محور مقاومت ایران وارد مرحله جدیدی از تحکیم استراتژیک شده است و پیامدهای آن فراتر از جنگ اخیر با ایالات متحده است. در حالی که تهران در تلاش است تا شکستهای میدانی را به اهرمهای پایدار منطقهای تبدیل کند، در حال تبدیل یمن به بافت پیوندی یک شبکه قهری وسیعتر است که از تنگه هرمز تا شاخ آفریقا گسترش مییابد.
بازگشایی کریدور هوایی مستقیم تهران-صنعا، تهدیدات دریایی در حال گسترش حوثیها علیه عربستان سعودی، و عمق نفوذ ایران در سودان و سومالی همه به یک منطق استراتژیک واحد اشاره دارند: تبدیل مجموعهای پراکنده از شبهنظامیان همپیمان به یک سیستم فشار هماهنگ و خودپایدار که قادر به تهدید جریانهای انرژی جهانی در چندین جبهه به طور همزمان باشد. درک این تغییر برای فهم اینکه چرا آتشبس با واشنگتن ممکن است بسیار شکنندهتر از آنچه به نظر میرسد، ضروری است.
حامیان حوثیها در حال حمل پلاکاردهایی با تصویر رهبر فقید ایران، آیتالله علی خامنهای، در حالی که در همبستگی با ایران و لبنان در صنعا، یمن، در تاریخ ۶ مارس ۲۰۲۶، در میان درگیریهای ایالات متحده و اسرائیل با ایران، تظاهرات میکنند. REUTERS/Khaled Abdullah
محور مقاومت ایران وارد مرحله جدیدی میشود
شیوع جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بسیاری از ناظران را شوکه کرد. اما شگفتی بزرگتر نه خود جنگ یا حملات وسیعتر ایران به کشورهای عرب خلیج فارس، بلکه این بود که ایران چگونه به طور مؤثری تنگه هرمز را بست و این بسته شدن را با وجود آسیبهای سنگین به نیروی دریایی و نیروی هوایی خود حفظ کرد. تحلیلگران مدتها پیش پیشبینی کرده بودند که تهران در یک درگیری مستقیم با ایالات متحده به سمت بستن تنگه حرکت خواهد کرد، اما کمتر کسی انتظار داشت که بتواند آن را حفظ کند. تقریباً ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از طریق هرمز عبور میکند که ارزش استراتژیک نقاط تنگ دریایی را در رویارویی ایران با ایالات متحده برجسته میکند.
یک یادداشت تفاهم در ماه ژوئن به طور موقت درگیریها را متوقف کرد و تنگه هرمز را بازگشایی کرد. اما تشدید اخیر ایالات متحده و ایران، که با حملات ایرانی به کشتیهای باری در تنگه در تاریخ ۷ ژوئیه آغاز شد و با تصمیم ایالات متحده برای بازگرداندن تحریمها بر فروش نفت ایران و از سرگیری حملات خود ادامه یافت، این دینامیک را تیزتر کرده است.
کمپین فشار تهران از آن زمان فراتر از هرمز گسترش یافته است. در تاریخ ۲۰ ژوئیه، جنبش حوثی یمن از یک محاصره دریایی که هدف آن کشتیهای سعودی در دریای سرخ بود، خبر داد. این گروه مورد حمایت ایران پس از محاصره، حملاتی به چندین نفتکش سعودی انجام داد که منجر به حملات تلافیجویانه سعودیها به اهداف نظامی حوثیها در الحدیده و جزیره کامران شد. حوثیها سپس با شلیک حملات موشکی به تأسیسات آرامکو در ینبع و جیزان، اوضاع را تشدید کردند.
با افزایش وابستگی ریاض به خط لوله شرق-غرب برای انتقال نفت خام به بندر ینبع در دریای سرخ — که تنگه هرمز را دور میزند — بابالمندب به یک خروجی دریایی حیاتی برای صادرات نفت پادشاهی تبدیل شده است. سرمایهگذاری بلندمدت ایران در یمن، بابالمندب را که حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی از آن عبور میکند، به عنوان یک نقطه فشار دوم قرار داده است و توانایی تهران را برای تهدید تجارت جهانی و امنیت انرژی منطقه فراتر از خلیج فارس گسترش میدهد.
در تاریخ ۶ ژوئن، علیاکبر ولایتی، مشاور امور بینالملل رهبر فقید ایران، درباره “معادله جدید قدرت” در خاورمیانه صحبت کرد و بر اهمیت تنگه هرمز در این معادله تأکید نمود. دو روز بعد، در تاریخ ۸ ژوئن، سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از “کمربند امنیتی” در حال ظهور برای محور مقاومت — اصطلاح ایران برای شبکهای از بازیگران دولتی و غیردولتی همپیمان در عراق، لبنان، یمن و فراتر از آن — صحبت کرد.
به گفته قاآنی، این کمربند امنیتی جدید از تنگه هرمز تا بابالمندب و از خلیج فارس تا دریای سرخ گسترش خواهد یافت. اظهارات او نشان میدهد که ایران در تلاش است تا نفوذ خود را بر نقاط کلیدی تنگههای دریایی به عنوان ابزاری برای فشار به رقبای خود گسترش دهد. برای دستیابی به این هدف، تهران به شدت به همپیمان خود در یمن، حوثیها، تکیه میکند.

حوثیها محور استراتژی محور مقاومت ایران را تثبیت میکنند
ایجاد یک لینک هوایی تهران-صنعا
در تاریخ ۳ ژوئیه، یک پرواز از هواپیمایی ماهان ایران برای اولین بار در بیش از یک دهه به صنعا فرود آمد. پروازهای مستقیم بین تهران و صنعا از زمان مداخله ائتلاف به رهبری عربستان در مارس ۲۰۱۵ متوقف شده بود. هواپیمای ماهان یک هیئت حوثی را که به تهران سفر میکرد تا در مراسم تشییع جنازه آیتالله علی خامنهای شرکت کند، که به دلیل مسائل امنیتی ماهها به تأخیر افتاده بود، سوار کرد. این پرواز کمی بیش از دو هفته پس از امضای یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران انجام شد، توافقی که همچنین به منظور هموار کردن راه برای مذاکرات مجدد در مورد برنامه هستهای ایران طراحی شده بود. حوثیها عربستان را متهم کردند که جنگندهها را بر فراز صنعا به پرواز درآوردهاند تا از فرود هواپیمای ایرانی جلوگیری کنند.
آنها اعلام کردند که پروازهای مستقیم بین تهران و صنعا ادامه خواهد داشت و هشدار دادند که هرگونه تلاش آینده عربستان برای متوقف کردن آنها با “پاسخی جامع که فرودگاهها و منافع حیاتی در زمین و دریا را هدف قرار میدهد” مواجه خواهد شد. کمتر از دو هفته بعد، ایران یک پرواز دوم از هواپیمایی ماهان را برای بازگرداندن هیئت ارسال کرد. اگرچه دولت یمن به فرودگاه بینالمللی صنعا حمله کرد تا از فرود هواپیما جلوگیری کند، تهران پرواز را به حدیده منحرف کرد و عزم خود را برای ایجاد یک ارتباط هوایی مستقیم با وجود هشدارهای مکرر نشان داد. علاوه بر هیئت حوثی، گزارشها حاکی از آن است که پروازهای هواپیمایی ماهان فرماندهان سپاه پاسداران، مشاوران نظامی و قطعات موشک و پهپاد را به یمن منتقل کردهاند.
حوثیها از آن زمان به وضوح اعلام کردهاند که آمادهاند از این کریدور هوایی تهران-صنعا دفاع کنند و به عربستان سعودی پاسخ مستقیم دهند. در سخنرانی که پس از پرواز دوم هواپیمایی ماهان ایر ایراد کرد، رهبر حوثیها، عبدالملک الحوثی، اعلام کرد: “فرودگاه صنعا برای فرودگاه ریاض؛ فرودگاهها برای فرودگاهها، بندرها برای بندرها و محاصره برای محاصره.”
پرچمهای (از راست به چپ) یمن، فلسطین، جنبش مسلح لبنانی حزبالله، عراق، نیروهای حشد شعبی (نیروهای بسیج مردمی یا PMF) و ایران در حین محکوم کردن اسرائیل و همبستگی با فلسطینیها در پایتخت تحت کنترل حوثیها، صنعا، در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۲۵ به اهتزاز درآمده است. (عکس از محمد هوایس / AFP)[/caption>
یمن به هاب محور مقاومت ایران تبدیل میشود
از رویارویی تا تحکیم
تهدید حوثیها برای استفاده از نیروی نظامی علیه عربستان سعودی به منظور حفاظت از ارتباط هوایی تازه برقرار شده خود با ایران نباید به صورت جداگانه دیده شود. بلکه، این تهدید بازتابدهنده ویژگی وسیعتری از استراتژی در حال تحول تهران است: استفاده هماهنگتر از محور مقاومت برای تبدیل دورههای رویارویی به فرصتهایی برای تحکیم دستاوردها، بازسازی واقعیتهای میدانی و تقویت نفوذ منطقهای ایران.
در این مورد، ایران قصد دارد یک کریدور هوایی منظم بین تهران و صنعا برقرار کند. اگر این کریدور پایدار باشد، دسترسی آسانتری به یمن تحت کنترل حوثیها فراهم میآورد و حرکت پرسنل و مشاوران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تسهیل میکند و در عین حال ارتباطات سیاسی، لجستیکی و عملیاتی را تقویت میکند که نفوذ ایران را در این کشور عمیقتر میسازد. به طور کلی، این تلاش بازتابدهنده هدف بلندمدت تهران برای تبدیل محور مقاومت از یک شبکه که عمدتاً برای بازدارندگی نامتقارن طراحی شده است، به یک “جبهه مقاومت متحد” (wahdat al-sahat) است که قادر به همزمانسازی فشارهای نظامی، سیاسی و استراتژیک در چندین جبهه باشد.
اگرچه این اقدامات به طور بنیادی توازن نظامی را به نفع ایران تغییر نداد، اما هزینههای ادراک شده برای تشدید بیشتر را به طور قابل توجهی افزایش داد. از نظر استراتژیک، این اقدامات نشان میدهد که درگیری میتواند از کنترل خارج شود و منطقه را به بحران وسیعتری فرو ببرد. با استفاده از تنگه هرمز به عنوان منبع فشاری، و سپس گسترش آن فشار قهری به باب المندب از طریق حوثیها، ایران قصد دارد واشنگتن را تحت فشار قرار دهد تا در اجرای توافقنامه، از جمله به رسمیت شناختن نقش پیشرو خود در اداره آینده تنگه هرمز، امتیازاتی بدهد.

هدفهای محور مقاومت ایران در دریای سرخ
تحولات حوثیها و استراتژی منطقهای در حال تحول ایران
تحولات پس از آتشبس نشان میدهد که تهران در تثبیت این دستاوردها زمان را هدر نمیدهد. حتی در حالی که در حال مذاکره برای اجرای توافقنامه با ایالات متحده بود، ایران به طور همزمان در تلاش بود تا روابطی را که محور مقاومت را به هم پیوند میدهد، تقویت کند. در این استراتژی در حال تحول، حوثیها به عنوان یک بازیگر مرکزی ظاهر شدهاند و یمن به طور فزایندهای به عنوان هاب اصلی مرحله بعدی محور تبدیل شده است.
در طول جنگ اخیر، نقش حوثیها محدود به حملات پراکنده علیه اسرائیل و تهدید به مختل کردن ترافیک دریایی باقی ماند. این موضوع اغلب به عنوان شواهدی از تلاش گروه برای اجتناب از کشیده شدن به یک درگیری منطقهای پرهزینه تفسیر شده است، اما نگاهی دقیقتر توضیح متفاوتی را پیشنهاد میکند.

سودان به شبکه محور مقاومت ایران میپیوندد
سرمایهگذاری ایران در حوثیها “از سال ۲۰۱۹ وارد مرحلهای استراتژیکتر شد که شامل تأمین قابلیتهای ضدکشتی، سیستمهای دریایی و مینهای دریایی برای این گروه بود، در حالی که کارشناسانی برای تطبیق موشکها با استفاده دریایی به کار گمارده شدند”، به گفته گابارنی. از سال ۲۰۲۱ به بعد، حوثیها شروع به نمایش عمومی این قابلیتهای دریایی به طور فزایندهای پیشرفته کردند.
علاوه بر تقویت این قابلیتها، سرمایهگذاری ایران در حوثیها بخشی از تحول گستردهتری در استراتژی منطقهای آن بود. در دهه گذشته، تهران به تدریج محور را از یک شبکه هاب و spoke به یک اکوسیستم یکپارچهتر تبدیل کرده است. به جای تکیه عمده بر انتقال سلاح و حمایت مالی، ایران به طور فزایندهای در فناوری، تخصص، شبکههای تأمین، قابلیتهای تولید و دانش عملیاتی سرمایهگذاری کرده است که به شرکا امکان میدهد قابلیتهای خود را ایجاد کرده و یکدیگر را تقویت کنند.
این رویکرد در سرتاسر شاخ آفریقا به وضوح مشهود است. از سال ۲۰۲۳، گزارشها به همکاری فزاینده بین حوثیها و شاخه القاعده مستقر در سومالی، یعنی الشباب، اشاره کردهاند. صدها جنگجوی الشباب به طور گزارششدهای در یمن آموزش دیدهاند، در حالی که عوامل حوثی به سومالی اعزام شدهاند تا در زمینه تطبیق پهپادها و تولید دستگاههای انفجاری آموزش دهند. همچنین گفته میشود که حوثیها حضور عملیاتی در برخی از مناطق سومالی برقرار کردهاند. فراتر از همکاری با الشباب، حوثیها در حال جذب منابع از جوامع مختلف در شاخ آفریقا هستند و زمینه را برای شبکههای سیاسی، لجستیکی و عملیاتی بلندمدت در این منطقه فراهم میکنند.
حوثیها همچنین نقش فزایندهای در پیشبرد اهداف ایران در سودان ایفا میکنند. پس از بروز جنگ داخلی در سال ۲۰۲۳، تهران روابط خود را با خارطوم احیا کرده و به دنبال ایجاد یک پایگاه دریایی دائمی در سواحل دریای سرخ سودان بود و در عین حال روابطی با جناحهای اسلامی همسو با نیروهای مسلح سودان برقرار کرد. گزارشهای اخیر حاکی از آن است که عوامل حوثی به همراه پرسنل سپاه پاسداران به سودان اعزام شدهاند تا این جناحها را در زمینه تولید و عملیات پهپاد آموزش دهند. همچنین گفته میشود که حوثیها به نمایندگی از ایران سلاحهایی به آنها منتقل کردهاند.

محور مقاومت ایران خاورمیانه را متحول میکند
ایجاد یک کریدور یمنی
تشدید اخیر با ایالات متحده اهمیت فزاینده باب المندب و دریای سرخ را در استراتژی منطقهای تهران تقویت کرده است. تلاشهای ایران برای برقراری ارتباطات هوایی مستقیم با یمن تحت کنترل حوثیها، تعمیق دامنه عملیاتی حوثیها در سراسر دریای سرخ و گسترش حضور آنها در شاخ آفریقا به هدفی وسیعتر اشاره دارد: ایجاد یک کریدور لجستیکی و عملیاتی پایدار متمرکز بر یمن.
چنین کریدوری به تهران اجازه میدهد تا پرسنل، تخصص و تجهیزات را جابجا کند و همچنین نفوذ خود را در سراسر دریای سرخ گسترش دهد — که در نهایت به آن امکان میدهد تهدیدی برای اختلال در هر دو تنگه هرمز و باب المندب ایجاد کند و بر سهم بسیار بیشتری از انرژی جهانی و حمل و نقل تجاری نسبت به آنچه که هر یک از این نقاط تنگه به تنهایی میتواند فراهم کند، تسلط یابد.
تهران در حال حاضر این استراتژی را به اهرمهای قهری تبدیل کرده است. پیشرفت سریع از اعلام محاصره کشتیهای سعودی به حملات به نفتکشهای سعودی و زیرساختهای انرژی نشان میدهد که باب المندب دیگر یک گزینه برای بحرانهای آینده نیست بلکه یک ابزار فعال استراتژی ایرانی است — مطابق با گزارشهای قبلی که نشان میدهد تهران به حوثیها دستور داده است تا برای بستن باب المندب در صورت حمله ایالات متحده به زیرساختهای ایرانی آماده شوند.
در حالی که توجه بینالمللی همچنان بر تنگه هرمز و فعالیتهای هستهای ایران متمرکز است، تهران و محور مقاومت در حال حاضر در حال سازگاری با محیط پس از جنگ و ایجاد زیرساختهای لازم برای مرحله بعدی رقابت منطقهای هستند. نقش محدود حوثیها در درگیری اخیر نباید به عنوان تهدیدی کاهشیافته تلقی شود.
چالش بزرگتر فراتر از برنامههای هستهای و موشکی ایران به ساخت آرام یک شبکه غیرمتمرکز و خودکفا مربوط میشود — شبکهای که قادر به تولید قابلیتهای نظامی، حمایت از عملیاتهای نیابتی و ایجاد منابع استراتژیک متصل و متعدد در سراسر خاورمیانه و دریای سرخ است. این مدل که کمتر قابل مشاهده و مقاومتر است، به طور فزایندهای قادر به بقا در برابر از دست دادن یا کاهش شرکای فردی است و این امر آن را به مراتب سختتر از طریق فشار نظامی یا اقتصادی متعارف مختل میکند.

