بستن تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶، بزرگترین شوک نفتی در تاریخ انرژی جهانی را به وجود آورد، که تهدیدی جدی برای اختلال در اقتصادهای در حال توسعه بود. دهلی نو بلافاصله یک استراتژی مالی تهاجمی برای جذب بار این بزرگترین شوک نفتی تاریخی را به اجرا درآورد، با یخزدن قیمتهای پمپ خردهفروشی و منحرف کردن ذخایر گاز صنعتی برای حمایت از خانوارهای داخلی.
پروتکلهای مدیریت بزرگترین شوک نفتی
بستن بیسابقه تنگه هرمز در اوایل سال ۲۰۲۶، که به دنبال حملات آمریکا و اسرائیل به ایران رخ داد، به آنچه که آژانس بینالمللی انرژی (IEA) آن را “بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت” نامید، منجر شد. در این مقطع حساس، زمانی که یک آتشبس شکننده تنگه را دوباره باز میکند، مهم است که بررسی کنیم هند چگونه از این وضعیت عبور کرد و بپرسیم که این تنفس واقعاً چه ارزشی دارد. با این حال، روز چهارشنبه، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اعلام کرد که آتشبس آمریکا-ایران به پایان رسیده است.
در حالی که هند حدود ۸۸٪ از نیازهای نفت خام خود را وارد میکند، تقریباً ۳۰٪ از حجم واردات از تنگه هرمز عبور میکند. این عدد یک تنفس موقتی را فراهم میکند و نشاندهنده کاهش وابستگی به هرمز است، جایی که قبلاً ۷۰٪ از واردات نفت خام عبور میکرد. این امر با تنوع بخشیدن به کانالهای وارداتی از ایالات متحده، روسیه، غرب آفریقا و فجیره، امارات متحده عربی — که همگی بهطور کامل از تنگه دوری کردند — ممکن شد، روندی که پالایشگران در طول جنگ نیز به آن ادامه دادند.
با این حال، وضعیت LPG نگرانکننده است. نود درصد از واردات LPG هند از این تنگه عبور میکند. بیش از نیمی از LNG آن از قطر و امارات متحده عربی از طریق همان کریدور وارد میشود؛ ترمینال راس لافان قطر در عرض چند روز پس از آغاز جنگ مورد حمله قرار گرفت و فورس ماژور را به وجود آورد. واردات کود نیز با خطر مشابهی مواجه بود. یک نقطه تنگی که در تنگه ایجاد شد، بیش از نیمی از تأمین سوخت خانگی هند را بهطور مستقیم در معرض خطر قرار داد.

بحران LPG: مکانیزم پاسخ دهلی نو
به جای اینکه به طور مستقیم به کنترل قیمتها روی آورد، اولین اقدام دهلی نو، دستهبندی بود. از پالایشگاهها خواسته شد تا تولید LPG را به حداکثر برسانند و تولید داخلی را یک چهارم افزایش دهند؛ تخصیص گاز تجاری و صنعتی کاهش یافت تا از ۳۳۲ میلیون اتصال LPG خانگی هند، از جمله ۱۰۴ میلیون حساب یوجوالا که یارانه دریافت میکنند، محافظت شود. یک دستور کنترل گاز طبیعی، کارخانههای کود را به ۷۰٪ از تأمین عادی محدود کرد تا از فروپاشی کمبود سوخت به شوک قیمت غذا جلوگیری کند. مالیات بر سوخت بنزین و دیزل در تاریخ ۲۷ مارس به میزان ۱۰ روپیه در هر لیتر کاهش یافت و قیمتهای پمپ به مدت ۷۶ روز ثابت ماند، حتی در حالی که هزینه زیرین نفت خام بیش از دو برابر شد.
رستورانها، هتلها و صنایع کوچک ابتدا فشار را تحمل کردند؛ خانوارها در آخرین مرحله این فشار را تحمل کردند، اگر اصلاً تحمل کردند، به دلیل پیوندهای بخشی. جایی که دولت نمیتوانست تأمین را تضمین کند، خانوارها به طور مستقل تنظیم کردند، همانطور که در افزایش فروش اجاقهای القایی در میان نگرانیها از کمبود سیلندر مشاهده شد.

ناوبری در بزرگترین اختلال شوک نفتی
دادههای قیمت توضیح میدهند که چرا حفظ این یخزدگی اینقدر پرهزینه بود. سبد نفت خام هند از ۶۹ دلار در هر بشکه در فوریه به ۱۵۷ دلار در مارس افزایش یافت در حالی که معیارهای جهانی به ۱۴۴ دلار رسیدند. قیمتهای جهانی اوره ۵۰٪ افزایش یافتند. با این حال، نرخ تورم CPI در مارس به ۳.۴۰٪ رسید که به سختی بالاتر از ۳.۲۱٪ فوریه بود. تورم حمل و نقل صفر ثبت شد، که نشاندهنده این است که دولت و پالایشگاهها چقدر از این شوک را انتخاب کردند که خودشان تحمل کنند و به مصرفکنندگان منتقل نکنند. این فاصله نمیتوانست به طور نامحدود حفظ شود. CPI از آن زمان به مدت پنج ماه متوالی افزایش یافته و در ماه مه به ۳.۹۳٪ رسید، زیرا افزایش قیمت سوخت به هزینههای حمل و نقل منتقل شد، که از صفر به ۱.۷۵٪ تغییر کرد.
قیمتهای عمدهفروشی شوک خط لوله را به وضوح بیشتری نشان میدهند، زیرا تورم WPI در ماه مه به ۹.۶۸٪ رسید، با افزایش ۳۰.۳۳٪ در هزینههای سوخت و برق و ۶۱.۵۱٪ در نفت خام و گاز طبیعی. این انحراف یادآور این است که CPI خردهفروشی همیشه عددی با حاشیه ایمنی بوده و نه عدد خام.

تحمل شوکهای خارجی عظیم مانند بزرگترین شوک نفتی
استراتژی جذب شوک، یک لایحه به همراه داشت. وزارت نفت مجموع خسارت روزانه شرکتهای بازاریابی نفتی (OMCs) را در روز کاهش مالیات بر مصرف، ۲۴۰۰ کرور روپیه اعلام کرد، با زیانهای هر لیتر که تا اوایل آوریل به حدود ۱۰۵ روپیه در دیزل و ۲۴ روپیه در بنزین افزایش یافت. بانک دولتی هند برآورد کرد که خود کاهش مالیات بر مصرف نزدیک به ۱.۱ لاخ کرور روپیه، یا حدود ۱۲ میلیارد دلار، در درآمد از دست رفته برای سال مالی هزینه خواهد داشت.
محاسبه در ۱۵ مه انجام شد، زمانی که محدودیت برداشته شد و یک سری چهار افزایش قیمت (به طور تجمعی حدود ۷.۵ روپیه به ازای هر لیتر) بخشی از بار را به مصرفکنندگان منتقل کرد، یازده هفته پس از بسته شدن تنگه. روپیه که قبلاً به دلیل خروج سرمایه مرتبط با تعرفهها در حال کاهش بود، پس از بسته شدن تنگه هرمز ۴.۹٪ دیگر کاهش یافت و به ۹۳ روپیه به ازای هر دلار depreciated. بانک مرکزی هند ۴۶ میلیارد دلار از ذخایر خود را صرف هموار کردن، نه دفاع از، کاهش کرد که باعث شد صندوق بینالمللی پول رژیم نرخ ارز هند را از “ثابت” به “خزنده” تغییر طبقهبندی دهد. ذخایر هنوز به ۶۸۲ میلیارد دلار رسید، معادل ۱۱ ماه پوشش واردات، زمانی که آتشبس به اجرا درآمد.
با این حال، این تأثیر در پارامترهای تولید داخلی به هیچ وجه قابل مشاهده نبود — برعکس، گسترش یافت. تولید ناخالص داخلی سال کامل ۷.۷٪ رشد کرد، جلوتر از هر پیشبینی، و بخش تولید — که بیشتر در معرض سوخت و مواد اولیه گرانتر قرار داشت — هنوز ۱۰.۷٪ رشد کرد، به لطف سرمایهگذاری عمومی که به جذب سرمایهگذاری خصوصی کمک کرد. آسیب تنگه به تراز تجاری (صادرات منهای واردات) بود، جایی که کسری حساب جاری از حدود ۹۵ میلیارد دلار به ۱۲۰ میلیارد دلار در طول سال گسترش یافت، که تقریباً به طور کامل به هزینههای واردات نفت نسبت داده میشود. نتیجه واضح است: هند به خاطر هرمز، با دلار و روپیه پرداخت کرد، و نه با رشد یا شغل، که بالشتک مورد نیاز برای جذب شوک را فراهم کرد.
بزرگترین استراتژیهای مهار شوک نفتی
نیروهای خارجی
علاوه بر پاسخهای سیاستی خود هند، یک سری مداخلات جهانی خارجی مانع از آن شد که شوک نفتی تأثیر سیستمیک زنجیرهای بر اقتصاد هند داشته باشد.
انتشار اضطراری بیسابقه IEA حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک و کاهش شدید واردات نفت خام چین (با توجه به ذخایر انباشته شده بسیار زیاد آن) فشار را بر بازارهای جهانی کاهش داد. این موارد همچنین با انحراف میلیونها بشکه نفت روزانه از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی از طریق خطوط لولهای که تنگه هرمز را دور میزد، و افزایش صادرات نفت ایالات متحده به سطوح بیسابقه، تکمیل شد.
از آنجا که جهان با مازاد ملایمی از عرضه نفت وارد بحران شد، این اقدامات به طور مشترک از افزایش قیمتها به شدت جلوگیری کردند.
کنترل تورم و احتیاط کلان
هند همچنین با وجود بالشتکهای اقتصادی اولیه و پارامترهای کلان اقتصادی قوی وارد بحران شد.
تورم در بیشتر سال 2025 به شدت کاهش یافته بود و به RBI این امکان را داد تا نرخهای بهره را کاهش دهد و سرمایهگذاری خصوصی را تقویت کند. با آغاز بحران، بانک مرکزی از وسوسه افزایش نرخها برای دفاع از روپیه خودداری کرد و تشخیص داد که نرخهای بهره بالاتر مانع سرمایهگذاریهای خصوصی و کند شدن رشد اقتصادی خواهد شد. از آنجا که تورم زیر 4% باقی ماند و به راحتی در محدوده تحمل RBI قرار داشت، کمیته سیاست پولی (MPC) شوک نفتی را موقتی تلقی کرد و تمرکز خود را بر حمایت از رشد حفظ کرد.
از سوی دیگر، سه ارتقاء حاکمیتی (از R&I، S&P و Morningstar DBRS) در پنج ماه اعتبار هند را افزایش داد، در حالی که تجمیع مالی به 4.4% از تولید ناخالص داخلی فضایی برای کاهش عوارض بدون ترساندن بازارهای اوراق قرضه فراهم کرد. هیچیک از اینها برای هرمز طراحی نشده بود. اینکه آیا این موضوع به مدیریت کلان اقتصادی بینشمند نسبت داده شود یا به شانس بدی که در زمان بسته شدن تنگه هرمز پیش آمد، موضوعی برای گمانهزنی است.
اما درس واضح است: یک اقتصاد مقاوم، که بر اساس احتیاط کلان اقتصادی سالم بنا شده، ظرفیت بالایی برای جذب شوکهای خارجی بدون ایجاد اختلالات سیستماتیک دارد. اگر بسته شدن تنگه در تابستان ادامه مییافت، عواقب بسیار بدتری به بار میآورد.
یک مطالعه توسط ORF شوک ساختاری CPI را به میزان 4.48 درصد پیشبینی کرد، با افزایش قیمت حدود 90% از محصولات ردیابی شده به بیش از 1% و نفت خام به تنهایی مسئول 71% از کل تأثیر. کانال کود شیمیایی خطرناکترین بود، با پتانسیل بزرگنمایی بیش از 90 برابر، که فصل کشاورزی بعدی را تهدید میکرد. خود IEA در ماههای ژوئیه و اوت از “منطقه قرمز” هشدار داد، زمانی که بالشتک عرضههای ذخیره و تخریب تقاضا به پایان میرسید.
غلبه بر بزرگترین شوک نفتی تاریخ
نبرد به پایان رسیده، اما جنگ ادامه دارد
هیچیک از نگرانیها به حقیقت نپیوست، خوشبختانه، حداقل هنوز. یادداشت ۱۵ ژوئن تنگه را با یک دوره آتشبس ۶۰ روزه دوباره باز میکند، نقشهراه آن در جلسه ژنو در ۲۱ ژوئن ترسیم شده است. قیمتهای نفت در حال حاضر کاهش یافتهاند و قیمت نفت برنت به حدود ۷۲ دلار در هر بشکه رسیده است. اما این تنها یک توقف است، نه یک توافق دائمی. برنامه هستهای ایران هنوز حل نشده است، شرکتهای کشتیرانی همچنان حق بیمههای بالای ریسک جنگ را دریافت میکنند و ترافیک دریایی هنوز به حالت عادی بازنگشته است. علاوه بر این، همانطور که آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است، این درگیری زخمهای ماندگاری بر امنیت انرژی جهانی خواهد گذاشت.
حتی اگر صلح برقرار باشد، هزینههای اقتصادی به سادگی قابل بازگشت نیستند. کشورها قبلاً ذخایر استراتژیک نفت را کاهش دادهاند، دولتها به شدت هزینه کردهاند تا شوک را کاهش دهند و کاهش ارزش روپیه همچنان هزینههای واردات هند را افزایش خواهد داد. این هزینهها حتی پس از از سرگیری مسیرهای عادی نفتکشها باقی خواهند ماند.
این بحران همچنین درس مهمی برای هند تقویت کرد. امنیت انرژی بلندمدت نمیتواند به یک مسیر یا یک منطقه وابسته باشد. هند در حال حاضر تقریباً ۷۰ درصد از واردات نفت خام خود را متنوع کرده است، مشارکتهای بلندمدت LNG و LPG را با کشورهایی مانند ایالات متحده و نروژ گسترش داده و انرژیهای تجدیدپذیر را به بیش از نیمی از ظرفیت قدرت نصبشده خود افزایش داده است. اینها حفاظهای ساختاری هستند که پس از آتشبس نیز ارزشمند خواهند بود، زیرا آسیبپذیری انرژی هند هرگز تنها به ایران مربوط نبود. صلح در خلیج ممکن است بحران فوری را پایان دهد، اما خطرات زیرساختی را از بین نمیبرد.

