و به لطف حمله وحشیانهاش به ایران، این سیاره تنها به گرمتر شدن ادامه خواهد داد، زیرا جنگ مقادیر شگفتانگیزی از دیاکسید کربن را به جو آزاد میکند!
زمانی که او به طور کامل فعال است، دونالد ترامپ (که نه چندان پیش، نامزد «حفاری، بچه، حفاری» برای ریاستجمهوری بود) به وضوح یک کوره است. و به نظر میرسد که او مصمم است این سیاره، تنها دنیای ما، را به نسخهای از همان تبدیل کند. اما نکته عجیب این است که وقتی صحبت از تقریباً هر چیزی میشود — از ایران تا ناگهان اخراج دو زن کلیدی، پام بوندی و کریستی نوئم، از دولتش (اما قطعاً نه مردان به همان اندازه پر هرج و مرج) — به نظر میرسد که هیچ دقیقهای نیست که او خود را به حالت وارونه در نیاورد و سپس در یک جهت جدید بچرخد یا stumble کند یا پرتاب شود. تنها یک استثنا وجود دارد که من متوجه شدهام و، متأسفانه، آن تغییرات اقلیمی است، جایی که هر کاری که او انجام میدهد — هر چیز واحد — به طور قطع فاجعهای برای فرزندان و نوههای ما خواهد بود.
به تازگی، البته، او یک جنگ کابوسوار را آغاز کرده است، که به تعریف یک تولیدکننده عظیم گازهای گلخانهای است، که به طور واقعی تماماً درباره نفت و گاز طبیعی بوده است، که بخشی از آن به تنگه هرمز که اکنون به شدت در هرج و مرج است و عمدتاً مسدود شده، مربوط میشود، جایی که یک چهارم نفت دریایی بشریت و یک پنجم گاز طبیعی آن عبور میکرد. و اگر به من باور ندارید که این یک کابوس است، فقط قیمتهای اخیر در پمپ بنزین محلهتان را بررسی کنید. پس این یک تناقض است که جنگ فاجعهبار او در ایران به طور قطع به سمتی خواهد رفت — به سمت استفاده بیشتر از انرژیهای سبز در سطح جهانی — که اگر او هرگز به آن فکر کرده باشد، بیشتر از هر چیز دیگری از آن متنفر خواهد بود. او، البته، به محیطزیستبانان به عنوان «تروریست» اشاره کرده است. («آنها تروریست هستند. من آنها را تروریستهای محیطزیست مینامم.») و در این کشور، در طول دو دوره ریاستجمهوریاش، او تمام تلاش خود را کرده است تا پروژههای انرژی بادی و خورشیدی را به هر طریقی که ممکن است مورد حمله قرار دهد و سعی کند مسدود کند، حتی اگر در سطح جهانی، انرژی سبز به سرعت در حال رشد و روز به روز ارزانتر میشود.
و این واقعیت لحظه ماست که باید به خاطر آن به دونالد ترامپ اعتبار بدهیم: زمانی بود که نمیتوانستید هیچ یک از اینها را تصور کنید — یا، البته، دونالد ترامپ را به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده (دو بار!) تصور کنید. اگر این کار را کرده بودید، به نظر میرسید که کمباورترین رمان علمی تخیلی است که تاکنون نوشته شده است. نه اینکه من در نیویورک سیتی ماشین برانم (مترو و اتوبوسها برای من به خوبی کار میکنند)، اما در حین نوشتن این مطلب، البته، قیمت بنزین نیز در شهر من به تقریباً چهار دلار در هر گالن افزایش یافته و یک رکود (احتمالاً جهانی) در افق است. (متشکرم، دونالد ترامپ!)
البته، در آغاز جنگ اخیر خود علیه ایران، هرچند به طرز نامنسجمی، “رئیسجمهور صلح” (و بله، او در مورد خود به حروف بزرگ است) به طرز غمانگیزی در جمع خوبی، از نظر تاریخی، قرار داشت. از زمان پیروزی در جنگ جهانی دوم، از کره تا ویتنام، از افغانستان تا عراق و اکنون ایران (فقط به ذکر بزرگترین درگیریهای آن دوره کاملاً آمریکایی)، رؤسایجمهور ما به طرز عجیبی (اگر چنین واژهای حتی قابل استفاده باشد) در آغاز جنگها مهارت داشتهاند، هیچکدام (هیچکدام!) از این جنگها به چیزی که به پیروزی نزدیک باشد، پایان نیافته است. و این کاملاً واضح است — شما نیازی به داشتن کوچکترین مهارتی برای دیدن آینده ندارید تا این را بدانید — که نسخه دونالد ترامپ از همین موضوع در ایران به یک فاجعه جهانی تبدیل خواهد شد، که بدتر از آن این است که در این فرآیند، چه او بهطور ضعیفی آن را درک کند یا نه، او همچنین جنگی دیگر و به شدت شکستخورده علیه سیاره زمین را آغاز کرده است.
و بدترین چیز این است که احساس میکنم همه اینها را قبلاً نوشتهام. و قبل از اینکه ترامپ — خوب، “ترک کردن” واژهای بسیار ملایم برای آن است — ریاستجمهوری را رها کند (؟؟)، ممکن است دوباره و دوباره آن را بنویسم و ما هنوز در دنیای — بهطور کاملاً واقعی دنیای او — از جهنم خواهیم بود. البته، برای هر آنچه که میدانیم، دونالد جی. ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد خود را به عنوان رئیسجمهور تاجگذاری کند و سعی کند دوره سوم ریاستجمهوری را آغاز کند که اگر موفق شود، قانون اساسی را به یک یادگار تاریخی تبدیل خواهد کرد.
“تنها پادشاه نارنجی که میخواهم، یک پروانه است.”
هفته گذشته، با احساسی که نسبت به “رئیسجمهور” خود دارم، به تظاهرات “بدون پادشاهان” در نیویورک سیتی رفتم. این تظاهرات بسیار بزرگ بود (هرچند اگر روزنامه محلیام، نیویورک تایمز، را در روزهای بعد میخواندید، نمیدانستید). این تظاهرات در خیابان ۵۹ آغاز شد، جایی که پارک مرکزی به پایان میرسد، با انبوهی از تظاهرکنندگان در خیابانهای هفتم و هشتم که به سمت خیابان ۳۴ حرکت میکردند. با رفتن به آنجا زودتر، به جلوی جمعیت در خیابان هفتم رسیدم و در رأس آن توده وسیع بشری که در حال اعتراض بود، قرار گرفتم و وقتی که شروع شد، در میان جمعیت به جلو و عقب حرکت کردم، به سمت مرکز شهر و دوباره به سمت شمال، و در یک دفترچه کوچک یادداشتهایی از هزاران پلاکارد دستساز که مردم حمل میکردند، نوشتم.
وقتی بالاخره به خیابان برادوی و خیابان ۴۲ رسیدم، بر روی پیادهرو ایستادم و به عقب نگاه کردم. به شگفتی من، میتوانستم تا خیابان ۵۷ که از آنجا شروع کرده بودیم، ببینم و آن خیابان با اندازه قابل توجه هنوز کاملاً — و منظورم کاملاً — پر بود و به سمت پارک مرکزی ادامه داشت. و به یاد داشته باشید، این پیرمرد فقط یکی از بیش از هشت میلیون آمریکایی بود که در بیش از ۳۰۰۰ تظاهرات در سراسر ایالات متحده در آن روز شرکت کردند، در جوامع بزرگ و کوچک، تا به جهانی که دونالد ترامپ بر آن ریخته، پاشیده و همچنان در حال به هم زدن و جوشاندن است، اعتراض کنند.
و بله، به نظر میرسید که هر سومین نفر (حتی دو معترضی که به شکل ببرهای پلاستیکی لباس پوشیده بودند) یک تابلو دستساز حمل میکرد. شک دارم که تا به حال چنین تعداد زیادی از آنها را در هیچ تظاهرات گذشتهای دیده باشم. من در حال نوشتن تعدادی از آنها در یک دفترچه کوچک بودم و آنها از “با حقیقت فساد مبارزه کنید” و “مادربزرگ میگوید، ICE خوب نیست!” تا “خوب است که کنگره زنده نیست تا این را ببیند” و “تنها پادشاه نارنجی که میخواهم یک پروانه است” متغیر بودند.
و سپس تابلو یکی از مردان ریشدار توجه من را جلب کرد: “تو دیوانه نارنجی کثیف! همه چیز را خراب کردی! به جهنم برو!” و به خودم فکر کردم، وای، چقدر این دقیق و دردناک است. به شیوه خود، در میان تمام چیزهایی که نتوانسته به آنها دست یابد، او واقعاً همه چیز را به طرز چشمگیری خراب کرده و متأسفانه، احتمالاً فرزندان و نوههای من (و شما) را به یک سیاره واقعی از جهنم محکوم کرده است.
و متأسفانه، هرچقدر هم که دونالد ترامپ دیوانه باشد — و او به وضوح یک انسان عمیقاً مختل (و البته آزاردهنده) است — وقتی به جنگ و سوزاندن سوختهای فسیلی میرسد، او به هیچ وجه به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده تنها نبوده است. به هر حال، در این دههها، جنگ نام میانه این کشور بوده و ما برای مبارزه با آنها سوختهای فسیلی را میسوزاندهایم گویی که… خوب، گویی واقعاً فردایی وجود نخواهد داشت. و در دو دوره ریاستجمهوریاش، ترامپ و گروهش با اشتیاق به هر نوع انرژی پاک و تجدیدپذیر که ما را نسوزاند، حمله کردهاند. به عنوان مثال، به تازگی، گاردین (که در پوشش تغییرات اقلیمی فوقالعاده است) تنها نشریهای بود که من دیدم که درباره تحقیق جدیدی در مجله Nature گزارش داد که نشان میدهد این کشور در سه دهه گذشته “۱۰ تریلیون دلار [بله، این تریلیون است!] خسارت جهانی به جهان وارد کرده است از طریق انتشار گازهای گلخانهای وسیع خود، که یک چهارم این درد اقتصادی بر خود وارد شده است.”
بنابراین، آن را نوعی از یک ایراد ناخواسته در نظر بگیرید که گروهی که رئیسجمهور ترامپ و دولتش به آن بسیار وابستهاند، با اختصار ICE شناخته میشود. در واقع، آیا فکر نمیکردید که “ICE” باید یک کلمه نفرین برای رئیسجمهور ترامپ باشد و وقتی به ایجاد جهنم مهاجرت در زمین میرسد، گروه مجریان دیوانهاش باید به عنوان “HEAT” شناخته شوند؟ که به یادم میآورد که در تظاهرات No Kings، متوجه یک زن مسن شدم که تابلو دستسازش به طرز بسیار مناسبی میگفت: “ترامپ را دیپورت کنید! ICE را مفید کنید.”
و به لطف حمله وحشیانهاش به ایران، این سیاره تنها گرمتر خواهد شد، زیرا جنگ مقادیر شگفتانگیزی از دیاکسید کربن را به جو رها میکند! واقعاً، در سال ۲۰۱۶، حتی اگر اجازه میدادید ذهنتان به سمتهای وحشی و غیرقابل باوری برود، به سادگی نمیتوانستید سیاره دونالد ترامپ را همانطور که اکنون هست، تصور کنید، درست است؟ چه کسی میتوانست تصور کند که رئیسجمهور ایالات متحده، پس از آغاز جنگ با ایران در تنگه هرمز، به کشورهای اروپایی حمله کند به خاطر اینکه به او نپیوستهاند و بگوید: “شما باید یاد بگیرید که چگونه برای خودتان بجنگید، ایالات متحده دیگر برای کمک به شما نخواهد بود، درست مانند اینکه شما برای ما نبودید.”
و به من یادآوری کنید، ترامپ برای چه کسی بوده است، به جز شرکتهای بزرگ سوختهای فسیلی که در انتخابات ۲۰۲۴ به طرز درخشانی از او حمایت کردند و اکنون بازدهی شگفتانگیزی از سرمایهگذاری خود دریافت میکنند؟
دادن معنای جدید به افول
البته، برای قرار دادن همه اینها در نوعی چشمانداز، دیر یا زود قدرتهای امپریالیستی بزرگ سقوط میکنند و ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم به عنوان شماره یک قدرت امپریالیستی در این سیاره بوده است، با تنها رقیب واقعیاش (تا زمانی که چین به خوبی در این قرن ظهور کرد)، اتحاد جماهیر شوروی که در سال ۱۹۹۱ به طور کامل فروپاشید. بنابراین، نباید تعجبآور باشد که این کشور، که به طور منحصر به فرد در تاریخ بشر، زمانی تقریباً بر سیاره زمین سلطه داشت، بالاخره شروع به افول خود کرده است، در حالی که سرمایهگذاری در انرژی سبز حال و آینده را به چین واگذار میکند.
اما البته، افول وجود دارد و سپس، در اصطلاح ICE، DECLINE وجود دارد!!! و دونالد ترامپ تهدید میکند که افول امپریالیستی، چیزی که در تاریخ شناخته شده است، را به پدیدهای کاملاً جدید تبدیل کند. حتی قدرتهای امپریالیستی در حال افول معمولاً چنین حاکم یا رهبری دیوانهای نداشتهاند. و او به طرز قابل توجهی مصمم به نظر میرسد، به شیوهای که به طور فزایندهای گیجکننده است، که این کشور را با خود به پایین ببرد. تفاوت تاریخی این است که تا کنون هیچ حاکم امپریالیستی فرصتی برای به زیر کشیدن نه تنها کشورش (که تقریباً هرگز کشور او نیست)، بلکه (به نوعی) سیاره ما (حداقل به عنوان مکانی قابل زندگی برای ما) نداشته است. و او به طرز قابل توجهی مصمم به نظر میرسد که به ادامه سوختزایی فسیلی جهان ما به شیوهای فاجعهبار ادامه دهد.
البته، در این لحظه، همه ما شاهد کاهش شدید نرخ تأیید او بهویژه در زمینه اقتصاد هستیم. (اوه صبر کنید، اشتباه من! تانک یک وسیله جنگی است و در حال حاضر این اشاره تنها به اسرائیل مربوط میشود که به تازگی تعداد قابل توجهی تانک را در جنوب لبنان از دست داده است.) اما رئیسجمهور “ما” همچنین بخش قابل توجهی از دولت خود را بر پایان دادن به هر چیزی که میتواند به محیط زیست کمک کند، متمرکز کرده است، در حالی که سوختهای فسیلی را به شیوهای میسوزاند که باید فراتر از آتشزا در نظر گرفته شود. این شامل توافق اخیر برای ارائه تقریباً یک میلیارد دلار به یک شرکت انرژی فرانسوی برای کنار گذاشتن پروژهای برای ساخت مزارع بادی در سواحل شرقی این کشور است (به شرطی که آن شرکت مایل باشد آن مبلغ را در پروژههای نفت و گاز آینده در اینجا دوباره سرمایهگذاری کند).
بله، روزی او ممکن است نه تنها به عنوان رئیسجمهور افول بلکه به عنوان رئیسجمهور ویرانی نهایی دیده شود و آن کراوات قرمز شعلهور او ممکن است به سمبلی تبدیل شود که روزگاری هیچکس نمیتوانست تصور کند. تعجبی ندارد که آن علامتی که در راهپیمایی روز “بدون پادشاه” دیدم — و بگذارید یک بار دیگر آن را اینجا تکرار کنم: “تو دیوانه کثیف نارنجی! همه چیز را خراب کردی! لعنت بر تو!” — در ذهنم باقی مانده است. این پیشبینی میکند آیندهای را که به طرز باورنکردنی، 49.8% از رأیدهندگان آمریکایی سعی کردند دوباره در سال 2024 به آن راه پیدا کنند.
روزی روزگاری، چه کسی میتوانست تصور کند که دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور این ایالات متحده (که به طور فزایندهای غیرمتحد هستند) یا چنین سرنوشتی ممکن است؟

