در گفتمان آمریکایی-اسرائیلی، ایران کشوری به شدت شرور است که نمایانگر تضاد با پیشرفت میباشد – این تحلیل نادرست توضیح میدهد که چگونه تهران در هر مرحله از رقبای خود پیشی گرفته است.
دو اشتباه مفهومی در قلب حمله غیرقانونی آمریکایی-اسرائیلی به ایران نهفته است.
اولین اشتباه این است که ایران کشوری بربرمنش، گرفتار در قرون وسطی و ناتوان از سازگاری با دنیای مدرن است. همانطور که ترامپ در پاسخ به این سوال که چرا حمله به پلها و نیروگاههای ایرانی جنایت جنگی نخواهد بود، گفت: “آنها حیوان هستند.”
اشتباه دوم به این باور مربوط میشود که ایالات متحده نماینده تمدن غربی است.
در این مقاله، ما این فرضیات اساسی را با بررسی دستاوردهای فکری و ظرفیت شخصیتهای برجسته در هر دو طرف مورد بررسی قرار میدهیم.
ما نشان میدهیم که رهبری ایران به مراتب پیچیدهتر، باهوشتر، باسوادتر و موفقتر از ایالات متحده تحت رهبری ترامپ است.
بیایید با مقایسهای بین آیتالله علی خامنهای، رهبر سابق ایران که در ساعات اولیه جنگ توسط ایالات متحده ترور شد، و رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، شروع کنیم.
خامنهای یک مرجع تقلید بود – یک کارشناس در فقه اسلامی در مذهب شیعه دوازدهام. نزدیکترین مقایسه بریتانیایی ممکن است مشاور سلطنتی یا قاضی دیوان عالی باشد.
رهبر فقید همچنین یک زبانشناس برجسته بود که نه تنها به زبان مادریاش یعنی فارسی، بلکه به عربی، آذری و ترکی نیز تسلط داشت. او همچنین به مقدار قابل توجهی انگلیسی میدانست.
او به شعر فارسی علاقهمند بود اما همچنین در ادبیات غربی نیز مطالعه گستردهای داشت: جین آستین، لئو تولستوی، دانته آلیگیری، جان استاین بک و هریت بیچر استو.
در مصاحبهای که در سال 2004 به شبکه تلویزیونی دولتی ایران داد، او گفت: “به نظر من، رمان بزهکاران ویکتور هوگو بهترین رمانی است که نوشته شده است.” قضاوت خوبی است.
تضاد شدید
تضاد بین خامنهای و مردی که دستور ترور او را صادر کرد، گویا است. تونی شوارتز، که کتاب «ترامپ: هنر معامله» را بهعنوان نویسنده پنهان نوشت، گمانهزنی کرد که ترامپ هرگز در زندگی بزرگسالی خود حتی یک کتاب نخوانده است.
در کتاب «آتش و خشم: درون کاخ سفید ترامپ»، بیوگرافینویس ترامپ، مایکل ولف، اظهار داشت: «برخی بر این باور بودند [در طول دوره اول ریاستجمهوریاش] که از نظر عملی او چیزی بیشتر از نیمهسواد نیست.»
مقایسه بین دکتر علی لاریجانی، دبیر ترور شده شورای عالی امنیت ملی ایران، و همتای نزدیک او در ایالات متحده، وزیر جنگ پیت هگست، بسیار گویاست. هگست در دانشگاه پرینستون، یکی از دانشگاههای معتبر، تحصیل کرده است. اما سوابق تحصیلی او به سادگی با لاریجانی همخوانی ندارد.
لاریجانی دکترای خود را در ریاضیات کانتی دریافت کرده و سپس سه کتاب درباره کانت نوشته است.
اینجا نظر خبرنگار اسرائیلی گیدئون لوو درباره لاریجانی آمده است: «حتی در حالی که در دولت به مدت چند دهه خدمت کرده است، هرگز از آنچه به نظر میرسد بزرگترین علاقهاش باشد، یعنی فلسفه، دست نکشیده است.»
لوو او را «یک اندیشمند درخشان که بهطور غیرمعمولی، زندگی تفکر را با زندگی عمل ترکیب میکند – که کار آسانی نیست. در نوشتههایش، لاریجانی سعی میکند اصول اساسی جهانبینی مذهبی افراطی خود را با استفاده از قواعد فلسفه غربی دفاع کند و اغلب استدلالهایی را پیش میبرد که واقعاً تفکر برانگیز هستند.»
مقایسه بین لاریجانی و مجری سابق فاکس نیوز، الکلی و متعصب پیت هگست، به سادگی شرمآور است.
دکتر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دکترای خود را در اندیشه سیاسی از دانشگاه کنت دریافت کرده است. پایاننامه دکتری او به بررسی تقاطع دموکراسی لیبرال به سبک غربی و حکومت اسلامی میپردازد. از نظر فکری، او در سطح بالاتری نسبت به همتای آمریکاییاش، وزیر امور خارجه مارکو روبیو، که منکر تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی است، عمل میکند.
اکنون به بررسی گروه نادرست سخنگویان کاخ سفید یا تبلیغکنندگان ترامپی میپردازیم: کارولین لیوت، استیون میلر و سناتور لیندزی گراهام.
نزدیکترین معادل ایرانی به آنها سید محمد مرندی است. مرندی، که یکی از ما نزدیک به دو دهه او را میشناسد، دکترای خود را درباره شاعر بایرون از دانشگاه بیرمنگام دریافت کرده و اکنون ادبیات انگلیسی و شرقشناسی را در دانشگاه تهران تدریس میکند.
برخلاف بسیاری از افراد بیاهمیت که در کاخ سفید ترامپ رونق دارند، پروفسور مرندی تجربه واقعی زندگی دارد و در جنگ وحشتناک ایران و عراق به کشورش خدمت کرده است، جنگی که در آن دو بار مورد حمله با سلاحهای شیمیایی قرار گرفت.
او بهطور مداوم تحلیلهای بسیار منسجم و دقیقی از روند احتمالی جنگ علیه ایران ارائه داده است که از سخنگویان ترامپ بسیار بهتر است.
کالیبر بالای فکری رهبری سیاسی ایران، بازتابی از سیستم آموزشی ایران است.
غول فکری
استانداردهای آموزشی در زمان شاه تحت حمایت ایالات متحده بسیار ناامیدکننده بود. از زمان انقلاب اسلامی، این استانداردها به طرز چشمگیری بهبود یافته است. به عنوان مثال، طبق آمار یونسکو، درصد فارغالتحصیلان زن در رشتههای STEM (علوم، فناوری، مهندسی، ریاضیات) از ایالات متحده بیشتر است.
انقلاب اسلامی در ایران منجر به افزایش چشمگیر تعداد زنان در تحصیلات عالی شد. قبل از انقلاب اسلامی، بیشتر زنان و مردان ایرانی بیسواد بودند، در حالی که اکنون، اکثریت قاطع قادر به خواندن و نوشتن هستند.
طبق دادههای سرشماری ملی، در سال ۱۹۶۶، تنها ۱۷.۴۲ درصد از جمعیت زن ایرانی باسواد بودند و ۳۹.۱۹ درصد از جمعیت مردان باسواد بودند. در سال ۱۹۷۶، این ارقام به ۴۷.۴۹ درصد برای مردان و ۳۵.۴۸ درصد برای زنان رسید.
در مقابل، در سال ۱۹۸۶ – پس از انقلاب – نرخ سواد زنان به ۵۲.۱ درصد افزایش یافته بود. دومین سرشماری ملی پس از انقلاب در سال ۱۹۹۶ نشان داد که ۷۴.۲ درصد از جمعیت زن ایرانی بالای شش سال باسواد بودند و این رقم برای مردان ۷۴.۷ درصد بود.
سرشماری سال ۲۰۰۶ نشان داد که ۸۰.۳ درصد از کل جمعیت زن بالای شش سال باسواد بودند؛ رقم مربوطه برای جمعیت مردان ۸۸.۷ درصد بود. در سال ۲۰۲۲، یونسکو نرخ سواد زنان ایران را در میان افراد ۱۵ تا ۲۴ ساله ۹۹ درصد تخمین زد.
نورمن فینکلستین در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه امام صادق به جان استوارت میل تدریس کرد. او گفت: “این یک تجربه تدریس بسیار رضایتبخش بود… علما قطعاً بسیار باهوش و جدی بودند.
“این شبیه جمهوری افلاطون بود، و اینجا فیلسوفان پادشاه نگهبان بودند، و شما حس میکردید که این افراد ایدهها را بسیار جدی میگیرند و میتوانید گفتوگوی خوبی با آنها داشته باشید.”
فینکلستین به یاد میآورد که با دانشجویی که تلفن همراه نداشت، گفتوگو کرده است: “من پرسیدم ‘چرا تلفن همراه نداری؟’ و او گفت، ‘چرا به تلفن همراه نیاز داری؟ تنها چیزی که به تو اجازه میدهد این است که با مردم در اطراف خود صحبت کنی، در حالی که اگر کتاب بخوانی میتوانی ارتباط مستقیمی با خدا داشته باشی.’ و من فکر کردم که این بسیار قابل توجه بود. من نمیشنوم که جوانان چنین چیزهایی بگویند. این […] یک لحظه خاص بود.”
البته، نقضهای گسترده حقوق بشر در ایران وجود دارد، اما این کشور به آن اندازهای که ایالات متحده دوست دارد آن را به تصویر بکشد، عقبمانده نیست.
تحلیل نادرست
ترامپ ایران را “کشوری از ترور و نفرت” نامیده و گفته است: “شما درباره کشوری صحبت میکنید که ۴۷ سال است شرور بوده است.”
در پاسخ به گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده یک کارخانه desalination در ایران را بمباران کرده است، او پاسخ داد: “آنها [ایرانیها] از شرورترین مردم روی زمین هستند.”
در گفتمان ایالات متحده و اسرائیل، ایران کشوری به شدت شرور است که نمایانگر تضاد با تمدن است.
ما پیشنهاد میکنیم که این تحلیل نادرست به توضیح این موضوع کمک میکند که چرا ایالات متحده از زمان آغاز حمله وحشیانه خود و اسرائیل به مدت پنج هفته، از نظر فکری، مانور و کلاس از ایرانیها عقب مانده است.

