رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، آتشبس را تمدید کرده است. ایران به کشتیهای باری در تنگه هرمز حمله کرده است. وضعیت همچنان به شدت متغیر است.
اما واقعیتهای خاصی در چند روز گذشته به وضوح نمایان شده است. از جمله اینکه سؤال قدرت و اقتدار در بالاترین سطح همچنان مبهم باقی مانده است.
نظرات، تحلیلها و پیشبینیهای خود را با من در ailves@mbn-news.com به اشتراک بگذارید. اگر این گزارش MBN ایران را برای شما ارسال کردهاند، لطفاً اشتراکگذاری کنید. میتوانید من را به زبان عربی در اینجا بخوانید، یا در وبسایتهای خبری MBN به زبان عربی و انگلیسی.
و فراموش نکنید که پادکست ایران بریفینگ ما را دنبال کرده و امتیاز دهید. قسمت جدیدی امروز منتشر خواهد شد. نویسنده، متفکر و تحلیلگر برجسته، رویا حکاکیان، که به تازگی به MBN پیوسته است، به من و مت کامینسکی ملحق خواهد شد تا به تلاشهای تبلیغاتی ایران در خارج و آنچه در داخل کشور در حال وقوع است بپردازیم.
بالای اخبار
رهبری جنگی ایران آنطور که در کاغذ به نظر میرسد نیست. رئیسجمهور، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه چهرههایی هستند که جهان خارج در کنفرانسهای خبری، در اسلامآباد و در شبکه اجتماعی ایکس میبیند — و با این حال هیچیک از آنها تصمیمات مهم را اتخاذ نمیکنند.
مردانی که این تصمیمات را میگیرند، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران؛ محمد باقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی که تحت فشار سپاه منصوب شده است؛ و محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر معظم، هستند که بهطور علنی هرگونه امتیاز خواستهشده از سوی واشنگتن را رد کرده است. هر سه از کهنهسربازان سپاه پاسداران هستند و هیچیک مقام منتخب ندارند.
این موضوع برای آتشبس اهمیت دارد. مذاکرهکنندگانی که جهان خارج به آنها توجه دارد، صلاحیت نهایی برای نتیجهگیری در مورد هر چیزی که این سه نفر قبلاً تأیید نکردهاند، ندارند.
و بالای همه اینها، وضعیت خاصی ناشی از عدم نشان دادن هرگونه نشانهای از زندگی توسط رهبر معظم، مجتبی خامنهای، وجود دارد که اهمیت بیشتری از آنچه به نظر میرسد دارد.
خلأ
برای درک اینکه غیبت کامل خامنهای از منظر عمومی چقدر عجیب است، باید بفهمیم که مقام رهبری در نظام جمهوری اسلامی چقدر اهمیت دارد.
بسیاری از کشورها، مانند ایرلند، آلمان، ایتالیا، هند و بریتانیا، دارای یک رئیسجمهور تشریفاتی هستند که نقش او محدود به کارهایی مانند افتتاح کتابخانهها است. این نقش مربوط به مقام رهبری نیست. طبق قانون اساسی ایران، رهبر (“rahbar”) بر قوه قضائیه، نیروهای مسلح، سپاه پاسداران، رسانههای دولتی و شورای نگهبان — نهادی که تمام قوانین و نامزدهای انتخاباتی را بررسی میکند — اختیار دارد. او سیاستهای کلی جمهوری اسلامی را تعیین میکند و بر تمامی سه قوه نظارت دارد.
هیچ مقام انتخابی — نه رئیسجمهور و نه رئیس مجلس — نمیتواند بر او غلبه کند. سیاست منطقهای ایران بهطور مستقیم توسط دفتر مقام رهبری کنترل میشود. وزارت امور خارجه محدود به پروتکل است.
آیتالله روحالله خمینی، نخستین مقام رهبری جمهوری اسلامی، در سال ۱۹۸۱ رئیسجمهور منتخب نخست کشور، ابوالحسن بنیصدر، را برکنار کرد و او را مجبور به فرار از کشور در لباس مبدل کرد. بنیصدر هجده ماه قبل از آن، هفتاد و پنج درصد آرا را کسب کرده بود.
دو دهه بعد، محمد خاتمی در دو انتخابات متوالی با پیروزی قاطع بر اساس برنامهای از لیبرالیسم سیاسی و اصلاح جامعه مدنی به ریاستجمهوری رسید. مقام رهبری علی خامنهای و شورای نگهبان هر ابتکار مهمی را که او در طول هشت سال ریاستجمهوریاش تلاش کرد، مسدود یا معکوس کردند.
علی خامنهای در طول ۳۵ سال تصدی خود، اختیار مطلق را اعمال کرد. او سرکوب جنبش سبز ۲۰۰۹ را هدایت کرد و توافق هستهای ۲۰۱۵ را با وجود مخالفتهای تندروها تأیید کرد.
این سیستم هیچ مکانیزمی برای برخورد با مقام رهبری که در هیچجا دیده نمیشود، ندارد. در بیانیهای که پس از انتخاب مجتبی به عنوان مقام رهبری خالی پدرش صادر شد، سپاه پاسداران تأکید کرد که سیستم به یک فرد واحد وابسته نیست، اما این به وضوح نادرست است. سیستم ولایت فقیه – دکترین حاکم جمهوری اسلامی که اقتدار سیاسی و دینی عالی باید در دست یک فقیه اسلامی ارشد باشد – نیاز به یک رهبر حاضر و فعال برای عمل دارد.
Into the Breach: The Real Three at the Top
هفت هفته از جنگ گذشته است و سه مرد به فضایی وارد شدهاند که به نظر میرسد مجتبی خامنهای قادر به پر کردن آن نیست. هر سه نفر از کهنهسربازان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. هیچیک از آنها در مقامهای انتخابی قرار ندارند.
احمد وحیدی: فرمانده کل سپاه پاسداران. وحیدی روز بعد از آغاز جنگ به بالاترین مقام سپاه رسید، زمانی که جانشین او در حملات اولیه کشته شد. او امروز قدرتمندترین شخصیت در ایران است.
او فردی نیست که به سازش تمایل داشته باشد. به عنوان فرمانده سپاه، او به طور مداوم برای تشدید تنشها تلاش کرده و به همسایگان منطقهای حمله کرده است، علیرغم اعتراضات صریح رئیسجمهور مسعود پزشکیان، و هر تلاشی از سوی دولت غیرنظامی برای بازپسگیری کنترل بر تصمیمگیریهای جنگی را رد کرده است. او از سال ۲۰۰۷ به دلیل ارتباط با بمبگذاری در یک مرکز جامعه یهودی در بوئنوس آیرس که در آن ۸۵ نفر کشته شدند، تحت تعقیب اینترپل قرار دارد و توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا تحریم شده است.
محمد باقر ذوالقدری: دبیر شورای عالی امنیت ملی. شورای عالی امنیت ملی نهاد قانونی است که از طریق آن تمامی تصمیمات امنیت ملی ایران باید به طور رسمی تصویب شود. پس از کشته شدن علی لاریجانی در ۱۷ مارس، ذوالقدری به جای او منصوب شد. گفته شده است که پزشکیان تحت فشار سپاه مجبور به انتصاب ذوالقدری شده است.
ذوالقدری یکی از چهرههای نسل بنیانگذار سپاه است که به مدت هشت سال پس از جنگ ایران و عراق به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه خدمت کرده و سپس هشت سال دیگر به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح فعالیت کرده است. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۰ به عنوان معاون رئیس قوه قضائیه در امور استراتژیک خدمت کرده است، پستی که به او دسترسی همزمان به ساختارهای امنیتی، حقوقی و اطلاعاتی ایران را داده است. او به هر معیاری یک تندرو است و کارنامهاش پیش از آنکه قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه که در ژانویه ۲۰۲۰ در بغداد توسط حمله هوایی ایالات متحده کشته شد، به ساختارهای نهادی کمک کرده است.
محسن رضایی — مشاور نظامی مجتبی خامنهای. رضایی در طول جنگ ایران و عراق فرمانده سپاه بود. آن هشت سال سخت، سپاه را به نهادی که امروز هست تبدیل کرد. در زمینه جنگ کنونی با ایالات متحده و اسرائیل، رضایی کسی بود که در سال ۱۹۸۸ به آیتالله خمینی نوشت و استدلال کرد که ایران میتواند به جنگ با عراق ادامه دهد، اینکه سپاه هنوز ظرفیت خود را تمام نکرده و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت که خواستار آتشبس فوری بین ایران و عراق و عقبنشینی نیروها به مرزهای شناختهشده بینالمللی بود، خیانت خواهد بود. خمینی او را نادیده گرفت و این تصمیم را نوشیدن “یک جام زهر” توصیف کرد و جنگ به پایان رسید.
رضایی دهههای پس از آن جنگ را در بیابان سیاسی گذرانده و به طور ناموفق برای ریاستجمهوری نامزد شده و به عنوان دبیر شورای تشخیص مصلحت نظام خدمت کرده است.
در یک مصاحبه تلویزیونی در مقام مشاور نظامی، رضایی اعلام کرد: “ما به هیچ وجه از ده شرط خود در مذاکرات عقبنشینی نخواهیم کرد.” ارجاعات او به جنگ ایران و عراق در مصاحبه نشان میدهد که چقدر آن بنبست پرهزینه هنوز بر او سنگینی میکند.
در وحیدی، ذوالقدری و رضایی، ایالات متحده با رهبری ایرانی مواجه است که مواضع عمومی آنها، که از زمان آغاز آتشبس به طور رسمی بیان شده، هرگونه امتیازی را که واشنگتن به طور عمومی خواستار آن بوده است، رد میکند. هر کسی که در اسلامآباد در حال مذاکره است، تنها میتواند شرایطی را ارائه دهد که این سه نفر قبلاً رد نکردهاند.
سه نفر عمومی
محمد باقر قالیباف: رئیس مجلس. قالیباف بارزترین چهره دیپلماسی جنگی ایران است. او رهبری هیئت را به اسلامآباد بر عهده داشت. او چهرهای است که این روزها بیشتر از سوی جهان خارج به رهبری ایران دیده میشود و تقریباً روزانه در شبکه اجتماعی ایکس به زبان انگلیسی بسیار خوب و با اصطلاحات مناسب پست میگذارد (که این موضوع سوالاتی درباره نویسندگی او ایجاد میکند، زیرا او به عنوان کسی شناخته نمیشود که به زبان انگلیسی صحبت کند).
با این حال، دیده شدن به معنای قدرت نیست. در مذاکرات اسلامآباد، وحیدی تلاش کرد زلقدری را به تیم مذاکرهکننده ایرانی بر اساس اعتراضات صریح قالیباف و عراقچی وارد کند. آنها استدلال کردند که او تجربه دیپلماتیک ندارد. زلقدری با این حال به هیئت پیوست. در نهایت، هیئت بدون توافق به تهران فراخوانده شد.
به گفته همه، موقعیت قالیباف در برابر وحیدی ضعیف است.
مسعود پزشکیان: رئیسجمهور. پزشکیان عنوان رئیسجمهور را دارد. او گفته است که جنگ کنونی حتی از جنگ هشتساله ایران و عراق در دهه 1980 دشوارتر است، زیرا فشار اقتصادی به گونهای طراحی شده است که جامعه ایرانی را از درون متلاشی کند نه اینکه از بیرون نابود کند.
در بارزترین مداخله ریاستجمهوری او در زمان جنگ، در تاریخ 1 آوریل، در هفته پنجم جنگ، پزشکیان نامهای سرگشاده به طور مستقیم به مردم آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و از آنها خواست تا سوال کنند که آیا جنگ به نفع آنهاست یا خیر. اینکه بارزترین عمل دیپلماتیک یک رئیس دولت، پستی در شبکه اجتماعی خطاب به یک ملت خارجی باشد، به خوبی موقعیت او را نشان میدهد.
عباس عراقچی: وزیر امور خارجه. عراقچی باتجربهترین مذاکرهکننده رژیم است و رهبری مذاکرات هستهای ایران در فرآیند برجام را بر عهده داشته است. او صدای عمومی دیپلماسی ایران در این جنگ است و مردی است که در تاریخ 17 آوریل اعلام کرد که تنگه هرمز باز است و این موضوع باعث کاهش ده درصدی قیمت نفت شد. او در تیم نمایندگی ایران در مذاکرات اسلامآباد خدمت کرده است. اما همانطور که اوایل این هفته اشاره کردم، وزیر امور خارجه ظرف چند ساعت توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نادیده گرفته شد و وبسایت سختگیر تسنیم عنوان مقالهاش درباره اعلام او را اینگونه نوشت: “توییت بد و ناقص عراقچی و ابهام نادرست درباره بازگشایی تنگه هرمز.”
سه نفر در پسزمینه
علی عبداللهی: فرمانده ستاد مرکزی خاتمالانبیا. این نهاد هماهنگی تمامی عملیاتهای نظامی مشترک بین سپاه پاسداران و ارتش regular را بر عهده دارد. دو نفر از پیشینیان او در حملات اسرائیلی در طول جنگ دوازدهروزه در سال ۲۰۲۵ کشته شدند. از زمان به عهده گرفتن فرماندهی، او به طور مداوم موضعی تندروانه اتخاذ کرده است. به گفته او، اراده “برای انتقام از دشمنان مرگبار از همیشه قویتر است.” او تحت تحریمهای ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار دارد.
محمد مخبر: معاون اول رئیسجمهور. از نظر قانونی جانشین پزشکیان در صورت خالی ماندن ریاستجمهوری است. او در طول جنگ هشدارهای تندروانهای در X منتشر کرده و هشدار داده که “هر گونه محاسبه نادرست از سوی دشمن، ماشه ‘تنبیه نهایی’ را خواهد کشید.” او حرفهاش را با مدیریت بنیادهای مالی مرتبط با سپاه پاسداران به ارزش دهها میلیارد دلار ساخته و همچنین تحت تحریمهای ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار دارد.
حسین طائب: رئیس سابق اطلاعات سپاه پاسداران و عضو دیرینه حلقه نزدیک مجتبی خامنهای. او در حال حاضر سمت رسمی در زمان جنگ ندارد اما کسی است که دستور بازگشت هیئت مذاکرهکننده اسلامآباد به تهران را پس از شکایت زلگرد از اینکه عراقچی از اختیاراتش فراتر رفته، صادر کرد. به عنوان شخصی که نقشی عمومی یا عنوان رسمی فعلی ندارد اما قدرت قابل توجهی دارد، او نمونهای واضح از کسانی است که در حال حاضر در ایران نفوذ دارند.
مطالعه ضروری: قدرت در ایران امروز
رهبر عالیرتبه ایران دیگر سلطنت نمیکند. حمیدرضا عزیزی، تایم، ۲۱ آوریل ۲۰۲۶. استدلال میکند که از زمان آغاز جنگ، جمهوری اسلامی از سیستمی که حول یک شخصیت غالب سازماندهی شده بود به یک ائتلاف نظامی-امنیتی سختگیر که به طور همزمان جنگ، دیپلماسی و رقابت داخلی را مدیریت میکند، تغییر کرده است.
در ایران، رژیم واقعاً تغییر کرده است: کمتر محدود، بیشتر سختگیر. کریستین ساینس مانیتور، ۲۰ آوریل ۲۰۲۶. کمپین سر بریدن که قرار بود ایران را تضعیف کند، در عوض عناصر سختگیرتر سپاه پاسداران را تقویت کرده است که اکنون کمتر محدود و کمتر مایل به سازش نسبت به پیشینیان خود هستند.
درون سپاه پاسداران ایران: قدرت، نفوذ و خسارات در جنگ ۲۰۲۶. اخبار امنیت ملی، ۱۵ آوریل ۲۰۲۶. حسابرسی دقیقی از ساختار سپاه پاسداران، شخصیتهای ارشد از دست رفته از ۲۸ فوریه و اینکه چرا این نهاد با وجود این خسارات هنوز نیروی غالب در سیاست ایران باقی مانده است.
رهبر عالیرتبه جدید ایران در هیچجا دیده نمیشود. این ممکن است به بقای رژیم کمک کند. سیانان، ۲۱ آوریل ۲۰۲۶. عدم حضور مستمر مجتبی خامنهای از دید عمومی از آغاز جنگ، عدم قطعیت درباره اینکه چه کسی دارای قدرت نهایی است را افزایش میدهد، در حالی که به طور پارادوکسیکالی رژیم را از نیاز به ارائه یک موضع واحد مصون میدارد.

