همراستایی استراتژیک بین اروپا و خلیج فارس دیگر یک گزینه نیست بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیکی برای کاهش خطرات سیستمی ناشی از فرسایش نظم بینالمللی است. با بهرهبرداری از زنجیرههای تأمین عمیق و مشترک و اطلاعات صنعتی دفاعی، اروپا و خلیج فارس یک پایه عملکردی برای دور زدن نوسانات ناشی از هژمونی ابرقدرتهای در حال افول ایجاد کردهاند.
اروپا و خلیج فارس امنیت را هدایت میکنند
در چند هفته گذشته، من در بحثهایی با رهبران ارشد از اروپا و خلیج عربی درباره آینده روابط استراتژیکشان شرکت کردهام. این بحثها شامل اولین نشست «فروم اروپا-خلیج» بود که در ماه مه در کوستا ناوارینو، یونان برگزار شد و همچنین تعاملات ماه ژوئن با مقامات فعلی و سابق در واشنگتن، بروکسل و بریتانیا.
پیام واضح است. نظم قدیمی مبتنی بر قوانین بینالمللی هرگز کامل نبود و قدرتهای بزرگ زمانی که برایشان مناسب بود خود را از آن معاف میکردند. اما بیثباتی که اکنون با افول نظم قدیمی به وجود میآید بسیار بدتر است. ایالات متحده در حال نشان دادن عدم قطعیت در اجرای اصل آزادی ناوبری است—با تهدید رئیسجمهور دونالد ترامپ برای جمعآوری عوارض از تنگه هرمز. آتشبس شصتروزهای که ترامپ با ایران مذاکره کرده، سؤالات دشواری را در مورد اینکه آیا محدودیتی بر برنامه هستهای ایران یا کنترل آن بر هرمز وجود خواهد داشت، به جا میگذارد.
کشورهای اروپا و خلیج فارس در این مسائل باقیمانده منافع عمدهای مشترک دارند، با توجه به اینکه آنها از ایالات متحده نزدیکتر به برد موشکهای ایران هستند و اقتصادهایشان بیشتر در معرض خطر تنگه هرمز آسیبدیده قرار دارد. این «قدرتهای میانه» چارهای جز احتیاط بین ابرقدرتهای جهانی ندارند مگر اینکه متحد شوند.
به این منظور، اروپا و خلیج فارس نمایانگر تعداد کافی از کشورها و قابلیتها هستند تا منافع مشترک خود را با بهرهبرداری از اقتصاد جغرافیای مرتبط و دانش به دست آمده از جنگهای خود تأمین کنند. این نقاط قوت اروپا-خلیج، که به واسطه منافع مشترک چندجانبه تشویق و محدود شدهاند، میتوانند اصول تعامل حاکمیتی را که کشورهای کوچکتر برای ثبات و استقلال به آن تکیه کردهاند، ترویج کنند.

مزیت جغرافیایی
کانال انگلیسی شلوغترین مسیر حمل و نقل دریایی در جهان است. و بین تنگه هرمز، کانال سوئز، باب المندب و تنگههای دانمارکی، ۴۴ درصد از نفت روزانهای که بهصورت دریایی معامله میشود، از نقاط تنگهای خلیج فارس و اروپا عبور میکند. با توجه به اینکه ۸۰ درصد از تجارت بینالمللی از طریق دریا انجام میشود، این بدان معناست که ثبات و رفاه زنجیرههای تأمین کلیدی نظم بینالمللی به دسترسی به این آبراهها وابسته است.
در میان تغییرات اروپا و خلیج فارس
اروپا و خلیج فارس از نظر هوایی نیز بههمان اندازه مرکزی هستند. فرودگاه بینالمللی دبی شلوغترین فرودگاه جهان از نظر ترافیک مسافران بینالمللی است و پس از آن فرودگاه هیترو لندن قرار دارد، زیرا هر دو بهعنوان نقاط توقف طبیعی برای طولانیترین پروازها عمل میکنند.
این دو منطقه با ادامه ساخت زیرساختهای دریایی و هوایی و توسعه پیوندهای ریلی و خط لوله—اضافههای استراتژیک که بهدلیل جنگ ایران بهطور فوریتری ضروری شدهاند—بهخوبی خدمت خواهند شد. این سرمایهگذاریها میتوانند اقتصاد هر دو منطقه و نفوذ بینالمللی آنها را رشد دهند.

دانش و قدرت
با هزینههای زیاد، جنگ روسیه علیه اوکراین آینده جنگها را به ما نشان میدهد. اوکراین در زمان آغاز جنگ هیچ پهپادی تولید نمیکرد. اکنون سالانه ده میلیون پهپاد تولید میکند. برای اولین بار در آوریل امسال، اوکراین بیشتر از روسیه به روسیه پهپاد و موشک پرتاب کرد و در عین حال به دستاوردهای سرزمینی بیشتری نسبت به دشمن خود دست یافت. تا کنون در سال جاری، اوکراین ماهانه ۳۵,۰۰۰ سرباز روس را زخمی یا کشته است که ۹۵ درصد از این تلفات ناشی از پهپادها و موشکهای دوربرد بوده است. به جز عبور از آستانه هستهای تشدید، جنگ اکنون درباره دادههایی است که پهپادها، موشکهای دوربرد و شبکهها و سیستمهای فرمان و کنترل (C2) ماهوارهای را هدایت میکند.
پس از چهار سال جنگ، اوکراین بزرگترین مجموعه دادههای میدان جنگ مدرن جهان را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی (AI) بهمنظور شناسایی الگوها، اشکال و رفتار مردم و ماشینها در جنگ توسعه داده است. این را به دادههای خلیج فارس که در برابر نزدیک به ده هزار پهپاد و موشک شلیک شده توسط ایران دفاع میکند، اضافه کنید. اوکراین نیاز به منابع خلیج فارس برای صنعتیسازی این دادهها را شناسایی کرده و در آوریل توافقات همکاری در زمینه دفاع و پهپادهای بلندمدت را با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر امضا کرده است. این توافقات پس از سرمایهگذاریهای صدها میلیارد دلاری در زیرساختهای هوش مصنوعی توسط صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس انجام میشود.
پیشرفت اروپا و خلیج فارس
خلیج فارس انرژی و زیرساخت لازم برای جمعآوری این دادهها و استفاده از آنها برای آموزش هوش مصنوعی در کاربردهای عملی میدان نبرد را دارد. علاوه بر دادههای اختصاصی اوکراین، اروپا دارای یک پایگاه صنعتی دفاعی در حال رشد و تعهدی از سوی کشورهای ناتو برای افزایش هزینههای دفاعی خود است. این دو میتوانند به یک صنعت دفاعی رقابتی در سطح جهانی بین اروپا و خلیج فارس کمک کنند.
منفعتطلبی چندجانبه
اروپا و خلیج فارس به دلیل تفاوتهای فرهنگی به نظر میرسد که متحدان غیرمحتملی هستند، اما نمیتوانیم فراموش کنیم که اروپا در اوایل قرن بیستم به مراتب بیشتر از اختلافات کنونی بین اروپا و خلیج فارس یا به عبارت دیگر، بین کشورهای خلیج فارس، دچار تفرقه بود. در حالی که دو جنگ جهانی فرانسه و آلمان را به ادغام واداشت، فروپاشی نظم مبتنی بر قوانین، هماهنگی بین اروپا و خلیج فارس را تسریع میکند. هر دو منطقه میبینند که چگونه یک توده بحرانی از منافع چندجانبه میتواند در نهایت به امنیت و صدای فردی آنها خدمت کند.
در حالی که اروپا و خلیج فارس در ارزشهای متفاوت با یکدیگر برخورد دارند، ریسکهای ژئوپلیتیکی به قدری بالاست که اتحادیه اروپا نمیتواند اولویت را به تحمیل ارزشهای خود بر کشورهای دیگر به جای ثبات بینالمللی بدهد. این اختلافات به وضوح در سیاستهای اتحادیه اروپا مانند مکانیزم تنظیم مرزی کربن (CBAM) و دستورالعمل دقت لازم در پایداری شرکتی (CSDDD) مشاهده میشود. قطر حتی تهدید کرد که تأمین انرژی اتحادیه اروپا را به خاطر CSDDD قطع خواهد کرد. با این حال، توافقنامه تجارت آزاد اتحادیه اروپا-مرکوسور که ۷۰۰ میلیون نفر را متصل میکند، با وجود مخالفانی مانند حزب سبز اروپا که ادعا میکرد این توافق “عدم قطعیت درباره اجرای آینده CBAM” ایجاد خواهد کرد، به تصویب رسید و نشان داد که اتحادیه اروپا میتواند از چنین منازعاتی عبور کند.
خارج از اتحادیه اروپا، بریتانیا به تازگی توافقنامه تجارت آزاد با شورای همکاری خلیج فارس (GCC) امضا کرده است که شامل آزادسازی ویزا میشود، حتی اگر یک نفر از هر شش بریتانیایی مسلمانان را به عنوان تهدید فرهنگی تلقی کند. مرکزیت ارزشهای اروپا در زمینه حقوق بشر و پایداری تغییر نکرده است؛ شرایط بینالمللی تغییر کردهاند. تهاجم روسیه و نوسانات آمریکایی اروپا را مجبور میکند که بین تسهیل مقررات برای گسترش امنیت اقتصادی خود، به ویژه در زمینه انرژی، یا ایستادن بر اصول به قیمت قدرت خود برای اعمال آنها، یکی را انتخاب کند.
اروپا و خلیج فارس پر کردن شکافها
روابط اروپا و خلیج فارس از راحتی اقتصادی به ضرورت وجودی در راستای دور زدن شوکهای جنگ و ایجاد یک حائل در برابر بیثباتی قدرتهای بزرگ در حال تغییر است.
مرکز ثقل جدید
این تصادفی نیست که نخستین مأموریت دیپلماتیک شورای همکاری خلیج فارس در سال 1993 در بروکسل، محل اصلی نهادهای تصمیمگیری اتحادیه اروپا، تأسیس شد. نخستین انتصاب نماینده اتحادیه اروپا-شورای همکاری خلیج فارس در سال 2023 این میراث را تکرار میکند. هم اروپا و هم خلیج فارس درک میکنند که چندجانبهگرایی اهمیت دارد.
در حالی که نقش کمکهای امنیتی ایالات متحده برای اروپا و خلیج فارس همچنان ضروری است، اما نفوذ آن به مرور زمان در حال تضعیف است. کشورهای خلیج فارس اکنون به دنبال تنوع بخشیدن به امنیت خود هستند زیرا تضمین بازدارندگی ایالات متحده به واسطه جنگ ایران از بین رفته است. به عنوان مثال، مقامات سعودی به من گفتند که آنها به نزدیکی ایران به واسطه چین و پیمان دفاعی این کشور با پاکستان اعتبار میدهند و به همین دلیل کمتر از امارات متحده عربی تحت حملات ایرانی قرار گرفتهاند، با وجود اینکه اندازه آنها بزرگتر است. پاکستان در حال نهایی کردن ترتیباتی برای گنجاندن ترکیه—یک عضو ناتو که 65 درصد بازار جهانی پهپاد را در اختیار دارد—در این پیمان است.
رئیس شورای اروپا، چارلز میشل، نخستوزیر بحرین و ولیعهد شیخ سلمان بن حمد آل خلیفه، معاون نخستوزیر امارات متحده عربی شیخ مكتوم بن محمد بن راشد آل مکتوم و ولیعهد و نخستوزیر عربستان سعودی محمد بن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود در حین اجلاس مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در بروکسل، بلژیک در تاریخ 16 اکتبر 2024 ایستادهاند. REUTERS/Johanna Geron
تجارت در سراسر اروپا و خلیج فارس
و همانطور که اجلاس ناتو در هفته آینده در ترکیه به آن خواهد پرداخت، اروپا هزینههای دفاعی خود را افزایش داده است. تقسیم هزینههای ناتو بین ایالات متحده و اروپا اکنون 60/40 است و به سمت 50/50 در حال حرکت است. این عمدتاً به دلیل افزایش سریع هزینههای بزرگترین اقتصاد اروپا، آلمان، است که بودجه دفاعی خود را به 3.1 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2027 افزایش داده است و صدراعظم فردریش مرز ایران را به عنوان یک محرک کلیدی ذکر کرده است. اما برای همسایگان روسیه که هرگز پس از جنگ سرد غافل نشدند، فنلاند و سوئد، جنگ اوکراین آنها را به پیوستن به ناتو وادار کرد. آنها C2 مستقل را به ارمغان میآورند که اروپا فراتر از مرکز عصبی ایالات متحده به آن نیاز دارد و ایالات متحده باید شبهجزیره کولا—بزرگترین تمرکز سلاحهای هستهای روسیه—را زیر نظر داشته باشد.
با گذشت زمان، اروپا و خلیج فارس میتوانند از طریق پروژههای زیرساختی که قارههای خود را به هم متصل میکند، توافقهای تجارت آزاد و قراردادهای دفاعی مقیاسپذیر، استقلال استراتژیک خود را افزایش دهند. آنها میتوانند با هم یک مرکز جاذبه قوی تشکیل دهند که قدرتهای بزرگ دیگر نتوانند آن را نادیده بگیرند.

