وسواس سیاسی برای تأمین یک استراتژی خروج پاک از جنگ، درگیریهای پیچیده بینالمللی را مانند وظایف اداری ساده تلقی میکند.
زمانی که رهبران به روایت یک استراتژی خروج آسان از جنگ تکیه میکنند، راحتی سیاسی کوتاهمدت را با ثبات منطقهای بلندمدت اشتباه میگیرند. شتاب ساختاری به سمت یک استراتژی خروج سطحی از جنگ، نادیده میگیرد که درگیریهای مدرن بهطور بنیادین نقشههای ژئوپولیتیکی و اتحادهای جهانی را بازتعریف میکنند.
امنیت واقعی هرگز از طریق مانورهای دیپلماتیک که تنها به حفظ آبرو میپردازند، بازگردانده نمیشود و این نشان میدهد که یک استراتژی خروج بد برنامهریزیشده از جنگ تنها ضعف را به نمایش میگذارد و در عین حال دشمنان را در صحنه جهانی جسورتر میکند.
فکسیون رسانههای شرکتی و استراتژی خروج از جنگ
جنگ با ایران بهتازگی آغاز شده بود که جستجوی یک راه خروج شروع شد.
“انحصاری: ترامپ پس از حمله به ایران، ‘راههای خروج’ را مطرح میکند”، آکسیوس در تاریخ 28 فوریه گزارش داد، همان روزی که ایالات متحده و اسرائیل شروع به بمباران اهداف کردند. “برای ایران هنوز زود است که به ‘راههای خروج’ فکر کنیم”، هیئت تحریریه وال استریت ژورنال روز بعد پاسخ داد و پیشنهاد کرد که قابلیتهای نظامی ایران باید قبل از اینکه دولت ترامپ به دنبال نشانهای برای خروج باشد، نابود شود.
سایر رسانهها به زودی این استعاره را پذیرفتند. “با ادامه جنگ ایران، راههای خروج احتمالی برای ترامپ چیست؟” NPR پرسید. بیبیسی نیوز گزارش داد که “استراتژی ترامپ در قبال ایران این است که بهطور همزمان دو راه خروج را دنبال کند”، استراتژیای که من توصیه نمیکنم.تایمز توافق آتشبس نهایی در اوایل آوریل را بهعنوان “یک راه خروج در دقیقه یازدهم” توصیف کرد و برنامه “هفته واشنگتن با آتلانتیک” در PBS هفته گذشته برای بحث در مورد “مبارزه ترامپ برای یافتن یک راه خروج از جنگ ایران” برگزار شد.
data-path-to-node=”10″>این تصویر وسوسهانگیز است. یک خروجی به معنای یک خروج امن و آسان از یک بزرگراه است، گزینهای بهویژه جذاب اگر مشخص شود که بزرگراه شما را به جایی که در ابتدا امیدوار بودید نمیبرد. ترافیکهای بیش از حد، تصادفات یا چالهها در این “گشت و گذار کوچک”، همانطور که رئیسجمهور ترامپ به درگیری با ایران اشاره کرد؟ فقط از خروجی به سمت عادی برگردید — و جنگ را پشت سر بگذارید.
حتی دولت نیز از این اصطلاح استفاده میکند. “ایران به دنبال یک خروجی پس از تهدید قدرتمند شما است،” استیون ویتکوف، نماینده ویژه ایالات متحده در خاورمیانه، در یک جلسه کابینه در مارس به ترامپ گفت، در اشاره به هشدار رئیسجمهور که او کشور را “نابود” خواهد کرداگر رهبران ایران تنگه هرمز را دوباره باز نکنند. (آنها اطاعت نکردند و او نیز به وعدهاش عمل نکرد.) و دیوید ساکس، یک سرمایهگذار ریسکپذیر و مشاور فناوری تأثیرگذار کاخ سفید، استدلال کرده است که ترامپ باید فقط پیروزی را اعلام کند و “از درگیری خارج شود.” “ما باید سعی کنیم خروجی را پیدا کنیم،” ساکس گفت.
به جز اینکه خروجی از جنگ به ندرت شما را به جادههایی که قبلاً میرانید یا دنیایی که قبلاً میشناختید بازمیگرداند. ایالات متحده هیچ خروجی به وضعیت قبل از جنگ نخواهد یافت. این درگیری نقشهها را تغییر داده است و همه جادهها اکنون به جایی جدید میرسند.
نظرات غربی و چرخه استراتژی خروج از جنگ
این جنگ نشان داده است که رژیم ایران بسیار مقاومتر و توانمندتر از آن چیزی است که مقامات آمریکایی، که به سرعت عملیات علیه نیکلاس مادورو در ونزوئلا دل بسته بودند، انتظار داشتند. ایران ممکن است نه تنها با ایستادگی در برابر یک ابرقدرت تقویت شود، بلکه همچنین با اهرمهای جدیدی بر اقتصاد جهانی که همچنان به زنجیرههای تأمین شکننده و نقاط کلیدی حیاتی آسیبپذیر است، توانمند گردد. این جنگ زرادخانه تسلیحاتی آمریکا را تخلیه کرده و ما را کمتر آماده پاسخ به بحرانهای احتمالی در جاهای دیگر کرده است؛ همچنین نشان داده است که چگونه فناوری پهپاد ارزان در حال تغییر ماهیت — و افزایش هزینههای — جنگ مدرن است.
این درگیری همچنین به رئیسجمهور ولادیمیر پوتین روسیه یک سود اقتصادی قابل توجه داده است، که درآمد نفتی کشور را افزایش داده و تحریمها را تسهیل کرده است. این موضوع دست چین را تقویت کرده است — نفوذ آن را در بازارهای انرژی منطقه گسترش داده، تأثیر جهانی آن را افزایش داده و شاید اشتهای آن را برای یک ماجراجویی در تایوان تحریک کرده است. دو دهه پیش، ایالات متحده به چین درباره نیاز به تبدیل شدن به یک “ذینفع مسئول” در نظام بینالمللی آموزش میداد. اکنون، در حالی که ترامپ و رئیسجمهور شی جینپینگ در پکن ملاقات میکنند، کدام کشور ادعای معتبرتری به این نقش دارد؟
ثبات دوحزبی و استراتژی تاریخی خروج از جنگ
با تضعیف روابط از پیش ضعیف بین واشنگتن و متحدان سنتیاش، این جنگ هرگونه ادعای باقیمانده آمریکاییها به رهبری جهانی را تضعیف کرده است. ترامپ بهطور عملی، اگر نه بهطور قانونی، ناتو را رها کرده و “شکاف” در نظم جهانی که نخستوزیر مارک کارنی کانادا امسال دربارهاش هشدار داده بود، اکنون برای همه آشکار است.
ما اکنون در سومین ماه جنگی هستیم که ترامپ قول داده بود تنها چند هفته طول خواهد کشید، جنگی که او اغلب به آن افتخار میکرد که “زودتر از برنامه” پیش میرود. ترامپ و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو از اسرائیل در مصاحبههای اخیر اشاره کردند که این نبرد بههیچوجه به پایان نرسیده است و خواستههای حداکثری ایران — غرامت از واشنگتن، حاکمیت بر تنگه هرمز، پایان تحریمها — نشان میدهد که هرگونه خروج واقعی چقدر دور است.
فقط از معاون رئیسجمهور جی دی ونس بپرسید، که بهگفته گزارشها، از ابتدا نسبت به جنگ با ایران تردید داشته و اخیراً در سخنرانیای در آیووا به این درگیری “یک نوسان کوچک” اشاره کرده است. وانمود کردن به اینکه جنگ چندان اهمیتی ندارد، ممکن است احمقانهترین نسخه از یک خروج باشد؛ ترامپ نیز این درگیری را “جنگ کوچک” نامیده است.
واقعیتهای استراتژیک که استراتژی خروج از جنگ را تداوم میبخشند
رهبران آمریکایی مدتهاست که درباره خروج از جنگها خیالپردازی کردهاند، حتی اگر از اصطلاحات مختلفی استفاده کرده باشند. ریچارد نیکسون وعده “صلح با افتخار” را بهعنوان راهی برای خروج از ویتنام داد؛ باراک اوباما “انتقال مسئولانه” نیروهای آمریکایی از افغانستان را وعده داد. دولت کلینتون “استراتژی خروج” را بهعنوان یک جزء ضروری در برنامهریزی برای هرگونه استقرار نظامی در استراتژی امنیت ملی خود در سال 1994 ذکر کرد. “آیا ما زمانبندیها و نقاط عطفی داریم که میزان موفقیت یا شکست را نشان دهد و در هر صورت، آیا ما یک استراتژی خروج داریم؟” این سؤال را مطرح کرد.
در یک مقاله در نشریه Foreign Affairs در سال 1998، گیدئون رز به “توهم” استراتژی خروج انتقاد کرد. او نوشت: “ایده استراتژی خروج به تصوری نادرست کمک میکند که مداخلات نظامی کارهای مکانیکی هستند مانند ساخت یک آشپزخانه جدید، نه رقابتهای استراتژیک که با اصطکاک و عدم قطعیت مشخص میشوند.” تمرکز بر استراتژی خروج میتواند نشانهای از عدم اراده به دشمن باشد؛ اگر رهبری آمریکا بر روی خروج متمرکز باشد، رقبای ما میتوانند به مواضع خود پایبند بمانند، همانطور که ایران انجام میدهد، و فقط منتظر بمانند تا ما خارج شویم.
شکستن استراتژی خروج از پنجرههای سیاسی جنگ
استراتژی خروج همچنین باعث میشود که خروج نیروهای آمریکایی به یک هدف تبدیل شود — نه یک پیامد — از یک عملیات نظامی موفق، و بدین ترتیب اهداف و وسایل را مخلوط میکند. رز استدلال کرد: “سوال کلیدی این نیست که چگونه خارج میشویم، بلکه این است که چرا وارد میشویم.” و این سوالی است که دولت ترامپ، با توضیحات و توجیهات متعددی که دارد، به وضوح در مورد ایران پاسخ نداده است.
یک خروجی جانبی نسخهای حتی ضعیفتر از استراتژی خروج است. حداقل استراتژی خروج ظاهری از ملاحظات استراتژیک را به همراه دارد، هدفی که به وضوح بیان شده و در کنار دیگر اهداف سنجیده میشود. اما وقتی فقط میخواهید هر چه سریعتر از بزرگراه خارج شوید، هر رمپی کافی است. تعجبآور نیست که طبق گزارش رویترز، دولت از نهادهای اطلاعاتی خود خواسته است تا ارزیابی کنند که ایران چگونه واکنش نشان خواهد داد اگر ترامپ به سادگی پیروزی را اعلام کند و از جنگی که به گفته او خستهکننده است، عبور کند.
ترامپ وعده داده است که دیگر جنگهای ابدی وجود نخواهد داشت؛ ایران میتواند جنگ هر چیزی او باشد.
هر خروجی جانبی امروز دور به نظر میرسد. رئیسجمهور فهرست جدید درخواستهای ایران را “تکهای از زباله” خوانده، رهبران ایرانی را “مردم احمق” توصیف کرده و آتشبس برقرار شده در اوایل آوریل را در حال “حمایت از زندگی” اعلام کرده است. ماه آینده یک سال خواهد گذشت از زمانی که ترامپ تأیید کرد که برنامه هستهای ایران توسط عملیات Midnight Hammer نابود شده است، با این حال او در جنگی که تقریباً هیچیک از اهداف اعلام شدهاش را محقق نکرده و خطر میکند که ایران را در موقعیت ژئوپولیتیکی قویتری قرار دهد و از نظر نظامی کمتر آسیبدیده از آنچه دولت ادعا کرده، گیر کرده است.
حتی یک توافق نجاتدهنده صورت نیز — توافقی که به ترامپ اجازه میدهد بگوید برنده شده و به آمریکاییها اطمینان دهد که توافق او بهتر از توافقی است که دولت اوباما مذاکره کرده و ترامپ در دوره اول خود آن را پاره کرد — نمیتواند آسیبهایی را که این درگیری ایجاد کرده یا ضعفی را که نمایان کرده است، جبران کند.
در جنگ، خروجیهای جانبی به ندرت به خوبی علامتگذاری یا آسفالت میشوند.

