ارزیابی خسارت به زرادخانه موشکی بالستیک ایران پس از چهل روز بمباران هوایی شدید به کانون اصلی ارزیابیهای اطلاعاتی غرب تبدیل شده است. این تخریب سیستماتیک به طور بنیادی پارادایمهای بازدارندگی در خاورمیانه را تغییر داده و تهران را مجبور کرده است تا دکترین تهاجمی خود را از وابستگی به استراتژیهای اشباع دقیق و سنگین بازنگری کند. در حالی که سیاستگذاران در مورد کارایی استراتژیک دائمی این عملیاتهای مشترک بحث میکنند، ارزیابی دقیق خسارت به زرادخانه موشکی بالستیک ایران نیازمند حسابرسی دقیقی از هر دو جنبه کاهش فوری ذخایر و immobilization درازمدت خط تولید صنعتی تخصصی رژیم است.
بیدندان شدن زرادخانه موشکی بالستیک ایران
آیا جمهوری اسلامی ایران بیدندان شده است، یا ایالات متحده و اسرائیل در کاهش قدرت پیشرو موشکی بالستیک خاورمیانه ناکام ماندهاند؟ پاسخ پیچیدهتر از آن است که تیترها نشان میدهند.
با نزدیک شدن به خبر یک یادداشت تفاهم احتمالی بین ایالات متحده و ایران و 60 روز دیگر برای مذاکرات هستهای، گزارشهای خبری مبتنی بر نشتها و تصاویر ماهوارهای تجاری به یک بحث نامتعادل در مورد کارایی نیروی نظامی کمک کرده است. متأسفانه، این بحث تحت تأثیر تعاریف نامشخص، گزارشدهی انتخابی و مه جنگ قرار دارد.
اینکه تهدید موشکی بالستیک ایران کاهش یافته است، مورد بحث نیست. موشکهای بالستیک ستون فقرات استراتژی بازدارندگی ایران را تشکیل میدهند و به طور فزایندهای در عملیاتهای نظامی مورد استفاده قرار گرفتهاند. آنها همچنین به ایران وسیلهای برای حمل سلاح هستهای در صورت تصمیم به ساخت یکی میدهند.
پس جای تعجب نیست که در 28 فوریه، زمانی که واشنگتن و اورشلیم عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کردند، هدف قرار دادن برنامه موشکی بالستیک تهران یکی از اهداف اصلی آنها بود.
از آن زمان، نزدیک به 40 روز حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل به شدت قابلیت موشکی بالستیک ایران را کاهش داد، اما آن را از بین نبرد. در آخرین مرحله قبل از آتشبس 8 آوریل، ایران به طور فزایندهای به پهپادها برای حفظ سرعت حملات در حالی که موجودی موشکی رو به کاهش خود را حفظ میکرد، متکی شد. این موضوع به ویژه در حملات آن به کشورهای همسایه خلیج فارس مانند امارات متحده عربی صادق بود.

ارزیابی زرادخانه موشکی بالستیک ایران
یکی از چالشهای عمده در ارزیابی اثربخشی عملیاتهای ایالات متحده و اسرائیل، تعیین یک خط پایه واضح پیش از جنگ است. برای سالها، تنها عدد عمومی، ارزیابی “بیش از ۳۰۰۰” موشک با بردهای مختلف بود که توسط یک فرمانده سابق CENTCOM در سال ۲۰۲۲ ارائه شده بود. اما بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶، ایران در چهار موج عملیات نظامی خارجی بین ۲۲۰۰ تا ۲۴۰۰ موشک شلیک کرد.
این ارزیابی را پیچیدهتر میکند که برآوردهای اسرائیلیها معمولاً تنها بر روی موشکهایی تمرکز دارند که قادر به رسیدن به اسرائیل هستند — مانند سیستمهای میانبرد که میتوانند تا ۲۰۰۰ کیلومتر سفر کنند — نه بر روی موجودی بزرگتر موشکهای بالستیک کوتاهبرد ایران که میتوانند ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر سفر کنند و به سمت پایگاههای ایالات متحده و همسایگان عرب ایران هدفگذاری شدهاند.
بر اساس گزارش ارتش اسرائیل، ایران در ابتدای جنگ تقریباً ۲۵۰۰ موشک داشت که قادر به رسیدن به اسرائیل بودند. تا ۵ آوریل، کمی قبل از آتشبس، یک مقام نیروی هوایی اسرائیل برآورد کرد که تهران تنها کمی بیش از ۱۰۰۰ موشک از این نوع باقی مانده است. اگر این درست باشد، این نشاندهنده کاهش قابل توجه یکی از مهمترین قابلیتهای استراتژیک تهران است.
تصویری که اکنون در حال شکلگیری است این است که ایران ممکن است تقریباً یکسوم تا نیمی از زرادخانه موشکی بالستیک خود و حدود نیمی از پرتابگرهای موشکی خود را از دست داده باشد. در حالی که ما نسبت دقیق موشکها و پرتابگرهای تخریبشده در مقابل آسیبدیده یا غیرقابل دسترسی را نمیدانیم، این حملات عملکرد ایران در زمان جنگ را مختل کرده و منجر به کاهش نرخ آتش شده است.
با این حال، برخی همچنان نیروی موشکی ایران را بهطور عمده سالم توصیف میکنند. به نقل از مقامات ناشناس آمریکایی که ارزیابی اطلاعاتی طبقهبندیشدهای را به اشتراک گذاشتهاند، روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱۲ مه گزارش داد که ایران “تقریباً ۷۰ درصد از ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است.” ادعاهای مشابهی که به مقامات اطلاعاتی ایالات متحده استناد میکند، پیشتر توسط واشنگتن پست منتشر شده بود.

پیگیری زرادخانه موشکی بالستیک ایران
این گزارشها واکنشهای عمومی غیرمعمولی از سوی مقامات آمریکایی را به همراه داشت.
در شهادت خود در برابر کمیته خدمات مسلح سنا در تاریخ ۱۴ مه، فرمانده CENTCOM، دریادار برد کوپر، این گزارشها را “غیر دقیق” خواند، اما نتوانست عدد متقابلی ارائه دهد.
یک مطالعه دقیقتر از گزارش نیویورک تایمز ابهامات بیشتری را نمایان میسازد. بهنظر میرسد که حسابداری این روزنامه موشکهای بالستیک را با موشکهای کروز ترکیب کرده است — دو سیستم متفاوت با پروفایلهای پروازی غیر مشابه. ترکیب آنها در یک تیتر واحد خطر پنهان کردن میزان آسیب به خطرناکترین موشکهای ایران را به همراه دارد.
آسیبهای مهم ممکن است نه به موشکهای از پیش نابود شده، بلکه به توانایی به شدت کاهشیافته ایران برای جایگزینی آنها مربوط باشد. بهعنوان مثال، قبل از جنگ در ژوئن گذشته، اسرائیل برآورد کرده بود که ایران در مسیر گسترش زرادخانه خود به حدود ۸۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ موشک بالستیک در طی دو تا سه سال قرار دارد. این نیرو به اندازهای بزرگ خواهد بود که بتواند دفاعهای موشکی در اسرائیل و منطقه را از طریق اشباع کامل تحت فشار قرار دهد.
در جلسه توجیهی برای قانونگذاران آمریکایی، دریادار کوپر اعلام کرد که عملیاتهای همپیمانان “بیش از ۸۵ درصد از زیرساختهای صنعتی موشکی بالستیک، پهپاد و دفاع دریایی ایران را آسیبدیده یا نابود کرده است.” این ارزیابی نه تنها به خسارات موجود در موجودی فعلی اشاره دارد، بلکه به حملات ویرانگر علیه زنجیره تولید خود نیز اشاره میکند.
زرادخانه موشکی بالستیک ایران آسیبدیده
اگر واشنگتن یا اورشلیم به هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی دفاعی رژیم توجه نمیکردند، تهران ممکن بود بتواند بسیار سریعتر از آنچه که حتی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده یا بدبینان ارزیابی کرده بودند، به حالت عادی بازگردد.
در طول جنگ، زیرساختهای کلیدی تولید مانند سایتهای سوخت جامد و ساخت موتور در مکانهایی مانند خوجیر، شاهرود، حکیمیه و پارچین بهطور سیستماتیک هدف قرار گرفتند. این تأسیسات قلب تپنده صنعت موشکی بالستیک ایران بودند.
عموم مردم هنوز از حساب دقیقی از تعداد موشکهایی که در دست ایران باقی ماندهاند، برخوردار نیستند — و شاید مهمتر از آن، اینکه این موشکها از چه نوعی هستند. آژانسهای اطلاعاتی ایالات متحده و اسرائیل، و احتمالاً خود رژیم، ممکن است هنوز تصویر کاملی نداشته باشند. چنین عدم قطعیتی ذات جنگ است.
با این حال، آنچه که غیرقابل انکار است این است که برنامه موشکی ایران در چند دهه اخیر شدیدترین ضربه را متحمل شده است. تهران اکنون زرادخانهای کاهشیافته دارد پس از از دست دادن بخشهای عمدهای از زیرساختهای پرتاب، تأسیسات تولید، رهبری نظامی ارشد و سایر داراییهای استراتژیک.
بازسازی زرادخانه موشکی بالستیک ایران
این واقعیت پیامدهای قابل توجهی برای برنامهریزی نظامی آینده دارد. با وجود توافق، هنوز استدلال قوی وجود دارد که عملیات نظامی مجدد علیه تأسیسات ذخیرهسازی و پایگاههای زیرزمینی میتواند آنچه از تهدید موشکی ایران باقی مانده است را بیشتر تضعیف کند قبل از اینکه رژیم بتواند دوباره خود را بازسازی کند.
نیروی موشکی باقیمانده ایران ممکن است به طور فزایندهای کمتر به عنوان یک دارایی جنگی و بیشتر به عنوان ابزاری برای ترور به منظور تضمین بقای رژیم عمل کند. اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد که آنها را در دور دیگری از درگیری به کار گیرد یا به طور پیشگیرانه آنها را شلیک کند، این اقدام به معنای پیشروی با چانهاش خواهد بود و معضل استراتژیکی از خود به وجود خواهد آورد.
با وجود ماهیت ایدئولوژیک رژیم در تهران، جنگ به رهبران نظامی سختکوش آن واقعیتی خشن آموخته است: بدون دسترسی به ورودیهای صنعتی حیاتی، هر موشکی که شلیک شود، یکی است که ممکن است به زودی جایگزین نشود. اگر واشنگتن به این واقعیت چشمپوشی کند، به طور داوطلبانه انتخابی برای سازش در برابر یک دشمن قسمخورده که مشتاق به بازسازی است، خواهد بود.

