جنگ دریایی مدرن جنگ دریایی در حال تجربه یک تغییر عمده است زیرا پیشرفتها در آگاهی از حوزه زیر دریا عمق اقیانوسها را به میدانهای نبرد شبکهای و اطلاعاتمحور تبدیل میکند. با استقرار پلتفرمهای خودکار، آرایههای حسگر و نظارت عمیق دریا توسط قدرتهای بزرگ، ساختارهای ناوگان سنتی با آسیبپذیری بیسابقهای مواجه هستند. برای نیروی دریایی هند، تأمین مزیت استراتژیک در اقیانوس هند نیازمند تسریع در انتقال به یک ناوگان ترکیبی است که بهطور یکپارچه زیردریاییهای دارای خدمه را با داراییهای بدون خدمه و شبکههای حسگر توزیعشده ترکیب کند.
تحول حوزه زیر دریایی در جنگ دریایی
رقابت زیر دریایی در حال تبدیل جنگ دریایی از یک میدان نبرد محور پلتفرم به یک حوزه محور اطلاعات است و ایجاد یک نیروی زیر دریایی ترکیبی و معماری UDA منسجم برای هند به طور فزایندهای ضروری است. ریچارد مارلز، معاون نخستوزیر استرالیا و وزیر دفاع، به تازگی اظهار داشت که “بستر دریا یک میدان نبرد است”، که پیشدرآمد اعلام یک پروژه جدید تحت ستون دوم AUKUS است، که در آن ایالات متحده (US)، بریتانیا (UK) و استرالیا به توسعه بارهای مفید و سیستمهای تسهیلکننده برای وسایل نقلیه زیر دریایی بدون خدمه (UUVs) خواهند پرداخت. اظهارات مارلز بازتابدهنده یک روند قابل توجه در امنیت دریایی معاصر است: نیروهای دریایی در سراسر جهان منابع قابل توجهی را برای توسعه قابلیتهای نظارت و نبرد زیر دریایی خود سرمایهگذاری میکنند.
مارلز همچنین به مواردی از آسیب دیدن کابلهای اینترنت زیر دریایی در تنگه تایوان و دریای بالتیک اشاره کرد تا بر فوریت تهدید تأکید کند. این موضوع بهویژه در زمانی که کشورهایی مانند چین و روسیه قابلیتهایی برای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی زیر دریایی (CUI) توسعه دادهاند، حائز اهمیت است. بهطور همزمان، درگیریهای اخیر شاهد گسترش و استقرار قابل توجهی از پهپادهای زیر آب بوده است که برای هدف قرار دادن داراییهای دریایی سنتی و حمل و نقل تجاری استفاده شدهاند و نوع جدیدی از جنگ نامتقارن را عملیاتی کردهاند.
با توجه به اینکه حوزه زیر دریا به طور فزایندهای در گفتمان استراتژیک ملی اهمیت پیدا میکند، این موضوع نیازمند بررسی این است که چگونه رقابت در این حوزه در حال بازتعریف جنگهای دریایی معاصر است و استدلال میکند که جنگ زیر دریا عامل کلیدی در شکلدهی به تصمیمات ساختار نیروی دریایی در سطح جهانی خواهد بود، که بهویژه برای هند از اهمیت بالایی برخوردار است. تحلیلها نشان میدهد که آینده جنگ زیر دریا به تدریج از یک تلاش مبتنی بر پلتفرم به سمت یک رویکرد متمرکز بر شبکههای اطلاعاتی زیر دریا در حال تغییر است، که با ترکیبی از پلتفرمهای دارای خدمه و بدون خدمه پشتیبانی میشود و امکان ایجاد یک معماری آگاهی دائمی از حوزه زیر دریا (UDA) را فراهم میآورد. برای هند، این به معنای نیاز فوری به تغییر به سمت یک ساختار نیروی دریایی ترکیبی زیر دریا است که بر اساس یک معماری UDA منسجم بنا شده است.

اهمیت معاصر و امنیت زیر دریا
اهمیت معاصر حوزه زیر دریا حوزه زیر دریا عمدتاً نقشهبرداری نشده، دشوار برای ناوبری و تحت تأثیر ویژگیهای خصمانه فیزیک دریایی است. ارتباطات در زیر آب محدود است و این امر نگهداری اطلاعات، نظارت و شناسایی دائمی (ISR) — برای هدفگیری، نقشهبرداری و حتی درگیر شدن با کشتیهای دشمن — را بسیار دشوارتر از حوزههای سطحی یا هوایی میسازد. به طور سنتی، زیردریاییها مهمترین داراییهای جنگی و جمعآوری اطلاعاتی هستند که توسط نیروی دریایی برای حفظ بازدارندگی در حوزه زیر دریا به کار گرفته میشوند.
عملیاتهای انکار دریا هسته استراتژی زیرسطحی عصر حاضر را تشکیل میدهند، به طوری که زیردریاییها به عنوان شکارچیان ساکت اقیانوس عمل میکنند و ناوگان مخالف را در دریایی از تاریکی ردیابی میکنند. زیردریاییهای دیزل-الکتریک شکارچی-کشنده (SSKs) در حال حاضر پایهگذار این معماری نیروی دریایی هستند. پیشرفتهای اخیر در فناوری کاهش صدا، سیستمهای پیشرانه و طراحی بدنه نیز به تدریج استقامت عملیاتی SSKها را بهبود میبخشند و آنها را سختتر برای شناسایی میکنند. این امر به نوبه خود موجب ایجاد یک رقابت تسلیحاتی شدید زیر دریا برای پلتفرمهای پیشرفته شده است، زیرا کشورها به شدت در قابلیتهای جنگ زیر دریایی و ضد زیردریایی (ASW) سرمایهگذاری میکنند.
data-path-to-node=”7″>با این حال، در حالی که کشورها به دنبال ایجاد حضور در بستر دریا، حفاظت از زیرساختهای حیاتی خود — مانند کابلهای زیرآبی، خطوط لوله انرژی و سکوهای فراساحلی — و عملیاتی کردن فعالیتهای جدید زیرآبی مانند استخراج مواد معدنی در اعماق دریا هستند، امنیت در حوزه زیرآبی در حال افزایش اهمیت و تسلط بر ارزیابیهای تهدید معاصر است. این امر منجر به دو توسعه مهم شده است. اول، مفهومسازی یک نیروی دریایی هیبریدی به امری رایج تبدیل شده است که عملیات زیرسطحی و ساختارهای ناوگانی را تصور میکند که پلتفرمهای متعارف و دارای خدمه را با داراییهای بدون سرنشین ادغام میکند. دوم، برای دستیابی به آگاهی جامع از حوزه زیرآبی (UDA)، عملیات ISR در حال تحول است تا اطلاعات را از تمام گرههای یک نیروی دریایی همافزا کند و تصویر عملیاتی مداوم و یکپارچهای از حوزه زیرآبی ارائه دهد.

سیستمهای خودکار در جنگ زیرآبی
عصر جدید جنگ زیرآبی نیروی دریایی در سرتاسر جهان در حال سرمایهگذاری منابع قابل توجهی در توسعه سیستمهای خودکار دریایی هستند. این شامل UUVهایی است که میتوانند از طریق لوله اژدر یک زیردریایی مستقر و بازیابی شوند، شناورهای سطحی بدون سرنشین (USV) که به سیستمهای پرتاب عمودی مجهز هستند، و وسایل پرنده بدون سرنشین (UAV) که قادر به انجام عملیات ISR و هدفگیری در چند حوزه هستند. سیستمهای خودکار که میتوانند در کنار داراییهای دریایی با خدمه متعارف عمل کنند و مکمل آنها باشند، به طور فزایندهای به عنوان آینده نبرد دریایی تصور میشوند.
بنابراین، کشورها منابع خود را اختصاص داده و تاکتیکهای عملیاتی را برای سازگاری با این فرمول جدید جنگ دریایی طراحی میکنند. آنها در حال سرمایهگذاری در سیستمهای خودکار دریایی هستند و در عین حال فناوریهایی برای مقابله با چنین پلتفرمهایی توسعه میدهند. ماژولهای ارتباطی زیرآبی نیز در چند سال گذشته به طور قابل توجهی بهبود یافتهاند، همراه با توسعه سیستمهای مدولار که از باتریها و حسگرها تا حتی بارهای کشنده متغیر هستند. این امر به نوبه خود مفهومسازی عملیات هیبریدی را پیشرفتهتر کرده و به کشورها این امکان را میدهد که فشار را بر داراییهای دارای خدمه متعارف کاهش دهند و در عین حال به آگاهی از حوزه دریایی دست یابند.
توسعهها همچنین نشان میدهند که استراتژی دریایی زیرآبی معاصر در حال تحول از یک رویکرد متمرکز بر پلتفرم به یک رویکرد مبتنی بر اطلاعات است. به تدریج، UDA به یک تلاش تبدیل میشود که حول یک معماری آگاهی دریایی یکپارچه متشکل از چندین گره شکل میگیرد، با حسگرهای چندفیزیکی که عنصر مهمی از این رویکرد هستند. هدف نهایی توسعه یک «تصویر عملیاتی مشترک» است که انعطافپذیری عملیاتی و تصمیمگیری سریع را فراهم میآورد.
یک توسعه کلیدی در این تلاش، سیستمهای حسگری صوتی توزیعشده مبتنی بر پراکندگی ریلی است که از کابلهای فیبر نوری به عنوان حسگرهای زیرآبی استفاده میکنند و امکان تشخیص و نظارت صوتی بر مناطق وسیع بستر اقیانوس را با دقت و انعطافپذیری قابل توجهی فراهم میآورند. در حالی که سیستمهای DAS و زیرساختهای نوری الکترونیکی مکمل هنوز به طور گستردهای به کار گرفته نشدهاند، گسترش آینده آنها احتمالاً تشخیص فعالیتهای بستر دریا را به طور قابل توجهی تیزتر خواهد کرد.
جنگ مدرن و تکامل حوزه زیرآبی
بنابراین، جنگ ضد زیردریایی نیز در حال تحول است. دادههای حسی چندگانه، که از طریق ادغام دادههای مبتنی بر هوش مصنوعی پردازش شده و از طریق ارتباطات زیرآبی بهبود یافته به اشتراک گذاشته میشوند، اکنون جمعآوری و اشتراکگذاری مداوم اطلاعات در زمان واقعی را تسهیل میکند و نظارت مداوم زیرآبی را ممکن میسازد. اثر تجمعی این فعالیتها پناهگاههایی را که اقیانوسهای عمیق و تاریک در حال حاضر برای زیردریاییها فراهم میکنند، کاهش میدهد.
معضلات استراتژیک پیش روی امنیت هند
معضل امنیت زیرآبی هند هند با یک محیط تهدید دوگانه و چالشبرانگیز در حوزه زیرآبی مواجه است. از یک سو، هند باید با یک رقیب بسیار توانمندتر به نام چین مقابله کند که در حال توسعه یک دامنه هماهنگ از قابلیتهای زیرآبی است – از سیستمهای بدون سرنشین تا زیردریاییهای هستهای و شبکههای حسگری یکپارچه. در شهادت اخیر، یک مقام ارشد نیروی دریایی ایالات متحده چین را به عنوان “دنبال کردن یک رویکرد یکپارچه که استراتژی، مدرنیزاسیون دریایی، زیرساختهای بستر دریا و استخراج منابع را به یک تلاش متصل تبدیل میکند” توصیف کرد.
تهدید دیگر زیرآبی هند از پاکستان ناشی میشود که آن نیز در حال ساخت ظرفیت زیردریایی خود است. با این حال، در غیاب برابری متعارف با هند، پاکستان ممکن است یک استراتژی نامتقارن را با تأمین پهپادهای حمله یکطرفه از کشورهای همکار عملیاتی کند. موقعیت هند بهویژه در نظر به روابط نزدیک دریایی بین پکن و اسلامآباد، به شدت آسیبپذیر است. با وجود برتری زیرآبی خود در منطقه اقیانوس هند (IOR)، چنین توافق دریایی چالشی جدی برای مزیت استراتژیک هند به شمار میآید.
در تمام جبههها، هند باید فراتر از تأمین نیروهای متعارف خود از طریق قراردادهای تأمین و تولید داخلی SSN حرکت کند؛ همچنین باید تحقیق، توسعه و تولید یک مجموعه توزیعشده از پلتفرمهای بدون سرنشین را پرورش دهد. اگرچه هند در ورود به فضای توسعه UAV کند عمل کرده است، اما پلتفرمهای زیرآبی فرصتی منحصر به فرد برای صنعت دفاعی هند برای نوآوری و توسعه فناوریهای دو منظوره فراهم میآورند. در سیستمهای ضد پهپاد زیرآبی، بهویژه در جایی که توسعه فناوری هنوز در مراحل ابتدایی است، هند میتواند خود را به عنوان یک شریک تولید مقیاسپذیر برای شرکتهای دفاعی خارجی معرفی کند.
در عین حال، تصمیمگیرندگان امنیت ملی در دهلی نو نیاز دارند که یک چشمانداز هماهنگ زیرآبی توسعه دهند — چشماندازی که فراتر از مأموریت اقیانوس عمیق کنونی باشد، شامل یک برنامه سرمایهگذاری انعطافپذیر برای صنعت فناوری زیرآبی باشد و تعهدی پایدار به شراکتهای منطقهای UDA را منعکس کند. با توجه به ماتریس تهدید زیرآبی خود، ساختار نیروی زیرآبی هیبریدی ممکن است تنها راه پیش روی هند باشد. سیستم حسگر فیبر نوری زیرآبی هند که توسط آزمایشگاه فیزیکی و اقیانوسشناسی نیروی دریایی DRDO در حال توسعه است، نشان میدهد که چگونه حسگرهای فیبر نوری میتوانند از معماری آینده UDA هند پشتیبانی کنند. برای اینکه این معماری بهطور واقعی مؤثر باشد، نیاز است که سیستم با پلتفرمهای مختلف زیرآبی نیروی دریایی یکپارچه شود.

معماری نیروی دریایی هیبریدی و چشمانداز آینده
ارزیابیهای تکنو-اقتصادی که محاسبات ساختار نیروی دریایی را اطلاعرسانی میکنند، بهطور فزایندهای به آیندهای اشاره دارند که در آن مفهوم نیروی دریایی هیبریدی، همراه با کشندگی توزیعشده، به مرکز استراتژی دریایی تبدیل میشود. داراییهای دارای خدمه، بدون خدمه و خودران همگی تحت یک فرماندهی متمرکز عمل خواهند کرد، اما با زنجیره کشتار توزیعشده و گزینههای هدفگیری متعدد.
با این حال، بسیاری از این مفاهیم نوین هنوز منتظر آزمایشهای دقیق و استانداردسازی هستند، که نشان میدهد برتری استراتژیک ناشی از ناوگانهای بزرگ دارای خدمه حداقل برای ۱۰-۱۵ سال آینده همچنان برقرار خواهد بود. اما معضل امنیتی حاد که در زیر سطح در حال شکلگیری است، در نهایت به وقوع خواهد پیوست، که ناشی از گسترش گسترده پلتفرمها و زیرساختهای زیرآبی (هم نظامی و هم غیرنظامی)، قراردادهای استخراج مواد معدنی در اعماق دریا و ظهور مفاهیم جدید شبکهسازی در حوزه اطلاعات زیرآبی است. برتری قاطع زیرآبی به نیروی دریایی با بیشترین تعداد پلتفرمها تعلق نخواهد داشت، بلکه به نیروی دریایی که بتواند واضحترین تصویر عملیاتی را استخراج کند، تعلق خواهد گرفت.
برای هند، با توجه به چالشهای امنیتی که با آن مواجه است، استراتژی نباید صرفاً سرمایهگذاری در سیستمها و فناوریهای همراه باشد، بلکه باید توسعه یک معماری منحصر به فرد UDA باشد که ساختار نیروی دریایی هیبریدی را به یک شبکه حسگری زیرآبی متصل کند.
حرکت کلیدی دیگر باید همکاری درون شبکههای UDA منطقهای باشد. شراکتهای ممکن شامل «ابتکار همکاری نظارت دریایی هند-اقیانوسیه» است که توسط چهار کشور Quad ذکر شده است، و همچنین همکاری با کشورهای اروپایی برای ساخت چیزی مشابه ابتکار اقیانوس دیجیتال ناتو و شبکه زیرساختهای حیاتی زیر دریا. هند همچنین باید به دنبال پیوستن یا کمک به تأسیس ابتکارات همتوسعه UUV مشابه ستون II AUKUS باشد و استانداردهای مشترکی برای اشتراکگذاری دادهها و آزمایشها توسعه دهد.
مگر اینکه هند از شراکتهای استراتژیک خود برای همتوسعه سیستمهای دریایی بدون سرنشین استفاده کند و معماری آگاهی از حوزه زیر دریا را در اقیانوس هند ایجاد کند، محیط امنیت زیر دریا احتمالاً رو به وخامت خواهد رفت. در هر صورت، یک عصر جدید از جنگهای زیر دریا و بستر دریا برای دهلی نو در حال نزدیک شدن است — عصری که قطعاً وضعیت موجود استراتژی دریایی متعارف و طراحی ناوگان را به چالش خواهد کشید.

