قدرت حزبالله به نقطه محوری مذاکرات دیپلماتیک آینده در واشنگتن تبدیل شده است. تحلیلگران بر این باورند که قدرت کنونی حزبالله نتیجه مستقیم فراتر رفتن نظامی اسرائیل در تاریخ و تغییرات در اتحادهای منطقهای است.
در حالی که دولت ترامپ تلاش میکند تا میانجیگری کند، شناخت قدرت حزبالله برای کاهش تنشها در خلیج فارس ضروری است. این ارزیابی از قدرت حزبالله نشان میدهد که بدون پرداختن به واقعیتهای سیاسی محلی، دستیابی به آتشبس دشوار خواهد بود.
تأثیر ژئوپلیتیکی قدرت حزبالله
تلآویو از ابتدا بر مذاکرات کنترل داشته و در نتیجه حزبالله قویتر شده است. زمان آن است که واشنگتن از تاریخ درس بگیرد و رهبری را به دست گیرد. دولت ترامپ این هفته میزبان دور جدیدی از مذاکرات است که هدف آن پایان دادن به آخرین جنگها میان اسرائیل و لبنان است. عدم وجود تحولات جدید در جبهه لبنانی دلیلی برای خوشبینی به این دور از مذاکرات که دو دور قبلی به توافق نرسیدند، نمیدهد.
با این حال، دولت ترامپ انگیزهای برای فشار به سمت توافق دارد زیرا رئیسجمهور ترامپ نیاز دارد که خود و ایالات متحده را از بنبست مربوط به تنگه هرمز خارج کند. آخرین باری که ایران محدودیت خود بر تنگه را برداشت — حرکتی که تهران آن را زمانی که ترامپ محاصره خود را ادامه داد، معکوس کرد — در پاسخ به اعلام آتشبس در لبنان بود.
ایران از ابتدای جنگ تأکید کرده است که هر آتشبس باید جامع باشد و شامل اقداماتی که اسرائیل در لبنان انجام میدهد و همچنین درگیریها در خلیج فارس باشد. اسرائیل و ایالات متحده با پیوند دادن این دو جبهه خاورمیانه مخالفت کردهاند. اما اگر هر یک از طرفین در یک درگیری بگوید که دو موضوع به هم مرتبط هستند، آنگاه پیوندی وجود دارد، خواه طرف دیگر بخواهد یا نخواهد.
ریشههای تاریخی و قدرت حزبالله
نگرش ایرانی به این سوال منعکسکننده این واقعیت است که عملیاتهای نظامی در لبنان بهطور مستقیم از جنگ علیه ایران ناشی شده است. بهمحض اینکه اسرائیل و ایالات متحده این جنگ را در اواخر فوریه آغاز کردند، حزبالله لبنان با شلیک موشک به شمال اسرائیل پاسخ داد.
حزبالله همیشه متحد ایران بوده است. هیچکس، بهویژه اسرائیلیها، نباید از این پاسخ شگفتزده میشدند. نبرد در جبهه لبنانی از آن زمان بهطور یکجانبهای در مرگ و ویرانی مشابه نبرد اسرائیل با فلسطینیها بوده است.
حمله اسرائیل ۲۷۰۰ نفر را در لبنان کشته است، در حالی که تلفات اسرائیل شامل ۱۸ نظامی و دو غیرنظامی بوده است. در اوج این حمله، بیش از یک میلیون نفر — حدود یکپنجم جمعیت لبنان — آواره شدند و بیشتر آنها هنوز در این وضعیت باقی ماندهاند. نیروهای اسرائیل تمام روستاها را در جنوب لبنان ویران کردهاند.
آتشبس که ایالات متحده در مارس میانجیگری کرد، مانند اکثر آتشبسهای مربوط به اسرائیل، در بهترین حالت فقط به کند شدن سرعت عملیاتهای تهاجمی منجر شده است و نه به توقف آنها. علاوه بر ادامه عملیاتهای مرگبار در جنوب لبنان، اسرائیل یکی از جسورانهترین حملات هوایی خود را در منطقه بیروت انجام داد که یک ساختمان آپارتمانی در حومه جنوبی شهر را ویران کرد.
عدم تقارن دیپلماتیک و قدرت حزبالله
گفتوگوهای این هفته در واشنگتن بهعنوان مذاکرات صلح، غیرمعمول خواهد بود، زیرا واقعاً بین دو طرف متخاصم نیست. دولت ضعیف لبنان به دنبال جنگ با اسرائیل نبوده است و جنگی که در حال وقوع است بهطور طبیعی به اندازه آمار تلفات نامتقارن است.
اسرائیل میگوید دشمنش حزبالله است، اما حزبالله در اتاق کنفرانس نخواهد بود. درخواست اصلی اسرائیل در مورد لبنان این بوده است که حزبالله باید خلع سلاح شود. هیچکس درباره خلع سلاح اسرائیل یا حتی محدود کردن تسلیحات آن صحبت نمیکند، با وجود اینکه اسرائیل در این جبهه آسیبهای بیشتری نسبت به حزبالله وارد کرده است. به هر حال، اگرچه بسیاری از شخصیتهای دولت لبنان از خلع سلاح حزبالله استقبال میکنند، اما این کار بهمراتب آسانتر از گفتن آن است.
موانع هرگونه خلع سلاح حزبالله بخشی به قابلیتهای فیزیکی مربوط میشود. همچنین به واقعیتهای سیاسی درون لبنان مربوط است. حزبالله نماینده بخش قابل توجهی از جمعیت لبنان است، بهویژه تقریباً یکسوم لبنانیها که شیعه هستند. این گروه ۱۳ کرسی در پارلمان لبنان دارد و در انتخابات شهرداری سال گذشته عملکرد خوبی داشته است.
سیاست داخلی لبنان و قدرت حزبالله
یک نشانه از این واقعیتها از نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان و یکی از قدرتمندترین سیاستمداران لبنان ناشی میشود. بری رهبری حزب امل، دیگر حزب بزرگ شیعه در لبنان و متحد حزبالله را بر عهده دارد. بری هفته گذشته گفت که نباید هیچ مذاکرهای با اسرائیل انجام شود تا زمانی که اسرائیل عملیات نظامی تهاجمی خود را در لبنان متوقف کند و از جنوب کشور خارج شود.
این احساسات مشابه فراتر از بخش شیعه جمعیت لبنان گسترش یافته است و در موضع رئیسجمهور جوزف عون، که مانند تمام رؤسایجمهور لبنان یک مسیحی مارونی است، منعکس میشود. عون در برابر فشارهای ایالات متحده برای دیدار با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، مقاومت کرده و گفته است که هرگونه دیدار باید منتظر توقف عملیات تهاجمی اسرائیل و خروج آن از لبنان باشد.
موضع عون دلیل برگزاری مذاکرات این هفته در سطح سفیران است. حزبالله نه یک عامل اصلی هرج و مرج است که بهطور خودجوش به وجود آمده باشد و نه بر لبنان از سوی ایران تحمیل شده است. حزبالله وجود و رشد سریع خود در دهه ۱۹۸۰ را مدیون تجاوزات و اشغالگریهای قبلی اسرائیل در بخشهایی از لبنان است. حزبالله خود را بهعنوان مدافع بهویژه شیعیان لبنانی و همچنین تمام لبنانیها در برابر چپاول اسرائیل معرفی کرد.
روایتهای مقاومت و قدرت حزبالله
این تاریخ بهویژه در ارتباط با آنچه اسرائیل امروز با لبنان انجام میدهد، حائز اهمیت است. علاوه بر حملات هوایی مرگبار، اسرائیل بخش زیادی از جنوب لبنان را اشغال کرده است که تکرار آنچه در چهار دهه پیش انجام داد، به شمار میرود. اسرائیل شیعیان را با خواستهای مشخص هدف قرار داده است — که بهطور برابر به سایر گروههای مذهبی معطوف نیست — تا خانههای خود را در آن بخش از لبنان ترک کنند.
این خواستههای تبعیضآمیز باعث افزایش کینه و تمایل به انتقام در میان گروههای مذهبی خواهد شد که همواره پایگاه اصلی حمایت حزبالله بودهاند.
نتایج این وضعیت در نگرش حتی برخی لبنانیها که آرزو میکنند ای کاش حزبالله هرگز راکتهایی به حمایت از متحد ایرانیاش شلیک نکرده بود و این گروه را به خاطر کشاندن لبنان به جنگ ایالات متحده-اسرائیل-ایران سرزنش میکنند، مشاهده میشود. در مواجهه با رنج ناشی از تهاجم جدید اسرائیل و ناتوانی دولت لبنان در انجام اقدامات مؤثر، بسیاری از این لبنانیها دوباره به حزبالله بهعنوان امید اصلی خود برای دفاع از خود نگاه میکنند.
یک نتیجه این است که حتی اگر توافقی بهدست آید که در حال حاضر سلاحها را خاموش کند، عناصر لازم برای دورهای آینده جنگ در جبهه اسرائیل-لبنان همچنان در جای خود باقی خواهد ماند. صلح پایدار به خروج کامل و دائمی اسرائیل از لبنان و برخی تضمینها از سوی ایالات متحده بستگی خواهد داشت که از نفوذ خود برای حفظ دائمی این خروج استفاده کند.
ثبات آینده منطقهای و قدرت حزبالله
خشونت در جبهه اسرائیل-لبنان یادآور این است که چقدر بیثباتی در خاورمیانه ناشی از تسلط اسرائیل بر فلسطینیها و مقاومت خشونتآمیزی است که بهطور اجتنابناپذیری به وجود میآورد.
حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ شامل هدف قرار دادن سازمان آزادیبخش فلسطین بود — سازمانی که اگر نیازی به آزادی فلسطینیهای تحت اشغال اسرائیل وجود نداشت، وجود نمیداشت.
آخرین حمله قبلی اسرائیل به لبنان در اکتبر ۲۰۲۴ ناشی از حمله ویرانگر اسرائیل به نوار غزه بود که به مدت یک سال ادامه داشت و در پاسخ به آن، حزبالله به حمایت از فلسطینیها در غزه به سمت اسرائیل راکت شلیک کرد.
دولت لبنان میخواهد که ایالات متحده فشار کافی بر اسرائیل وارد کند تا حمله کنونی اسرائیل پایان یابد. لبنان یکی از چندین جبهه در خاورمیانه است که بزرگترین متغیر در تعیین اینکه آیا بیثباتی کاهش مییابد یا نه، این است که آیا ایالات متحده بر اسرائیل فشار میآورد یا خیر. در این مورد، تمایل ترامپ برای خارج شدن از باتلاق ایران ممکن است کافی باشد تا حداقل آتشبس بهتری نسبت به آتشبس کنونی که بهطور مکرر نقض میشود، حاصل شود.
اینکه حتی این نوع محدود از توافق حاصل شود یا نه، بیشتر به بعد ایالات متحده-اسرائیل در مذاکرات این هفته بستگی دارد تا نقش دولت لبنان در مذاکرات. با توجه به ارتباط با رویدادهای خلیج فارس، ممکن است همچنین به هر توافق وسیعتری که در مذاکرات میانجیگری شده توسط پاکستان بین ایران و ایالات متحده به دست آید، بستگی داشته باشد.

