تاکتیکهای بقای رژیم ایران به سمت اقدامات شدید داخلی تغییر یافته است زیرا رهبری تلاش میکند بقای رژیم ایران را حفظ کند.
حکمرانی بحران رژیم ایران
خاموشیهای دائمی اینترنت، بسیج کودکان و شبهنظامیان خارجی به عنوان ویژگیهای جدید حکمرانی بحران جمهوری اسلامی ظاهر شدهاند. در گفتگو درباره آینده ایران، این سگ است که پارس نمیکند. بیش از دو ماه از درگیری ایالات متحده با جمهوری اسلامی میگذرد و عملیات خشم حماسی تغییر رژیم در تهران را که بسیاری در ابتدا پیشبینی کرده بودند، به ارمغان نیاورد. در حالی که نشانههای فزایندهای وجود دارد که کشور به چیزی تبدیل شده است که با وجود تزئینات تئوکراتیک، به شدت شبیه یک دیکتاتوری نظامی است، همچنین واضح است که واشنگتن هنوز به تغییر بنیادی در رفتار خود دست نیافته است—حداقل هنوز نه.
اکنون به طور طبیعی تمام نگاهها به تماسهای دیپلماتیک پراکنده بین واشنگتن و تهران و همچنین اثرات اقتصادی تنبیهی محاصره ایالات متحده معطوف شده است که در حال حاضر در حال تغییر شکل بخش نفت ایران است. اما توازن سیاسی داخلی در ایران ممکن است حتی تعیینکنندهتر باشد، زیرا به تعیین این موضوع کمک میکند که آیا رهبری باقیمانده رژیم میتواند کنترل خود را بر قدرت حفظ کند یا خیر. این موضوع به وضوح ذهن قدرتهای جدید در تهران را مشغول کرده است. یک جلسه اخیر شورای عالی امنیت ملی کشور به طور گزارش شدهای نگرانی عمیقتر میان نهادهای امنیتی رژیم را درباره احتمال از سرگیری ناآرامیهای داخلی ناشی از سختیهای اقتصادی و بیعلاقگی سیاسی برجسته کرده است. در پاسخ، رژیم ایران به طور تهاجمی برای تقویت کنترل خود از طریق تعدادی از اقدامات موازی اقدام کرده است.
قرنطینه دیجیتال رژیم ایران
در دهه گذشته، حاکمان ایران به شدت متوجه شدهاند که اتصال، خون حیات اپوزیسیون کشور است و به آن امکان میدهد تا اقدامات را هماهنگ کند، اطلاعات را منتشر کند و پیامهای خود را با جهان خارج به اشتراک بگذارد. به همین دلیل رژیم ایران در اوایل ژانویه، در روزهای ابتدایی آخرین دور از اعتراضات، اینترنت را به طور کامل قطع کرد و به همین دلیل در هفتههای پس از آن خاموشی گسترده ارتباطات سراسری را حفظ کرده است.
این قطع ارتباط، علاوه بر این، میتواند به “نرمال جدید” تبدیل شود. کارشناسان آمریکایی هشدار میدهند که جمهوری اسلامی ممکن است هرگز اتصال کامل را به کشور بازگرداند، بلکه به جای آن به یک سیستم مدیریتشده منتقل شود که شامل “فهرستهای سفید” برای سخنگویان تأییدشده رژیم و اتصال محدود برای کسبوکارهای محلی باشد—به طور مؤثر یک محیط دیجیتال بسته را نهادینه کند.
تاکتیکهای بسیج کودکان رژیم ایران
در اوج کمپین هوایی ایالات متحده و اسرائیل و در پیشبینی یک حمله زمینی احتمالی از سوی ایالات متحده، جمهوری اسلامی شروع به جذب کودکان به سنین ۱۲ سال به بالا برای وظایف نظامی و امنیتی کرد. در ماه مارس، یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) در تلویزیون دولتی اعلام کرد که این ارتش روحانی به دنبال جذب پسران و دختران “۱۲ ساله و بالاتر” برای خدمت به عنوان “مبارزان داوطلب” و “دفاع از میهن” است.
به تازگی، با برقراری آتشبس شکننده، ایران شروع به استفاده از کودکان برای هدف دیگری کرده است: کنترل جمعیت و ارعاب. یک گزارش جدید از الحوره اشاره میکند که سپاه و شبهنظامیان داخلی ترسناک بسیج در حال به کارگیری “کودکان مسلح بین ۱۰ تا ۱۷ سال” برای یک مأموریت “مرتبط با اطلاعات” هستند. این کودکان موظف به “جاسوسی از ایرانیان، نظارت بر آنها و دستگیری شهروندان به اتهام جاسوسی یا همکاری با ایالات متحده و اسرائیل” هستند.
شبهنظامیان خارجی و رژیم ایران
به طور همزمان، سپاه شروع به به کارگیری شبهنظامیان خارجی در داخل کشور کرده است تا حفاظت بیشتری در برابر یک قیام احتمالی فراهم کند. تیپ فاطمیون، که از نیروهای شیعه افغان تشکیل شده، و تیپ زینبیون، که متشکل از شبهنظامیان شیعه پاکستانی است، به همراه چندین گروه عراقی، به گزارشها به ایران وارد شده و مسئولیتهای امنیت داخلی را در مناطق جغرافیایی مختلف کشور بر عهده گرفتهاند.
این اقدام نشاندهنده وضعیت کنونی و تضعیف شده سپاه است. با از دست دادن قابل توجه پرسنل و زیرساختها و با گزارشهایی مبنی بر کاهش روحیه نظامی ایرانی، به نظر میرسد رژیم به این نتیجه رسیده که نمیتواند به تنهایی بر روی دستگاه امنیت داخلی خود برای کنترل ناآرامیهای داخلی تکیه کند.
محدودیتهای بقای رژیم ایران
تمامی این اقدامات ممکن است زمان ارزشمندی برای رهبران باقیمانده کشور خریداری کند. اما آنها به سادگی نمیتوانند مشروعیت از دست رفته جمهوری اسلامی را بازگردانند. رژیمی که به تسلیح کودکان، وارد کردن جنگجویان خارجی و دیوار کشیدن دور مردم خود از دنیای خارج پرداخته، در حال حکومت نیست. بلکه در حال مدیریت اشغال کشور خود است.
حفظ کنترل برای رژیم ایران
پایداری بلندمدت این اقدامات امنیتی همچنان نامشخص است زیرا فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره ایالات متحده به طور فزایندهای افزایش مییابد و به اساسهای تعادل سیاسی داخلی چالش میزند.

