نخستوزیر نتانیاهو به دنبال صلح مذاکرهای با فلسطینیها نیست؛ بلکه او خصومتهای مداوم را به عنوان وسیلهای برای تصاحب تدریجی سرزمینهای بیشتر در کرانه باختری و غزه ادامه میدهد—سرزمینهایی که او میداند هرگز نمیتواند در میز مذاکره به دست آورد. سیاست اسرائیل پس از ۷ اکتبر در کرانه باختری به یک استراتژی عمدی الحاق تبدیل شده است که از طریق ادغام اداری غیرقانونی، گسترش شهرکها و خشونت سازمانیافته شهرکنشینان اجرا میشود. به طور تجمعی، این امر به نتانیاهو اجازه میدهد تا از ایجاد یک دولت فلسطینی جلوگیری کند و در نهایت هدف خود را برای تأسیس اسرائیل بزرگ به هر وسیلهای، هرچند وحشیانه، محقق سازد.
ائتلاف حاکم کنونی اسرائیل مجموعهای از اقدامات ساختاری را اتخاذ کرده است که اداره نظامی کرانه باختری را به یک اداره غیرنظامی تبدیل میکند، شهرکها را به سیستمهای داخلی اسرائیل ادغام میکند و تغییرات دائمی جمعیتی و سرزمینی را تحکیم میکند. این اقدامات فراتر از اشغال عادی رفته و با آنچه که دیوان بینالمللی دادگستری و نهادهای سازمان ملل به عنوان “الحاق de facto” و تحکیم رژیم مشابه آپارتاید در نقض قوانین بینالمللی توصیف میکنند، همراستا است.
تحکیم سرزمینی
یک سنگ بنای این تحول، انتقال قدرتهای کلیدی بر شهرکها از فرمانده نظامی به اداره غیرنظامی است، بهویژه به وزیر مالیه متعصب، بتسلئیل اسموتریچ، که چنین قدرتهایی را در وزارت دفاع دریافت کرده است. این تغییر، جنبههای اصلی حکمرانی در کرانه باختری را درون بوروکراسی داخلی اسرائیل قرار میدهد و تمایز بین سرزمین حاکم و زمین اشغالی را محو میکند و به طور مستقیم با قانون اشغال که نیاز به یک رژیم موقت و جداگانه دارد، در تضاد است.
اسموتریچ به وضوح این فرآیند را به عنوان زمینهای برای اعمال حاکمیت اسرائیل به طور دائمی هم در غزه و هم بر کرانه باختری مطرح کرده و گفته است که “سال ۲۰۲۵ سال حاکمیت در کرانه باختری خواهد بود…” دولت اسرائیل دهها جاده در اطراف شهرکها و پایگاهها باز کرده است، که جوامع یهودی را به هم متصل میکند در حالی که حرکت فلسطینیها را محدود کرده و تصرفات بیشتری از زمین را ممکن میسازد که به شدت فلسطینیها را از منبع اصلی معیشت خود محروم میکند.
فلسطینیها با انکار سیستماتیک مجوزهای ساخت و ساز در اکثر منطقه C (که تحت کنترل و اداره اسرائیل است) مواجه هستند که ساخت و ساز “غیرقانونی” را تقریباً اجتنابناپذیر میکند؛ اسرائیل سپس تخریبها و جابجاییهای اجباری را برای پاکسازی مناطق “استراتژیک” به کار میگیرد. از نوامبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۴، حداقل ۱,۷۷۹ سازه فلسطینی به طرز بیرحمانهای در کرانه باختری تخریب شد که ۴,۵۲۷ نفر را به زور جابجا کرده و حضور سرزمینی فلسطینیها را بیشتر کاهش داد.
در عین حال، اسرائیل برنامههایی برای بیش از ۱۰,۳۰۰ واحد مسکونی در شهرکهای کرانه باختری پیش برد، که از حداقل ۴۹ پایگاه جدید حمایت میکند، به همراه برنامههایی برای بیش از ۲۰,۰۰۰ واحد در قدس شرقی. این فعالیتهای غیرقانونی به پروژه مهندسی مجدد سرزمینی خدمت میکند که به منظور محو ریشههای فلسطینیها از سرزمینشان طراحی شده و از ظهور یک دولت فلسطینی قابل دوام جلوگیری میکند.
نظامیسازی شهرکنشینان و خشونت مجاز شده توسط دولت
پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل به طور چشمگیری مشروعیت خشونتهای مستعمرهنشینان را گسترش داد. هزاران مستعمرهنشین به ساختارهای امنیتی رسمی ملحق شدند یا با سلاحهای دولتی مسلح شدند، که مرز بین میلیشیاهای غیررسمی مستعمرهنشینان و عوامل امنیتی دولتی را محو کرده و آنها را در ماشین کنترل بر فلسطینیها ادغام کرد.
گزارشهای سازمان ملل و حقوق بشر نشان میدهد که خشونتهای فزایندهای که توسط مستعمرهنشینان آغاز شده، به اوج وحشتناکی رسیده و به طور میانگین ۱۱۸ حادثه در ماه در سال ۲۰۲۴ ثبت شده است، که اغلب در حضور یا با مشارکت نیروهای اسرائیلی رخ داده است. این حملات شامل قتل، ضرب و شتم، تخریب اموال و اخراجهای اجباری جوامع فلسطینی بود. با این حال، مسئولیتپذیری حداقلی باقی ماند که نشاندهنده حمایت ضمنی یا صریح دولت از خشونتهای وحشیانه و تروریستی مستعمرهنشینان علیه فلسطینیها به منظور تحکیم کنترل سرزمینی است.
حملات هوایی و تخریب اموال
اگرچه اسرائیل در کرانه باختری در حال جنگ نیست، نیروهای آن به طور مکرر از سلاحهای سنگین میدان جنگ—از جمله حملات هوایی—در اردوگاههای شهری پناهندگان مانند جنین و طولکرم استفاده کردهاند. تا اکتبر ۲۰۲۵، نظارت سازمان ملل حداقل ۱۰۸ حمله هوایی در کرانه باختری را ثبت کرده است که منجر به کشته شدن ۴۴۵ فلسطینی و آواره شدن حدود ۳۰,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ نفر شده و بخشهای قابل توجهی از اردوگاههای هدف را تخریب کرده است که چیزی کمتر از جنایات علیه بشریت نیست.
این سطح از نیرو، که در خارج از یک درگیری مسلحانه اعلام شده و در سرزمینی تحت اشغال طولانیمدت به کار گرفته میشود، باعث کاهش جمعیت در مناطق کلیدی میشود و پیام را تقویت میکند که فلسطینیها در هر جایی که دولت به دنبال کنترل بیشتر است، امنیت ندارند. برای اسرائیل، «توجیهات امنیتی» به طور منظم برای توجیه تخریب و جابجاییهای وسیع استفاده میشود.
بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و ۱۷ اکتبر ۲۰۲۵، حداقل ۱,۰۰۱ فلسطینی در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، توسط نیروهای اسرائیلی و مستعمرهنشینان کشته شدند—تقریباً یک پنجم آنها کودک بودند. این نشاندهنده یک سیاست سیستماتیک و اخلاقاً فاسد است که حضور فلسطینیها را ناامن میکند و به عادیسازی مستعمرات و ادعاهای حاکمیتی اسرائیل کمک میکند.
حاکمیت و «مرگ» دولت فلسطینی
اظهارات سیاسی صریح و اقدامات پارلمانی نیت ائتلاف حاکم را زیر خط میزند. در ژوئیه ۲۰۲۵، کنست قطعنامهای را تصویب کرد که حق «طبیعی، تاریخی و قانونی» اسرائیل بر تمام سرزمین اسرائیل را تأیید کرده و از دولت خواست «حاکمیت اسرائیل، از جمله قانون، صلاحیت و مدیریت، را بر تمام مناطق جوامع یهودی… در یهودا، سامره و دره اردن گسترش دهد.»
در طول بحث، نماینده کنست از حزب لیکود، دان ایلووز، اظهار داشت که «برای اولین بار، کنست به طور رسمی حمایت خود را از اعمال حاکمیت بر یهودا و سامره ابراز میکند» و تأکید کرد که این مناطق «چانهزنی نیستند.»
حذف هویت فلسطینی
در کرانه باختری، اسرائیل سیستمهای قانونی جداگانهای را اداره میکند، به طوری که مستعمرهنشینان تحت قانون مدنی اسرائیل زندگی میکنند، از حقوق سیاسی و مدنی کامل برخوردارند و خدمات دولتی گستردهای دریافت میکنند. در عین حال، فلسطینیها تحت حکومت نظامی، محدودیتهای شدید حرکتی و انکار سیستماتیک حقوق ساخت و برنامهریزی قرار دارند. این سیستم مهندسی جمعیتی و سرزمینی را تقویت میکند که به طور سیستماتیک به نفع یهودیان اسرائیلی و به ضرر فلسطینیها عمل میکند.
الگوی قتلها، جابجایی اجباری، تخریب اموال و تبعیض نهادی با شاخصهای کلیدی که توسط نهادهای سازمان ملل و کارشناسان مستقل برای توصیف رژیمهای آپارتاید استفاده میشود، مطابقت دارد: تکهتکه شدن جمعیت تحت ستم، جداسازی به محلههای خاص، انکار مشارکت سیاسی و استفاده از خشونت فوقالعاده برای حفظ سلطه. این عوامل بهطور مشترک بهعنوان ابزاری مرکزی برای الحاق de facto عمل میکنند که بهطور سیستماتیک هویت ملی فلسطینیها را محو میکند.
در حالی که ترامپ خود را مشغول جمعآوری هزینهها برای «هیئت صلح» خود میکند، بهطور ادعایی در پی صلح اسرائیلی-فلسطینی، هنوز یک کلمه هم برای متوقف کردن نقضهای بیرحمانه نتانیاهو در کرانه باختری نگفته است—عملیاتی که تنها او، بهعنوان رئیسجمهور، میتواند آنها را کنترل کند تا از نابودی هرگونه امید باقیمانده برای راهحل دو دولتی جلوگیری کند.
نتانیاهو و رژیم مسیحایی پرشور او محکوم خواهند شد، زیرا اسرائیل را به گردابی بیپایان از خشونت و خطر گره زدهاند، چرا که فلسطینیها حق غیرقابل تغییر خود برای مقاومت را تا زمانی که به حق مطلق و غیرقابل انکار خود برای دولتی شدن دست یابند، بهطور قاطع حفظ میکنند.

