خویشتنداری استراتژیک ریاض پس از حملات موشکی اخیر ایران، ارزیابی واقعبینانهای از نحوه وقوع یک جنگ هوایی خلیج فارس در منطقه را منعکس میکند. در حالی که عربستان سعودی برتری کیفی فوقالعادهای در جنگندهها و دفاع هوایی یکپارچه دارد، دکترین نظامی ایران بر اساس اشباع نامتقارن به جای نبردهای مستقیم استوار است. هر جنگ هوایی تمامعیار در خلیج فارس به سرعت از یک رقابت بر سر تسلط آسمان به یک جنگ فرسایشی سخت علیه زیرساختهای اقتصادی حیاتی تبدیل خواهد شد.
دینامیکهای جنگ هوایی خلیج فارس
با افزایش تنشها در خاورمیانه، مقایسه نیروهای نسبی قدرتهای منطقهای، مانند ایران و عربستان سعودی، وسوسهانگیز میشود.
ایران و عربستان سعودی رقبای قدیمی هستند که تاریخ مشترکی بسیار طولانی دارند. در عصر مدرن، عربستان سعودی تحت سلطنت خاندان سعود و ایران امپراتوری تحت سلطنت پهلوی رقبای دیرینهای بودند؛ پس از سرنگونی سلطنت ایران در سال 1979، رژیم جدید به شدت به مخالفت با سعودها پرداخت و آنها را به حمایت از عراق در جنگ ایران و عراق از سال 1980 تا 1988 وادار کرد. در عصر مدرن، این دو کشور به رویارویی در خلیج فارس ادامه دادهاند؛ اگرچه یک آشتی که بهوسیله چین میان سالهای 2023 تا 2026 بهبود روابط را بهطور موقت فراهم کرد، ایران با شلیک موشک به عربستان سعودی پس از “عملیات خشم حماسی” تحت رهبری ایالات متحده، دوباره روابط را به حالت خصمانه بازگرداند. تا کنون، عربستان سعودی بهطور متقابل تلافی نکرده است.
در یک جنگ هوایی تمامعیار بین این دو قدرت منطقهای، عربستان سعودی به دلیل ناوگان پیشرفته و تأمینشده از سوی غرب، که در خاورمیانه از همه توانمندتر است، از برتری فوقالعادهای برخوردار است. اما در یک کمپین هوایی وسیعتر، ایران از نیروی موشکی و پهپادی نامتقارن خود بهرهبرداری خواهد کرد که بخشی از ضعف نیروی هوایی قدیمیاش را جبران میکند.

ارزیابی واقعیتهای جنگ هوایی خلیج فارس
یک جنگ هوایی متعارف بین ایران و عربستان سعودی نزدیک نخواهد بود
نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی (RSAF) عمدتاً از داراییهای مدرن غربی تشکیل شده است. با حدود 360 هواپیمای جنگی خط مقدم، ستون فقرات ناوگان شامل جنگندههای F-15 Eagle، Eurofighter Typhoon و هواپیماهای ضربتی Panavia Tornado است. این جنگندهها به رادارهای AESA مدرن، مجموعههای پیشرفته جنگ الکترونیک و سلاحهای هدایتشونده دقیق مجهز هستند.
نیروی هوایی عربستان سعودی (RSAF) از جنبههای دیگر و کمتر ملموس نیز برتری دارد. این نیرو از ادغام گسترده آموزشی با شرکای آمریکایی و ناتو بهرهمند است و از قابلیتهای قوی لجستیک و نگهداری نسبت به همتایان منطقهای خود برخوردار است. نیروی هوایی عربستان نه تنها از هواپیماهای با کیفیت بالاتر به صورت جداگانه برخوردار است، بلکه یک اکوسیستم کامل برای جنگ هوایی دارد. عوامل مختلفی که قدرت نیروی هوایی را افزایش میدهند، جنگندههای آن را کشندهتر میسازند—هواپیماهای E-3 AWACS تصاویری از رادارهای دوربرد ارائه میدهند، شبکهسازی Link-16 و موارد دیگر. جنگندههای RSAF میتوانند قبل از شناسایی تهدیدات، مسیرهای هدف را دریافت کنند و به این ترتیب ابهام جنگ را کاهش دهند. و علاوه بر هواپیماهای برتر خود، نیروی هوایی عربستان سلاحهای بهتری نیز دارد؛ جنگندههای آن به موشکهای هوا به هوای AIM-120 AMRAAM مجهز هستند که درگیریها را در فاصلهای بسیار فراتر از دید بصری تسهیل میکند.

تحلیل جنگ هوایی خلیج فارس
نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران (IRIAF)، نیروی هوایی ایران، در مقایسه بسیار ضعیف به نظر میرسد. با تنها حدود ۱۵۰ هواپیمای جنگی عملیاتی، ناوگان IRIAF شامل F-14 Tomcat، MiG-29 Fulcrum، Su-24 Fencer، F-4 Phantom و F-5 Tiger است. تمام این هواپیماها بهطور واقعی قدیمی هستند؛ جدیدترین آنها به دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ برمیگردد و برخی دیگر حتی قدیمیتر هستند. نگهداری از این هواپیماهای قدیمی پیچیده است—و به دلیل دههها تحریم، این پیچیدگی به مراتب بیشتر شده است. در واقع، نیروی هوایی متعارف ایران بهطور کلی بهعنوان ضعیفترین بخش از نیروی نظامی کلی آن تلقی میشود.

عوامل جنگ هوایی خلیج فارس
قدرتهای نامتقارن ایران ضعفهای آن را جبران میکند
اما قدرت واقعی هوایی ایران در نیروی هوایی آن نیست.
ایران هیچ قصدی برای رقابت بهصورت جنگنده به جنگنده ندارد. در عوض، ایران یک نیروی نامتقارن حول موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، پهپادهای شاهد، مهمات معلق، پرتابگرهای متحرک و تأسیسات زیرزمینی ساخته است. به جای تلاش برای برقراری برتری هوایی، ایران به سادگی سعی میکند عملیاتهای تهاجمی را به شدت پرهزینه کند—همانطور که در عملیات Epic Fury نشان داده شد، جایی که این کشور بهطور اساسی با ایالات متحده به تساوی جنگیده است.
پیشبینی تغییرات جنگ هوایی خلیج فارس
بنابراین در حالی که عربستان سعودی تلاش میکند تا دفاع هوایی ایران را نابود کرده و برتری هوایی را برقرار کند—همانطور که در جنگهای هوایی مرسوم است—ایران احتمالاً با پروازهای جنگنده حداقلی و تلاشی عمومی برای حفظ هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران (IRIAF) پاسخ خواهد داد و در عوض، حملات موشکی گستردهای را انجام داده و از صدها پهپاد استفاده خواهد کرد. به جای پاسخ به عربستان سعودی بر اساس شرایط جنگی، ایران به اهداف “نرم” عربستان مانند تأسیسات نفتی، کارخانههای آب شیرینکن، پایگاههای نظامی، فرودگاهها و بنادر حمله خواهد کرد و آن را به خاطر آغاز جنگ مجازات کرده و ادامه رفتار آن را بسیار پرهزینه خواهد ساخت.

در یک مسابقه سنتی جنگنده به جنگنده، عربستان سعودی برتری هوایی را به دست میآورد. این کشور دارای هواپیماهای بهتر، حسگرها، آموزش و شبکهسازی بهتری است. اما همانطور که “خشم حماسی” نشان داد، این درگیریها به طور فزایندهای در مورد ایران بیاهمیت هستند. با تغییر جنگ، از جنگندههای پیشرفته به طور فزایندهای خواسته میشود که میدان نبرد را با پهپادها و موشکهای ارزانقیمت و تولید انبوه به اشتراک بگذارند. و در حالی که جنگندههای پیشرفته همچنان تواناییهای قابل توجهی دارند، سیستمهای ارزانتر به کاهش اثربخشی قدرت هوایی سنتی کمک میکنند و هزینههای مالی و استراتژیک قابل توجهی را در برابر نیروهای برتر تحمیل میکنند—که احتمالاً جنگ هوایی بین عربستان سعودی و ایران این موضوع را نشان خواهد داد.

