عقبنشینی روسیه از سوریه تسریع یافته و پیامدهای استراتژیک آن فراتر از سواحل مدیترانه است. در تاریخ 9 اوت، مسکو توافقی را امضا کرد که پایگاه دریایی خود در طرطوس و پایگاه هوایی خود در حمیمیم را به کنترل سوریه منتقل میکند و تنها حضور محدودی برای مراکز آموزشی مشترک حفظ میکند. این یک سازماندهی معمولی پایگاه نیست.
این یک انقباض اجباری است که ناشی از خسارات فاجعهبار در اوکراین است، جایی که بیش از یک میلیون تلفات روسی و تخریب بیش از 30 درصد از ناوگان دریای سیاه، کرملین را وادار به بازگرداندن داراییها به خانه کرده است. بنابراین، توافق پایگاه سوری نشاندهنده فاصله فزاینده بین آرزوهای جهانی مسکو و ظرفیت نظامی رو به کاهش آن است.
عقبنشینی روسها از سوریه، تاجیکستان، ارمنستان و گرجستان داستان واحدی را روایت میکند: روسیه دیگر نمیتواند قدرت اعزامی را در حالی که در حال جنگی فرسایشی در اوکراین است، حفظ کند. برای واشنگتن و متحدان اروپاییاش، این لحظه نیازمند روشنی استراتژیک است. ضعف روسیه دلیلی برای کاهش فشار نیست. بلکه دقیقاً دلیلی برای افزایش آن است. تسلیح اوکراین به طور تهاجمیتر، حفظ تحریمها و اجرای تعرفههای انرژی، معضل مسکو را عمیقتر خواهد کرد. عقبنشینی از سوریه نشاندهنده این است که حمایت مستمر غربی مؤثر است.
عقبنشینی روسیه از سوریه آغاز میشود
در تاریخ 9 اوت، روسیه و سوریه توافقی امضا کردند که دو پایگاه نظامی روسی را به سوریه واگذار میکند: طرطوس، یک پایگاه دریایی، و حمیمیم، یک پایگاه هوایی. هر دو تأسیسات در سواحل مدیترانهای سوریه واقع شدهاند. نوعی حضور نظامی روسی باقی خواهد ماند تا “مراکز آموزشی و صلاحیت مشترک” را میزبانی کند. در تاریخ 26 اوت، رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، با همتای سوری خود، رئیسجمهور احمد الشعار، تماس تلفنی برقرار کرد و هر دو بر تعهد خود به توافق پایگاهی تأکید کردند. در حالی که این توافق نشاندهنده تعمیق روابط دیپلماتیک بین دو کشور است، همچنین ضعف روسیه در خارج را نیز نمایان میسازد.

چرا مسکو هنوز به دمشق چسبیده است
روابط بین روسیه و سوریه به دوران جنگ سرد برمیگردد، زمانی که مخالفت مشترک با غرب، اتحاد شوروی و سوریه بعثی را به هم نزدیک کرد. با وجود فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سوریه همچنان با روسیه نزدیک باقی ماند. دیکتاتور بشار اسد برای حفظ قدرت خود در طول جنگ داخلی سوریه به حمایت روسیه تکیه کرد و کاهش حمایت روسیه پس از جنگ در اوکراین نقشی در از دست دادن قدرت اسد ایفا کرد.
با این حال، روسیه میخواهد نفوذ خود را در سوریه پس از اسد حفظ کند و دمشق نیز مایل به همکاری است. از یک سو، کنترل دولت جدید سوریه بر بخشهای زیادی از سرزمینش ناپایدار است. با وجود کاهشهای عظیم در پنج سال گذشته، روسیه همچنان یکی از بزرگترین صادرکنندگان تسلیحات در جهان است و دمشق هنوز هم از خرید از مسکو خوشحال است. علاوه بر این، سوریه جنگزده به شدت به انرژی نیاز دارد، که بخش دیگری از اقتصاد روسیه است که هنوز هم جذابیت دارد، با وجود ضربههای اخیر. بنابراین، روسیه و سوریه هر دو از حفظ یک روابط دوستانه بهرهمند خواهند شد.

معنای واقعی توافق پایگاهها
سوریه توافق پایگاهها را به عنوان “بازسازی حضور روسیه در سوریه” توصیف کرده است. با این حال، درک آنچه واقعاً در حال وقوع است دشوار نیست. خسارات روسیه در میدان نبرد به خوبی مستند شده است، با بیش از یک میلیون تلفات در عملیاتی نظامی که از زمان جنگ جهانی دوم روسیه طولانیتر بوده است. دریا به ویژه برای روسها بیرحم بوده است، به طوری که اوکراینیها ادعا میکنند بیش از 30 درصد از ناوگان دریای سیاه روسیه را غرق کردهاند. علاوه بر این، توانایی روسیه برای تأمین شبهجزیره کریمه اشغالشده نیز در حال زیر سوال رفتن است، زیرا اوکراین به کشتیهای حمل و نقل حمله میکند. با این خسارات رو به افزایش، روسیه نیاز دارد که داراییهای دریایی خود را به خانه نزدیکتر کند.
مسکو نیروهای خود را از جبهههای متعدد خارج میکند
سوریه تنها جایی نیست که روسیه نیروهای خود را از آنجا منتقل میکند؛ کرملین همچنین نیروهایی را از پایگاههای خود در تاجیکستان، ارمنستان و گرجستان جابجا میکند. نیاز مبرم به نیرو در خط مقدم در اوکراین، توانایی روسیه را برای ایفای نقش در سایر مناطق بحرانی کاهش داده است. به عنوان مثال، جنگ داخلی در مالی یکی از مناطقی است که روسیه نمیتواند قدرتی که میخواهد را به نمایش بگذارد. دولت نظامی مالی که از نیروهای روسی حمایت میشود، در جنگ خود با شورشیان وابسته به القاعده با مشکلاتی مواجه است.

چرا عقبنشینی روسیه نیاز به واکنش غربی دارد
پس ایالات متحده باید به این همه چگونه پاسخ دهد؟ برای شروع، تغییر جهت دولت ترامپ به نفع اوکراین باید ادامه یابد. پیشرفتهای روسیه در اوکراین به شدت کاهش یافته است، که بخش عمدهای از آن به دلیل تسلیحات ارائه شده توسط ایالات متحده و اروپا است. با عدم وجود افق پایان، غرب باید به تسلیح اوکراین ادامه دهد. تا زمانی که ولادیمیر پوتین بخواهد به جنگ ادامه دهد، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین، فشار بر روسیه برای پایان دادن به درگیری باید ادامه یابد. لایحه تحریمی که به دست لیندسی گراهام تنظیم شده و اخیراً توسط کنگره تصویب شده، تعرفههایی را بر کشورهای واردکننده انرژی روسی وضع خواهد کرد و فشار بیشتری بر اقتصاد روسیه که در حال حاضر تحت فشار است، وارد خواهد کرد.
با ادامه بنبست در اوکراین، وضعیت روسیه به عنوان یک ابرقدرت بیشتر زیر سوال میرود. در حالی که این کشور به حضور خود در جاهایی مانند سوریه ادامه خواهد داد، در حال حاضر باید عمده منابع خود را به نزدیکی خانه متمرکز کند. برای اطمینان از تسلط خود و تضعیف یک رقیب جهانی، غرب باید به حمایت از اوکراین در مبارزهاش ادامه دهد.

