بیست و پنج سال پس از فروپاشی برجهای دوقلو، عرصه امنیت بینالمللی با یک فروپاشی بیسابقه در بازدارندگی نهادی مواجه است. نقاط بحرانی کنونی در جغرافیای سیاسی نشان میدهد که یک شوک جهانی فاجعهبار دیگر یک احتمال دور نیست بلکه یک احتمال فعال است. در حالی که رهبران پوپولیست به طور مکرر زرادخانههای استراتژیک را به نمایش میگذارند، تهدید یک شوک جهانی قریبالوقوع نیازمند بیداری عملی فوری از جوامع بیتفاوت است.
شوک جهانی آینده ما را تهدید میکند
شوک جهانی بعدی ممکن است استفاده از سلاحهای هستهای باشد که با نگرشهای غیرمسئولانهتر رهبران جهان و کمبود درک و ترس عمومی همراه است.
روزنامهنگاران در سرتاسر جهان در حال حاضر در حال نوشتن مقالات خود برای سالگرد ۲۵ سالگی ۱۱ سپتامبر در این پاییز هستند. بیشتر آنها فرض میکنند که تمرکز باید بر روی افغانستان و تهدیدهای تجدیدشده از سوی داعش-خراسان (استان خراسان گروه تروریستی دولت اسلامی) و عناصر باقیمانده القاعده (AQ) باشد. گزارشی از سازمان ملل ادعا میکند که هر دو گروه در افغانستان زنده ماندهاند و اگر نه در حال شکوفایی هستند. اما تاریخ معمولاً خود را تکرار نمیکند و اگرچه تخلیه افغانستان توسط رئیسجمهور بایدن پس از توافق فاجعهبار دوحه رئیسجمهور ترامپ با طالبان یک اشتباه پرهزینه بود، هیچ نشانهای وجود ندارد که هر یک از این گروهها بتوانند حملهای به بزرگی آن روز وحشتناک در نیویورک و واشنگتن انجام دهند.
آفت تروریسم بسیار نزدیکتر به خانه است. آفت تروریسم، البته، ادامه خواهد یافت و امروزه بسیار نزدیکتر به خانه است، هم در غرب آفریقا و هم در داخل کشورهای خودمان، جایی که جوانان منزوی در اتاق خوابهای خود رادیکالیزه میشوند و سپس با یک چاقوی آشپزخانه یا خودروی خانوادگی سعی میکنند بدترین کارها را انجام دهند.
در دهه ۱۹۹۰، دولتهای غربی نگرانی زیادی درباره تروریسم شیمیایی و بیولوژیکی (CB) داشتند، به ویژه پس از حمله آون شینریکو به متروی توکیو. در لندن نگرانی درباره یک حمله با تلفات انبوه در مترو وجود داشت. اما حمله CB بسیار دشوار است و همین پیچیدگی به این معنی است که خدمات امنیتی باید از برنامهریزی آگاه شوند.

پیشبینی واقعیتهای شوک جهانی
از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، خدمات امنیتی در نظارت بر آمادگیهای تروریستی بسیار ماهرتر شدهاند. هیچ نهادی در جهان نمیتواند انتظار داشته باشد که هر فرد ناراضی و منزوی را زیر نظر داشته باشد (و نباید هم چنین انتظاری داشته باشد) اما هوش مصنوعی (AI) به طور قابل توجهی به خدمات در سرتاسر جهان کمک خواهد کرد و به عنوان مثال، الگوهای سفر غیرمعمول و خرید مواد پیشساز را شناسایی خواهد کرد.
در واقع، هوش مصنوعی قطعاً قبل از ۱۱ سپتامبر میتوانست «نقاط را به هم متصل کند» پس از آنکه بریتانیاییها درباره حملات در نیویورک که شامل ربودن هواپیماها توسط القاعده بود، هشدار داده بودند و آمریکاییها شواهد دیگری از جمله درخواستهای غیرمعمول از مدارس پرواز داشتند.
پس اگر تروریسم نیست، پس چه چیزی قرار است شوک جهانی بعدی را فراهم کند که با پرل هاربر و ۱۱ سپتامبر رقابت کند؟ در میانه دهه ۲۰۰۰، فرض بر این بود که این یک حمله سایبری خواهد بود. ریچارد کلارک، مشاور ویژه در زمینه امنیت سایبری در کاخ سفید، کتاب «جنگ سایبری» (هارپر کالینز، ۲۰۱۰) را نوشت که تصویری از شهرهای مدرن را به نمایش میگذارد که به حالت نیمهسنگی تبدیل شدهاند، با کنترل ترافیک هوایی و بیمارستانها فلج شده، بانکها و تراکنشهای مالی متوقف شده و سیستمهای گرمایش و تهویه مطبوع دیگر کار نمیکنند و سوخت به سرعت تمام میشود.
دفاعهای سایبری اکنون بسیار قویتر شدهاند هرچند که هوش مصنوعی به قابلیتهای هر دو طرف مهاجم و مدافع افزوده خواهد کرد. این موضوع در کانون بحثهای کنونی درباره «میتوس» آنتروپیک قرار دارد.

آمادگی برای شوک جهانی
کووید ۱۹ میتواند به عنوان جانشین ۱۱ سپتامبر از نظر شوک جهانی دیده شود. این البته یک رویداد تراژیک بود و خطر این وجود دارد که در مشاهده این موضوع بیاحساس به نظر برسیم که سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که ۰.۰۹٪ از جمعیت جهانی جان خود را از دست دادهاند (هرچند که رقم واقعی ممکن است کمی بالاتر باشد). در مقابل، طاعون سیاه بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ تخمین زده میشود که ۴۰٪ از جمعیت اروپا را کشته است. با این حال، توسعه سریع و چشمگیر واکسنها در دوران کووید و ارزش هوش مصنوعی در کوتاه کردن زمانهای توسعه و آزمایش واکسن نشان میدهد که ممکن است پاندمی بعدی کوتاهتر و بنابراین کمتر ویرانگر باشد. از سوی دیگر، بازیگران بدخواه میتوانند از هوش مصنوعی برای توسعه بیماریهای بیشتر ویرانگر استفاده کنند.
توسعههای فوقالعاده در جنگافزارها در اوکراین از سال ۲۰۲۲ باید دولتها و جمعیتها را نگران استفاده از پهپادها در نزدیکی خانه کنند. این ابزارها قطعاً به ابزارهای روتین کشورهای سرکش، تروریستها و قاتلان تبدیل خواهند شد. جالب است که اولین (و تا کنون تنها) تلاش برای ترور با پهپاد در سال ۲۰۱۸ علیه رئیسجمهور مادورو از ونزوئلا انجام شد، از آن زمان توسعه فناوری پهپاد در اوکراین به طور تصاعدی افزایش یافته است.
تنها یک مسأله زمان است که ما شاهد استفاده از آنها در یک زمینه داخلی خواهیم بود، شاید علیه زیرساختهای حیاتی مانند راکتورهای هستهای. همه کشورها باید سیستمهای مقابله با پهپاد را در اولویت قرار دهند و برخی (بهویژه بریتانیا) به یک برنامه اضطراری برای توسعه یک قابلیت دفاع موشکی منسجم نیاز دارند.
تمایل به بازی با سلاح هستهای با این حال، بزرگترین خطر ناشی از یک شوک جهانی عظیم، استفاده از یک سلاح هستهای در خشم برای اولین بار از سال 1945 خواهد بود. از 1945 تا 1990، جهان در ترس از جنگ هستهای زندگی میکرد. فیلمهایی مانند بازی جنگ (1966)، ایمنسازی (1964) و حتی کمدی تاریک دکتر استرنجلاو (1964) به طور واقعی محبوبیت پیدا کردند.
خطوط داغ و مکانیزمهای ایمنسازی برای کاهش خطر جنگ تصادفی طراحی شدند. سیاستمداران دوست داشتند باور کنند که عدم استفاده از این سلاحها به دلیل بازدارندگی مؤثر متقابل است، اما در حقیقت، تعداد زیادی نزدیک به فاجعه وجود داشت (بین 9 تا 22 طبق بررسیهای اندیشکدههای معتبر) که این ادعا را به یک استدلال قانعکننده تبدیل نمیکند. 45 سال عدم استفاده از سلاحهای هستهای ممکن است چشمگیر به نظر برسد، اما به سختی بر آینده سیاره و بشریت تأثیر میگذارد.
شوک جهانی جنگ مدرن را بازتعریف میکند
از زمان جنگ سرد، این ترس از سلاحهای هستهای به نظر میرسد (بدون دلیل خوب) در سطح عمومی به طور عمده از بین رفته است و رهبران جهان اکنون تهدیدات را به طور نسبتاً غیررسمی مطرح میکنند. باید برای بازدارندگی هدفگذاری کرد، که نیازمند آن است که رهبران تمایل خود را برای استفاده از چنین سلاحهایی در شرایط بحرانی اعلام کنند، اما رئیسجمهور ترامپ، رئیسجمهور پوتین، نخستوزیر هند مودی و مارشال میدانی پاکستان آسم منیر همگی نقل قولهایی دارند که نشاندهنده تمایل به استفاده از سلاحهای هستهای در شرایط کمتر از بحرانی هستند.
علاوه بر این، تمایل به بازی با سلاح هستهای از طریق شلیک موشکها و پهپادها در نزدیکی تأسیسات هستهای وجود داشته است. روسها این کار را قبل از تصرف نیروگاه زاپوریژیا انجام دادند و سپس موشکهایی در نزدیکی چرنوبیل شلیک کردند. به نظر میرسد ایران به سایتهایی در نزدیکی تأسیسات هستهای دیمونا هدفگذاری کرده و هندیها در 10 مه 2025 به عمد پایگاههای پاکستانی (مانند سرگودا) را هدف قرار دادند که در آنها هواپیماهای قابل حمل سلاح هستهای مستقر هستند.
در دهه ۲۰۰۰، توجه زیادی به جلوگیری از افتادن سلاحهای هستهای به دست تروریستها معطوف شد، با نگرانی خاصی درباره دسترسی گروههای القاعده یا دیگر گروههای منطقهای به زرادخانه هستهای پاکستان. هر دو رئیسجمهور بوش (جونیور) و اوباما بر این باور بودند که این یک تهدید جهانی مهم است، اوباما بهطور مشهور تأکید کرد که «بزرگترین تهدید برای امنیت ایالات متحده، چه در کوتاهمدت، چه در میانمدت و چه در بلندمدت، احتمال بهدست آوردن سلاح هستهای توسط یک سازمان تروریستی خواهد بود.» خوشبختانه نگرانیهای دوگانه درباره «نزول پاکستان به هرج و مرج» و تبدیل ارتش آن به یک ارتش اسلامی از آن زمان کاهش یافته است.

مواجهه با عواقب شوک جهانی
نگرانیها درباره اسلامگرایان سرکش با نگرانی وسیعتری جایگزین شده است که رهبران جهانی روزافزون پوپولیست نمیتوانند به سلاحهایی با این قدرت ویرانگر اعتماد کرد. از هزاره سوم، کاهش ملموسی در استانداردهای حکمرانی جهانی مشاهده شده است. فقط کافی است رهبران کلیدی زمان بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ (کندی، خروشچف، مکمیلان و دوگل) را با برخی از کسانی که امروز زرادخانههای هستهای را کنترل میکنند (ترامپ، پوتین، نتانیاهو، مودی، آسم منیر، شی جینپینگ و کیم جونگ-اون) مقایسه کنید. چهار نفر اول جنگهای جهانی را از نزدیک مشاهده کرده بودند.
در محافل دانشگاهی بحثهای زیادی درباره خطرات استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای هستهای وجود دارد و تأکید خاصی بر این است که همیشه باید یک «انسان در حلقه» باشد. موشکهای سریعتر به زمانهای تصمیمگیری کوتاهتری منجر میشوند که مشاوره انسانی جدی و آگاهانه را عملاً غیرممکن میسازد. یک افسر ارشد بازنشسته پاکستانی به نویسنده گفت که پاکستان ۲۵ ثانیه زمان داشت تا پیامدهای یازده موشک کروز هندی که در تاریخ ۱۰ مه ۲۰۲۵ علیه پایگاههای هوایی آن پرتاب شد را بررسی کند.
(یک بررسی سریع از هوش مصنوعی عدد ۲۹.۷۷ ثانیه را نشان میدهد). در آن زمان، نخستوزیر شهباز شریف خواب بود. وسوسه واگذاری تصمیمگیری به هوش مصنوعی ممکن است سخت باشد که از آن چشمپوشی شود. با این حال، بحث هوش مصنوعی از اهمیت ثانویهای برخوردار است. هوش مصنوعی ممکن است در نهایت خطای انسانی را کاهش دهد و به هر حال، چندان مهم نیست که آیا جهان بهدلیل یک تصمیم بد گرفته شده توسط هوش مصنوعی یا یک انسان مستعد خطا نابود میشود.
استفاده از حتی یک سلاح هستهای ممکن است کافی باشد تا جهان را از بیتفاوتی شگفتانگیز خود نسبت به تهدید هستهای بیدار کند. دانشگاه راتگرز نشان داد که جنگی بین هند و پاکستان که شامل ۱۵۰ کلاهک هستهای باشد، منجر به بیش از صد میلیون مرگ و یک فاجعه اقلیمی و محیطزیستی خواهد شد که به قحطی جهانی گسترده منجر میشود. گزارشی که به دهمین کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای در سال ۲۰۲۱ ارائه شد، این خطرات را تکرار کرد و سپس به طرز عجیبی خواستار تحقیقات بیشتری در مورد اثرات چنین سلاحهایی شد (گویی شواهد کافی وجود ندارد) و قانونی بودن آنها را تحت حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) مورد سوال قرار داد – گویی هر کاربری قرار است مشاوران حقوقی خود را فراخواند.
یک چیز مسلم است. استفاده از سلاحهای هستهای مدرن، ۱۱ سپتامبر، پرل هاربر و کووید ۱۹ (و حتی هیروشیما و ناگازاکی) را به دستهای دور از ذهن از شوکهای جهانی تنزل خواهد داد که مقایسه آنها به نظر مضحک خواهد آمد.
به یاد داشته باشید مارس ۲۰۲۰ را که هیچکس نمیتوانست باور کند که جهان به دلیل یک پاندمی در حال قفل شدن است. یک جنگ هستهای نه به دلیل ناتوانی در پیوند دادن نقاط، بلکه به دلیل یک شکست بزرگ دیگر در تخیل انسانی خواهد بود.

