برای دمشق، مدیریت سوریه پس از جنگ ایران به معنای تعادل بین یک برنامه بازسازی شکننده و فشارهای خارجی مداوم برای انتخاب جانب است. ارزش استراتژیک سوریه پس از جنگ ایران از میدان نبرد نظامی به کریدور اقتصادی بالقوه تغییر یافته است، اما بیثباتی داخلی و اشغالهای خارجی هر محاسبهای را به سمت بهبودی بلندمدت پیچیده میکند.
سوریه پس از جنگ ایران: بیطرفی استراتژیک
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، هفته گذشته اعلام کرد که یادداشت تفاهمی که به جنگ چند ماهه بین ایالات متحده و ایران پایان میدهد “همه امضا شده” است.
ساکنان سوریه بهعنوان ناظرانی به جنگ نگاه کردهاند، اغلب بهطور واقعی، با موشکهای ایرانی که بهطور مکرر اسرائیل را هدف قرار میدهند و در آسمان شب در ماههای گذشته قابل مشاهده بودهاند.
با این حال، با توجه به اینکه سوریه در وسط آتشسوزی منطقهای قرار دارد، قطعاً شوکهای ناشی از آن را احساس کرده است.
رئیسجمهور سوریه، احمد الشعار، تصمیم به “حفظ بیطرفی در جنگ ایران از طریق ارتباط دیپلماتیک با کشورهای عربی و فاصلهگیری از محور ایرانی سابق در حالی که از درگیری مستقیم اجتناب میکند” گرفته است، نانار هاواچ، پژوهشگر ارشد گروه بحران بینالمللی، به The New Arab گفت.
الشعار اجازه نداد که کشور به جنگ کشیده شود و در ماه مارس گفت: “مگر اینکه سوریه توسط هر طرفی هدف قرار گیرد، سوریه در هیچ درگیریای باقی خواهد ماند”.
دمشق تاریخ طولانی از درگیری در جنگهای منطقهای دارد، از جمله چندین جنگ علیه اسرائیل و مداخله حافظ اسد در جنگ داخلی لبنان در سال 1976 که به اشغالی چند دههای تبدیل شد که تنها در سال 2005 به پایان رسید.
بهطور مشابه، جنگ کشور باعث شد سوریه به میدان نبرد بسیاری از قدرتهای رقیب، از جمله ایران، روسیه و ایالات متحده تبدیل شود.
الشعار بهوضوح اعلام کرد که نمیخواهد سوریه “میدان جنگ دیگری” شود و در عوض، اولویت او بر بازسازی کشور پس از سالها جنگ وحشیانه متمرکز است.

سوال لبنان در سوریه پس از جنگ ایران
الشعار از فشار برای متعهد کردن سوریه به جنگ رهایی نیافته است. ترامپ بهطور مکرر پیشنهاد کرده است که سوریه میتواند علیه حزبالله مداخله کند.
<p
حزبالله حامی کلیدی رژیم بشار اسد بود و در سال ۲۰۱۳، به همراه تعدادی دیگر از گروههای همراستا با ایران، در جنگ داخلی سوریه مداخله کرد تا به تقویت رژیم کمک کند، که در آن زمان در تلاش برای جلوگیری از پیشروی مخالفان سوری بود.
نگرانیها در لبنان در ماه مارس در مورد احتمال حمله سوریه افزایش یافت، پس از آنکه الشعرا دستور داد تعداد زیادی از نیروها در مرزهای لبنان و عراق مستقر شوند.
دمشق ادعا میکند که حزبالله پشت یک سری بمبگذاریها و حملات در سراسر سوریه از زمان سقوط رژیم بوده و این نیروها را برای تأمین مرز در برابر هرگونه نفوذ احتمالی حزبالله مستقر کرده است.

بهتازگی، ترامپ در کنفرانس خبری روز سهشنبه در اجلاس G7 در فرانسه گفت که “به اسرائیل پیشنهاد کرده است که بگذارد سوریه به حزبالله رسیدگی کند”.
“فکر میکنم آنها کار بهتری در این زمینه انجام خواهند داد”، او اضافه کرد.
در روز شنبه، الشعرا به گزارشهایی که حاکی از احتمال مداخله سوریه بود، بهعنوان “شایعات” اشاره کرد که “کاملاً نادرست” بودند. دلایل متعددی وجود دارد که الشعرا reluctant است خود را در جنگ لبنان درگیر کند.
هرگونه مداخله “عواقب عمدهای برای سوریه از نظر خارجی و داخلی” خواهد داشت، عیسی الریس، پژوهشگر نظامی با ETANA، یک گروه پژوهشی سوری، به TNA میگوید. او معتقد است که ممکن است واکنش دیپلماتیک خارجی در زمانی که سوریه در تلاش است روابط بینالمللی خود را با بخش عمدهای از جهان ترمیم کند، وجود داشته باشد.
بهطور مشابه، نظرسنجی اخیر توسط نظرسنجی سوریه در انتقال نشان میدهد که افکار عمومی بهوضوح مخالف مداخله در لبنان است، با ۶۳٪ از پاسخدهندگان مخالف، در حالی که تنها ۱۷٪ به آن رأی مثبت دادهاند.
الریس پیشنهاد میکند که ارتش سوریه، که در حال حاضر در مرحله ادغام گروههای مسلح مختلف است، “هنوز یک ارتش حرفهای نیست که برای هرگونه مداخله خارجی بهخوبی تجهیز شده باشد”.
“مبارزه با حزبالله در سرزمین خودشان قطعاً نبرد آسانی نیست,” او اضافه میکند. “این یک مداخله پیچیده در بسیاری از جنبههاست که احتمالاً ارتش سوریه تمایلی به درگیر شدن با آن ندارد.”
خدمات امنیتی سوریه در حال حاضر با شورشهای دولت اسلامی (IS) مبارزه میکنند، حملات مرتبط با بازماندگان اسد در سواحل سوریه، درگیریهای گاه و بیگاه در منطقه دروزینشین سویدا در جنوب سوریه، به همراه ادغام مداوم آن با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که اکثراً کرد هستند، در شمال شرق.
این واقعیت با اشغال مداوم اسرائیل از مناطق جنوبی سوریه در بلندیهای جولان و قنیطره پیچیدهتر میشود. اسرائیل نسبت به دولت جدید سوریه رویکردی بسیار خصمانه اتخاذ کرده است.
در ژوئیه ۲۰۲۵، اسرائیل وزارت دفاع در دمشق را در روزهای خشونت علیه دروزیها در سویدا بمباران کرد.
[caption id="attachment_26168" align="alignleft" width="1155"]
با بسته شدن تنگه هرمز در طول جنگ، سوریه میتواند بهتر به عنوان یک کریدور تجاری و مرکز ترانزیت خود را معرفی کند. [Getty]
تحول اقتصادی در سوریه پس از جنگ ایران
جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز “فرصت خوبی برای سوریه فراهم میکند تا خود را به عنوان یک مرکز ترانزیت برای صادرات نفت از عراق و خلیج فارس معرفی کند,” بنجامین فیو، مشاور ارشد در Karam Shaar Advisory، به TNA توضیح میدهد.
پس از بسته شدن تنگه هرمز، عراق صادرات نفت را از طریق خشکی به سوریه هدایت کرد، که روزانه حدود ۶۰۰,۰۰۰ تن نفت از این کشور عبور میکند. گزارشها حاکی از آن است که سوریه برای هزینههای ترانزیت ۵ دلار به ازای هر بشکه دریافت میکند، که به خزانه عمومی روزانه حدود ۲-۳ میلیون دلار درآمد میدهد.
“سوریه اکنون بهتر میتواند خود را به عنوان یک کریدور تجاری و مرکز ترانزیت ممکن معرفی کند,” فیو اضافه میکند.
این ایده در ایالات متحده حامیانی دارد. هفته گذشته، موسسه New Lines، یک اندیشکده مستقر در ایالات متحده، با حمایت کاردار ایالات متحده در سوریه، محمد قناتاری، یک ابتکار سیاستی جدید به نام “ابتکار چهار دریا” را معرفی کرد که تصور میکند سوریه خود را به عنوان یک مرکز ترانزیت کلیدی منطقهای معرفی کند که خلیج عربی، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق یک شبکه از کریدورهای استراتژیک انرژی و حمل و نقل به هم متصل میکند.
این ایده میتواند “سرمایهگذاریهای بیشتری را به سوریه جذب کند”، توضیح میدهد فِو، زیرا کشورها امیدوارند پتانسیل سوریه را به عنوان یک مرکز ترانزیت جایگزین توسعه دهند. بهطور مشابه، این میتواند “مزایای سیاسی” نیز داشته باشد زیرا این ذینفعان خارجی “بزرگتر به حفظ ثبات سوریه علاقهمند خواهند بود”.
با این حال، همه نتایج ممکن است مثبت نباشند. در نهایت، بخش انرژی سوریه در ویرانی به سر میبرد و بنابراین این کشور هنوز هم یک واردکننده خالص نفت است. به گفته فِو، جنگ قیمت سوخت را در سطح جهانی افزایش داده است که تأثیرات زنجیرهای بر هزینههای واردات داشته و موجب افزایش تورم در داخل کشور شده است.
سوریه پس از جنگ ایران: واقعیتهای سرمایهگذاری
همچنین این خطر وجود دارد که “کشورهای خلیج فارس که از آسیبهای زیرساختی خود بهبود مییابند، سرمایهگذاری را بهطور انتخابیتری نسبت به قبل به سمت سوریه هدایت کنند”، میگوید هاواچ.
“کشورهای خلیج فارس ممکن است بازسازی خود را در اولویت قرار دهند”، میگوید فِو، اگرچه او هشدار میدهد که هنوز برای قضاوت در مورد تأثیر آن زود است. “ما در آینده خواهیم دید، اما آنچه سوریه وعده گرفته، واقعاً مقدار بسیار کمی است [در مقایسه با کل سرمایهگذاری خلیج فارس در خارج].”
سوریه شاهد پدیدهای بوده است که در آن بیشتر سرمایهگذاریهای وعده داده شده محقق نشدهاند، “اما این مشکل قبل از جنگ نیز وجود داشت”، میگوید فِو، و عمدتاً به محدودیتهای موجود در سوریه در مدیریت این برنامههای وعده داده شده توضیح داده میشود.
با این حال، جنگ ایران تأثیر تحولی بر منطقه داشته است، قدرت ایران را افزایش داده و توانایی ایالات متحده و اسرائیل را برای مانور تا حدی کاهش داده است.
موجهای بلندمدت سوریه پس از جنگ ایران
برای سوریه، که در قلب منطقه واقع شده است، قطعاً این کشور برای مدت طولانی موجهای این آخرین درگیری منطقهای را احساس خواهد کرد.

