شما باید در نظر بگیرید، اگر کسانی که در حال جنگ هستند — و آن را پوشش میدهند — اینقدر به مخفی نگهداشتن امور متعهد هستند، قطعاً چیزهایی برای پنهان کردن وجود دارد.
من بهطور قطع میدانم که نیویورک تایمز دارای تعداد زیادی خبرنگار در غرب آسیا — کشورهای خلیج فارس، عربستان سعودی، لبنان، مصر، ترکیه و غیره — است. گفتن این که نیویورک تایمز در اسرائیل نیز بهطور گستردهای حضور دارد، بیمعناست: بین تلآویو و اورشلیم، من بیش از دوازده خبرنگار و گزارشگر محلی را میشمارم که بهطور محلی استخدام شدهاند.
این تعداد زیادی افراد پرهزینه برای پوشش خبری است. در جهنم، آنها در حال حاضر چه کار میکنند در حالی که جنگی که جهان را تغییر میدهد در اطراف آنها در حال وقوع است؟ پاسخ کوتاه من: بهطور جدی از پوشش آن خودداری میکنند. و نیویورک تایمز بهعنوان نماد، همانطور که اغلب هست، از بقیه رسانههای اصلی است: شما در همهجا همان ترکیب را میبینید که شامل تبلیغات به نفع تهاجم ایالات متحده و اسرائیل و چندین گناه از سهلانگاری است.
شما همیشه باید در این حرفه خوب به نظر برسید — خوب به معنای جدی، با چشم تیزبین و بینش عمیق، “بدون ترس یا جانبداری” و همه اینها. شما باید به نظر برسید که “در حال پیگیری داستان هستید.” افراد نیویورک تایمز در این زمینهها تمرین کردهاند. میتوان گفت این کاری است که آنها برای زندگی انجام میدهند.
اما به نظر رسیدن اینکه شما در حال پیگیری داستان هستید، با در واقع در حال پیگیری داستان بودن متفاوت است. و خبرنگاران نیویورک تایمز در این زمینه اخیر چندان خوب نیستند.
برای مثال، اسماعیل نار وجود دارد. اسماعیل نار از دفتر دبی کار میکند و کشورهای امارات متحده عربی، عمان، کویت، قطر و بحرین را پوشش میدهد. مقامات معتبر که در رسانههای مستقل منتشر میشوند و ظاهر میشوند گزارش میدهند که بسیاری، بیشتر یا همه پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها یا تخریب شدهاند یا از کار افتادهاند از زمانی که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد.
پرسنل نظامی در این پایگاهها به هتلها منتقل شدهاند و ایرانیها به این هتلها حمله کردهاند، شما میتوانید در گزارشهای مطبوعات مستقل بخوانید.
در اینجا تیترهای بالای چند داستان اخیر اسماعیل نار آمده است: “اسرائیل حمله به جنوب لبنان را آغاز میکند و نگرانیها از تهاجم وسیعتر را افزایش میدهد (۵ مارس)، “مسافران ناامید در انتظار هستند در حالی که دبی چند پرواز را از سر میگیرد” (۳ مارس) و، منتشر شده در ۲ مارس، “قطر میگوید نیروی هواییاش دو جنگنده بمبافکن ایرانی را سرنگون کرده است.”
تیترها را در برابر آنچه به نظر میرسد وضعیت امور است قرار دهید: اسماعیل نار “در حال پیگیری داستان” نیست اما نکته مهم این است که او به نظر میرسد که در حال پیگیری داستان است.
اسماعیل نار ممکن است به این نکته توجه کرده باشد که آیا قطریها واقعاً دو جنگنده ایرانی را سرنگون کردهاند یا اینکه آنها فقط میگویند که این کار را کردهاند. اما این نوع سهلانگاری در تمام مطبوعات غربی بهقدری رایج است که حتی اشاره به آن کمی خیالپردازانه است.
یک یادداشت چسبان به اسماعیل: داستان این نیست که قطریها چه گفتند. داستان این است که چه اتفاقی افتاده یا نیفتاده است.
من حتی نمیخواهم به پوشش خبری نیویورک تایمز از اسرائیل اشاره کنم، اما همینطور که اشاره کردم، بهطور مختصر ادامه میدهم.
اکنون ویدیوهای زیادی در شبکههای اجتماعی و جاهای دیگر وجود دارد که تلآویو را در وضعیتی شبیه محاصره نشان میدهد. نیویورک تایمز هند ۱۰ دقیقه از این فیلمها را روز دوشنبه تحت عنوان “تلآویو ‘در آتش’ در حالی که ایران بمبهای خوشهای میاندازد؛ اسرائیل در جلوگیری از حملات ناکام میماند | بیش از ۱۵ انفجار گزارش شده است.” منتشر کرد.
دیوید هالبفینگر، رئیس دفتر نیویورک تایمز در اورشلیم و کاپیتان پوشش خبری اسرائیل، یک مقاله قابل قبول در شمارههای روز یکشنبه این روزنامه تحت عنوان “مستعمرهنشینان اسرائیلی در یک آخر هفته خشونت در کرانه باختری ۳ فلسطینی را کشتند” داشت. هرچند این داستان بهطور مکرر گزارش میشود، اما به اندازه کافی گزارش نمیشود.
در میان دیگر عناوین اخیر هالبفینگر: “اسرائیل جنوب بیروت، پایگاه حزبالله را بمباران میکند” (۵ مارس)، “اسرائیل به لبنان پیشروی بیشتری میکند و برای اقدامات بیشتر آماده میشود” (همچنین ۵ مارس) و “اسرائیل و آمریکا همکاری خود را در جنگ علیه ایران اعلام میکنند” (۴ مارس).
از تحولات جنگ در تل آویو، هیچ خبری. از اورشلیم، هیچ خبری. از دیگر نقاط اسرائیل که تحت حمله ایرانیان هستند، گزارشهایی از موشکها و پهپادهای موفقیتآمیز که رهگیری شدهاند و چیز بیشتری نیست. از ازسرگیری محاصره غزه توسط رژیم صهیونیستی و بنابراین، کمپین گرسنگیاش: نه، هیچ خبری در این باره نیست.
دقیقاً همانطور که خبرنگاران باید به نظر برسند که در حال پوشش داستان هستند حتی زمانی که در حال پنهان کردن آن هستند، نمیتوانند به نظر برسند که در یک خاموشی خبری شرکت دارند حتی زمانی که دقیقاً همین کار را انجام میدهند.
سانسور و خودسانسوری
چند ماه پس از کودتای پرورشیافته توسط آمریکا در اوکراین، زمانی که رژیم کییف شروع به کمپین هشتساله خود برای بمباران شهروندانش در استانهای شرقی کرد، جان پیلگر فقید اظهار داشت: “سرکوب حقیقت درباره اوکراین یکی از کاملترین خاموشیهای خبری است که به یاد دارم.”
در آن زمان این را یک مشاهده تیزبینانه میدانستم (و هنوز هم همینطور هستم)، اما فکر میکنم جان، اگر هنوز با ما بود، دیوار سرکوبی که در اطراف جنگ آمریکا-اسرائیل بالا رفته است — یا به طور دقیقتر، موفقیت ظاهری ضدحملات ایران — را مورد مقایسه قرار میداد.
من رسانههای غربی را بهویژه مکار مییابم زیرا وانمود میکنند که این درگیری فاجعهبار را پوشش میدهند در حالی که تمام تلاش خود را میکنند تا آن را از دید دور نگه دارند. اما خودسانسوری مدتهاست که وجود دارد، بعد از همه. (و یکی از دلایلی است که سالها پیش نوشتن برای این رسانهها را کنار گذاشتم. شما میتوانید یک حقوق بگیرید یا اصول خود را، اما نمیتوانید هر دو را داشته باشید: این نتیجهگیری من بود.)
و این وضعیت بدتر میشود زمانی که خبرنگار خودسانسورکننده به آرامی سانسور آشکاری را که توسط کسانی که ادعا میکند پوشش میدهد، میپذیرد. این موضوع به خوبی شناخته شده است — اگر فقط در حرفه، نه در خارج از آن — که هیچ چیز مهمی از اسرائیل گزارش نمیشود مگر اینکه ابتدا از سانسورهای دولتی عبور کند. مورد دو خبرنگار CNN که در هفته اول جنگ از تل آویو گزارش میدادند، این نکته را به وضوح نشان میدهد.
یک موشک، با آن شعلههای قرمز و زردی که از خود ساطع میکند، در پسزمینه آسمان شب به سمت آنها فرود آمد و با یک درخشش بزرگ به هدف خود در جایی در شهر برخورد کرد. یکی از خبرنگاران با میکروفن در دست، به آرامی به دیگری نگاه کرد و گفت: “نمیتوانیم به شما بگوییم که این از کجا آمده زیرا اسرائیلیها نمیخواهند ما این را بگوییم.”
یک یادداشت پستایت به این دو خبرنگار CNN: این دو داستانی است که شما خراب میکنید. شما باید به شدت از رژیم سانسور سختگیر صهیونیستها گزارش دهید.
سانسور نظامی اسرائیل کنترل سختگیرانهای را تحت مقررات دفاع (اضطراری) ۱۹۴۵ که تحت قیمومیت بریتانیا تصویب شده و اسرائیل در ۱۹۴۸ آن را پذیرفته است، اعمال میکند و در جنگ ژوئن گذشته با ایران تشدید شده است. فیلمبرداری یا گزارش غیرمجاز از خسارات در اسرائیل میتواند منجر به جریمه و حبس از پنج تا ۱۵ سال شود.
CNN یا هر رسانهای، از جمله رسانههای اجتماعی، ممکن است به خاطر گزارش درباره تأثیر پهپادها و موشکهای ایرانی در اسرائیل به زندان بیفتد. تاکنون چندین دستگیری انجام شده است، از جمله خبرنگار CNN Türk، امراه چاکماک و فیلمبردارش، حلیل قهرمان. این رژیم سرکوب باید گزارش شود.
فاصله اطلاعاتی
من فکر میکردم که به میزان پوشش این جنگ پی بردهام تا اینکه یک دوست ایرانی-آمریکایی برایم مقالهای فرستاد که توماس نیوبورگر روز یکشنبه در خبرنامه ساباستک خود به نام “جاسوسان خدا” منتشر کرده بود، با تیتر “جنگ علیه ایران: شکاف اطلاعاتی.” نیوبورگر، نویسنده و تحلیلگر، برای خود زیرعنوان خوبی نوشته است: “جهان نسبت به آسیبهای وارد شده به اسرائیل و ایالات متحده کور است.”
نیوبورگر به طور مفید آغاز میکند: “هیچ تحلیلگر مستقلی که من خواندهام فکر نمیکند ایران از مسیر خود منحرف شود و این کار را به هر قیمتی انجام دهد.” “ایران به مدت هشت سال طولانی با عراق در جنگ بود و بارها و بارها اعلام کرد که قصد دارد جنگ را ادامه دهد. علاوه بر این، رژیم امروز هیچ نشانهای از تسلیم شدن نشان نمیدهد.”
سپس نیوبورگر به مورد شرکت پلنت لبز، یک شرکت کالیفرنیایی که چند صد ماهواره را اداره میکند و به واسطه آن تصاویر جهانی به انواع نهادها – رسانههای خبری، شرکتهای انرژی، اندیشکدهها و بهویژه، ارتش ایالات متحده و دستگاههای اطلاعاتی – ارائه میدهد، میپردازد. به نظر میرسد پلنت لبز از زمان آغاز عملیات ایالات متحده-اسرائیل، کلیدی برای جریانهای اطلاعاتی بوده است.
نیوبورگر مینویسد: “در مورد شواهد آسیب، تصاویر ماهوارهای از ایران وجود دارد، به لطف شرکتهایی مانند پلنت لبز.” “متأسفانه، پلنت لبز تصمیم گرفته است انتشار تصاویر اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، از جمله پایگاههای نظامی ایالات متحده، را به تأخیر بیندازد. اما تصاویر ایران بلافاصله در دسترس قرار خواهد گرفت.”
سپس نیوبورگر به نقل از بیانیهای که پلنت لبز به وبسایت خبری فناوری Ars Technica صادر کرده است، میپردازد:
“در پاسخ به درگیری در خاورمیانه، پلنت محدودیتهای موقتی بر دسترسی به دادهها در مناطق خاصی از منطقه آسیبدیده اعمال میکند. از همین حالا، تمام تصاویر جدیدی که بر روی کشورهای خلیج فارس، عراق، کویت و مناطق درگیری مجاور جمعآوری میشود، مشمول تأخیر اجباری ۹۶ ساعته قبل از قرار گرفتن در آرشیو ما خواهد بود. تصاویر مربوط به ایران به محض دریافت در دسترس خواهد بود. این تغییر برای تمام کاربران به جز کاربران مجاز دولتی که دسترسی فوری برای عملیاتهای حیاتی دارند، اعمال میشود.” (پلنت لبز اکنون تأخیر را از ۹۶ ساعت به ۱۰ روز افزایش داده است.)
باید در نظر بگیرید، اگر کسانی که در حال جنگ هستند اینقدر جدی و سیستماتیک به پنهانکاری میپردازند، قطعاً چیزهایی برای پنهان کردن وجود دارد.
“اولین قربانی جنگ حقیقت است.” انواع مختلفی از افراد به این جمله معروف نسبت داده شدهاند. هیرام جانسون، یک سیاستمدار از حزب پیشرو در کالیفرنیا که پنج دوره در سنای ایالات متحده خدمت کرده است، معمولاً به عنوان منبع این جمله شناخته میشود. اما میتوان به آیشیلوس (“در جنگ، حقیقت اولین قربانی است”) و ساموئل جانسون (“در میان مصیبتهای جنگ، کاهش عشق به حقیقت را میتوان شمرد”) نیز اشاره کرد و این فکر را یافت.
بنابراین داستان بلندی در اینجا وجود دارد، یک رشتهای که در تاریخ ادامه دارد. اما این بخش از داستان ماست و ما باید با آن کنار بیاییم.
یادتان هست که وقتی عمل “گنجاندن” خبرنگاران برای اولین بار مد شده بود؟ این در طول جنگ اول خلیج فارس بود، زمانی که نظامیها و گروههای سیاسی مصمم بودند که بر مطبوعات کنترل داشته باشند پس از پوشش آنها از جنگ ویتنام.
به نظر من، از آن زمان همه خبرنگاران به نوعی گنجانده شدهاند. این شامل همه از خبرنگاران روزمره در واشنگتن تا کسانی که اکنون جنگ جاری را پوشش میدهند، میشود. تنها رسانه مستقل در میان قدرتهای غربی اکنون … رسانههای مستقل هستند. کل جریان اصلی به طور مؤثری گنجانده شده است.
در سوی دیگر، افرادی مانند توماس نیوبورگر و جان المر در میان ما وجود دارند. المر، که گزارش مقاومت را تولید میکند، این گزارش در انتفاضه الکترونیکی علی ابونیمه منتشر میشود. پنجشنبه گذشته، در ششمین روز از حمله ایالات متحده و اسرائیل، المر ۴۷ دقیقه را به تحلیل نقشهها و سایر منابع اطلاعاتی موجود اختصاص داد.
“ایران پس از آغاز جنگ توسط اسرائیل و ایالات متحده، پاسخ میدهد” عنوان مقاله المر است. به نظر میرسد که این، یعنی کارآمدی ضد حملات ایرانی، مرکز ثقل واقعی این داستان است که در غیر این صورت به طور کامل نادیده گرفته شده است، با این حال، تعداد کمی از ما آزاد هستیم که آن را گزارش کنیم.
پاتریک لارنس، خبرنگار خارجی که سالها برای بسیاری از رسانهها، به ویژه برای International Herald Tribune فعالیت کرده است، نویسنده، مقالهنویس، سخنران و مؤلف کتابی به نام Journalists and Their Shadows است که از Clarity Press یا از طریق آمازون قابل تهیه است. سایر کتابهای او شامل Time No Longer: Americans After the American Century میباشد. حساب توییتر او، @thefloutist، پس از سالها سانسور دائمی، دوباره فعال شده است.
به خوانندگان من. نشریات مستقل و نویسندگانی که برای آنها مینویسند به لحظهای میرسند که هم دشوار و هم پر از وعده است. از یک سو، ما مسئولیتهای بیشتری را در مواجهه با بیتوجهیهای روزافزون رسانههای اصلی بر عهده میگیریم. از سوی دیگر، ما هیچ مدل درآمد پایداری پیدا نکردهایم و بنابراین باید به طور مستقیم به خوانندگان خود برای حمایت مراجعه کنیم. من به روزنامهنگاری مستقل متعهد هستم: آیندهای برای رسانههای آمریکایی نمیبینم. اما مسیر دشوارتر میشود و با این حال، من به کمک شما نیاز دارم. این موضوع اکنون فوری است. به رسمیت شناختن تعهد به روزنامهنگاری مستقل، لطفاً به The Floutist یا از طریق حساب Patreon من مشترک شوید.

