرسد که این امر تحت شرایط گزارششده از یادداشت تفاهم ممکن باشد. همانطور که یکی از مقامات قطری گفت، “این میتواند ما را به گروگان ایرانیها تبدیل کند.” کشورهای خلیج فارس هیچ گزینهای جز از سرگیری تعاملات عملی با ایران نمیبینند. با این حال، یک شکاف بزرگ در اعتماد باقی مانده است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواستار این خواهند بود که تنگه بهطور کامل به ترافیک دریایی آنها باز باشد بهعنوان پیششرطی برای بحث در مورد ارائه مشوقهای اقتصادی به ایران برای خودداری از حملات آینده.

چشمانداز
با ادامه تحولات در خلیج فارس و ابعاد عظیم تغییراتی که از ۲۸ فوریه و جنگ با ایران به وجود آمده است، این کشورها اکنون تلاشهای خود را برای مدیریت “وضعیت جدید” عمیقتر خواهند کرد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهطور یکسان پاسخ نخواهند داد؛ هر کدام استراتژی خاص خود را بر اساس اولویتها، نقاط قوت و ضعف و چشمانداز خود توسعه خواهند داد. اما خطوط مشترکی در میان کشورهای مختلف خلیج فارس قابل تشخیص خواهد بود. با توجه به اینکه ایران هنوز میتواند تهدیدی برای منطقه باشد و سوالاتی درباره قابلیت اعتماد ایالات متحده بهعنوان ضامن امنیت وجود دارد، خلیج فارس احتمالاً بر روی اقداماتی تمرکز خواهد کرد که قابلیتهای دفاعی داخلی را تقویت کرده، همکاریهای امنیتی درون خلیج را تقویت کرده و شرکای امنیتی و اقتصادی را تنوع بخشد تا روابط با ایالات متحده را تکمیل کرده و ایران را مدیریت کند.
برای بسیاری از کشورهای خلیج فارس، تقویت دفاع داخلی از طریق شراکتهای متنوع کلیدی خواهد بود. کشورهای خلیج احتمالاً توافقهای جدید دفاعی با کشورهای اروپایی و شرق آسیایی منعقد خواهند کرد. هفته گذشته، امارات متحده عربی توافق همکاری دفاعی با فرانسه امضا کرد، در حالی که قطر یادداشت تفاهمی با کانادا در زمینه افزایش همکاری در امنیت و دفاع امضا کرد. یکی از تحلیلگران خلیج پیشبینی کرد که سرمایهگذاری کشورهای خلیج از فناوری هوش مصنوعی به سمت مجتمع نظامی-صنعتی تغییر خواهد کرد. یک گفتوگوکننده قطری ابراز علاقه کرد که از تجربه کشورهای کوچک دیگری که به طور موفقیتآمیز از خود دفاع کردهاند، از جمله سنگاپور و اسرائیل، بیاموزد.
با وجود تفاوتهای گستردهای که بین برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد، به ویژه بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی، سطوح قوی همکاری درون شورای همکاری خلیج فارس در زمینه تبادل اطلاعات، امنیت و همکاری نظامی ادامه یافته است، اگر نگوییم عمیقتر شده است، به گفته برخی مقامات خلیج. این همکاری بدون شک در ماهها و سالهای آینده عمیقتر خواهد شد و احتمالاً شامل اقدامات بیشتری در زمینه امنیت دریایی، از جمله قابلیتهای مینزدایی برای تسهیل آزادی ناوبری، و همچنین تقویت دفاع در برابر پهپادها خواهد بود، که احتمالاً از طریق سرمایهگذاری در فناوریهای ضد پهپاد اوکراینی انجام خواهد شد. قطر احتمالاً نقش رهبری در تلاش برای متعادل کردن تفاوتهای درون خلیج ایفا خواهد کرد و به دنبال پل زدن بین عمان در یک سمت طیف و امارات در سمت دیگر خواهد بود.
کشورهای خلیج همچنین سعی خواهند کرد روابط دفاعی خود را با ایالات متحده تقویت کنند. علاوه بر تلاش برای ارتقاء وضعیت قانونی شراکتهای خود، حتی با هدف تأمین یک توافقنامه در سطح معاهده با ایالات متحده، آنها همچنین سعی خواهند کرد مکانیزمهای دفاع متقابل موجود را قویتر کنند.
مدیریت توافق ایران در حال ظهور
در نهایت، به عنوان بخشی از این “نرمال جدید”، خلیج باید ایران را مدیریت کند. هرگونه اعتمادی که ممکن است وجود داشته باشد به طور کامل از بین رفته است و با این حال، همانطور که تقریباً هر گفتوگوکنندهای در قطر به نویسندگان گفت، “ایران اینجا خواهد ماند.” برای قطر و دیگران در خلیج، ایجاد پیوندهای وابستگی اقتصادی بین ایران و خلیج احتمالاً بهترین شکل بازدارندگی خواهد بود. به این دیدگاه، ادغام ایران در یک مدل اقتصادی که به ثبات منطقهای وابسته است، ممکن است بهترین امید برای بازدارندگی رفتارهای مخرب آن در آینده باشد.
این نخستین بار نیست که اصل ادغام اقتصادی به عنوان راهحلی برای درگیری مطرح میشود. وزیر امور خارجه ایالات متحده، کوردل هال، بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد: “اگر کالاها از مرزها عبور نکنند، ارتشها خواهند کرد”، که این جمله انگیزهای قوی برای طرح مارشال بود.
در سفر نویسندگان، تحلیلگران قطری مفهوم “پل طلایی” برای ایران را برجسته کردند—شاید به دلیل اینکه رژیم اسلامی هنوز در قدرت است، این مفهوم مناسبتر باشد. این اصطلاح که از استراتژیست نظامی چینی، سون تزو، نویسنده کتاب هنر جنگ، قرض گرفته شده است، بر ارائه یک خروجی شایسته برای دشمنان از درگیری تأکید دارد که بر اساس یک راهحل متقابلاً سودمند استوار است. تقریباً سه ماه جنگ نشان داده است که بازدارندگی نظامی کلاسیک در مورد ایران مؤثر نیست. کشورهای خلیج فارس میدانند که باید به دنبال یک استراتژی جدید باشند.

