برای ایرانیان آمریکایی، جام جهانی 2026 حمایت بیقید و شرط از تیم ملی را به محاسباتی پیچیده و عمیقاً شخصی تبدیل میکند، جایی که ژئوپولیتیک اکنون بر افتخار ورزشی غلبه دارد. این تغییر، حمایت از ایران را به عملی متناقض تبدیل میکند، زیرا جنگ کشور میزبان با شرکتکنندگان مرز بین تیم و رژیم را محو میکند و هواداران را مجبور به پیمایش در وفاداری و اخلاق میسازد. با این حال، خود عمل حمایت از ایران در این فضای پرتنش، یک پارادوکس عمیق را نمایان میسازد: در حالی که دولت ایالات متحده به طور فعال در حال تضعیف آمادگیهای تیم است، این تورنمنت هنوز نگاهی گذرا به وحدت جهانی ارائه میدهد، هرچند که تحت سایه سرکوب و واقعگرایی سیاسی قرار دارد.
حمایت از ایران در میدان مین ژئوپولیتیک
در جامهای جهانی گذشته، ایرانیان آمریکایی تقریباً بدون قید و شرط از تیم ملی، که به آن تیم ملی گفته میشود، حمایت میکردند. ایده این بود: از تیم حمایت کن، از رژیم متنفر باش. اما در جام جهانی 2026، هم ژئوپولیتیک و هم مفهوم بازی منصفانه پیچیدهتر شدهاند، زیرا یکی از میزبانها در حال جنگ با یکی از شرکتکنندگان است.
در سکوها و در مهمانیهای تماشا، برخی از بخشهای جامعه ایرانی آمریکایی به این نتیجه رسیدهاند که “تیم، رژیم است.” در میدان، دولت ایالات متحده توانایی تیم ایرانی را برای تمرین و سفر مانند سایر تیمها محدود کرده است.
در پرسپولیس، یک رستوران ایرانی در نیویورک که بازی بلژیک و ایران را پخش میکرد، هواداران قدیمی به این ناهماهنگی اذعان کردند. رئیسجمهور ترامپ گفته بود که ایران را از دست آیتاللهها نجات خواهد داد؛ “کمک در راه است” او در شبکه اجتماعی Truth Social پیام داد. اما در عوض، او توسط ایران شکست خورد و به اصطلاح فوتبال آمریکایی، مجبور به واگذاری شد.
آریا آیدین، یک مهندس 24 ساله که در یک استارتاپ فناوری کار میکند، یک ایرانی آمریکایی نسل دوم است که برای تیم کشورش، ایالات متحده، و همچنین تیم کشور زادگاه خانوادهاش حمایت میکند. آقای آیدین گفت: “این کمی عجیب است.”
تغییر وفاداری و حمایت از ایران
در خارج از استادیوم SoFi، جایی که ایران دو بازی اول خود را انجام داد، و نزدیک به میدانی که ایران تمرینات پیش از بازی خود را برگزار کرده است، اعتراضاتی برگزار شده است. در بازیها، برخی از هواداران به سرود ملی ایران هو کردند و پرچم شیر و خورشید پیش از انقلاب ایران را به نمایش گذاشتند، هرچند که فیفا آن را از استادیومها ممنوع کرده است. در پرسپولیس، یکی از کارکنان تیشرتی با طرح شیر و خورشید پوشیده بود.
تیم ملی یک بار به عنوان نماد مقاومت شناخته میشد و مسابقات ایران گاهی با شعارهای ضد دولتی همراه بود. بازیکنان گاهی از معترضان حمایت میکردند یا از خواندن سرود ملی خودداری میکردند. این فضا تقریباً ناپدید شده است زیرا دولت به طور فزایندهای سرکوبگر شده است. ستاره ایران در سال 1998، علی دایی، خیابانی به نام او در تهران نامگذاری شده بود. آن خیابان اکنون در حال تغییر نام است زیرا به نظر میرسد او به اندازه کافی برای دولت کنونی اشتیاق نشان نداده است.
امسال تیم ملی بازیکنی را که وفاداری کافی به رژیم نشان نداد، کنار گذاشت. و گزارشها حاکی از آن است که دولت به طور عمیقتری در مدیریت تیم دخالت کرده و فضای کمی برای نظرات مخالف باقی گذاشته است.
“فشار بر روی بازیکنان بسیار زیاد است. آنها میدانند که اگر از خط خارج شوند، رویاهایشان برای جام جهانی به پایان میرسد”، گفت دان گاسپار، مربی دروازهبان سابق تیم ملی ایران که اکنون با غنا همکاری میکند. بازیکنان ایرانی مجبور شدند در تظاهرات حامی رژیم شرکت کنند.
نماینده رژیم یا تیمی برای حمایت از ایران
این احتمال وجود دارد که تیم آمریکایی که دوباره جان گرفته و گلزن است، در مرحله حذفی با ایران روبرو شود. با این حال، این نتیجه چندان محتمل نیست، بخشی به این دلیل که ایران آنقدر خوب نیست و بخشی به این دلیل که دولت ترامپ، که در توصیف تیم ملی به عنوان نماینده رژیم هیچ تعارضی ندارد، به طور خاص در تلاش است تا آمادهسازیهای آن را تضعیف کند.
با وجود اینکه سه بازی اول خود را در ایالات متحده برگزار کرد، تیم مجبور شد پایگاه تمرینی خود را از آریزونا به مکزیک منتقل کند زیرا ایالات متحده به اعضای کادر که گفته میشد نقش ورزشی ندارند، ویزا نداد. به تیم گفته شد که میتواند فقط 24 ساعت در ایالات متحده برای هر بازی بماند. سایر تیمها معمولاً دو روز قبل از مسابقات به محل بازی میرسند و فرصتی برای تمرین در استادیومی که قرار است بازی کنند، دارند. پس از مسابقات، آنها معمولاً در محل باقی میمانند تا به سرعت به محلهای تمرینی خود بازنگردند، که به آنها زمان مناسب برای بهبودی میدهد. فقط سعی کنید بعد از دویدن شش مایل در حالی که توپ را شوت میزنید، در هواپیما عضلات خود را آرام کنید.
فدراسیون فوتبال ایران تهدید به ثبت یک اعتراض رسمی کرد، که به اندازهای شانس دارد که پاناما بتواند به گل برسد. ایرانیها انتظار کمتری ندارند. “احتمالاً هیچ تیمی بهتر از ایران برای این نوع رفتار آماده نیست”، گفت آقای گاسپار. “آنها سالهاست که طرد شدهاند، بنابراین به آن عادت کردهاند.”
بدون شک، در مسائل جنگ، آخرین چیزی که هر مبارزی میخواهد، میدان بازی برابر است. به همین دلیل یک ارتش سعی میکند دفاع هوایی دشمن را از بین ببرد یا کنترل ارتفاعات را به دست بگیرد. یا تنگه هرمز. در همه چیزهای مربوط به ترامپ، چه در سیاست و چه در ورزش، بهویژه گلف، تقلب در برابر حریف نشانهای از ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه یک استراتژی است.
حمایت از ایران در میان بازیهای سیاسی
ایرانیها با روحیهای بالا ورزشگاه را در لس آنجلس ترک کردند، پس از اینکه موفق شدند بلژیک، یکی از بهترین تیمهای جهان، را متوقف کنند، که این موفقیت به دلیل اخراج یکی از بازیکنان بلژیکی بود. قوانین هنوز هم در میدان اهمیت دارند. قبل از عزیمت به مکزیک، آنها یادداشتی از قدردانی برای هواداران و لس آنجلس — تهرانجلس به ایرانیان آمریکایی — به جا گذاشتند و از آنها به خاطر استقبالشان، علیرغم درگیریها، تشکر کردند. ایالات متحده حتی تسلیم شده و به ایرانیها اجازه داده است که به مدت ۴۸ ساعت در کشور بمانند تا برای مسابقه حیاتیشان در برابر مصر در شب جمعه در سیاتل آماده شوند.
این به نوعی، بهترین وجه جام جهانی است. این امکان را برای کشوری مانند ایران، که تحت کنترل گروهی از تئوکراتهای قاتل است، فراهم میکند تا در یک گردهمایی ورزشی جهانی به طور موقت رستگاری یابد. هیچکس مجبور نیست از دولت ایران خوشش بیاید، اما ممکن است از بازی تیم آن لذت ببرد. این جام جهانی نمایانگر نسخه بهتری از ایالات متحده نیز هست. با وجود بدرفتاریهای ورزشی دولت ترامپ، ما دوباره — حداقل برای مدت برگزاری جام — کشوری هستیم که از خارجیها استقبال میکند. اگر برخی از ایرانیان آمریکایی تصمیم گرفتهاند که از تیم ایران حمایت نکنند، این هم خوب است. آنها آزادند که این کار را انجام دهند.

