بحران فزاینده در تنگه هرمز، همراه با بیثباتی گستردهتر در دریای سرخ و افزایش قیمتهای نفت ناشی از آن، بهطور واضح وابستگی اساسی اقتصادهای خلیج فارس و بازارهای جهانی به نقاط تنگ و آسیبپذیر دریایی را نمایان کرده است. این آبراهها که مدتها تحت سلطه نظامی خارجی و رقابتهای منطقهای بودهاند، اکنون با تهدیدی بیسابقه از جنگ جاری ایالات متحده و ایران مواجه هستند که به شدت حمل و نقل دریایی را محدود کرده است. در این زمینه، یک تحول زیرساختی موازی بهطور آرام اما سریع در حال پیشرفت است: راهآهن شورای همکاری خلیج فارس. این شبکه ریلی فرامرزی که بیش از ۲۱۰۰ کیلومتر طول دارد، شش کشور شورای همکاری خلیج فارس را به هم متصل میکند و وعده یک گزینه زمینی را میدهد که بهطور کامل از گلوگاه هرمز دور میزند.
این پروژه که در سال ۲۰۰۹ طراحی شده اما بهدلیل شوکهای ژئوپولیتیکی اخیر تسریع شده است، فراتر از یک ارتقاء حمل و نقل است. این پروژه تجسم یک استراتژی عمدی برای ایزوله کردن تجارت و جریانهای انرژی منطقه از اجبار دریایی، تقویت یکپارچگی اقتصادی و بازتعریف جغرافیای استراتژیک خاورمیانه است. راهآهن شورای همکاری خلیج فارس نه تنها بنادر واقع در خلیج عمان را بهطور مستقیم به کویت و فراتر از آن متصل میکند، بلکه کریدورهای بلندپروازانهای به اروپا و آسیا ایجاد میکند که میتواند محاسبات سیاسی و امنیتی دیرینه در سراسر منطقه را بازتنظیم کند.
با کاهش وابستگی به تنگه هرمز، این ابتکار به یک آسیبپذیری حاد که در نتیجه درگیری کنونی به یک ریسک سیستمی تبدیل شده است، میپردازد. در حالی که کشورهای خلیج فارس میلیاردها دلار به زیرساختهای ریلی اختصاص میدهند، این پروژه بهعنوان یک محور تحولآفرین از تابآوری، دیپلماسی اقتصادی و شاید بازتنظیم روابط قدرت منطقهای ظهور میکند.
نقاط تنگ دریایی آسیبپذیریهای خلیج را نمایان میکند
بحران در تنگه هرمز، تنشهای گستردهتر در دریای سرخ و افزایش قیمتهای نفت ناشی از این شرایط، یک نکته را بهوضوح روشن کرده است: کشورهای خلیج فارس و بازارهای جهانی به مسیرهای دریایی آسیبپذیر وابسته هستند.
اما در حالی که رهبران ملی و دیپلماتها در تلاشند تا آبراههای حیاتی را که بخش عمدهای از تجارت جهانی از آن عبور میکند، آزاد کنند، یک پدیده حمل و نقل دیگر بهطور محتاطانه در حال شکلگیری است. برای بیش از ۱۵ سال، شش کشور عربی خلیج فارس بهطور آرام در حال همکاری برای ساخت یک شبکه ریلی بودهاند و این پروژه بهتازگی تسریع شده است.
هدف افزایش یکپارچگی اقتصادی خلیج فارس و بهبود تابآوری و امنیت منطقه است. اما به عنوان کارشناسان حاکمیت جهانی و اقتصاد سیاسی، ما همچنین میپرسیم: آیا چنین پروژه ریلی میتواند به بازسازی سیاست و درگیریها در منطقه کمک کند؟
این سوال به ویژه اکنون حائز اهمیت است، با توجه به اینکه جنگ ایالات متحده و ایران به معنای ماهها اختلال شدید و عمدتاً توقف حمل و نقل در تنگه هرمز بوده است.
فوری بودن پروژه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس در میان درگیری
مسیرهای ورود و خروج به منطقه خلیج فارس مدتهاست که تحت تأثیر نفوذ قدرتهای نظامی و رقابتها و درگیریهای منطقهای شدید بوده است. این شامل کنترل پرتغالیها بر هرمز در بخشی از قرنهای 16 و 17 و قدرت دریایی و هوایی بریتانیا و ایالات متحده بوده است.
از زمان تأسیس شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981، رهبران شش کشور عضو آن – بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی – تلاشهای خود را به سمت یکپارچگی منطقهای هدایت کردهاند. اما با وجود 45 سال اجلاس و اعلامیههای مشترک، همکاری اقتصادی و سیاسی به طور کلی از شعارها عقب مانده است.
جنگ کنونی در ایران نیاز به همکاری خلیج فارس را برجسته کرده است و پروژه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس ممکن است وسیلهای باشد که این امر در نهایت محقق شود.
این پروژه که در سیامین اجلاس شورا در سال 2009 اعلام شد، هدف آن ساخت یک شبکه ریلی به طول 1,352 مایل (2,177 کیلومتر) است که شش کشور شورای همکاری خلیج فارس را به هم متصل کند و هزینه پیشبینی شده آن 250 میلیارد دلار آمریکا است. این طرح خدمات ریلی بار و مسافر با عرض استاندارد و سرعتهای بین 50 تا 60 مایل در ساعت (80-100 کیلومتر در ساعت) برای بار و 120 مایل در ساعت (200 کیلومتر در ساعت) برای ریلی مسافری را در نظر دارد که همه آنها با فناوریهای کنترل قطار اروپایی تجهیز خواهند شد.
پس از پیشرفت اولیه کند، عمدتاً به دلیل دورههای قیمت پایین نفت که بسیاری از سرمایهگذاریها را در کشورهای غنی از سوختهای فسیلی به تأخیر انداخت، امارات متحده عربی و عربستان سعودی در دهه 2020 رهبری تسریع پروژه را بر عهده گرفتند.

اجلاس جده همکاری ریلی را تسریع میکند
سپس جنگ با ایران آغاز شد. در آوریل 2026، رهبران شورای همکاری خلیج فارس در جده عربستان سعودی گرد هم آمدند در حالی که حملات تهران به کشورهای خلیج فارس و بحران بسته شدن تنگه هرمز ادامه داشت.
پادشاهیهای گردهم آمده خواستار افزایش همکاریهای امنیتی و همچنین اتصالهای مشترک برق و نفت بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شدند. آنها همچنین وعده دادند که ساخت و تکمیل پروژه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس را تسریع کنند.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی رهبری تلاشهای ساخت و ساز را بر عهده دارند
با مسئولیت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در ساخت و بهرهبرداری از بخش خود از پروژه، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تاکنون بیشترین پیشرفت را داشتهاند.

امارات متحده عربی در ژوئن ۲۰۲۶ راهآهن اتحاد را راهاندازی کرد که مسافران را بین ابوظبی و فجیره جابجا میکند. یک خط خدمات کامل از خلیج عمان تا مرز عربستان سعودی قرار است تا پایان سال افتتاح شود؛ ساخت بخش امارات-عمان به خوبی در حال پیشرفت است؛ و قطر، بحرین و کویت در حال پیشبرد بخشهای خود از طریق فرآیندهای برنامهریزی و طراحی هستند.
اوایل سال ۲۰۲۶، مدیر سازمان راهآهن شورای همکاری خلیج فارس اشاره کرد که پروژه به ۵۰٪ پیشرفت رسیده و در مسیر عملیاتی شدن در سال ۲۰۳۰ قرار دارد.
گسترش کریدورهای زمینی به اروپا
پس از تکمیل، این شبکه اولین سیستم راهآهن یکپارچه و فرامرزی منطقه خلیج را ایجاد خواهد کرد که از بنادر خلیج عمان تا شهر کویت کشیده میشود.
اما برنامههای ادغام حتی تحولآفرینتری در حال شکلگیری است.
چندین اتصال بالقوه به اروپا در حال بررسی یا توسعه است.
راهآهن شورای همکاری خلیج فارس میتواند خلیج عمان و تمامی شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را از طریق چندین مسیر ممکن به اروپا متصل کند:
از کویت از طریق عراق و ترکیه.
از طریق عربستان سعودی از طریق اردن، سوریه و ترکیه.
از طریق عربستان سعودی، از طریق اردن به بندر اسرائیلی حیفا.
از طریق “پل زمینی” عربستان سعودی به بنادر دریای سرخ و از طریق کشتی از طریق کانال سوئز.
بندرهای ریلی شورای همکاری خلیج فارس در خلیج عمان، از جمله بندر موجود در فجیره امارات متحده عربی و تأسیسات در حال گسترش در صحار عمان، کشورهای خلیج فارس را از طریق دریای عرب و اقیانوس هند به بازارهای آسیایی متصل خواهند کرد. این شبکه در زمانهای بحران، گزینههای ارزشمندی را برای تنگه هرمز ارائه خواهد داد.

چندین تلاش برای تحقق این کریدورها در حال حاضر در حال انجام است و از سرمایهگذاریهای عمدهای از داخل و خارج از خلیج حمایت میشود.
این تلاشها شامل کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا است که از سوی هند، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و چندین کشور خلیج فارس حمایت میشود؛ پل زمینی عربستان سعودی از ریاض به بندر جده در دریای سرخ – که قرارداد طراحی آن قبلاً امضا شده است؛ و پروژه جاده توسعه عراق.
در ژوئن ۲۰۲۶، عربستان سعودی و ترکیه یک یادداشت تفاهم در مورد اتصال ریلی امضا کردند که شامل احیاء و بهروزرسانی راهآهن حجاز بهقدمت یک قرن برای اتصال مجدد ترکیه به عربستان سعودی از طریق اردن و سوریه میشود.
تمامی این چهار ابتکار برنامهریزی کردهاند که پیوندهای ریلی را از کشورهای خلیج فارس به اروپا یا دریای مدیترانه گسترش دهند.
چگونه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس نظم منطقهای را بازتنظیم میکند
با این حال، راهآهن شورای همکاری خلیج فارس و اتصالات آینده آن بیشتر از یک زیرساخت ساده است. این راهآهن همچنین میلیونها مسافر را برای تجارت و گردشگری از مرزها عبور خواهد داد. و شبکه ریلی سفر بینالمللی بازدیدکنندگان را در کشورهای مختلف خلیج فارس آسانتر خواهد کرد و فرصتهای جدیدی برای گردشگری منطقهای ایجاد خواهد کرد.
چنین اتصالاتی میتواند از ثبات سیاسی و توسعه نیز حمایت کند. به عنوان مثال، پروژه جاده توسعه عراق پتانسیل این را دارد که روابط شورای همکاری خلیج فارس و عراق را از وضعیتی که عمدتاً با نگرانیهای امنیتی و گسترش نفوذ ایرانی تعریف میشود، به وضعیتی متمرکز بر اتصال اقتصادی و منافع توسعه مشترک تبدیل کند. به همین ترتیب، ادغام بیشتر شورای همکاری خلیج فارس ممکن است منجر به سرمایهگذاری و رشد اقتصادی بیشتری در سوریه پس از جنگ داخلی شود.
علاوه بر این، اتصال جدید فرصتهایی را برای جلوگیری از درگیریهای آینده بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، مانند محاصره قطر، فراهم خواهد کرد.
در کوتاهمدت، رهبران شورای همکاری خلیج فارس احتمالاً شاهد بهبود همکاریهای اقتصادی و سیاسی به عنوان تعادلی در برابر ایران خواهند بود. اما در بلندمدت، اثرات این پروژه ممکن است به بهبود روابط بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس منجر شود.
اتصالات بالقوه تحولآفرین
تاریخی، راهآهنها نقشهای تحولآفرینی در شکلگیری کشورها ایفا کردهاند، از جمله ایالات متحده و کانادا. آنها همچنین اروپا را به هم متصل کرده و به مدرنیزه کردن ژاپن پس از جنگ و چین معاصر کمک کردهاند.
ما بر این باوریم که راهآهن شورای همکاری خلیج فارس بهترین درک را در آن زمینه تاریخی وسیعتر دارد. این تنها زیرساخت فیزیکی نیست – بلکه نمایانگر یک تلاش مشترک و استراتژیک برای تقویت تابآوری منطقهای، تعمیق یکپارچگی اقتصادی، کاهش وابستگی به تنگه هرمز و قرار دادن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به عنوان پیوندهایی بین آسیا، خاورمیانه و اروپا است.
راهآهنها نمیتوانند جنگها را متوقف کنند یا رقابتهای ژئوپولیتیکی را از بین ببرند. اما به مرور زمان، زیرساختها میتوانند مشوقها و هویتهایی را که رفتارها و تصمیمات را هدایت میکنند، شکل دهند. راهآهنها میتوانند همکاریهای منطقهای معنادارتری را در مسیر قرار دهند.

