در حالی که واشنگتن و تهران مرزهای فرسایش را آزمایش میکنند، مسابقه فرسایش ایالات متحده و ایران به طور فزایندهای به زیرساختهای اقتصادی و دیپلماتیک پکن و مسکو وابسته است. در این مسابقه فرسایش ایالات متحده و ایران طولانی، کاخ سفید با کاهش حمایت داخلی مواجه است، در حالی که ایران برای بقا در یک جنگ فرسایشی طولانی به شراکتهای استراتژیک متکی است.
محاسبات مسابقه فرسایش ایالات متحده و ایران تغییر میکند
با رسیدن مذاکرات به دیواری جدید به دلیل حملات مداوم اسرائیل در لبنان، چین و روسیه در موقعیتی قرار دارند که نقش تأثیرگذاری در تعیین میزان توانایی ایالات متحده و ایران برای دوام آوردن در یک جنگ طولانی ایفا کنند.
تهران مدتهاست که در همکاری عمیقتر با پکن و مسکو سرمایهگذاری کرده است. و در حالی که هیچیک از این روابط به یک اتحاد نظامی تبدیل نشده است، این دو شریک قدرتمند خطوط حیاتی در زمینههای اقتصادی، دیپلماتیک و دفاعی را حفظ کردهاند، علیرغم تلاشهای واشنگتن برای انزوای جمهوری اسلامی.
با این حال، حتی در حالی که کاخ سفید با فشارهای فزایندهای برای پایان دادن به این رویارویی به دلیل کاهش حمایت عمومی، افزایش هزینههای انرژی به دلیل اختلال در ترافیک در تنگه هرمز و پایداری ذخایر مهمات رو به کاهش مواجه است، انتظار میرود که یک درگیری طولانی به شدت مرزهای تابآوری ایران را آزمایش کند و اهمیت شراکتهای خارجی آن را زیر سؤال ببرد.
“در ایران، درک فزایندهای شکل گرفته است که ترامپ به طور عمده در تلاش است تا زمان بخرد”، مهدی خرّاتیان، رئیس اندیشکده احیای سیاست در تهران، به نیوزویک گفت.
“در پاسخ به چنین استراتژی”، خرّاتیان گفت، “تهران به طور منطقی به دنبال تقویت بیسابقه روابط خود با پکن و مسکو خواهد بود تا به چالشهای اقتصادی رسیدگی کند و در صورت لزوم، برای بازگشت به رویارویی نظامی آماده شود.”

درون مسابقه فرسایش ایالات متحده و ایران
آزمایش تابآوری
مفهوم این که ایران در نهایت میتواند در یک نبرد طولانیمدت از ایالات متحده پیشی بگیرد، مدتهاست که در هسته استراتژی نظامی تهران قرار دارد. دکترین غیرمتمرکز “موزاییکی” جمهوری اسلامی به دولت و دستگاه دفاعی آن، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمک کرده است نه تنها از حملات سر بریدن جان سالم به در ببرند، بلکه همچنین از طریق حملات موشکی و پهپادی به اهداف نظامی ایالات متحده، اسرائیل، کشورهای عرب همسایه و کشتیهای تجاری در سرتاسر منطقه نفوذ قدرتمندی اعمال کنند.
حتی ترامپ نیز اذعان کرده است که واکنش ایران فراتر از انتظارات بوده است، عاملی که احتمالاً به تصمیم او برای درخواست آتشبس در ۸ آوریل کمک کرده است. با این حال، درگیریها از آن زمان به طور مداوم تشدید شده و یک ضد محاصره دریایی ایالات متحده علیه کشتیهایی که در بنادر ایران پهلو میگیرند، وضعیت اقتصادی از پیش شکننده ایران را بدتر کرده است.
“به نظر میرسد ایالات متحده ارزیابی میکند که به دلیل فشارهای دریایی و چالشهای اقتصادی فزاینده، ایران قبل از ایالات متحده در یک رویارویی طولانیمدت تسلیم خواهد شد”، خراتیان گفت. “در عین حال، رئیسجمهور ترامپ علاقهای به اجازه دادن به یک جنگ جدید برای خارج شدن از کنترل و قرار گرفتن در موقعیت سیاسی نامطلوب در آستانه جام جهانی و انتخابات میاندورهای حیاتی ندارد. او همچنین تحت فشار لابی اسرائیل عمل میکند.”
“در این شرایط، استراتژی مطلوب او این است که ایران را از طریق مذاکرات در چارچوبهای مطلوب واشنگتن درگیر نگه دارد و به بازارهای مالی علامت دهد که جنگ احتمالاً به زودی به پایان خواهد رسید”، او افزود. “اما در عمل، با طولانی کردن مذاکرات و حفظ وضعیت ‘نه جنگ و نه صلح’، ایالات متحده میتواند تهران را از هر دو زمان و ابتکار استراتژیک محروم کند و در نهایت احتمال پذیرش شرایط ترامپ توسط ایران را افزایش دهد.”
با این حال، اصرار ایران بر خواستههای کلیدی، از جمله توقف خصومتها در تمام جبههها، بهویژه لبنان، همچنان مذاکرهکنندگان آمریکایی را ناامید میکند. رسانههای ایرانی روز دوشنبه گزارش دادند که تیم تهران به دلیل عملیاتهای مداوم اسرائیل علیه متحد ایران، جنبش حزبالله لبنان، مذاکرات را متوقف کرده است.
“ایران مسئله لبنان و جلوگیری از تغییر موقعیت ژئوپولیتیکی شیعه در خاورمیانه را به عنوان یک موضوع وجودی و مرتبط با اعتبار میبیند”، خراتیان گفت. “در تمام پیشنهادات و اسنادی که ارائه کرده است، تهران تأکید کرده که جنگ باید در تمام جبههها، از جمله لبنان، به پایان برسد.”
بنابراین تصور یک سناریو که در آن ایران و ایالات متحده به آتشبس برسند در حالی که مسئله لبنان حل نشده یا نادیده گرفته شده باقی بماند، دشوار است، او افزود.
رویکردهای سختگیرانه ایالات متحده و ایران برای هر دو طرف شرطهای پرهزینهای به شمار میرود. با این حال، به نظر میرسد چین و روسیه آمادهاند تا ریسکها را برای کاخ سفید افزایش دهند، حتی اگر هیچیک از این قدرتها علاقهای به درگیر شدن مستقیم در این درگیری نداشته باشند.
“چین و روسیه از زمان آغاز جنگ به ایران کمک کردهاند، اما آن کمکها به سیاست ایران کمک کرده است نه اینکه آن را شکل دهد”، جان آلتمن، مقام سابق وزارت امور خارجه ایالات متحده که امروز به عنوان رئیس امنیت جهانی و ژئواستراتژی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی خدمت میکند، به نیوزویک گفت.
“روسیه و چین هر کدام علاقهمندند که ایالات متحده توسط تهدیدات دیگری غیر از خودشان حواسش پرت شود و همچنین به چالشهایی برای تسلط ایالات متحده علاقهمندند”، آلتمن گفت. “روسیه، چین و ایران همگی به این موضوع اعتراض دارند که ایالات متحده بتواند هر کشوری را که نمیخواهد تحریم کند و سپس جهان را مجبور به حمایت از آن تحریمها کند.”
کشورها در ژانویه سال گذشته توافقنامه جامع و استراتژیک شراکت را که مدتها در انتظار آن بودند، نهایی کردند که شامل تقویت همکاریهای نظامی بود. برخلاف توافق مشابهی که چند ماه قبل بین روسیه و کره شمالی منعقد شد، این توافق شامل هیچ بند دفاع متقابل نبود.
و در حالی که تهران و مسکو پیش از این در میدان نبرد هماهنگیهایی داشتهاند، بهویژه در حمایت مشترک از دولت پیشین سوریه قبل از سقوط ناگهانی آن در دسامبر 2024، انتظار نمیرود که هیچیک از طرفین بهطور مستقیم به نفع دیگری مداخله کنند.
چین در سال 2021 توافقنامه شراکت استراتژیک زودتری با ایران امضا کرد. این توافق 25 ساله عمدتاً بر سرمایهگذاریهای کلان چین در اقتصاد و زیرساختهای ایران متمرکز بود، که نزدیک به تمام نفت خود را به چین میفروشد.
در همین حال، از زمان آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، مقامات چینی ادعاهای اطلاعاتی ایالات متحده مبنی بر اینکه پکن به تهران سیستمهای جدید پدافند هوایی، از جمله سیستمهای پدافند هوایی قابل حمل بر دوش، یا MANPADS، ارائه کرده است را رد کردهاند. همچنین گزارشها حاکی از آن است که اطلاعات ایالات متحده یکی از این سیستمها را به سرنگونی یک جنگنده F-15E ایالات متحده در ماه گذشته مرتبط کرده است، که اولین چنین حادثهای برای یک هواپیمای جنگی ایالات متحده در دههها به شمار میرود.
گزارشهای دیگر نشان دادهاند که ایران از تبادل اطلاعات چین و روسیه بهرهمند شده است، از جمله پلتفرمهای تصویربرداری ماهوارهای که ممکن است به دقت ایران در هدفگیری تأسیسات نظامی و نفت و گاز ایالات متحده در منطقه کمک کرده باشد. در جبهه اقتصادی، به نظر میرسد تجارت ایران با هر دو کشور در حال رشد است و از دریای خزر که در شمال ایران قرار دارد و مسیرهای ریلی که در سراسر آسیا گسترش یافتهاند، استفاده میکند.
“چین مقادیر زیادی از نفت تحریمشده ایران را خریداری کرده است و خریداران چینی بهطور نزدیک با ایران همکاری کردهاند تا آنچه را که پژوهشگران و مقامات ایالات متحده بهعنوان یکی از بزرگترین شبکههای دور زدن تحریمهای جهان توصیف میکنند، بسازند”، کریستوفر واکر، معاون رئیس مرکز تحلیل سیاستهای اروپایی، به نیوزویک گفت.
“گزارشها حاکی از آن است که روسیه به ایران اطلاعاتی درباره مکانهای نیروهای آمریکایی، کشتیها و هواپیماها ارائه کرده است”، واکر گفت. “از زمان آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در فوریه سال جاری، روسیه به ارائه قطعات تسلیحاتی و تخصص فنی ادامه داده است.”
به این موضوع، تلاقی روایتهای انتقادی از سیاست خارجی ایالات متحده اضافه میشود که همکاری نزدیکتر میان پکن، مسکو و تهران را توجیه میکند. ایران همچنین با پیوستن رسمی به دو بلوک تحت رهبری این قدرتها، یعنی سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۲۳ و گروه بریکس در سال ۲۰۲۴، انحراف خود به سمت چین و روسیه را رسمی کرده است.
“این کشورها در حال حاضر مقدار زیادی از تحرکات مشترک را ساختهاند که به آنها اجازه میدهد تا در کنار هم و با هدف مشترک علیه ایالات متحده کار کنند”، واکر گفت. “این شامل زیرساختهای گسترده رسانهای و تبلیغاتی بینالمللی است که به این رژیمها اجازه داده تا پیامهای یکدیگر را تقویت کنند و به طور سیستماتیک به ایالات متحده و غرب حمله کنند.”
“این نیاز به یک رویکرد هماهنگ و پایدار از سوی ایالات متحده و متحدانش دارد تا با این شبکه حمایتی مستبد که در حال حاضر بالغ و مقاوم است، مقابله کنند”، او اضافه کرد.
آلترمن همچنین انگیزه چین و روسیه برای کمک به ایران را عمدتاً ناشی از تمایل مشترک برای مقابله با نفوذ ایالات متحده دانست.
“چین و روسیه برای ایران مهمتر از آن هستند که ایران برای آنها”، آلترمن گفت. “چین، به عنوان مثال، بزرگترین مشتری نفت ایران است و بیش از یکسوم تجارت کلی ایران را تشکیل میدهد. در مقابل، ایران کمتر از ۱ درصد از تجارت کلی چین را نمایندگی میکند. هر یک از آنها ایران را فرصتی میبینند، بهویژه تضعیف ایالات متحده به عنوان یک قدرت جهانی.”
“هر یک از آنها از ایران استفاده میکنند، اما هیچکدام واقعاً به ایران ‘نیاز’ ندارند”، آلترمن گفت. “ایران به مراتب بیشتر به آنها برای حمایت خارجی وابسته است.”
همچنین روابط استراتژیک چین و روسیه با دیگر بازیگران منطقهای، به ویژه کشورهای نفتخیز و تأثیرگذار شورای همکاری خلیج فارس که به دلیل میزبانی از پایگاههای نظامی ایالات متحده به طور مستقیم از سوی ایران مورد حمله قرار گرفتهاند، بر محاسبات آنها تأثیر میگذارد.
“عربستان سعودی بیشتر از ایران به چین نفت صادر میکند و امارات متحده عربی پایگاه مهمی برای بسیاری از روسهای ثروتمند است”، آلترمن گفت. “اما نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که چین و روسیه واقعاً به متحدان اعتقاد ندارند. آنها معاملاتی هستند.”
“این بدان معناست که هدف آنها تعادل بین حمایت از ایران و عدم تحریک شرکای عرب خلیج فارس و همچنین عدم کمک به ایران به گونهای است که مشکلات عمدهای با ایالات متحده ایجاد کند,” او افزود. “همانطور که در ‘پدرخوانده’ گفته شده است، ‘این فقط یک تجارت بود.'”

مسابقه استقامت ایالات متحده و ایران محدودیتهای همراستایی
همراستایی بدون اتحاد
از دیدگاه ایران، محدودیتهایی برای همراستایی وجود دارد که ریشه در بدبینی تاریخی نسبت به اتکا به قدرتهای خارجی دارد. ایران پس از انقلاب آخرین جنگ بزرگ خود را عمدتاً به تنهایی جنگید، در حالی که اکثریت حمایتهای بینالمللی به عراق در طول این درگیری خونین هشتساله در دهه ۱۹۸۰ اختصاص یافت—وضعیتی که به تقویت استراتژی تهران برای سرمایهگذاری در ائتلاف خود از بازیگران ایدئولوژیک همراستا کمک کرد.
تجربیات اخیر این عدم تمایل به پیمانهای امنیتی رسمی را تقویت کرده است، به گفته آرش رئیسینژاد، استاد مهمان در دانشکده فلتچر دانشگاه تافتس.
“در طول جنگهای اخیر، جنگ دوازدهروزه و جنگ ایران، هر دو کشور حمایت سیاسی و پشتیبانی دیپلماتیک ارائه کردند، اما هیچکدام نوع حمایت قاطع و بدون قید و شرطی را که با اتحادهای نظامی مرتبط است، فراهم نکردند,” رئیسینژاد به نیوزویک گفت. “این لزوماً به این دلیل نیست که هیچیک از کشورها نسبت به ایران خصمانه هستند. بلکه، منافع ملی خودشان مانع از تبدیل روابطشان با تهران به تعهدات اتحاد رسمی میشود.”
“در نتیجه، در میان سیاستگذاران ایرانی، درک گستردهای وجود دارد که در لحظات بحران وجودی، نه مسکو و نه پکن نمیتوانند به عنوان ضامنهای امنیت ایران در نهایت مورد اعتماد قرار گیرند,” رئیسینژاد گفت. “این درک به طور تاریخی تفکر استراتژیک ایرانی را شکل داده و کمک میکند تا توضیح دهد چرا تهران همچنان بر خوداتکایی و قابلیتهای بازدارندگی بومی تأکید بیشتری نسبت به تضمینهای امنیتی خارجی دارد.”
با این حال، او استدلال کرد که “بحث درون ایران به نظر میرسد در حال تحول است” و تعداد فزایندهای از صداها خواستار هماهنگی امنیتی نزدیکتر با چین، بهویژه، هستند. و در حالی که پکن ممکن است تمایل یا توانایی همتراز شدن با وضعیت واشنگتن در خاورمیانه را نداشته باشد و مسکو نیز قادر به کنار گذاشتن تعهدات جنگ اوکراین برای افزایش قابل توجه کمکهای نظامی به تهران نباشد، راههایی وجود دارد که این سه کشور میتوانند هماهنگی را بهینه کنند.
“جایی که چین و روسیه ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کنند، نه از طریق تشکیل اتحاد، بلکه از طریق تسریع در اتصال اوراسیا است”، ریسینژاد گفت. “همکاریهای آینده احتمالاً بر روی مسیرهای تجاری، شبکههای لجستیکی و کریدورهای قارهای که شرق آسیا، آسیای مرکزی، روسیه و خاورمیانه را به هم متصل میکند، متمرکز خواهد بود.”
این نوع همکاری همچنین به منافع اصلی چین و روسیه که در قلب آسیا و فراتر از آن گسترش مییابد، خدمت میکند.
“با وجود سالها تحریم، سرمایهگذاری ناکافی و مدیریت نادرست سیاستها که توانایی ایران را برای بهرهبرداری کامل از پروژههای اتصال منطقهای محدود کرده است، ایران موقعیت ژئواکونومیک منحصر به فردی را حفظ کرده است”، ریسینژاد گفت. “این تنها کشوری است که میتواند دسترسی مستقیم چین به منطقه غنی از هیدروکربن خلیج فارس را فراهم کند. برای پکن، ایران هم به عنوان یک پل اقتصادی شرق-غرب و هم به عنوان دروازهای برای اتصال آسیای مرکزی به آسیای غربی و خاورمیانه عمل میکند.”
“برای روسیه، در عین حال، ایران یک عملکرد ژئوپلیتیکی وسیعتری را ایفا میکند”، او افزود. “از دیدگاه مسکو، ایران یک جزء مهم از حاشیه جنوبی اوراسیا است.”
فرمول حاصل، ایران را به یک شریک ارزشمند برای دو رقیب اصلی ایالات متحده تبدیل میکند.
“تضعیف شدید یا فروپاشی جمهوری اسلامی میتواند فشار استراتژیک بیشتری را در طول جناح جنوبی روسیه ایجاد کند و در عین حال فشار بر حاشیه غربی چین را افزایش دهد”، ریسینژاد گفت. “این به این معنا نیست که هر یک از قدرتها به نمایندگی از ایران خواهند جنگید. با این حال، این کمک میکند تا توضیح دهد که چرا هم مسکو و هم پکن انگیزههای قوی برای حفظ ثبات در ایران و حفظ روابط همکاری با تهران دارند.”

