گشایش ژئوپلیتیکی میان دمشق و واشنگتن نمایانگر یک پیشرفت شکننده است که از طریق دیپلماسی معاملاتی به جای همراستایی ساختاری ایجاد شده است. این آشتی بسیار شخصی با خطر از دست رفتن فوری مواجه است مگر اینکه کشورهای ذیربط کانالهای نهادی را پرورش دهند که قادر به تحمل تغییرات رهبری باشند. با تحلیل موانع ساختاری، میبینیم که روابط پویا میان سوریه و ایالات متحده باید فراتر از همراستایی موقتی اجرایی برود تا بتواند در برابر اصطکاکهای سیستماتیک بلندمدت مقاومت کند. در حقیقت، روابط پایدار سوریه و ایالات متحده نیاز به ادغام عمیق بوروکراتیک دارد که رابطه را از شیمی شخصی ناپایدار به سمت دیپلماسی قابل پیشبینی سوق دهد.
روابط سوریه و ایالات متحده که توسط ترتیبات دیپلماتیک شخصی نمایان شده است
“برخی ملاقاتها تأثیرگذارند؛ ملاقات ما ظاهراً عطر خاصی به جا گذاشت.” با این جمله، رئیسجمهور سوریه احمد الشراعه از رئیسجمهور ایالات متحده دونالد ترامپ به خاطر ارسال یک بطری عطر تشکر کرد. در سطح ظاهری، این تبادل سبک و حتی بازیگوشانه بود. اما در سطح عمیقتر، سرعت شگفتانگیز و ماهیت شدیداً شخصی گشایش جدید میان ایالات متحده و سوریه را به تصویر میکشد، چیزی نزدیک به یک معجزه دیپلماتیک. رابطه میان ترامپ و الشراعه به ایجاد گشایشی کمک کرده است که کمتر کسی دو سال پیش میتوانست تصور کند.
این نشان میدهد که دیپلماسی شخصی چه تأثیری میتواند داشته باشد زمانی که کانالهای رسمی مسدود، غیرقابل اعتماد یا بسیار محتاط برای اقدام اولیه هستند. یک رابطه مستقیم میان رهبران میتواند شتاب ایجاد کند، خصومت را نرم کند و به دولتها فضایی برای تلاش در آنچه که بوروکراسیهایشان ممکن است در غیر این صورت مقاومت کنند، بدهد. با این حال، دیپلماسی شخصی که این در را گشوده است، همچنین آن را در معرض خطر قرار میدهد. تا کنون، این رابطه به شدت به رابطه میان دو رئیسجمهور وابسته است.
گفتوگوهای دیپلماتیک، هماهنگیهای امنیتی و بحثهای اقتصادی آغاز شدهاند، اما دامنه آنها محدود و وابسته به تعداد کمی از افراد است. این ممکن است یک نقطه شروع مفید باشد، اما یک پایه پایدار نیست. رابطه شخصی میتواند لحن یک رابطه را تغییر دهد، اما تنها نهادها میتوانند قدرت ماندگاری به آن بدهند.
برای حفظ این گشایش، هر دو دولت نیاز به کانالهای ارتباطی وسیعتر، مکانیزمهای منظم برای مدیریت اختلافات و روالهای بوروکراتیک دارند که قادر به حفظ همکاری فراتر از لحظه سیاسی کنونی باشند. اگر دمشق میخواهد این گشایش فراتر از پایان دوره ترامپ در سال ۲۰۲۸ ادامه یابد، باید به سرعت برای ساختن آن پایه اقدام کند. در غیر این صورت، این رابطه میتواند به سرعت به اندازه عطری که نماد آن شده است، محو شود.
شکستپذیری ریشهدار در الگوی روابط شخصی سوریه و ایالات متحده
دیپلماسی شخصی این آسیبپذیری ریشه در نحوه بسیار شخصی شکلگیری این گشایش دارد. دولت ترامپ، مانند دولت پیشین خود، در ابتدا بهطور محتاطانه به سوریای پس از اسد نزدیک شد و شرایطی برای کاهش عمیقتر تحریمها تعیین کرد، از جمله پیشرفت در مبارزه با تروریسم، نابودی سلاحهای شیمیایی و مدیریت جنگجویان خارجی. سپس ترامپ بهطور ناگهانی روند را تسریع کرد.

با تشویق رهبران کلیدی منطقه، بهویژه در عربستان سعودی، او سریعتر از بوروکراسی ایالات متحده حرکت کرد و پس از دیدار با الشراعه در ریاض، در ماه مه ۲۰۲۵ از کاهش تحریمها خبر داد. این تصمیم بسیاری از مقامات ارشد ایالات متحده را بههمان اندازه که تماشاگران در حال مشاهده آن بودند، شگفتزده کرد. ترامپ گفت که الشراعه یک “جوان، جذاب” و “مردی سخت” است. این امر راه را برای سفر تاریخی او به کاخ سفید هموار کرد، که اولین سفر یک رئیسجمهور سوریه بود (جایی که ترامپ به او بطری اصلی عطر را هدیه داد).
این گشایش صرفاً تحت فشار منطقهای یا غریزههای ترامپ شکل نگرفته بود؛ سوریه همچنین با یک کمپین دیپلماتیک منظم، جذابیت دیپلماتیک الشراعه و جدایی عمدی او از گذشته، هم گذشته خود و هم رژیم اسد، به ایجاد این لحظه کمک کرد. با این حال، در حالی که الشراعه و دیگر مقامات سوری با اعضای کنگره و مقامات ارشد ایالات متحده ملاقات کردهاند، این رابطه همچنان در یک دایره محدود از افراد متمرکز باقی مانده است.
data-path-to-node=”10″>این موضوع نشاندهنده نحوه عملکرد کنونی هر دو دولت است. اتکای ترامپ به دیپلماسی شخصی منحصر به سوریه نیست. در چندین پرونده، او به شدت به فرستادگان ویژه مورد اعتماد خود که از دایره وفادارانش انتخاب شدهاند، تکیه میکند و اغلب به آنها اجازه میدهد تا از کانالهای بوروکراتیک سنتی عبور کنند. در مورد سوریه، مهمترین این شخصیتها فرستاده ویژه، تام باراک است. سبک مدیریت مسدود شده دمشق این وابستگی را تقویت کرده است. بسیاری از مقامات و نهادهای سوری از اختیارات و استقلال لازم برای ایجاد همکاری پایدار با همتایان آمریکایی خود برخوردار نیستند. در نتیجه، بخش عمدهای از روابط هنوز از طریق تعداد کمی از افراد که چندین پرونده فوری را همزمان مدیریت میکنند، پیش میرود. این تمرکز، پیشرفت را کند کرده و کل فرآیند را بیشتر در معرض اختلال قرار میدهد.

محدودیتهای نهادی مانع از ایجاد روابط پایدار سوریه و آمریکا میشود
فاصله نهادی حتی در مناطقی که سریعتر از دیگران پیشرفت کردهاند، پیشرفت نهادی محدود باقی مانده است. تصمیم دمشق برای پیوستن به ائتلاف بینالمللی علیه داعش (IS) اجازه داده است که هماهنگی ضدتروریسم پیش برود و فرصتی برای همکاری ایجاد کند. اما نقش سوریه همچنان محدود است. تا کنون، مشارکت آن به هماهنگی با ایالات متحده در عملیاتهای خاص محدود شده است. فراتر از این، همکاری نهادی در زمینه دفاع و اطلاعات حداقل باقی مانده است.
هماهنگی مالی پیشرفت کرده است اما هنوز پایهای قوی برای همکاری ایجاد نکرده است. بحثهایی در مورد اصلاحات پولی و مالی انجام شده است اما این بحثها به آرامی پیش رفتهاند، بخشی به این دلیل که اصلاحات لازم برای ایجاد اعتماد هنوز محقق نشدهاند. برخی از موانع ساختاری هستند و زمانبر خواهند بود.
سوریه هنوز تحت بار قوانین قدیمی، یک نهاد قانونگذاری غیرفعال و سالها تحریم و شیوههای مالی غیرشفاف قرار دارد. مشکل تنها فنی نیست. تقسیمات گزارششده در داخل مقامات سوریه در مورد سرعت و دامنه اصلاحات پولی، حکومتی و شفافیت نیز همکاری نهادی را کند کرده است. بازگشایی نمایندگی دیپلماتیک سوریه در واشنگتن قرار بود به تعمیق و رسمیسازی روابط تجدید شده کمک کند، اما این امر محقق نشده است.
دمشق با انتصاب محمد قناتاری به عنوان کاردار—مقامی با تجربه دیپلماتیک کم و آشنایی محدود با نهادهای ایالات متحده یا محیط دیپلماتیک واشنگتن—کمکی به بهبود اوضاع نکرده است. انتخاب او به طور گستردهای به عنوان انتصابی مبتنی بر وفاداری تلقی شد، نه بر اساس تخصص دیپلماتیک. بنابراین، این انتصاب به جای تقویت پل نهادی بین دو پایتخت، نشان داده است که این پل چقدر باریک باقی مانده است.
روابط سوریه-ایالات متحده با تغییرات رهبری آینده تهدید میشود
ریسک تغییر ریسک اصلی این است که دیپلماسی شخصی به اندازه کافی دستاورد نداشته است (که دستاوردهای زیادی داشته است) بلکه این است که افرادی که این رابطه را ممکن ساختند ممکن است نتوانند آن را حفظ کنند و این رابطه ممکن است با پایان دوره ترامپ در ۲۰۲۸ زنده نماند. پیشبینی اینکه دولت بعدی ایالات متحده چگونه به سوریه نزدیک خواهد شد غیرممکن است، اما خطرات ناشی از تغییرات سیاسی از هماکنون روشن است.
یک رئیسجمهور دموکرات ممکن است نسبت به دمشق خصمانه نباشد یا به ثبات سوریه بیتوجه باشد، اما یک دولت دموکرات احتمالاً از کانالهای دیپلماتیک شخصی که رابطه کنونی سوریه-ایالات متحده بر اساس آن بنا شده است، فاصله خواهد گرفت. اینجاست که عدم وجود پیوندهای نهادی قوی به شدت احساس خواهد شد.

کانالهای پایدار بین وزارتخانهها، نهادها، دیپلماتها و مقامات فنی هستند که اجازه میدهند روابط در تغییرات رهبری زنده بمانند. بدون آنها، یک دولت جدید رابطهای را به ارث خواهد برد که کمتر تحت تأثیر فرآیندهای سیاسی شکل گرفته و بیشتر تحت تأثیر روابط شخصی است. این امر بررسی، کند کردن یا معکوس کردن آن را آسانتر میکند.
یک دولت دموکرات همچنین ممکن است تأکید سیاست ایالات متحده را تغییر دهد. در حالی که دولت ترامپ ثبات، مبارزه با تروریسم و همراستایی منطقهای را در اولویت قرار داده است، دموکراتها ممکن است وزن بیشتری به دموکراتیزاسیون، شمولیت و حقوق بشر بدهند، مسائلی که در دستور کار داخلی الشراعه مرکزی نبوده است. اگر این مسائل به مرکز دستور کار واشنگتن منتقل شوند، میتوانند به سرعت به منبع تنش تبدیل شوند.
بستن پنجرههای باریک برای ادغام روابط سوریه-ایالات متحده
خطرات تنها به پیروزی دموکراتها محدود نمیشود. یک دولت جمهوریخواه آینده ممکن است به سوریه همان اهمیتی که ترامپ داده است، ندهد. همچنین ممکن است کمتر مایل باشد که به دورههای دشوار انتقال سوریه توجه کند یا کمتر تمایل داشته باشد که سرمایه سیاسی را برای حفظ این گشایش سرمایهگذاری کند. دولت بعدی همچنین در نزدیکی پایان دوره پنجساله انتقال سوریه به قدرت خواهد رسید. تا آن زمان، واشنگتن انتظار بیشتری از صرفاً حرکت دیپلماتیک خواهد داشت؛ آنها به دنبال پیشرفت قابل اندازهگیری خواهند بود.
مقامات سوری در برخی پروندههایی که توسط ایالات متحده اولویتبندی شدهاند، از جمله نابودی سلاحهای شیمیایی و مبارزه با داعش، پیشرفت کردهاند، اما مسائل دیگر به کندی پیش رفتهاند، از جمله وضعیت جنگجویان خارجی و اصلاحات مالی و پولی. این بدان معناست که دمشق زمان کمی برای تبدیل goodwill سیاسی به عمق نهادی دارد.
پنجره باریک گشایش بین واشنگتن و دمشق واقعی است و اهمیت دارد. این گشایش سریعتر و دورتر از آنچه تقریباً هر کسی انتظار داشت، پیش رفته است، اما در بالاترین سطح بیشتر از طریق نهادهایی که برای حفظ آن لازم است، پیشرفت کرده است. این هنوز هم قابل اصلاح است. goodwill باقی مانده و هر دو طرف هنوز دلایل همکاری دارند، اما پنجره باریک است و دمشق باید اکنون اقدام کند.
نهادینهسازی باید به عنوان یک اولویت استراتژیک در نظر گرفته شود، نه یک فکر ثانویه بوروکراتیک. دمشق نیاز دارد تا مقامات توانمندی را با اختیارات لازم برای مذاکره، اجرای توافقات و انجام اصلاحات لازم برای معتبر ساختن همکاری، توانمند سازد. همچنین به دیپلماتهای معتبر و با تجربه نیاز دارد که واشنگتن را درک کنند و بتوانند کانالهایی بسازند که تغییرات سیاسی و پرسنلی را تحمل کند.
هدف ساده است: یک رابطه ایالات متحده و سوریه که به اندازه کافی قوی باشد تا از شیمی شخصی که آن را آغاز کرده، فراتر رود و به اندازه کافی پایدار باشد که به اینکه چه کسی در کاخ سفید نشسته است، وابسته نباشد. دیپلماسی شخصی در را گشود. تنها نهادها میتوانند آن را باز نگه دارند.

