خلاصه اجرایی: در کنار پیشرفت مداوم ایران به سمت تسلیحات هستهای، که به تازگی بهطور ظاهری توسط اسرائیل و ایالات متحده متوقف شده است، رژیم اسلامی دارای زرادخانههایی از سایر تسلیحات کشتار جمعی، بهویژه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی (CBW) میباشد. حال که استراتژی هستهای آن بهطور عمده مختل شده است، رژیم ایرانی احتمالاً به دنبال ادامه و ارتقاء قابل توجه قابلیتهای بالستیک خود، بهویژه در زمینه کلاهکهای CBW خواهد بود. کلاهکهای بالستیک CBW (که ممکن است شامل تسلیحات رادیولوژیکی نیز باشد) بنابراین به عنوان محور اصلی استراتژی تهاجمی ایران محسوب خواهند شد.
ایران بهطور مداوم به توسعه و تولید زرادخانههای CBW پرداخته است در حالی که بهطور ظاهری به عنوان یک کشور “مطیع” در کنوانسیونهای جهانی CBW شناخته میشود. برنامههای CBW عملیاتی و موجودی تسلیحات نسل اول ایران در سال 2005 در یک مقاله 52 صفحهای در نشریه بینالمللی اطلاعات و ضد اطلاعات بهطور جامع توضیح داده شده است. پیشرفتهای بعدی رژیم در زمینه CBW در زیر بررسی میشود.
در حالی که برخی از تأسیسات CBW آن در طول حملات اسرائیل-آمریکا در سالهای 2025-26 بهطور نسبی incapacitated شدند، رژیم به احتمال زیاد – بهویژه حال که احتمالاً از هدف خود برای دستیابی به تسلیحات هستهای محروم خواهد شد – اقداماتی برای افزایش قابل توجه ظرفیتهای CBW خود انجام خواهد داد.
نخست، باید به چندین حمله اشاره کنیم که در طول درگیریهای 2025-26 رخ داد و ظاهراً برخی از داراییهای مرتبط با CBW ایران را تضعیف کرد (در کنار سایر موارد). زیرساختهای هستهای و بالستیک در سراسر ایران، اهداف نظامی اولویتدار حملهکنندگان بودند، اما در شش تأسیسات خاص، داراییهای مرتبط با CBW در برخی مواقع بهطور عمدی و مستقیم آسیب دیدند. این تأسیسات عبارتند از: دانشگاه فناوری مالک اشتر (MUT)، دانشگاه امام حسین (IHU)، دانشگاه شهید بهشتی (SBU)، دانشگاه علم و فناوری ایران (IUST)، شرکت تحقیقاتی و مهندسی توفیق دارو (ToDa)، و مرکز تحقیقاتی شهید میثمی (SMRC).
MUT (لاویز، تهران) بهطور تنگاتنگی به برنامههای CBW ایران (و سایر برنامههای نظامی) مرتبط است و به عنوان یک بازوی تحقیق و توسعه تحت فرماندهی نظامی مرکز تحقیقات و فناوری دفاعی در وزارت دفاع قرار دارد. این مرکز بر توسعه فنی تمرکز دارد و شکاف بین مطالعه دانشگاهی و تولید صنعتی را پر میکند. فعالیتهای انجام شده در MUT شامل جنبههای مرتبط با گازهای اعصاب، عوامل شیمیایی مبتنی بر دارو (بهویژه در زمینه آئروسلسازی فنتانیل و مدتومیدین)، incapacitantها و مهندسی ژنتیک پاتوژنها میباشد. این مرکز پایه علمی برای تسلیح عوامل سمی و پاتوژنیک فراهم میکند.
IHU (نزدیک مینی) به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وابسته است و عمدتاً نخبگان علمی داخلی خود را آموزش میدهد. برخلاف یک دانشگاه استاندارد، IHU بهطور مستقیم متعلق به سپاه پاسداران است و هر آزمایشگاه در آن اساساً یک آزمایشگاه نظامی است. این مرکز بهطور عمده معادل MUT است، بهویژه در زمینه تلاشهای خود در حوزه عوامل شیمیایی مبتنی بر دارو و incapacitantها. عوامل جنگ بیولوژیکی نیز در آزمایشگاههای IHU مورد بررسی قرار میگیرند. فعالیتهای تحقیق و توسعه مرتبط با آن نسبتاً پیشرفته است.
SBU (ولنجک، تهران) به عنوان یک کنسرسیوم علمی و تحقیقاتی ضروری برای برنامههای دفاعی و تهاجمی CBW ایران عمل میکند. این مرکز به عنوان پوشش غیرنظامی برای فعالیتهای تحت رهبری سپاه پاسداران و وزارت دفاع عمل میکند. مؤسسه علوم پزشکی و فناوری SBU که مورد حمله قرار گرفت، فناوریهای دو منظوره را با جنبههای کاربردی در نانوپزشکی، پروتئینها، ژنومیک، علوم اعصاب و بیماریهای عفونی ریه پرورش میدهد. (دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در همان مکان، از اهمیت جانبی برخوردار است و شایان ذکر است.)
IUST (نارمک، تهران)، یک مؤسسه برتر ایرانی، ارتباطات عمیق و مستحکمی با وزارت دفاع و سپاه پاسداران دارد. تحقیقات مهندسی در IUST بر طراحی نازل، دینامیک سیالات و پخش آئروسل تمرکز دارد. در حالی که اغلب به عنوان تحقیقات مهندسی غیرنظامی یا فضایی ارائه میشود، این جنبهها برای توسعه وسایل تحویل و پخش بارهای تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی حیاتی هستند.
ToDa (وردآورد، تهران) یک شرکت داروسازی غیرنظامی بزرگ ایرانی برای تحقیق، توسعه و تولید مواد مؤثر دارویی است. تأسیسات ToDa که مورد حمله قرار گرفت، به عنوان یک پوشش غیرنظامی برای تولیدات غیرنظامی عمل میکرد در حالی که بهطور مخفیانه فنتانیل، یک اپیوئید سنتتیک قوی، را به سازمان نوآوری و تحقیقات دفاعی ایران (جزئی از وزارت دفاع) برای تهیه CW تأمین میکرد. SMRC (نزدیک؛ به زیر مراجعه کنید) نیز در این زمینه درگیر بوده است.
SMRC (نزدیک کرج) همچنین تحت نظارت سازمان نوآوری و تحقیقات دفاعی فعالیت میکند. تأسیسات خاصی که در آن هدف قرار گرفتند و ویران شدند، برای تسهیل فعالیتهای تحقیق و توسعه هستهای، رادیولوژیکی، شیمیایی و بیولوژیکی حیاتی بودند. SMRC و آزمایشگاه تحقیقاتی شیمیایی دفاعی ایران که در کنار آن قرار دارد، نهادهای بههمپیوستهای در راستای تحقیق و توسعه نظامی-صنعتی ایران هستند. این نهادها عمدتاً بر روی عوامل جنگ شیمیایی و بیولوژیکی و پخش آنها تمرکز دارند. رابطه آنها با زیرساخت، رهبری و نظارت مشترک بهطور تنگاتنگی تعریف شده است. بهطور موازی، هرچند عمدتاً غیرقابل افشا، مرکز تحقیقات بیولوژیکی سازمان صنایع خاص ایران (یا گروه) در این مکان توسط SMRC میزبانی میشود در حالی که عوامل جنگ بیولوژیکی را توسعه و تولید میکند. آزمایشگاه ویرا (که گاهی به عنوان صنعت سینا ظاهر میشود) بهطور مخفیانه در همکاری عمل میکند، یا در این مکان یا در تهران. بهطور قابل توجهی، در میان پاندمی COVID-19 در ایران، SMRC واکسن FAKHRAVAC – یک واکسن COVID-19 که به مراحل بالینی رسید – و همچنین اولین کیتهای تست COVID-19 ایران را توسعه داد. ویروس پاندمی که منشاء آن چین است بهخوبی بهخاطر عفونتزایی و قدرت بیماریزایی ارتقا یافته ناشی از آزمایشگاه شناخته شده است.
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like to have translated into Persian.
دو کلاس از مواد سمی هسته دومین نسل عوامل جنگافزار شیمیایی ایران را تشکیل میدهند. این مواد اساساً از دورههای آموزشی روسی پیروی میکنند، که در زیر به تفصیل آمده است.
عوامل مبتنی بر دارو (PBAs): این دسته از سموم وابسته به دوز به طور روتین برای روشهای بیهوشی استفاده میشود. استفاده از آن به عنوان سلاح شیمیایی در حادثه تروریستی سال ۲۰۰۲ در یک تئاتر مسکو آغاز شد، جایی که نیروهای امنیتی روسیه از این مواد علیه مجرمان در صحنه استفاده کردند. ایران نیز همان مسیر را دنبال کرد. از سال ۲۰۰۵، رژیم بر طراحی عوامل ناتوانکننده – عمدتاً فنتانیل و مدتومیدین به همراه مشتقات آنها – کار کرده است تا از آنها برای پخش از طریق نارنجکها، خمپارهها، پهپادها و گلولهها استفاده کند. ایران همچنین ممکن است قصد داشته باشد که این مواد توسط نیروهای نیابتی منطقهای خود به کار گرفته شوند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) نهاد مرکزی توسعه PBAs است. مشارکتکنندگان کلیدی در این تلاش شامل IHU، MUT و SMRC هستند. سپاه پاسداران آزمایشهای میدانی در فضای باز را با استفاده از نارنجکهای پرشده با ناتوانکننده و فشنگها (مانند MK 2 با کالیبر ۳۸ میلیمتر) به عنوان مکانیزمهای پخش انجام داده است. این آزمایشها تکنیکهای مختلف آئروسلسازی این عوامل را بهینهسازی کرده است.
استفاده بالقوه از این عوامل از طریق پهپادها نگرانی قابل توجهی است. این استفاده میتواند از طریق پهپادهای چند روتوره موجود مانند بمبافکن اربعین انجام شود، که میتواند نارنجکها، فشنگها و گلولههای شیمیایی تبدیلشده را حمل کند. در حالی که هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که استفاده عملیاتی گسترده از این عوامل در نبرد را تأیید کند، قابل توجه است که در خلال اعتراضات مهسا امینی در سال ۲۰۲۲، که در آن معترضان زن، از جمله دانشآموزان، شرکتکنندگان کلیدی در تظاهرات بودند، قربانیان از “احساس بیحسی” گزارش دادند که با گاز اشکآور استاندارد سازگار نبود و همچنین تأثیرات شدید تأخیری غیرقابل توضیحی را تجربه کردند.
این گروه از مواد به طور قابل توجهی قویتر از ناتوانکنندههای معمولی است. تصاویر تأییدشده نشان میدهد که فشنگهای MK 2 (ساخته شده توسط صنایع شهید ستاری در ایران) که با آنها در اسناد توسعه PBAs هکشده مطابقت داشتند، علیه غیرنظامیان ایرانی در خلال سرکوبها استفاده شدهاند. مهمات تاکتیکی مشتقشده از بیهوشی تأمین شده است، که تولید آن به گروه صنایع شیمیایی و توسعه مواد (وابسته به سازمان صنایع دفاعی ایران) مرتبط است، در تونلهای تولید تخصصی و پنهان زیر منطقه ۲۲ تهران.
علاوه بر این، در خلال اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، مشتقات آئروسلشده فنتانیل و مدتومیدین به احتمال زیاد با استفاده از نارنجکها و سیلندرهای مسلح، خمپارهها و پروژهها، وسایل نقلیه نظامی مجهز به سیستمهای پخش و پهپادها به کار گرفته شدند. تأثیرات ناشی از آن شامل سقوط ناگهانی و از دست دادن فوری هوشیاری، اختلالات عصبی و سردرگمی ذهنی، فلج موقت عضلات یا ناتوانی حاد در حرکت، و همچنین مرگ تأخیری بود.
همانطور که انتظار میرفت، رژیم ایران به طور قاطع ادعای استفاده از سلاحهای شیمیایی به این شیوهها را رد کرد، همانطور که در مورد رفتار خود در خلال اعتراضات ۲۰۲۲ نیز انجام داد.
عوامل عصبی نوویچوک: در حالی که قدرت عوامل بیهوشی فوقالذکر به دلیل وابستگی بحرانی به دوز مورد بحث است، عوامل عصبی نوویچوک به طور قاطع سمیترین مولکولهای مصنوعی هستند که تاکنون توسط انسان ساخته شدهاند. این عوامل در ابتدا توسط روسها توسعه یافتهاند. به جز اتحاد جماهیر شوروی (و ناتو، از نظر حفاظت)، تنها ایران بود که (دستکم به طور علنی) بر روی عوامل نوویچوک کار میکرد، ظاهراً فقط در سطح علمی. با این حال، زمانبندی، منحصر به فرد بودن، تمرکز و دقت درگیری ایران با این عوامل بسیار قابل توجه است. طبق یک مقاله علمی منتشر شده در سال ۲۰۱۶ توسط محققان ایرانی، پنج عامل نوویچوک – که احتمالاً شامل حداقل برخی از چهار عامل مسلحشده توسط روسیه میشود – در آزمایشگاه تحقیقات شیمیایی دفاعی ایران (مجتمع فوقالذکر نزدیک کرج) سنتز شدهاند. گزارش شده است که سنتزها در مقیاس میکرو انجام شدهاند تا از قرار گرفتن در معرض کاسته شود.
محققان ایرانی موفق به سنتز و بهدستآوردن دادههای طیفسنجی جرمی دقیق در مورد یک سری از عوامل عصبی غیرمعمول شدند و این دادهها به پایگاه داده تحلیلی مرکزی سازمان منع سلاحهای شیمیایی اضافه شد. محققان ایرانی مطالعه خود را به این صورت توضیح دادند: “برای شناسایی بدون ابهام مواد شیمیایی مرتبط با کنوانسیون سلاحهای شیمیایی در نمونههای محیطی، در دسترس بودن طیفهای جرمی، مهارتهای تفسیر و میکروسنتز سریع مواد مشکوک الزامات اساسی هستند. برای اولین بار… طیفهای یک سری از عوامل نوویچوک مرتبط با CWC جمعآوری و بررسی شدند با هدف غنیسازی پایگاه داده تحلیلی مرکزی سازمان منع سلاحهای شیمیایی، که ممکن است در فعالیتهای تأیید OPCW، تحلیل در محل و خارج از محل، و نظارت بر تخریب مواد شیمیایی سمی استفاده شود.” از این طریق، ایرانیها هم به دنبال مشروعیت و هم دسترسی به حوزه سلاحهای شیمیایی مبتنی بر نوویچوک بودند.
عوامل جنگافزار زیستی
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like me to translate into Persian.
در حالی که نسل اول عوامل جنگافزار بیولوژیکی ایران شامل پاتوژنهای باکتریایی و سموم سنتی است (به توضیحات زیر مراجعه کنید)، نسل دوم شامل ویروسهای کشنده و سموم پیچیده به شرح زیر است.
سموم بسیار کشنده مارها. در کنار مولکولهای سمی سنتزی (مانند نوویچوک)، یکی از سمیترین مواد طبیعی در جهان، زهر تولید شده توسط کبراهای خزر است. مانند دستهای از PBAs که ایرانیها در مورد قابلیت پخش آنها بحث کردهاند (همانطور که توضیح داده شد)، این زهر در مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم رازی در کرج بهروز شده است. این کار به چندین روش انجام شد: با جداسازی بخشهای کشنده و با وزن مولکولی پایین زهر خام کبراهای خزر از طریق کروماتوگرافی فیلتراسیون ژل؛ با محصور کردن آن زهر در میکروسفرهای پلیمیکرو که به شکل کوپلیمر در اندازههای ۱-۱۰ میکرومتر به عنوان حامل بیوتوکسین هستند؛ و از طریق محصورسازی پیشرفته در نانوذراتی از یک پلیساکارید با قطر تخمینی ۱۲۰-۱۵۰ نانومتر به عنوان حامل.
این فناوریهای دو منظوره هم برای داروها و هم برای طراحی سلاحها قابل استفاده هستند. بهویژه، در حالی که مؤسسه رازی یک نهاد غیرنظامی نسبتاً خودمختار است، به وزارت بهداشت ایران و وزارت کشاورزی مرتبط است و بهطور غیرمستقیم در برنامه و همراستایی سلاحهای CBW ایران درگیر است. زهر خام کبراهای خزر در مؤسسه رازی سانتریفیوژ، در دمای -۸۰ درجه سانتیگراد منجمد و در آنجا لیوفیلیزه میشود.
بهظاهر، این محصول تنها برای دستیابی به سرم ضد زهر اسب استفاده میشود. با این حال، کاملاً محتمل است که بخشی ناشناخته از آن به یک عامل جنگافزار بیولوژیکی تبدیل شود که در کنار دیگر عوامل توسعهیافته در این زمینه قرار گیرد.
ویروسهای بسیار کشنده. ویروسهای مرگباری که باعث آبله، آنفولانزا یا تبهای هموراژیک میشوند، ممکن است اجزای نسل دوم عوامل جنگافزار بیولوژیکی ایران را تشکیل دهند.
آبله: آخرین عفونتهای ویروس آبله در ایران در سال ۱۹۷۲ ثبت شده است. سویه مرجع، IRN72_tbrz، در CDC در ایالات متحده نگهداری میشود. مشخص نیست که آیا سویههای ویروسی اضافی از بیماران ایرانی بهدست آمده و در ایران نگهداری شدهاند یا خیر. آنچه مشخص است این است که در سالهای اخیر، ویروس مشابه – ویروسی که باعث آبله میمونی میشود – در دانشگاه تربیت مدرس در تهران، نهادی که به خاطر ارتباطش با سپاه پاسداران شناخته شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. بهطور موازی، ویروسهای بیشتری که عوامل ایجادکننده تبهای هموراژیک معروفی مانند ابولا، ماربورگ، دره ریفت، کریمه-کنگو، چیکونگونیا و دنگی هستند، بهدقت در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی مورد تحقیق قرار گرفتهاند. دومی ارتباط نزدیکی با سپاه پاسداران دارد، بهویژه از نظر همکاری در تحقیقات نظامی. مشخص نیست که آیا ویروسهای ابولا و ماربورگ که برای ایران غیرمعمول هستند، بهدست آمدهاند یا خیر، اما این احتمال وجود دارد.
در سال ۲۰۰۷، یک رابط قابل توجه بین ایران و اندونزی در مورد ویروس آنفولانزای پرندگان H5N1 که بهطور بومی در اندونزی ظهور کرده بود، شکل گرفت. در حالی که نرخ مرگ و میر جهانی برای H5N1 حدود ۶۰٪ (در انسانها) بود، این نرخ در اندونزی در سالهای ۲۰۰۵-۲۰۰۷ به ۸۵٪ رسید. یک درگیری با سازمان بهداشت جهانی زمانی پیش آمد که اندونزی از به اشتراکگذاری نمونههای ویروسی محلی با این سازمان خودداری کرد. ایران از این فرصت استفاده کرده و یک پروژه مشترک با اندونزی برای تولید واکسن H5N1 در ایران راهاندازی کرد. رژیم ایران در این فرآیند به سویههای بسیار کشنده اندونزی دست یافت.
در نهایت، اگرچه به نظر میرسد که در سالهای ۲۰۲۵-۲۶ مورد حمله قرار نگرفته است، باید به دانشگاه علوم پزشکی باقیتالله و مؤسسه تحقیقاتی پزشکی نظامی وابسته به آن (که در ونک، تهران واقع شده است) اشاره کرد که به سپاه پاسداران مرتبط و تحت مدیریت آن است. اینها مؤسسات پیشرو ایرانی هستند که در زمینههای کلیدی مانند علوم اعصاب، ژنتیک و بیوتکنولوژی تحقیق و توسعه را رهبری میکنند. در مورد CBW، در حالی که این مؤسسات بهطور عمومی بر دفاع در برابر چنین سلاحهایی تمرکز دارند، همچنین به جنبههای تهاجمی نیز متمایل هستند و دامنهای از عوامل شیمیایی و بیولوژیکی معمولی مانند پاتوژنهای طاعون، سیاهزخم، تولارمی، بروسلوز، تیفوئید، وبا، بوتولیسم، استاف-ب انتروتوکسمی و برخی از توکسیکوزهای قارچی را پوشش میدهند. آنها همچنین با عوامل شیمیایی جنگی سنتی، از جمله خردل، سارین، VX، سومان، فسژن و سیانیدها سر و کار دارند.
تا سال ۲۰۰۵، ایران از قبل دارای ذخایر قابل توجهی از CBW عملیاتی خودساخته بود که شامل چنین عوامل جنگافزار شیمیایی-بیولوژیکی سنتی (به علاوه ریسین، آفلاتوکسین و سم T-2) بود. این عوامل با سیستمهای تحویلی مختلفی از جمله بمبهای هوایی، تانکهای پاشش، هواپیماهای بدون سرنشین و کلاهکهای موشکی واحدی سلاحگذاری شده بودند. اینها نسل اول CBW ایران را تشکیل میدهند. سیستمهای مربوطه از آن زمان به تدریج از نظر کیفیت عوامل در محمولهها، مکانیزمهای پخش و دامنه بهروز شدهاند.
علاوه بر این، در طول جنگ ۲۰۲۶، ایران تسلط خود را بر تحویل مؤثر کلاهکهای خوشهای (بمبلت) بهویژه کلاهکهای موشکهای بالستیک نشان داد. به احتمال زیاد، ایران در طول دهه گذشته تلاش کرده است تا کلاهکهای خوشهای را با سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی سلاحگذاری کند که میتواند یک ضربکننده قدرت معنادار باشد.
اگر تولید خودکار موشکهای بالستیک در ایران بهطور مداوم مسدود یا متوقف شود، رژیم ممکن است یا ذخایر باقیمانده کلاهکهای متعارف را به کلاهکهای CB تبدیل کند یا موشکهای بالستیک با کلاهکهای خالی از چین، روسیه یا کره شمالی خریداری کند تا آنها را بهطور شیمیایی و بیولوژیکی تکمیل کند. حداقل یکی از سه متحد احتمالاً با چنین درخواست تأمین موافقت خواهد کرد.
علاوه بر کلاهکهای CB، باید به احتمال وجود کلاهکهای رادیولوژیکی ایرانی نیز توجه کرد که قابل چشمپوشی نیست. تا زمانی که از توانایی بهدست آوردن سلاحهای هستهای محروم باشد، ایران تلاشهای خود را برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی زیر هستهای به حداکثر خواهد رساند، با وجود موقعیت خود بهعنوان یک کشور طرف قرارداد در کنوانسیونهای ممنوعیت چنین سلاحهایی.
دستوپا زدن طولانی و کثیف رژیم ایران در این عرصهها بدون شک ادامه خواهد یافت. آسیبهای وارد شده به شش تأسیسات مورد حمله قابل توجه و مهم بود، اما بهطور جدی تلاشهای تازه ایران برای تأمین ارتقاءهای بیشتر به تسلیحات CBW خود را مختل نخواهد کرد.

